چگونه در نماز هایمان حضور قلب پیا کنیم ؟ و آن را حفظ نمایم ؟

چگونه در نماز هایمان حضور قلب پیدا کنیم ؟
0 62

دوست عزیز ! برای اینکه بتوانیم در نماز حضور قلب داشته باشیم و این شاگرد را در سر کلاس نماز حاضر نگه داریم باید قبل از هر چیز موانع حضور قلب را بر طرف کنیم از عوامل اصلی و مهمی که مانع حضور قلب در نماز میشود علاقه و وابستگی شدید به امور دنیا یی مانند مال و جاه و مقام و زن و فرزند است .

علاقه شدید به این امور سبب می شود که در حال نماز افکار انسان به سوی اینها معطوف شود و از توجه به خداوند منصرف گردد ، بنابراین نماز گزار باید علاقه خود را به این امور تعدیل کند تا حضـور قلـب و تـوجه به خداوند برایـش سهـل و آمـاده شــود .

خداوند در قرآن می فرماید :
زین للناس حب الشهوات من النساء والبنین و القنطیر والمقنطره من الذهب والفضه والخیل المسومه والاخم و الحرث ذلک متع الحیوه الدنیا والله عنده حسن المأب
یعنی مردم ( ظاهر بین دنیا پرست ) آرایش حب شهوات نفسانی که عبارت از میل به زنها و فرزندان و همیانهای زر و سیم و اسبهای نشان دار نیکو و چار پایان و مزارع است جلو گری شده لیکن همه اینها متاع زندگی فانی دنیوی است و تزد خداست همان بازگشت نیکو ( که بهشت لقای الهی و بازگشت ابدی است ) .

البته اسلام دین محبت و عاطفه و پیامبر اسلام پیامبر عطوفت و مهر است و در تاریخ اسلام داستانهای زیادی درباره محبت پامبر اکرم ( ص ) آمد و دید که ایشان یکی از فرزندان خود را روی زانو نشانده اند و او را می بوسند و می بویند و به او محبت می کنند و او به پیامبر گفت : من ده فرزنـد دارم و هنـوز در عمـرم هیچـکدامشان را یـک بار هم نبـوسیـده ام .

می گویند پیامبر چنان از صحبت آن مرد ناراحت شدند که صورت مبارکشان قرمز شد و فرمودند : من لا یرحم لا یرحم کسیکه نسبت به دیگری رحم نداشته باشد خدا هم به او رحم نخواهد کرد اما اسلام می گوید این محبتها و دوست داشتنها حد و حدودی دارد و انسان هر چقدر پدر و مادر و فرزند و ۰۰۰ را دوست دارد و بنابراین دوستی علاقه ها بیشتر از دوستی با خداوند باشد و علاوه بر آن آنها را هم که دوست دارد بخاطر خداوند دوست داشته باشد و ابراز محبت کند و به آنها کمک کند خداوند می فرماید :
ومن الناس من یتخذمن دون الله انداداً یحبونهم کحباالله والذین امنو اشدحبّا لله
یعنی در برخی از مردم غیر از خدا را همانند خدا گیرند و چنانچه خدا را باید دوست به آنان دوستی ورزید ولیکن آنها که اهل ایمان هستند کمال محبت و دوستی را فقط مخصوص خداوند می گردانند چرا که حب و دوستی خداوند نیز از همه مردم نسبت به انسان بیشتر است وافرادی که متوجه این امر شده اند از امور مادی زندگی رد راه رضای خداوند می گذرند .

واتی المال علی حبه ذوی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل والسائلین وفی الرقاب
از علائم نیکو کاران با ایمان این است که ثروت خود را در راه دوستی پروردگار به خویشان و یتیمان و فقیران و در ماندگان و در خواست کنندگان اتفاق می کنند و بلکه بالا تر جان عزیز خویش را نیز فدای محبوب می کنند .

از دیگر موانع حضور قلب در نماز هرزه گردی و فرار بودن طایر خیال است . در حدیثی آمده است : همانا دل آدم از دیگ در حال جوشیدن بیشتر زیر و بالا می شود .
ولی آیا انسان جبراً و اضطراراً محکوم است که همواره محکوم اندیشه باشد و این نیروی مر موز که مانند گنجشکی همواره از شاخی به شاخی می پرد حاکم مطلق وجود او باشد و یا اینکه محکومیت درباره قوه متخیله از خامی و ناپختگی است کاملان و اهل ولایت قادرند این نیروی خود سر را مطیع خود گردانند ؟
شق دوم صحیح است یکی از وظایف بشر تسلط بر هوسبازی خیال است وگرنه این قوه شیطان صفت مجالس برای تعالی و پیمودن صراط قرب نمی دهد وتمام نیروها و استعداد ها را در وجود انسان باطل و ضایع می گرداند .

جان همه روزه لگد کوب از خیال وز زیان و سود و از خوف زوال
نی صفامی ماندش من کرد و فر نی به سوی آسمان راه سفر
ابن سینا در نمط نهم اشارات پس از تشریح عبادت عوامانه که تنها برای مزد دست و ارزش زیادی ندارد به عبادتهای مقرون به معرفت می پردازد و می گوید :
عبادت از نظر اهل معرفت ،ورزش همتها و قوای و همیه و خیالیه است که در اثر تکرار و عادت دادن به حضور در محضر حق همواره آنها را از توجه به مسائل مربوط به طبیعت و ماده به سوی تصورات ملکوتی بکشاند و در نتیجه این قوا تسلیم سر ضمیر و فطرت خدا جویی انسان گردند و مطیع او شوند به حدی که هر وقت اراده کند در پی جلوه حق بر آید این قوا در جهت خلاف فعالیت نکند و کشمکش درونی میان دو میل علوی و سفلی ایجاد نشود و سّر باطن بدون مزاحمت اینها از باطن کشف اشراق کند .

اصولاً هدف از اقامه نماز زیاد خداوند است « اقم الصلاهً لذکری » و کسانیکه در طول روز به یاد خدا وند هستند در نماز نیز به یاد خدا هستند اما کسانیکه در طی روز فکر الهی و عمل صالحی نداشته اند در نماز نیز به یاد خداوند نمی افتند .
خوشا آنانکه دائم در نمازندتمام عمر قائم بر نمازند.

دوست خوبم : برای پیمودن این راه بهتر است تمریناتی انجام دهید وبه تدریج به میزان آنها بیفزائید تا بتوانید به افکارتان تمرکز لازم را ببخشید وبرای شروع ساعاتی را در شبانه روز به توجه وحضور قلب اختصاص دهید ( مخصوصاً در ساعات سحر ) واز ورود افکار بیگانه در این اوقات جداً خودداری کنید.
نگرانیها ودل واپسیهای شدید نیز مانع حضور قلب در نماز است بنابراین شخص قبل از اقدام به نماز باید این امور رابرطرف کند ،همچنین گرسنگی وتشنگی شدید از موانع حضور قلب است که شخص پس از برطرف آن می تواند با قلبی فارغ به خواندن نماز ونیایش با پروردگار بپردازد.

همراه با رفع موانع حضور قلب باید تقویت عوامل مؤثر وتقویت کننده حضور قلب پرداخت .از عوامل مؤثر در این امر تقویت ایمان است ، ایمان حالتی است قلبی و روانی که در اثر دانستن یک مفهـــــــوم وگرایش حاصل میشود. واگر انسان از وجود چیزی هرچند بصورت ظنی- آگاه نباشد نمی تواند ایمان به آن پیدا کند ولی تنها آگاهی واطلاع کافی نیست زیرا ممکن است امر مورد آگاهی یا لوازم آن ،خلاف دلخواهش باشدوگرایش به ضد آن داشته باشد درحالیکه ایمان علاوه برآگاهی گرایش وتصمیم به عمل کردن به لوازم آن است.

وبرای تقویت ایمان بزرگان گفته اند عمل صالح باعث تقویتورشد ایمان می شود بنابراین اعمال صالحه ای که از شخص صادر می شود در عین اینکه از ایمانش مایه می گیرد به نوبه خود باعث تقویت وثبات ایمان نیز می شود وزمینه کارهای نیک دیگری را فراهم می کند . خداوند می فرماید : › الیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه »(۶) یعنی : « سخن ( اعتقاد ) به سوی خداوند صعود می کند وعمل صالـــح آن را رفعت می بخشد » ومسلماً دل نورانی خداوند را بهتر درک کرده ودر آن دل یاد خدا بیشتر جلوه می کند (۸)

از دیگر عوامل تقویت کننده حضور قلب یاد مرگ است . اگر انسان به فکر مردن باشد وتوجه داشته باشد که نه وقت مدن معلوم است نه شرایط آن ودر هر لحظه ودر هر شرایط امکان وقوع دارد حتی ممکن است همین نماز ،نماز آخرش باشد در این صورت نمازش را با غفلت نمی خواند.
نماز گزار با برطرف کردن موانع قلب وپرورش عوامل مؤثر در تقویت آن در جای خلوت ومناسبی آماده نماز می شود ،قبل از شروع عظمت وقدرت بی پایان خدا وضعف خود را به یاد می آورد که در برابر پروردگار جهان ومالک الملوک به پا ایستاده وبا او سخن می گوید ودر برابر قدرت عظیمی ایستاده که بر همه چیز حتی افکار خفیه او آگاه است وآنگاه با توجه وحضور قلب مشغول گفتن اذان واقامه شود بعد از آن دعا را بخواند : « اللهم الَیک تَوَجَّهتُ ومَرضاتُکَ طَلَبتُ وثوابُکَ ابتغَیتُ ولا تزغ قَلبی بَعدَ اِذ هَدَیتَنی وَهَب لی مِن لدُنکَ رحمهً انَّک أَنتَ الوهاب » (۸)

منابع ومآخذ
۱-قرآن کریم ،سوره آل عمران ،آیه ۱۴٫
۲-قرآن کریم ،سوره بقره ،آیه ۱۶۵٫
۳-مسند احمد، ج۶ ، ص۴٫
۴-ولاء ولایت ، مطهری ، مرتضی ، ص۷۸-۸۱٫
۵-قرآن کریم ، مبارکه طه ، آیه ۱۴٫
۶-قرآن کریم ،سوره فاطر ، آیه ۱۰٫
۷-آموزش عقاید(۳-۲-۱) آیت الله مصباح یزدی ،ص۴۵۴ – ۴۵۵٫
۸-خودسازی وتزکیه نفس ، امینی ،ابراهیم.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.