فرزندانم نسبت به مسأله مهم حجاب بی تفاوتند لطفاً مرا راهنمایی فرمایید؟

بی تفاوتی نسبت به حجاب
0 94

دوست عزیز در پاسخ به سؤال شما در ابتدا به ارزش ایمان فرد به سخن خود و تأثیر آن در افراد می پردازیم. جمله معروفی است که می گوید : « سخنی که از دل برآید لاجرم بردل نشیند » این ضرب المثل در حقیقت بیان یک واقعیت دقیق ولطیف روانی است که در طریق نفوذ در دیگران می توان بعنوان یک اصل اساسی از آن بهره برداری نمود .

میدانیم زبان وگفتار ترجمان فکر وعقیده است ، این را هم می دانیم که ارزیابی گفتارها بوسیله مقیاس ایمان گوینده به آن تعیین می گردد ، چه اینکه ایمان عمیق یک فرد متفکر ،به یک مسئله حاکی از ریشه دار بودن آن مسئله ومطالعه وقدرت استدلاتی که به آن منتهی شده می باشد. بنابراین جای تعجب نیست که میزان ایمان شنونده نسبت به یک سخن با میزان ایمان گوینده ارتباط نزدیک داشته باشد .

ممکن است کسی مطلبی بگوید ظاهراً بسیار عالی و خوب ولی از لحن او پیدا باشد که خودش به آن چندان ایمان ندارد مطمئناً این وضع ، چنین فکری را در شنونده بوجود می آورد که باید در این مطلب به ظاهر عالی خللی وجود داشته باشد ولی به عکس اگر مطلبی که ظاهر آن چندان قابل قبول نباشد از کسی که اهل فکر است صادر شود وقرائن چنان نشان دهد که او ایمان قاطع وراسخی نسبت به این سخن دارد این وضع حس کنجکاوی ودقت افراد را نسبت به آن برمی انگیزد و آنها را نسبت به سخن مزبور خوشبین می سازد.

این موضوع نیز قابل دقت است که ایمان نداشتن به یک مطلب چیزی نیست که انسان بتواند با گفتارهای تصنعی آنرا به کلی بپوشاند بخصوص اینکه. سخن. برخلاف بسیار ی از اعمال. مملو از ریزه کاریهایی است که روح احساسات وفکر گوینده خواه ناخواه از خلال آن تجلی خواهد کرد. (۱)
خلاصه اینکه طرز تفکر وکیفیت رفتار وگفتار پدر ومادر ومربیان یکی از عوامل مهم ساختن شخصیت افراد است .

کسانیکه خود دارای ایمان واقعی وسجایای انسانی هستند اگر تربیت دیگران را به عهده بگیرند وصمیمانه مجاهده نمایند می توانند افرادی مؤمن وبافضیلت بپرورندو آنانرا از مزایای ایمانی واخلاقی خویش برخوردار سازند.

نهرو می گوید : « حضرت محمد (ص)از شهر مدینه پیامی برای حکمرانان وپادشاهان جهان فرستاد و آنها را به قبول وجود خدای یگانه ورسولش دعوت کرد. لابد این پادشاهان وحکمرانان حیرت کردند که این مرد گمنام کیست که جرأت کرده است برای آنها دستور صارد کند.
از فرستادن همین پیامها می توان تصور کرد که حضرت محمد (ص) چه اعتماد واطمینان فوق العاده ای به خود و رسالتش داشته است وتوانست همین اعتقاد وایمان را در مردم کشورش نیز بوجود آورد وبه آنها الهام ببخشد .

بطوریکه آن مردان توانستند بدون دشواری برنیمی از جهان معلوم آن زمان مسلط گردند. ایمان واعتماد به نفس چیز بزرگیست واین ثمرات عالی را بوجود می آورد. »
گر نبود آزادگانرا سرخط ایمان به دست.اینهمه نقش عجب ، برصفحه دوران نبود
پیامبر گرامی اسلام در ظرف بیست وسه سال مجاهده وکوشش پی گیری برنامه های اصلاحی خود را یکی پس از دیگری اجرا کرد ودر پرتو ایمان به خداوند واستفاده صحیح از نیروهای غرایز ، با تمام عادات ناپسند وخلقیات مذمومی که بر مردم جاهلیت حاکم بود ودر طول چند نسل به آنها خو گرفته بودند مبارزه نمود. صفات شخصیتشان را به کلی تغییر داد و آنانرا به اوج عزت وعظمت رسانید. (۲)

دوست عزیزم برای رسیدن به ایمان واقعی نیاز به آگاهی دقیق از دستورات دینی والهی است زیرا همانطور که در تعریف ایمان آمده است که « ایمان حالتی است قلبی و روانی که در اثر دانستن یک مفهوم وگرایش به آن حاصل می شود. » (۳) اساس ایمان. بر آگاهی است وزمانیکه آگاهی مطابق باخطرات وعقل انسانی است گرایش وتمایل انسان به طرف آن زیاد می شود.
بنابراین برای بدست آوردن ایمان قوی در ارتباط با دستورات الهی باید آگاهی خود را در این زمینه افزایش دهیم.
خواهر عزیزم :شما که خواستار بهتر شدن وضعیت پوشش و عبادت فرزندانتان هستید باید ایمان قوی در ارتباط بااین مسائل در شما ایجاد شود وایمان نیز زمانی است که شما آگاهی مناسبی در این مسائل داشته باشید پس بهترین راه مطالعه آثار وکتبی است که در این زمینه نوشته شده وبه فلسفه واسرار عبادت وپوشش در آنها اشاره شده است .

در ارتباط با مسأله حجاب فرزندانتان به نظر می رسد که بزرگترین شبهاتی که جوانان در این باره دارند از این قبیل است که می گویند« گرچه با آرایش وحجاب نامناسب بیرون می آئیم اما هرگز قصد ایجاد انحراف وفساد را نداریم » که در پاسخ باید گفت : شما که این صحبت را می کنید اگر خود شما پس از یک روز پرکار وخسته کننده بخواهید استراحت کنید اما همسایه صدای تلویزیون را بلند کند فقط برای اینکه خودش دوست دارد وبه هیچ وجه هم قصد مردم آزاری نداشته باشد آیا صدای تلویزیون مزاحم استراحت شما نیست ؟

آیا هنگامیکه در یک روز سرد زمستان سوار تاکسی شده اید تا به مقصد بروید وبه دلیل سرما. شیشه ها هم بالا است مسافر کنار شما سیگاری را روشن کند ومشغول کشیدن شود وباعذرخواهی بگوید : « من برای راحتی اعصابم سیگار می کشم. » آیا دود سیگار به سلامتی شما آسیب نمی رساند واز این وضعیت ناراحت نمی شوید؟
بنابراین می توانیم نتیجه بگیریم که خطر علیرغم قصد سوء نداشتن از بین نمی رود باید عامل خطر را از بین برد.
یکی دیگر از شبهات جوانان درباره مسئله پوشش وحجاب. اینست که می گویند : با بودن بی حجابی های فراوان که درهرحال اثر خود را می گذارند رعایت کردن و نکردن یک فرد چه تفاوتی دارد ؟ در پاسخ این پرسش هم باید گفت هرکس مرتکب خطایی شود خود مسئول است وباید در دادگاه الهی پاسخگو باشد.
اگر کسی به نحوی باخبر شود که امشب چند سارق قصد دارند از منزل همسایه اش که به مسافرت رفته سرقت کنند ویقین داشته باشد حتماً امشب قالی های همسایه به سرقت می رود ودر دل بگوید در هر حال که فرشهای همسایه از دستش می رود ، پس من خودم آنها را برمی دارم وقبل از دزدها به خانه ی همسایه برود وفرش ها را به منزل خود انتقال دهد ، قضاوت شما درباره کار این شخص چیست ؟ واگر بگوید او که در حال فرش ها را از دست می داد کارمن چه ضرر بیشتری برای او داشت؟ پاسخ شما چیست؟ آیا نمی گوئید بله ، درهر حال فرش ها می رفت اما آن که باید پاسخگو باشد متفاوت است . اگر سارقان می بردند آنان گرفتار می شدند و می بایست خسارت می دادند ولی اکنون تو مسئول این خسارت هستی.
در بحث پوشش هم ، درست است که با بودن افراد بی حجاب ، جوان هایی به انحراف کشانده می شوند ولی اگر تو پوشیدگی را رعایت نکنی در مسئولیت انحراف ومفاسد ایجاد شده سهیم خواهی بود.

همچنین می توانیداز در نصیحت دلسوزانه او را به فکر وادارید واین نکات را به اوه تذکر دهید که دنیا فانی است ، جوانی وجلوه های آن به سرعت می گذرد . چه بسیار پری رویانی که بر سر ازدواج با آنان رقابت ها ودر گیری ها ومسابقه ها بود اما سالیان سال است که آن چهره های زیبا در زیر خاک آرمیده وچه بسا جز مشتی استخوان از آنان چیزی نمانده باشد وآنچه باقی ماند ، صرفاً عمل آنان وچگونه استفاده ایشان از نعمت زیبایی وسلامت است .
یادت هست وقتی مدرسه می رفتیم چه ذوق و شوقی داشتیم ؟ در روزهای جشن واعیاد بچه های هر کلاس ، کلاس خودشان را آذین می بستند ، آن دیگری فخر می فروخت که من به نزدیک ترین نیمکت به معلم می نشینم و۰۰۰
اما سالیان سال است که دیگر ما دانش آموزان کلاس و آن مدرسه نیستیم ونه نیمکتی داریم ونه کلاسی وتنها آنچه از ما در آن مدرسه باقی است پرونده ها ونمره های ماست.
دخترم : زیبایی ، جوانی ، مورد توجه بودن ، سر آمد بودن وهمه زیبایی های دنیا به سرعت می گذرد وفقط نمره ی هرکسی در مدرسه دنیا وبهره ی هرکس از بازار دنیا در پرونده او باقی است .» (۴)
اما درباره سستی فرزندان عزیز در عبادت بازهم نیاز به ایمان قوی شماست که ناشی از آگاهی دقیق وگرایش باطنی شما به این مسئله است.
درباره اسرار عبادت گفته شده است مهمترین رازهای عبادی طهارت ضمیر است که انسان جانش را از هر چیزی غیر ازخدا پاک کند درباره نماز آمده است « اقم الصلوه لذکری » (۵) نمازبخوانید تا یاد مرا زنده کنید. که من در یاد شما بوسیله نماز ظهور کنم واگر یاد خدا بوسیله نماز در دلها ظهور کرد آن قلب مطمئن است زیرا یاد خدا دلها را آرام ومطوئن می کند الا بذکرالله تطمئن القلوب . پس دل انسان نمازگزار مطمئن است . چیزی او را نمی هراساند ، هرگز از غیرخدا نمی ترسد ، هیج دشمنی چه از درون وچه از بیرون نمی تواند او را بهراساند ، زیرا اهل نماز اهل یاد حق هستند ویاد حق عامل طمأنینه است.

درسوره معراج درباره اسرار نماز می فرماید : ان الانسان خلق هلوها ، اذا مسه الشر جزوعا ،واذا مسه الخیر منوعا ،الا المصلّین . (۶) انسان طبعاً موجودی سخت حریص وبی صبر است اگر رنج وشری به او برسد جزع وبی تابی می کند وصبر را از دست می دهد واگر خیری به او برسد سعی می کند به دیگران نرساند ، اما نمازگزاران اینگونه نیستند.»
نمازگزار کسی است که سرکشی طبیعت او را رام می کند ودر شداید فزع نمی کند واگر خیری به او رسید به دیگران می رساند.
مصلین کیانند ؟ الذین هم علی صلوتهم دائمون . (۷) آنان همواره نمازشان را می خوانند وهرگز نماز را ترک نمی کنند وبه برکت نماز اینچنین خواهند بود.
والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم (۸) نمازگزار کسی است که مال او حساب شده است ودیگران در مال او سهمی دارند . دیگران دو دسته هستند : عده ای سائلند که روی سؤال دارند وعده ای روی سؤال ندارند ( محروم ) یا دسترسی ندارند
والذین یصدقون بیوم الدین (۹) نمازگزاران کسانی هستند که به قیامت باور دارند چون یاد معاد است که انسان را طاهر می کند وهمه مشکلات براثر فراموشی قیامت است.
والذین هم لامانتهم وعهدهم راعون (۱۰) آنانکه امانتهای خود را چه مالی وچه غیرمالی رعایت می کنند وتعهداتی راکه دارند چه بین خود وخدا وجه بین خود ودیگران عمل می کنند.
والذین هم بشهادتهم قائمون (۱۱) کسانیکه در شهادتهای خود ایستادگی می کنند اگر به وحدانیت حق شهادت می دهند می ایستند ، اگر به رسالت حق شهادت می دهند می ایستند ، اگر در دیگر مسائل حقوقی به حق شهادت می دهند ایستادگی می کنند اهل ایستادگی اند ، اهل قیام اند.
والذین هم علی صلاتهم یحافظون (۱۲) آنها مواظب نماز خویشتن اند ، همه اوقات نماز را حفظ می کنند.

اولئک فی جنات مکرمون (۱۳) اینها در بهشت از کرامت الهی برخوردارند. (۱۴)
دوست عزیز ! آثار نماز را برشمردیم ، ما که محب نماز هستیم و دوست داریم دیگران و فرزندانمان نیز نماز را دوست داشته باشند باید آثار نماز را در ما ببینند تا به طرف نماز وعبادت کشش پیدا کنند پس بهتراست قبل از هر چیز ایمان خود را قوی کنم تا در سایه آن هم خود پرورش پیدا کنیم و هم بتوانیم دیگران را تحت پرورش صحیح خود قرار دهیم چرا که در حدیث داریم : به غیر زبانهایتان مردم را به راه درست راهنمایی کنید .

البته باید خاطر نشان کنیم که برای نفوذ در دلها اسلوبها و روشهای خاص است که باید از آنها بهره گرفت .
خواهر عزیزم ! برای اینکه بتوانید فرزندان خود را مطیع فرمانهای الهی کنید و صحبت شما در این زمینه در آنها مؤثر افتد باید این را درنظر داشته باشید که اگر ما تصور کنیم راه نفوذ در افکار دیگران تنها از طریق آشنائی با استدلالات قوی و غیر قابل انکار درهر موضوع و یا موشکافی در ذکرمحاسن و معایب امور مورد نظر است سخت در اشتباه خواهیم بود زیرا استدلالات هر قدر قوی و منطقی باشد تنها با بخش خود آگاه روح تن انسان سر و کار دارد در حالیکه بخش مهم روح مرحله نا خود آگاه یا نیمه آگاه است که نفوذ در آن تنها از طریق استدلال ممکن نیست بنابراین باید غیر از عقل عواطف مخاطب را به سوی اهداف خود بسیج کرد تا تأثیر مطلوب به دست آید و نیز باید کوشید که زمینه هایی پیش نیاید که عقل و عواطف در دو جناح متضاد قرار گیرند بلکه عواطف باید درهمان سمت قرار گیرد که عقل قرارگرفته است و برای نیل به این مقصود باید از طریق زیر برای بر انگیختن عواطف استمداد جست .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.