آیا حدیث غدیر از روایات متواتر است که بتوان به آن استدلال نمود ؟

0 6

۱ – غیر شیعه می گویند : در اثبات خلافت و امامت به هر حدیث صحیحی می توان استدلال و احـتجاج نمود , خواه متواتر باشد یا غیر متواتر , ما هم در برابر آنهابه آن استدلال می کنیم زیرا از طریق آنها نیز این حدیث صحیح است . علاوه , تواتر حدیث غدیر (۱) مطلبی است که مطابق نوامیس طبیعت است . چرا که خداوندآن را چنین قرار داده است . همانند تمام وقایع تاریخی بزرگی که اکثریت ملتی برآن قیام می نمایند و در پیش چشم و گوش هـزاران نـفر انجام می پذیرد در پیش چشم هزاران نفری که از اماکن مختلف گرد آمده باشند , تا خبر آن را به مردم دیگربرسانند (۲) . خصوصا اگر این واقعه مورد علاقه و عنایت آن خاندان بزرگ ودوستانشان در تمام نسلها باشد , تا نشر آن به هر کجا که بشود برسانند (۳) . آیـا ممکن است چنین جریانی جز به خبرهای واحد باشد ؟ نه , هرگز , بلکه همچون روشنی صـبح منتشر می گردد و دریا و خشکی را فرامی گیرد [ و لن تجدلسنه اللّه تحویلا ] ( هرگز در سنت خداوند تبدیل و تحویل نخواهی یافت ) . ۲ – حـدیث غدیر محل عنایت خداوند بزرگ بوده زیرا آن را به پیامبرش وحی فرموده و آیه ای از قـرآن را در مورد آن نازل نموده تا مسلمانان , شب و روز ,آن را تلاوت کنند , هم در خلوت و هم آشکار , در دعاهاشان و در نمازهایشان , بربالای چوبهای منبر و بر فراز مناره های بلند مساجد و مـعـابدشان , آنجا که می فرماید :[ یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللّه یعصمک من الناس ] ( ای پیامبر آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده برسان و اگر انجام ندهی , رسالت او را نرسانده ای , و خداوند تو را از ( گزند ) مردم نگاه می دارد (۴) ) . پس آنگاه که پیامبر (ص ) در آن روز – با نص بر امامت علی (ع ) و سپردن عهدخلافت به او – تبلیغ رسالت فرمود , خداوند این آیه را نازل کرد :[ الیوم اکملت لکم دینکم و اتتمت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا ]( امروز , دینتان را برایتان کامل کردم , و نعمت را بر شما تمام نمودم , و راضی شدم که اسلام دین شما باشد (۵) ) . به به این از فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می دهد . کسی که به این آیات نظر نماید , در برابر این عنایات خداوند خضوع خواهدنمود . ۳ – هـنگامی که عنایت خداوند این گونه باشد پس هیچ بعید نیست که عنایت پیامبرش این چـنـین باشد , زیرا همینکه اجلش نزدیک گردید و خبر رحلتش به اوداده شد , با فرمان خداوند تصمیم گرفت که در حج اکبر , در برابر همه , ندای ولایت علی را بدهد . نه به نص یوم الدار در روز انذار در مکه (۶) اکتفا فرمود و نه به نصوص متوالی و پی در پی دیگر , که بعضی از آنها را شنیدی . لـذا , پـیـش ازرسیدن موسم حج , به مردم اعلام فرمود که او در این سال حج خواهد کرد و این , حجه الوداع خواهد بود . مـردم از هـمه جا , از هر کوه و دره به سوی اوآمدند , آن حضرت با صد هزار یا بیشتر ۰۰۰ از مدینه خارج شد . پس آنگاه که در عرفات قرار گرفت و مردم در آن موقف گرد آمدند , پیامبر (ص ) ندا داد : علی منی و انا من علی و لا یودی عنی الا انا او علی ( علی از من است و من از علی , از طرف من ( هیچ مطلبی را ) غیر از من یا علی ابلاغ نمی کند (۷) ) . و آن هـنـگـام که قافله و جمعیت آن حضرت , بازگشت را آغاز نمود و به وادی خم رسیدند و روح الامـیـن بر او نازل گشت و آیه تبلیغ را از ناحیه رب العالمین آورد , آن حضرت فرود آمد , بار را انداخت تا عقب ماندگان رسیدند وپیش افتادگان بازگردیدند . پس آنگاه که همه جمع شدند , نماز واجب را با آنهاگزارد . سپس برایشان خطبه خواند و به اعلام نص ولایت علی پرداخت که گوشه ای ازآن را شنیدی و آنچه نشنیدی صحیحتر و صریحتر است , اما همان را هم که شنیدی کفایت است . این جریان را هر کس در آن روز با پیامبر (ص ) بود دانست و پیام آن را برای دیگران متحمل شد . همانطور که گفتیم , این عده به بیش از صد هزار نفر از بلاد مختلف می رسیدند (۸) . ایـن است که می گویی : سنت خداوند – که تبدیلی در آن راه ندارد – اقتضای تواتر آن را دارد , هر چند هم که موانعی بر سر راه نقل آن وجود داشته باشد . ۴ – علاوه , از ناحیه ائمه اهل بیت (ع ) نیز روشهائی به کار گرفته شده که انتشار و اشاعه آن را اقتضا می کند . کـافی است که به آنچه امیرمومنان (ع ) در ایام خلافتش برای اعلام آن به پا خاست توجه کنی در آن هنگام که مردم در رحبه ( یکی از محله های کوفه ) جمع نمود , فرمود : سوگند می دهم آن مـسـلـمـانـی را کـه مطلبی از پیامبر (ص ) در روز غدیر خم شنیده که به پا خیزد و به آنچه شـنیده شهادت دهد اما غیر از آنکس که با چشمانش آن حضرت را دیده و با گوشهایش سخن او را شنیده به پا نخیزد سی نفر از صحابه بپا خاستند که ۱۲ نفر آنها از مجاهدان بدر بودند , همه شـهـادت دادنـد کـه پیامبر (ص ) دست علی را گرفت و به مردم فرمود : آیا می دانید که من نسبت به مومنان از خودشان اولی هستم ؟ گفتند : بلی . پـیامبر (ص ) فرمود : من کنت مولاه فهذا علی مولاه ۰۰۰ ( هر کس من مولای او هستم علی مـولای او اسـت ,بار خدایا دوست بدار کسی که علی را دوست می دارد و دشمن دار کسی که علی را دشمن دارد (۹) ) . و شـمـا خوب می دانید که توطئه و دسته بندی سی نفر صحابی در کذب و دروغ ( خصوصا درآن شرایط ) از چیزهایی است که عقل آن را نمی پذیرد . بنابراین , حصول تواتر به مجرد شهادت آنها قطعی است و هیچگونه تردیدی در آن نیست . ایـن حـدیث را هر کس که در رحبه بوده از آنها شنیده و به خاطر سپرده است که بعد ازتفرق و جدایی در اطراف , آن را منتشر ساخته اند , پس به همه جا رسیده است . توجه داشته باشید که روز رحبه در ایام خلافت امیرمومنان (ع ) اتفاق افتاده , از طرفی مردم در سـال ۳۵ هـجـری بـا علی (ع ) بیعت نمودند , از ناحیه سوم باید دانست که روز غدیر در حجه الوداع بوده است . بـنابراین , بین این دو روز ( روز رحبه و روز غدیر ) حداقل ۲۵ سال فاصله شده بود و در این مـدت که ربع قرن می باشد – در اثر همان طولانی بودنش , وجنگها و غارات , و طاعون و وبای کـوبنده و نابودکننده اش – اکثر کسانی که روزغدیر بوده اند یعنی پیرمردان و کهنسالان , و نیز جوانان پر شور و مجاهد آنهابه لقای خداوند و رسولش شتافته بوده اند , به طوری که بازماندگان , نسبت به آنهاکه از دنیا چشم فرو بسته بودند جز قلیلی باقی نبود . بـازمـانـدگـان نـیـز پـراکـنـده شـده بـودند و در جریان رحبه غیر از مردانی که در عراق با امیرمومنان (ع ) بودند – نه زنان – , کس دیگری از آنها وجود نداشت . بـا ایـن حـال , سـی نـفـرصحابی بپا خاستند که دوازده نفر آنها کسانی بودند که در جنگ بدر شرکت داشتند و به حدیث غدیر طبق شنیده و دیده خود از رسول خدا (ص ) شهادت دادند . الـبته بعضی را دشمنی با امام از قیام به شهادت واجب باز داشت همچون انس بن مالک و بعضی دیگر که گرفتار نفرین امام (ع ) شدند (۱۰) ) . اگر برای آن حضرت امکان داشت که تمام افراد زنده صحابه در آن روز از زن و مردرا جمع کند و در رحـبـه آنـهـا را سـوگـند دهد و شهادت بخواهد , تعداد آنها چندین برابر سی نفری که بپا خاستند می شد . شـما فکر می کنید که اگر این مناشده در حجاز و پیش از گذشتن اینهمه مدت از جریان غـدیـر انـجـام مـی پذیرفت , چه می شد ؟ و چند نفر گواهی می دادند ؟ درباره این حقیقت بیندیش که آن را قویترین دلیل بر تواتر حدیث غدیر خواهی یافت . از اخباری که از جریان و مناشده رحبه رسیده , کافی است آنچه را که احمدبن حنبل از زید بن ارقم در مسند از ابوطفیل نقل کرده است مطالعه کنی . وی نـقـل مـی کـنـد : عـلی مردم را در رحبه جمع نمود , سپس فرمود : خدا را به گواهی مـی طـلـبـم و از هر مسلمانی که روز غدیر بوده می خواهم که برخیزد و آنچه را از پیامبر (ص ) شـنـیـده بـگـوید سی نفر بپا خاستند – همو گوید ابونعیم نوشته : مردم زیادی برخاستند – و شهادت دادند که پیامبر (ص ) در آن روز , دست علی را گرفت و به مردم گفت : آیا می دانید کـه من نسبت به مومنان از خودشان اولی هستم ؟ گفتند : بلی , ای رسول خدا فرمود : من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . ابـوطفیل می گوید : من از رحبه خارج شدم و در قلبم چیزی بود ( که چگونه است اکثر این امـت بـه ایـن حدیث عمل نکردند ؟ ) لذا , زید بن ارقم را ملاقات کردم , به او گفتم : من از علی شنیدم که چنین و چنان می گفت زید گفت : این حقیقت جای انکار ندارد , من هم از پیامبر (ص ) شنیدم (۱۱) . هنگامی که شهادت زید و کلام علی (ع ) را به شهادت ۳۰ نفر از صحابه ضمیمه کنی مجموع ناقلان ۳۲ نفر خواهند شد . احـمـد بـن حنبل حدیث علی (ع ) را در مسند از عبدالرحمان بن ابی لیلی چنین نقل کـرده اسـت : عـلـی را در روز رحـبـه دیـدم که مردم را سوگندداد و به گواهی طلبید و می گفت : تنها کسی بپا خیزد و شهادت دهد که خود ,پیامبر (ص ) را در آنحال دیده باشد , عـبـدالرحمان می گوید : دوازده نفر ازکسانی که در بدر شرکت داشتند به پا خاستند گویا مـن هـم اکـنـون بـه آنهامی نگرم , گفتند : ما گواهی می دهیم روز غدیر خم از پیامبر (ص ) شـنـیدیم می گفت : آیا من نسبت به مومنان اولی از خودشان نیستم ؟ و همسرانم مادرانشان نیستند ؟ گفتیم : بلی فرمود : فمن کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه (۱۲) . احـمد از طریق دیگری در همان مسند نقل کرده که فرمود : اللهم وال من والاه و عاد من عـاداه و انـصر من نصره و اخذل من خذله و گفته است : از آن میان فقط سه نفر برنخاستند در حالی که در غدیر خم حضور داشتند علی برآنان نفرین فرستاد و گرفتار آن شدند (۱۳) . شما هرگاه علی و زید را بر دوازده نفر از اهل بدر اضافه کنی کسانی که در بدر حاضر بوده اند ۱۴ نفر خواهند شد . کـسـی کـه احـادیث وارده در مناشده رحبه را تتبع کند , حکمت امیرمومنان (ع ) در نشر و اذاعه حدیث غدیر را خواهد یافت . ۵ – سـیدالشهداء اباعبداللّه الحسین (ع ) نیز – در عصر معاویه – موقفی دارد که این حق را در آن روشن ساخته , این موقف همچون موقف امیرالمومنین (ع ) در رحبه است . وی در ایام حج در عرفات مردم را جمع نمود و از جد , پدر , مادر , و برادرش یاد نمود . مردم مانند او فرد بلیغ وحکیمی را ندیده بودند آنگونه که گوشها را برده سخن قرار دهد و قلبها و چشمها رادر اختیار گیرد . در خـطـابه اش مباحث لازم را گرد آورد و در اختیار قلبها گذاشت ,مطالب مورد نیاز را تتبع و استقصاء نمود , و حق روز غدیر را اداء فرموده وحساب آن را تصفیه نمود و چیزی فرو نگذاشت . این موقف عظیم اثر خاصی در انتشار حدیث غدیر و اشتهار آن داشت (۱۴) . ۶ – ائمه نه گانه (ع ) که از فرزندان پر برکت امام حسین (ع ) هستند نیزراههائی برای نشر حدیث غدیر داشتند که حکمت را محسوس به تمام حواس به تو نشان می دهد . آنـهـا در هـر سـال روز هیجدهم ذی الحجه را عید اعلام می کردند و برای تهنیت و تبریک و سرور می نشستند . در این روز , آنها به تمام معنی خوشحال بودند . این روز را برای تقرب به خدا , روزه می داشتند , نمازمی گزاردند و دعا می خواندند . در ایـن روز , نـیـکـی و احـسـان فراوان به شکرانه این نعمت که خدا به آنان مرحمت فرموده , می نمودند . آری , ایـن بـرنـامـه بـه شکرانه این بود که در چنین روزی نص خلافت امیرمومنان (ع ) از زبان پیامبر (ص ) صادرشده و عهد امامت وی آشکارا ابلاغ گردیده است . آنـها در این روز , صله رحم می کردند , بر زندگی عیال خود توسعه می دادند , برادران را زیارت و دیدن می نمودند , همسایگان را حفظ نموده و دوستان خود را به این اعمال امرمی فرمودند . ۷ – روی این اصل است که روز ۱۸ ذی الحجه هر سال شیعه در تمام اعصار ودر همه آبادیها , شهر و روستا عید می گیرد (۱۵) . شـیـعـیـان در ایـن روز برای نماز واجب و نافله , تلاوت قرآن , دعاهای رسیده به خاطر سپاس خـداوند بر اکمال دین و تمام شدن نعمت با امامت امیرمومنان (ع ) ,به مساجد روی می آورند , سپس دسته دسته به دیدار و عید مبارکی یکدیگر می روند ,صله رحم انجام می دهند , خوشحال و مسرورند ; با انجام نیکی و ادخال سرور برخ

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.