چگونه انسان می توان از نفس خود مراقبت کند ؟

مراقت از نفس
0 11

با عرض سلام و تشکر از اینکه پرسش خوبتان رابا مطرح کردید در پاسخ عرض می شود : اینکه انسان بتواند مراقبت
از نفس داشته باشد در ابتدا باید اهمیت این مساله برایش روشن شود تا بتواند انگیزه بهتری برای اقدام به مراقبه داشته باشد و اهمیت مراقبه زمانی مشخص می شود که شخص تفکر کند .
امام خمینی ( ره ) در این رابطه می فرمایند : تفکر در این مقام عبارتا ست از آنکه انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری ولو کم هم باشد فکر کند در اینکه آیا مولای حکیم که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را برای او فراهم کرده و بدن سالم و قوای صحیحه که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را جبران می کند به او عنایت کرده و اینهمه بسط و بساط نعمت و رحمت کرده و از طرفی هم اینهمه انبیاء فرستاده و کتابها نازل کرده وراهنماییها و دعوتها کرده آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست ؟ آیا تمام این بساط فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوتا ست که با تمام حیوانات شریک هستیم یا مقصود دیگری در کار است ؟ ……. اگر انسان لحظه ای فکر کند می فهمد که مقصود از این بساط چیزی دیگری است …… قدری فکر کن در حال اهل دنیا از سابقین تا این زمان که می بینی ملاحضه کن زحمتهای آنها و رنجهای آنها در مقابل راحتی آنها چقدر زیادتر و با لاتر است در صورتی که برای هر کس هم راحتی و خوش فراهم نمی شود آن انسانی که در صورت انسان و از جنود شیطان است و از طرف او مبعوث است و ترا دعوت به شهوات می کند و میگوید زندگانی مادی را باید تامین کرد قدری در حال خود او تامل کن ؛ و قدری اورا استنطاق کن و ببین آیا خودش از وضعیتش راضی است ؟ یا آنکه خودش مبتلا است و بیچاره دیگری را هم می خواهد مبتلا کنید ؟ ……..
و برای مراقبت از نفس ؛ مشارطه مراقبه و محاسبه لازم است مشارطه آن است که در اول روز مثلا با خود شرط کند که امروز بر خلاف فرمود ه خداوند تبارک و تعالی رفتار نکند و این مطلب تصمیم بگیرد و معلوم است یک روز خطا نکردن امری است خیلی سهل انسان به آسانی می تواند از عهده بر آید . تو عازم شو و شرط کن و تجربه نما ببین چقدر سهل است ممکن است شیطان و جنود آن ملعون برتو این امرر ا بزرگ نمایش دهند , ولی این تلبیسات آن ملعون است : او را از روی واقع و قلب لعن کن و اوهام با طله را از قلب بیرون کن , و یک روز تجربه کن آن وقت تصدیق خواهی کرد ( ۱)
در قرآن کریم آیه ای است که می فرماید ( الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یر فعه ) (۲)
یعنی سخن اعتقاد خوب به سوی خدا صعود می کند و عمل صالح آن اعتقاد را رفعت می بخشد منظور اینست که هر بار که انسان به وسوسه های شیطان ترتیب اثر ندهد وعمل خوبی را انجام دهد نیروی ایمان در او قویتر شده و انگیزه اش برای عمل خیر بعدی بیشتر می شود و در نتیجه شدت وسوسه شیطان نیز کم می شود و باز اگربا آن ایمان قوی شده عمل خوب وصالح دیگری انجام دهد باز با پشت پازدن به شیطان و انجام عمل خوب نیروی ایمان قویتر شده و وسوسه شیطان نیز ضعیف تر می شود و این سیر اگر به همین صورت ادامه پیدا کند و مجاهد نفس مکرر باشد و تداوم داشته باشد شخص در برابر وسوسه هاس شیطان نفوذ نا پذیر می شود اما بر عکس اگر هر بار که شیطان وسوسه ای می کند بلافاصله ترتیب اثر دهد و مرتکب عمل ناپسند شود با انجام آن عمل و ترتیب اثر دادن به وسوسه شیطان نیروی ایمان ضعیف و نیروی شیطان قوی تر می شود و اگر این سیر ادامه پیدا کند فرد به اسفل السافلین هدایت می شود به آن و اگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف فرموده خداست بدان این از شیطان جنود اوست که می خواهند ترا از شرطی که کردی باز دارند …… به شیطان بگو من یک امروز شرط کردم خلاف فرمان خداوند تعالی نکنم ولی نعمت من سالهای دراز است به من نعمت داده . صحت و سلامتی و امنیت مرحمت فرمود ……. سزا وار نیست یک شرط جزئی را وفا نکنم .
و به همین حال باشی تا شب که موضع محاسبه است و آن عبارتا ز اینست که حساب نفس رابکشی در این شرطی که با خدای خود کردی که آیا به جا آورده و با ولی نعمت خود در این معامله جزئی خیانت نکردی ؟ اگر درست وفا کردی شکر خدا کن در این توفیق و بدان که یک قدم پیش رفته ای و مورد نظر الهی شدی ؛ و خداوند انشاء الله ترا راهنمایی می کند در پیشرفت امور دنیا و آخرت و کار فردا آسانتر خواهد شد چندی به این عمل مواظبت کن امید است که ملکه گردد از برای تو به طوری که کار خیلی سهل و آسان شود بلکه آن وقت لذت میبری از اطاعت فرمان خدا و از ترک معاصی در همین عالم با اینکه اینجا جز اینست لذت می برد و جزای الهی اثر می کند و تو را بلند می کند و بدان که خدای تبارک و تعالی تکلیف شاق بر تو نکرده لکن شیطان و شکر او کار بر تو مشکل جلوه می دهند بگذار که فردا مردانه به عمل شرط قیام کنی و به این حال باشی تا خدای تعالی ابواب توفیق وسعادت را بر روی تو باز کند و تو را به صراط مستقیم انسانیت برساند ( ۳)
البته فراموش نکنی که افراط و تفریط در هیچ کاری درست نیست و انسان به نتیجه مطلوب نمی رسد مثلا در روایت آمده که بدترین ظرفی که پر می شود معده است ( ۵) و شخص تصمیم می گیرد مراقب شهوت خوردن خود باشد اما باید ببینید حد وسط و اعتدال خوردن در مورد آن تشخیص چگونه است مولوی میگوید :
هر که را باشد وظیفه چا رنان دوخورد یا سه خورد شد اوسط آن
ور خودر هر چا ر دور از وسط است او اسیر حرص مانند بط است ( ۴)
هرکه او را اشتهاده نان بود شش خورد میدان که اوسط آن بود
البته رعایت حد وسط در هر مورد هر چیزی مطلوب است اما در مورد خداوند هر چه انسان یا خداوند باشد بهتر است
این وسط در با نهایت می رود که مر آن را اول و آخر بود
بی نهایت چون ندارد در طرف کی بود او را میانه منصرف ( ۶)

منابع و ماخذ
۱-شرح چهل حدیث امام خمینی , ص ۶ -۷
۲-قرآن کریم , مبارکه فاطر , آیه ۱۰
۳-شرح چهل حدیث امام خمینی ص ۹ – ۱۰
۴-بط به معنای مرغابی است
۵- داستانهای مثنوی محمد محمدی اشتهاری ج ۲ ص ۳۵ – ۳۶

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.