۱ ـ یک جامعه چگونه باید تربیت شود راههای آن را لطفا بگویید ؟

0 13

ج ۱ ـ ازآنجا که جامعه را افراد تشکیل می دهند پس لازم است ابتدا افراد تربیت شوند ، تابتوانند جامعه ای سعادتمند متکامل ومتفرقی بوجود آورند ، اگر انسانها مباحث تربیتی را بشناسند وهدف آن رابدانند وبا روشهای صحیح تربیت آشنایی پیداکنند و اصلاح نمایند وبه سوی خوبی ها وارزشهای اخلاقی سوق پیدا کنند, همواره به سوی تکامل وترقی در حرکتند وعقب ماندگی وشکست ذلت وخواری ومفاسد اخلاقی و اجتماعی دامن گیرشان نخواهد شد, که از نظر قرآن کریم ونهج البلاغه هدف اساسی همه أنبیا وپیامبران الهی تحقق این آرمان ارزنده است ومی دانیم که مکتب اسلام کامل ترین مکتب تربیتی است که دستورات وقوائد وروشهای تربیتی آن از چشمه سار همیشه جاری, وحی الهی گرفته شده وبا رهنمودهای مداوم امامان معصوم « علیهم السلام » درتئوری وعمل لباس حقیقت پوشیده است اکنون این سؤال مطرح می شود که آیا اصلا تربیت ممکن است ، آیا موانع تربیت را می شود ازمیان برداشت ، روشهای تربیتی کدامند ، چگونه باید فرد وجامعه را تربیت کرد از آنجاکه نهج البلاغه بهترین و گویا ترین زبان قرآن و تبیین کننده مباحث تربیتی اسلامی است گوش جان به کلمات گوهر بار مولا علی « علیه السلام »می سپاریم : از دیدگاه نهج البلاغه تربیت ممکن وروشهای تربیتی مشخص وروشن است وبهترین روشهای مقابله با موانع وآفات تربیت نیز مورد ارزیابی قرارگرفته است . علی « علیه السلام »می فرماید : زنهار ! زنهار! در تربیت وسازندگی خویشتن تلاش کن ، زیرا خداوند راهی را که باید بروی ، برایت روشن ساخته است وآینده رفتن تو را مشخص وتبیین فرموده است وسپس امیدواری می دهد که اگر از راه روشن الهی بروید و در تربیت خود ودیگران بکوشید حتما پیروز شده وبه سرچشمه سعادت خواهید رسید .
نکته دوم : تربیت پذیری انسان است ، انسان با برخورداری ازعقل وتدبیر وعواطف انسانی تربیت پذیر تر از دیگر موجودات است ومی شود انسان راتربیت کرد. ودرخودسازی وجامعه سازی موفق نمود . علی « علیه السلام »می فرماید : از کسانی نباش که پند و اندرز به آنها سودی نمی بخشد مگر آنکه سخت درتوبیخ آنها مبالغه شود زیرا انسانهای عاقل با اندرز وآداب پند می پذیرند اما چهارپایان با زدن. (۲)
با توجه به پندپذیری انسان امام « علیه السلام »سفارش می کنند که در تربیت کودک ، درتربیت نفس و درتربیت افراد جامعه باید شتاب نمود و تربیت را برهرکار دیگر مقدم داشت ، زیرا ممکن است آداب وروشهای زشت وناروا دلهای پاک را آلوده سازد وتربیت وسازندگی را ناممکن . لذا در نامه ۳۱ خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی« علیه السلام »می فرماید : من درتعلیم وتربیت تو پیش از آنکه قلبت سخت شود وعقل و فکرت به امور دیگر مشغول گردد مبادرت ورزیدم ، تا با تصمیم جدی به استقبال کارهایی بشتابی که اندیشمندان واهل تجربه زحمت آزمون آن را کشیده اند.
نکته سوم ارزش وجایگاه تربیت است ، که امام « علیه السلام »آن را بالاترین میراث معرفی می نماید. ( هیچ ثروتی مثل عقل نیست هیچ فقری چون جهل نمی باشدوهیچ میراثی چون ادب وتربیت وجود ندارد. )(۳)
نکته چهارم : هدفداری تربیت می باشد زیرا امکان تربیت وضرورت خودسازی وبازپروی جامعه را بسیاری ازمکتب ها پذیرفتند. اما می پرسند چرا خود راتربیت کنیم ورنج فراوان خودسازی برخود هموارکنیم واز لذتها وخوشی ها بگذریم ؟
اما آنچه اسلام رادربرابر دیگر مکاتب توحیدی ممتاز میکند هدفداری انسان وتربیت اوست بدیهی است تا مبانی اعتقادی قرآن ونهج البلاغه را نپذیریم به هدفداری انسان و حرکت تکاملی بشر به سوی قیامت وبهشت جاویدان را باور نکنیم تربیت ومقررات واحکام تربیتی بدون پشتوانه اخلاقی واجرایی است. پس ابتدا باید مبانی اعتقادی قوی ومحکم بوجود آورد تا افراد باور کنند که دراین دنیا برای هدفی آمده اند وبیهوده آفریده نشده اند پس ازآن با شناخت عوامل تربیت وتقویت آنها وسازندگی فرد وجامعه پرداخت
ازجمله عوامل تربیت : ۱- پدر ومادر آموزشگاه آغازین هر فردی خانه وخانواده می باشند وپدر ومادر ودیگر افراد خانواده می توانند مربی لایق وموفق فرزندان باشند یا عامل اساسی انحراف آنها
۲- خانواده : فرزندان وکودکان از اعضای خانوده الگو می گیرند ازاین رو امام « علیه السلام » سفارش می کند با خانواده خوب وصالح روابط دوستانه برقرارکنید.
۳- استاد وآموزگار : لذا دردستورات دینی به هم نشینی با علما ودانشمندان توصیه شده است.
۴- جامعه ومحیط زندگی : پس درانتخاب مکان زندگی ومحیط اجتماعی باید دقت نمود.
۵- دوستان : امام « علیه السلام »می فرماید بر حذر باش ازدوستی با احمق که می خواهد به تو نفع برساند ولی زیان می رساند. (۴)
۶- علما ونصیحت کنندگان : علما از عوامل مهم تربیت به شمار می آیند که باید به آنان احترام گذاشت وگوش دل به سخنانشان سپرد .
۷- حکومت ورهبری : که هم مسؤلیت تربیت فرد وجامعه را دارد و هم به عنوان یکی از الگوهای تربیتی مطرح است.
۸- الگوهای موفق تربیت شده.
۹- قرآن وتعالیم انسان ساز آن.
۱۰- همسایه وهمسایگان زیرا بدون روابط با همسایگان نمی شود به زندگی اجتماعی تداوم بخشید لذا باید درخرید منزل وانتخاب همسایه دقت نمود.
۱۱- تبلیغات : که گاهی به شکل وعظ وخطابه یا نصیحت واندرز وزمانی به عنوان امربه معروف ونهی ازمنکر درجامعه اسلامی مطرح می شود.
۱۲- سنن وآداب صحیح اجتماعی.
۱۳- تاریخ گذشتگان وعبرت گرفتن ازآن.
۱۴- انقلاب و قیام وحرکت موفق یک امت : بهترین وارزنده ترین مربی وآموزگار دلهای آماده تربیت است. نعمت انقلاب ازبزرگترین عوامل تربیتی است امید است انشاءالله انقلاب ما به انقلاب مهدی موعود« علیه السلام » متصل گردد.
منابع :
۱- المعجم المقهرس الالفاظ نهج البلاغه, نامه ۳۰/۳
۲- المعجم المقهرس الالفاظ نهج البلاغه, نامه ۳۱/۱۰۸
۳- المعجم المقهرس الالفاظ نهج البلاغه, حکمت ۵۴
۴- المعجم المقهرس الالفاظ نهج البلاغه ,حکمت ۳۸/۲
تربیت درنهج البلاغه, مؤلف دفترنشرامام علی « علیه السلام » انتشارات ضریح آفتاب.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.