چرا شیعه , خلافت را تنصیصی می داند ؟

0 10

روشن است که دین مقدس اسلام , آیینی جهانی و جاودانی است و تا پیامبر گرامی درقید حیات اسـت , رهـبـری مردم بر عهده او است و پس از درگذشت وی , باید رهبری به شایسته ترین فرد و امت , واگذار گردد . در ایـن که آیا مقام و منصب رهبری پس از پیامبر صلی اللّه علیه و آله یک مقام تنصیصی است ( که بـه فـرمـان پروردگار جهان و تصریح رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برگزیده می شود ) و یا یک مقام انتخابی است , دو نظریه وجود دارد : شیعیان معتقدند که مقام رهبری , مقام تنصیصی است و بـاید جانشین پیامبر , از جانب خداتعیین گردد , در حالی که اهل سنت معتقدند که این مقام , مقام انتخابی و گزینشی است و امت باید فردی را پس از پیامبر صلی اللّه علیه و آله برای اداره امور کشوربرگزیند . مـحـاسبات اجتماعی گواه است بر تنصیصی بودن خلافت دانشمندان شیعه , دلایل بسیاری را بر لـزوم تنصیصی بودن مقام خلافت , در کتابهای اعتقادی خویش بیان کرده اند , ولی آنچه در اینجا مـی تـوان مـطـرح کرد , تجزیه وتحلیل شرایط حاکم بر عصر رسالت است که به روشنی بر صحت نظریه شیعه گواهی می دهد . بـررسـی سیاست خارجی و داخلی اسلام در عصر رسالت , ایجاب می کرد که جانشین پیامبرصلی اللّه علیه و آله باید بوسیله خدا از طریق خود پیامبر صلی اللّه علیه و آله برگزیده شود . زیرا جامعه اسلامی , پیوسته از ناحیه یک خطر مثلث ( امپراطوری روم , پادشاهی ایران و منافقان ) به شکست و نابودی تهدید می شد . هـمـچـنـیـن مـصـالح امت ایجاب می کرد که پیامبر با تعیین رهبر سیاسی , همه امت را در برابر دشمن خارجی , در صف واحدی قرار دهد و زمینه نفوذ دشمن و تسلط او را – که اختلافات داخلی به آن کمک می نماید – از بین ببرد . اینک توضیح این مطلب یک ضلع از این مثلث خطرناک را , امپراطوری روم تشکیل می داد . این قدرت بزرگ ,در شمال شبه جزیره استقرار یافته و پیوسته فکر پیامبر را به خود مشغول کرده بودو آن حضرت تا آخرین لحظه زندگانی خویش از اندیشه روم فارغ نگشت . نـخـسـتـیـن بـرخـورد نـظـامـی مـسـلـمانان با ارتش مسیحی روم , در سال هشتم هجری در سرزمین فلسطین بود . این برخورد به قتل سه فرمانده به نام های جعفر طیار , زید بن حارثه و عبداللّه بن رواحه و شکست ناگوار ارتش اسلام منتهی گردید . عـقـب نـشینی سپاه اسلام در برابر سپاه کفر , مایه جرات ارتش قیصر گردید و هر لحظه بیم آن می رفت که مرکز اسلامی مورد تاخت و تاز قرار گیرد . از ایـن جـهـت پـیـامـبـرصـلی اللّه علیه و آله در سال نهم هجرت , با ارتش گران و سنگینی , به سوی کرانه های شام حرکت کرد تا هر نوع برخورد نظامی را شخصا رهبری کند . در ایـن مـسافرت سراسر رنج و زحمت , ارتش اسلام توانست حیثیت دیرینه خود را بازیابد وحیات سیاسی خود را تجدید کند . ایـن پـیـروزی نـسبی , پیامبر صلی اللّه علیه و آله را قانع نساخت و چند روز پیش ازبیماری خود , ارتش اسلام را به فرماندهی اسامه مامور کرد تا به کرانه های شام بروند و در صحنه حضور یابند . ضـلع دوم دشمن , پادشاهی ایران بود , تا آنجا که خسرو ایران از شدت ناراحتی ,نامه پیامبر را پاره نـمـود و سـفـیـر او را با اهانت بیرون کرد و به استاندار یمن نوشت که پیامبر را دستگیر کند و در صورت امتناع , او را بکشد . اگـر چـه خـسـرو پرویز – پادشاه ایران – , در زمان رسول خدا صلی اللّه علیه و آله درگذشت , اما مـوضـوع استقلال ناحیه یمن – که مدتها مستعمره دولت ایران بود – ازچشم انداز خسروان ایران دور نـبـود و هرگز تکبر و نخوت به سیاستمداران ایرانی اجازه نمی داد که وجود چنین قدرتی را تحمل کنند . خـطـر سوم , خطر حزب منافق بود که پیوسته به صورت ستون پنجم در میان مسلمانان مشغول تـبـهـکـاری و ایجاد نفاق بودند تا آنجا که قصد جان پیامبر نموده و خواستنداو را در راه تبوک به مدینه , ترور نمایند . گـروهی با خود زمزمه می کردند که بامرگ رسول خدا , نهضت اسلامی پایان می گیرد و همگی آسوده می شوند . (۱)قدرت تخریبی منافقان , به پایه ای بود که قرآن از آنها , در سوره های :آل عمران , نساء , مائده , انفال , توبه , عنکبوت , احزاب , محمد , فتح ,مجادله , حدیث , منافقین و حشر یاد می کند . آیـا بـا وجـود چـنین دشمنانی نیرومند که در کمین اسلام نشسته بودند , صحیح است که پیامبر اسـلام , بـرای جـامـعه نو بنیاد اسلامی , جانشینی برای رهبری دینی و سیاسی و۰۰۰ معرفی نکند ؟مـحاسبات اجتماعی می گوید که پیامبر صلی اللّه علیه و آله باید با معرفی زعیم ورهبر , از بروز هـر نـوع اختلاف پس از خود , جلوگیری نموده و با پدید آوردن یک خطدفاعی محکم و استوار , وحدت اسلامی را بیمه سازد . پیشگیری از هر نوع حوادث بد وناگوار و این که پس از درگذشت پیامبر گرامی صلی اللّه علیه و آله , هر گروهی بگوید : باید امیر از ما باشد جز با معرفی و تعیین رهبر , امکان پذیر نبود . این محاسبات اجتماعی , ما را به صحت و استواری نظریه تنصیصی بودن مقام رهبری پس از پیامبر صلی اللّه علیه و آله رهنمون می کند . گواهی نصوص رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بر اساس این زمینه اجتماعی و جهات دیگر , پیامبر صلی اللّه علیه و آله از نخستین روزهای بعثت تا واپسین ایام عمرخویش , مساله جانشینی را مطرح کـرده و جـانـشـین خویش را هم در آغاز رسالت خود – درمراسمی که به مناسبت آشکار ساختن نبوت برای خویشاوندان خود بقرار نمود – و هم در پایان عمر خود – هنگام بازگشت از حجه الوداع در غـدیـر خـم – و در طـول زنـدگانی خویش , معین فرموده است .با در نظر گرفتن شرایط اجـتـمـاعی یاد شده در صدر اسلام و با مراجعه به نصوص رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در مورد مـعـرفـی و تـعیین امیرمومنان به عنوان جانشین خویش , به روشنی معلوم می گردد که مساله تنصیصی بودن مقام خلافت مساله ای ضروری و اجتناب ناپذیر است .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.