آیا امیرمومنان علیه السلام با حدیث غدیر بر خلافت خویش استدلال کرد ؟

0 6

امـام در طـول عـمـر خود در موارد متعددی با حدیث غدیر بر حقانیت و خلافت خوداستدلال نموده است و هر وقت موقعیت را مناسب می دید , حدیث غدیر را به مخالفان گوشزد می کرد و از این راه , موقعیت خود را در قلوب مردم تحکیم می نمود . نـه تـنـها امام علیه السلام , بلکه دخت پیامبر گرامی , حضرت فاطمه – سلام اللّه علیها – و فرزند گـرامـی وی حـضـرت امـام حـسن مجتبی علیه السلام و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی عـلیه السلام و گروهی از شخصیتهای بزرگ اسلام مانند : عبداللّه بن جعفر , عمار یاسر , اصبغ بن نـبـاتـه , قـیـس بـن سعد , عمر بن عبدالعزیز و مامون خلیفه عباسی و حتی برخی از مخالفان آن حضرت مانند عمرو عاص و ۰۰۰ با حدیث غدیراستدلال کردند . بـنـابـر ایـن , اسـتدلال با حدیث غدیر از زمان خود آن حضرت وجود داشته و در هر عصر وقرنی , عـلاقـه مـندان آن حضرت حدیث غدیر را از دلایل امامت و ولایت امام می شمردند وما در اینجا به نـمـونـه هایی از این استدلالات اشاره می کنیم :۱ – امیرمومنان علیه السلام در روز شورا ( اعضای شورا به دستور خلیفه دوم تعیین شده بود و ترکیب اعضا طوری بود که همه افراد می دانستند که خـلافـت از آن غـیر علی خواهد بود ) هنگامی که گوی خلافت از طرف عبدالرحمان بن عوف به سـوی عـثمان پرتاب شد , برای ابطال رای شورا شروع به سخن کرد و گفت : من با شما با سخنی اسـتـدلال می کنم که هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند تا آنجا که فرمود : شما را به خداسوگند می دهم , آیا در میان شما کسی هست که پیامبر درباره او گفته باشد : من کنت مولاه فهذا علی مـولاه الـلهم وال من والاه و انصر من نصره لیبلغ الشاهدالغائب ; من مولای کسی هستم که علی مـولای اوسـت , پروردگارا دوست بدار هر کس راکه علی را دوست بدارد و یاری کن هر کس را کـه علی را یاری کند و این سخن راحاظرین به غایبین برسانند همگی گفتند چرا و افزودند : ایـن فـضـیـلـت را جز توکسی ندارد (۱)البته استدلال امام به حدیث غدیر منحصر به این مورد نیست , بلکه در موارد دیگرنیز امام با این حدیث استدلال کرد که ذیلا به آنها اشاره می شود . ۲ – روزی امـیـرمـومـنـان عـلیه السلام در کوفه سخنرانی می نمود , در ضمن سخنان خود روبه جمعیت کرد و گفت : شما را به خدا سوگند می دهم هر کس در غدیر حاضر بود و به گوش خود شنید که پیامبر مرا به جانشینی خود برگزید , بایستد و شهادت بدهد ولی تنها آنان که این مطلب را به گوش خود از پیامبر شنیده اند برخیزند , نه آنان که از دیگران شنیده اند . در ایـن موقع سی نفر از جا برخاستند و به شنیدن حدیث غدیرگواهی دادند باید توجه داشت که آن روز مـتـجـاوز از بیست و پنج سال از واقعه غدیر می گذشت ;بعلاوه , بعضی از اصحاب پیامبر صـلـی اللّه علیه و آله و سلم در کوفه نبودند و یاپیش از آن در گذشته بودند ; شاید بعضی هم به عللی از دادن شهادت کوتاهی ورزیدندوگرنه تعداد گواهان بیش از آن بود . مـرحـوم عـلامه امینی مصادر متعدد این حدیث را در کتاب نفیس خود آورده است ,علاقه مندان می توانند به کتاب مزبور مراجعه فرمایند . ۳ – در دوران خـلافـت عـثـمـان دویست تن از شخصیتهای بزرگ – از مهاجر و انصار – درمسجد پیامبر گرامی دور هم گرد آمده بودند و پیرامون موضوعات مختلفی بحث و گفتگومی نمودند , تـا آنـجـا کـه سـخـن به فضایل قریش و سوابق مهاجرت آنان کشیده شد و هرتیره ای از قریش به شخصیت های برجسته خود افتخار می نمود . در طـول ایـن جـلـسـه کـه از نـخـسـتـیـن سـاعات روز برگزار شده بود و تا ظهر ادامه داشت وشـخـصـیـت هـایـی در آن سـخـن مـی گـفتند , امیرمومنان علیه السلام فقط به سخنان مردم گوش می داد و سخنی نمی گفت . در این موقع ناگهان جمعیت به حضرت روی آورده , درخواست نمودند که زبان به سخن بگشاید ; امـام بـه اصـرار مـردم برخاست و درباره پیوند خودبا خاندان پیامبر و سوابق خدمات خود بطور گـسـترده سخن گفت تا آنجا که فرمود :به خاطر دارید که روز غدیر خداوند به پیامبر ماموریت داد که : همان طور که نمازو زکات و مراسم حج را برای آنان روشن کرده است , مرا پیشوای مردم قرار دهد وبرای انجام همین کار , پیامبر خطبه ای به شرح زیر خواند و فرمود : خداوند انجام کاری را بـر عـهـده مـن گـذارده است و من از آن می ترسیدم که بعضی از مردم مرا درابلاغ پیام الهی تکذیب کنند , ولی خداوند امر فرمود آن را برسانم و نوید داد که مرا از شر مردم حفظ کند . هـان ای مـردم می دانید خداوند مولای من و من مولای مومنانم , و من از خود آنان به خودشان اولـی هـسـتـم ؟ هـمگی گفتند : آری در این موقع پیامبر فرمود : علی برخیز و من برخاستم ; سپس رو به جمعیت کرد و گفت : من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . در ایـن مـوقـع سلمان از رسول خدا پرسید : علی بر ما چگونه ولایت دارد ؟ پیامبرفرمود : ولاوه کـولای مـن کنت اولی به من نفسه فعلی اولی به من نفسه ; ولایت علی بر شما همانند ولایت من اسـت بر شما , هر کس من بر جان وی اولویت داریم , علی نیزبر جان او اولویت دارد (۳)۴ – این نـه تـنـهـا عـلی است که با حدیث غدیر در برابر مخالفان استدلال نموده است ,بلکه دخت پیامبر گـرامـی نـیـز در یک روز تاریخی که برای احقاق حق خود سخنرانی می نمود , رو به یاران پیامبر صـلـی اللّه عـلـیـه و آلـه و سـلـم کـرد و گفت : آیا روزغدیر را فراموش کردید که پیامبر به علی علیه السلام فرمود : من کنت مولاه فهذاعلی مولاه ؟۵ – هنگامی که حسن بن علی علیه السلام تـصـمیم گرفت که با معاویه صلح کند , برخاست و خطبه ای به شرح زیر ایراد نمود :خداوند اهل بـیـت پـیامبر را به وسیله اسلام گرامی داشت و ما را برگزید و هر نوع پلیدی را از ما پاک نمود تا آنـجـا کـه فـرمـود :هـمـه امت شنیدند که پیامبر رو به علی کرد و فرمود : تو نسبت به من بسان هـارون هـسـتی نسبت به موسی همه مردم دیدند و شنیدند که پیامبر دست علی را در غدیر خم گرفت و به مردم گفت : من کنت مولاه فعلی مولاه , اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . (۴)۶ – حـضرت حسین بن علی نیز هنگام سخنرانی در اجتماع انبوهی در سرزمین مکه که در میان آنان صحابه پیامبر زیاد بودند , چنین فرمود : شما را به خدا سوگندمی دهم , آیا می دانید که پیامبر در غدیر خم علی را به خلافت و ولایت برگزید وفرمود : حاضران به غایبان برسانند ؟ آن جمع همگی گفتند گواهی می دهیم . عـلاوه بـر اینها گروهی از اصحاب پیامبر مانند عمار یاسر , زید بن ارقم , عبداللّه بن جعفر , اصبغ بـن نـبـاتـه و افـراد دیـگری غیر از اینها , همگی با این حدیث برخلافت و شایستگی امام استدلال نموده اند . (۵)

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.