چگونه تعدد آفریدگار مایه فساد در آفرینش است ؟

0 9

این موضوع را با دو بیان می توان توضیح داد : یکی از آن دو بیان , علمی و دیگری فلسفی است . اینک هر دو را در این جا بطور فشرده منعکس می نماییم . ۱ – از مـطـالـعه یک کتاب بخوبی می توان فهمید که نوشته یک نفر است یا چند نفر , درکتابی که یک نفر نوشته است یک نوع هماهنگی مخصوص در میان عبارات و جمله بندیها ,تعبیرات مختلف , کنایات و اشارات , عناوین , تیترها , طرز ورود و خروج ,مندرجات , و خلاصه در تمام قسمتها یک نوع وحدت و هماهنگی به چشم می خورد ; چرا ؟زیرا همگی زاییده یک فکر و تراوش یک قلم است ; در صـورتـی که چنین هماهنگی درکتابی که دو نفر نوشته باشند وجود نخواهد داشت – هر قدر هـم , هـمـفـکر و هم سلیقه باشند – آثار اختلاف در بسیاری از قسمتها که اشاره نمودیم به چشم خـواهـد خـورد ,مخصوصا اگر این کتاب , بزرگ و مفصل باشد و در موضوعات گوناگون بحث کند , خیلی زود می توان به این حقیقت پی برد . جهان آفرینش که خود بزرگترین کتاب تکوین است و تمام افراد بشر قادر به شمردن صفحات آن نـیـستند تا آنجا که بشر قادر به خواندن آن شده است , در تمام صفحات وسطور آن یک نوع نظم مـعین و پیوستگی خاص و هماهنگی غیر قابل توصیفی مشاهده نموده است و این مطلبی است که جملگی برآنند . تمام دانشمندان جهان از ستاره شناس , اتم شناس , فیزیکدان , شیمی دان , حیوان شناس و گیاه شناس اتصال و پیوستگی و هماهنگی تمام اجزای آن را با یکدیگر تصدیق کرده و همگی می گویند : نظم واحد و تدبیر یگانه ای بر این جهان حکومت می کند ونظامی که بر منظومه شمسی ما حکومت مـی نـمـایـد بـدون کـم و زیاد , در یک اتم , که اگر میلیونها از آن را روی هم بگذاریم نقطه ای را تشکیل می دهند نیز حکمفرمامی باشد . قوانین و نوامیسی که بر جهان حکومت می کند , آنچنان عمومی و کلی است که ازآزمایش کوچکی در گـوشه ای از این جهان , می توان یک قانون کلی و عمومی که بر سراسرجهان آفرینش حکومت می کند , به دست آورد . قانون جاذبه و دافعه بر سراسر جهان حکومت می نماید و هیچ موجودی از این قانون مستثنا نیست . تـمـام گیاهان و جانداران تولید مثل می نمایند ; شباهت در خلقت حیوانات آنچنان زیاد است که گروهی را بر آن داشته است که بگویند همگی ریشه واحدی دارند وهمچنین ۰۰۰ . خـلاصـه , بـه هـر سـو بنگریم و از هر کسی سوال کنیم , همه این حقیقت را تایید می کنندکه در سرتاسر جهان هستی آثار وحدت و یگانگی و نظام واحدی بخوبی به چشم می خورد . هرگاه مبدا آفرینش یکی نبود و دو رای و دو فکر بر جهان می کرد , طبعا وضع جهان آفرینش غیر از ایـن بـود و از پـیـوسـتگی و هماهنگی نظم و تدبیر یگانه , خبری نبود ونتیجه یک چنین از هم گسیختگی , همان فساد در دستگاه خلقت و نظام آفرینش است . هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام پرسید : دلیل بر یگانگی خداوند چیست ؟امام در پاسخ وی چنین فرمود : اتصال التدبیر و تمام الصنع کما قال اللّه : لو کان فیهما الهه الا اللّه لفسدتا (۱) بهم پیوستگی و دوام نظام هستی و تمامیت آفرینش دلیل بر یگانگی اوست ; همان طور که خود او فـرمـوده است : اگر در سراسر زمین و آسمان جز خداوندیگانه آفریدگاری بود , نظام آنها بر هم می خورد . (۲)۲ – بیان دیگر , بیان فلسفی است که در برخی از آیات قرآن نیز به آن اشاره شده است و آن این کـه : هـرگـاه بـر زمین و آسمانها دو آفریننده حکومت نمایند , این دوخداوند یا مماثل و همانند یـکدیگرند , یا با یکدیگر اختلاف و تباین کلی دارند ;هرگاه مماثل و همانند یکدیگر باشند ( مانند دو انـسـان کـه بـر اثـر شـباهت کامل وجهت اشتراکی که در میان آن دو وجود دارد مثل یکدیگر شـمـرده مـی شـوند ) در این صورت باید در یک قسمت شبیه و همانند یکدیگر باشند , اما در یک قـسـمـت دیـگر باید با هم اختلاف داشته باشند ; زیرا معنی ندارد که دو موجود از هر جهت مانند یکدیگر باشندو هیچ گونه تفاوتی میان آنان نباشد , حتی دو برادر دو قلو و همزاد که از نظرشکل و قـیـافـه و رنگ و اندازه قامت و آهنگ صدا و ۰۰۰ مانند یکدیگر باشند باز ازجهاتی – لااقل لحظه تولد و مکان و ماده سازنده بدون روح و ۰۰۰ – با هم فرق خواهند داشت . نتیجه چنین فرضی ترکیب است . تـرکـیب از جهت اشتراک ولو اشتراک در اصل هستی و وجود , و از جهت اختلاف که موجب تعدد و دو گانگی آنان می باشد و چون براهین فلسفی ثابت کرده است که خداوند باید بسیط باشد در این صورت چنین فرضی ( دو خداوند همانند یکدیگر ) باطل خواهد بود . از ایـن جـهت ناچاریم بحث را روی دو خدای متباین در تمام هستی متمرکز کنیم ; دوخدایی که هـیچ نوع جهت وحدت اشتراکی در میان آنان نباشد و از نظر ذات و هستی ,کاملا مخالف و مباین شمرده شوند . نـاگـفته پیداست آثار و افعال دو موجود مباین باید مانند ذات خود آنها مباین ومخالف شود , زیرا تصور ندارد که دو موجود متباین که کوچکترین نقطه اشتراک ووحدتی در میان آنها موجود نباشد , در عین حال از نظر فعل و اثر یکسان و یکنواخت گردند . هرگاه دو خداوند اینچنین بر عالم آفرینش حکومت کنند , تدبیر هر کدام مباین و مخالف دیگری خـواهـد بـود و نـتـیـجه حکومت و تدبیر مختلف بر زمین وآسمانها , به هم خوردن نظم و از هم گـسـستن روابط و بروز اختلاف در دستگاه آفرینش و از بین رفتن هماهنگی از نظر اداره خواهد بود . در صورتی که ما در جهان خلقت خلاف آن را مشاهده می کنیم ; زیرا می بینیم اگرجاندار آفریده است , تمام جهان را آنچنان با او هماهنگ ساخته و هستی او را باهستی دیگران آنچنان پیوند داده , تـو گـویـی که همه جهان هستی برای خدمت و کمک به او آفریده شده است و این نوع هماهنگی حاکی از آن است که اراده واحدی بر جهان حکومت می کند . به این طرز استدلال در سوره مومنون , آیه ۹۱ نیز اشاره شده است . بـنـابر این , هم استدلالات فلسفی و هم مطالعات علمی این حقیقت را ثابت می کند که برسراسر پهنه هستی یک اراده , یک مشیت و یک ذات پاک حکومت می کند .

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.