چرا افراد ریاکار را مشرک می خوانند ؟

0 6

هرگاه حقیقت ریا تشریح شود , به روشنی ثابت می گردد که فرد ریاکار نیز مشرک است و غیر خدا را می پرستد . اینک تشریح حقیقت ریا . ریا , شاخه ای از نفاق است . و فرد ریاکار در جرگه منافقان قرار دارد . منافق به کسی می گویند که زبان او با قلب او یکسان نباشد , با زبان چیزی می گوید که در قلب به آن ایمان ندارد . عمل ریائی , ظاهری دارد و باطنی . ظاهر آن به گونه ای است و باطن آن به گونه ای دیگر . ریـاکـار در ظـاهر خدا را می پرستد , ولی انگیزه او برای عبادت , فرمان خدا و یاجلب رضایت او یا کسب کمال معنوی نیست , بلکه هدف جلب توجه مردم و کسب محبوبیت وشهرت در میان آنها و یا دیگر انگیزه های مادی است . عمل ریاکار , به حسب ظاهر , با زبان بی زبانی می گوید : هدف , امتثال فرمان خدا وکسب رضایت او است , در حالی که درون عمل کاملا بی محتوا است , و هدف انگیزه های دنیوی است . در این صورت , چه نفاقی روشن تر از این ؟ ریا دام شیطان است که غالبا آن را در برابر گروهی می گسترد که نفس را ازارتکاب یک رشته گناهان مهار کرده و تا حدی بر آن تسلط یافته اند . ایـن گـروه بـرخی از گناهان را ترک می کنند , مثلا چشم و گوش خود را محدود می سازند , یا دست تجاوزبه ناموس و مال مردم دراز نمی نمایند , اما رشد معنوی آنان در این حد متوقف شده , و آن قـدر پرورش روحی پیدا نکرده اند که با کمال مطلق ارتباط محکم و دائمی برقرار کنند و جلب رضای او را بر دیگر انگیزه ها مقدم بدارند , بلکه گاهی لذایذمادی برای آنان کعبه آمال و بت معبود است . ایـن حـقیقت ریا است , دامی که دربرابر زاهدان و عابدان , و افرادی که به عناوین گوناگونی دست به کارهای خیر ونیک می زنند گسترده شده است . آنـان فـکر می کنند که با ترک بخشی از گناهان بر نفس اماره مسلط شده اند , در حالی که دام خـطـرنـاک تـری در بـرابر آنان گسترده شده است که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله درباره آن می فرماید : ان اخوف ما اخاف علی امتی الریاء (۱) . خطرناکترین چیزی که برای امتم از آن می ترسم , ریاکاری است . اصولا روح عبادت , همان انگیزه های قلبی و روحی است . آنچه به انسان کمال می بخشد , و او را می سازد , همان نیت های الهی او است . پیامبر گرامی در حدیثی می فرماید : ان اللّه لا ینظر الی صورکم و لکن ینظر الی قلوبکم (۲) . خداوند به ظواهر کار شما نمی نگرد , بلکه به قلوب و نیت های شما نظر می کند . چرا ریاکار مشرک است ؟ . اگر با حقیقت ریاء آشنا شدیم , به طور مسلم علت مشرک بودن ریاکار نیز آشکارمی شود . تـوضـیـح اینکه شرک دارای مراتب و درجاتی است (۳)گاهی شرک به صورت تعدد خدا جلوه مـی کند و انسان در پرتگاه ثنویت و یا تثلیث قرار می گیرد , و این همان شرک در ذات است که در آئین توحید به شدت محکوم است . گاهی به صورت شرک در عبادت و پرستش است . از آنـجا که عبادت و پرستش , حق مطلق خدا است و جز او , احدی شایستگی پرستش را ندارد , از ایـن جـهـت هـرگـاه غـیر اومورد پرستش قرار گیرد , چنین عملی , شرک در عبادت محسوب می شود و غیر خدا , شریک خدا در عبادت تلقی می گردد . شـرک در عـبـادت , گـاهـی به صورت روشن انجام می گیرد , همچنانکه ستاره پرستان و یابت پرستان به طور آشکار غیر خدا را می پرستند و کار خود را به گونه ای توجیه می کنند . و گـاهـی این شرک به صورت مخفی و پنهانی صورت می پذیرد , همچنانکه در عمل ریائی چنین است . ریـاکار , هر چند به پرستش خدا تظاهر می کند , اما انگیزه غیرالهی دارد , و اگر این انگیزه نبود , هرگز به این کار قیام نمی کرد . از ایـن جـهـت در باطن غیر خدا را پرستش نموده و او را شریک خدا در پرستش قرار داده است و جلب توجه مردم را معبود و کعبه آمال انگاشته است . از ایـن جـهت , پیامبر گرامی صلی اللّه علیه و آله به نقل از خداوند متعال فرمود : من عمل عملا اشـرک فـیه غیری فهو له کله و انا اغنی الاغنیاء عن الشرک (۴) هر کس عملی را انجام دهد که دیـگـری را در آن شریک من قرار دهد , عمل او برای آن دیگری است و من بی نیازترین بی نیازان از شریک هستم . در قرآن بندگانی ستوده شده اند که عمل آنان , انگیزه الهی داشته باشد , آنجا که در شان خاندان رسالت چنین می فرماید : انما نطعمکم لوجه اللّه لا نرید منکم جزاء و لا شکورا (۵) . به خاطر خدا به شما غذا می دهیم , از شما پاداش و سپاسی توقع نداریم . دوری از ریـاء , کـار بسیار مشکلی است و گاهی ریاء و انگیزه های غیر الهی آنچنان در عروق عمل نفوذ می کند که حتی خود انسان از آن غفلت می ورزد . لـذا در احـادیث وارد شده است که : الریاء اخفی من دبیب النمله السوداء علی الصخره الصماء فی اللیله الظلماء . ریا ناپیداتر از حرکت مورچه سیاه بر سنگ صاف , آنهم در شب تار می باشد . بحث درباره ریاء , گسترده تر از آن است که در این جا انجام گرفت , ولی هدف دراین مقاله بیان نکته مشرک بودن فرد ریاکار بود . خواستاران تفصیل بیشتر را به کتب اخلاقی مانند معراج السعاده مرحوم نراقی ارجاع می دهیم .

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.