منظور حدیث از اینکه عشق مایه گرفتاری هاست، چیست؟

0 128

واژه عشق در معارف اسلامی با همین لفظ و حروف (ع . ش . ق ) کاربرد زیادی ندارد و ما به بیش از سه مورد دست نیافتیم.

یک مورد برای عبادت به کار رفته است. مرحوم کلینی (ره) در اصول کافی ، از امام صادق (ع) نقل می کند : "أفضل الناس من عشق العباده و عانقها؛[۱] برترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد و ملازم آن باشد".

مورد دیگر برای جناب سلمان فارسی (ره) مشاهده می شود که پیامبر اکرم(ص) فرمود: "بهشت بیشتر به سلمان عشق می ورزد تا سلمان به بهشت".[۲]

مورد سوم حدیثی است از امیرالمؤمنین (ع) به نقل از امام باقر(ع) در مورد اباعبدالله الحسین (ع) و شهدای کربلا. روایت چنین است: علی(ع) با مردم کوفه عازم صفین بودند، نزدیک کربلا که رسیدند، حضرت از یاران خودش جلو افتاد. وقتی به مکانی به نام "مقدخان" رسیدند، چند بار آن جا را دور زد و طواف کرد و فرمود: این جا مکانی است که دویست پیامبر خدا(ص) و دویست نفر از اولاد پیامبران را به ناحق کشته اند که همه آنان جزو شهدا هستند، سپس به واقعه عاشورا اشاره کرد و فرمود: اینجا، استراحتگاه اسب ها و مرکب های شهیدان عاشقی است که به خاک و خون کشیده می شوند [ و عشق آنان به عالی ترین درجه ممکن رسیده است، به گونه ای که ] نه احدی از پیشینیان بر آنان سبقیت جسته ، و نه کسی از آیندگان به گرد آنان می رسد".[۳]

و حدیث امام رضا (ع) که در سوال مورد اشاره قرار گرفته است، لفظ عشق را ندارد:

الحبّ داعى المکاره؛[۴] حضرت رضا علیه السلام فرمود: دوست داشتن آدمى را به کارهاى مکروه و ناپسند وامیدارد.

کار ناپسند نیز در این جا دو گونه معنا می تواند داشته باشد. ۱- فعلی که از نظر اخلاقی ناپسند است. ۲- فعلی که برای انجام دهنده آن، مطابق میل نیست. که معنای دوم با توجه به سیاق سخن، می تواند مد نظر باشد. چون دوست داشتن شی یا کسی، سبب می شود انسان به اموری مشغول شود و باید در این راه، واقع شدن سختی ها و مشقت ها را از قبل در نظر بگیرد.

در واقع امام (ع) می فرمایند: دوست داشتن هزینه هایی دارد که باید آن را بپردازید. که البته این معنا در عشق شدیدتر موجود است و دقت در معنا و حقیقت عشق به خوبی این را نشان می دهد:
در رابطه با حقیقت عشق و محبت مجمع البحرین می نویسد:"عشق محبتی است که از حد تجاوز کند و انسان را از حال عادی خارج نماید. پس هر محتبی ملازم عشق نیست اما هر عشقی با محبت همراه است. انواع محبت ها در انسان وجود دارد، امّا همه آن ها در مرتبه عشق نیستند. دو دوست نسبت به یکدیگر محبت دارند. مرید نسبت به مراد و مرشد خویش محبت دارد اما عشق محبتی دیگر است.
عشق در اصل از "عَشَقه " که نام گیاهی است که در فارسی به آن پیچک می گویند، گرفته شده است. این گیاه به هر چیزی برسد، دور آن می پیچد و به تدریج آن را در احاطه خود می گیرد. وقتی محبت شدت یابد و همانند پیچک جان و روح انسان را به تسخیر خویش در آورد، آن را "عشق" می نامند.
جالینوس حکیم می گوید. "در مغز انسان سه جایگاه ویژه قرار دارد: یکی مخزن تخیّل است. دومی جایگاه فکر و سومی ظرف ذکر و یادآوری است." عاشق به کسی گویند که لحظه ای خیال و فکر و ذکرش از معشوق جدا نباشد. عشق و محبّت و هجران معشوق آن چنان قلب و جان و روح عاشق را مسخّر نموده که آب و خواب و غذا را از او گرفته و او به چیزی جز معشوق نمی اندیشد و کسی جز او را نمی بینند. هر کس چنین نیست، عاشق نیست.[۵]

پی نوشت ها:

[۱]. محمد باقر مجلسی ، بحار ، ج ۷۰ ، ص ۲۵۳.
[۲]. همان ، ج ۲۲، ص ۳۴۱.
[۳]. همان، ج ۴۱، ص ۲۹۵.
[۴]. مسند الإمام الرضا علیه السلام ،ج‏۱ ، ص۳۰۴.
[۵]. مجمع البحرین، ماده عشق.

منبع: شهر سوال

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.