منظور از آیات ۱۵تا۱۸سوره اسراءدر چیست؟

0 39

این آیات به احکام و مسائلی اساسی درباره حساب و کتاب و جزای اعمال پرداخته و به نکاتی پیرامون وظایف و کارکردهای انسان و کارهایی که خداوند در قبال این عملکردها انجام می دهد اشاره می کند.به طور خلاصه می توان این نکات در چند بند تقسیم نمود:

۱.بیان قانونی کلی مبنی براینکه هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد. البته این قانون کلی که” هیچکس بار گناه دیگری را به دوش نمی‏کشد” هیچگونه منافاتی با آنچه در آیه ۲۵ سوره نحل گذشت که می‏گوید:” گمراه کنندگان بار مسئولیت کسانی را که گمراه کرده‏اند نیز بر دوش می‏کشند” ندارد.

زیرا آنها به خاطر اقدام به گمراه ساختن دیگران، فاعل آن گناهند، و یا همچون فاعل آن محسوب می‏شوند، بنا بر این در حقیقت این بار گناهان خودشان است که بر دوش دارند و به تعبیر دیگر” سبب” در اینجا در حکم” مباشر” (انجام دهنده کار) است.

همچنین روایات متعددی که در زمینه سنت نیک و بد گذشت و مفهومش این بود که هر کس سنت نیک یا بدی بگذارد در پاداش و کیفر عاملین به آن، شریک است، نیز با آنچه در بالا گفتیم تضادی ندارد، چرا که” سنت‏گذار” در واقع از اجزای علت تامه عمل است و شریک در فاعلیت.[۱]

۲.هیچ شخص و قومی از سوی پروردگار محازات نمی شود مگر اینکه پیامبری برای آن ها مبعوث گردد تا وظایفشان را کاملا تشریح و اتمام حجت کند.

۳.اقوام و اشخاص اگر پس از اتمام حجت خداوند بوسیله پیامبران از فرامین الهی سرپیچی کنند وبه مرحله فسق و مخالفت برسند سرانجامی جز هلاکت به همراه نخواهند داشت. در اینکه منظور از عذاب در اینجا هر نوع عذاب دنیا و آخرت است یا خصوص عذاب استیصال” (یعنی مجازاتهای نابود کننده همچون طوفان نوح) در میان مفسران گفتگو است، ولی بدون شک ظاهر آیه مطلق است و هر نوع عذاب را شامل می‏شود.

و نیز در اینکه آیا این حکم، مخصوص آن دسته از مسائل شرعی است که تنها راه فهم آنها ادله نقلیه است و یا همه مسائل را اعم از اصول و فروع، عقلی و نقلی شامل می‏شود؟ باز در میان مفسران گفتگو است اما اگر بخواهیم به ظاهر آیه که اطلاق دارد عمل کنیم باید بگوئیم همه احکام عقلی و نقلی را در رابطه با اصول و فروع دین شامل می‏شود، و مفهوم این سخن آن است که حتی در مسائلی که عقل مستقلا نیک و بد آن را تشخیص می‏دهد (مانند خوبی عدالت و بدی ظلم) باز تا پیامبران الهی نیایند و حکم عقل را به وسیله حکم نقل تایید و تقویت نکنند خداوند به لطفش کسی را مجازات نخواهد کرد (دقت کنید).

ولی از آنجا که این مطلب بسیار بعید به نظر می‏رسد، زیرا مستقلات عقلی نیازی به بیان شرع ندارد و حکم عقل برای اتمام حجت در اینگونه موارد کافی است، چاره‏ای جز این نداریم که مستقلات عقلی را از آیه استثناء کنیم و یا اگر استثناء نکنیم، عذاب را در این جمله به معنی” عذاب استیصال بگیریم که نتیجه‏اش این می‏شود: خداوند به لطفش، ستمگران و منحرفان را نابود نمی‏کند مگر اینکه پیامبران را بفرستد و همه راههای سعادت را نشان دهند، حتی مستقلات عقلی را با بیان شرعی تایید نموده، اتمام حجت را از دو سو یعنی عقل و نقل به انجام برسانند .[۲]

۴.ضمن اینکه علت واقعی هلاکت که در نتیجه گردن کشی را به دنبال دارد حب دنبا و دنبا پرستی معرفی شده استو امر به فسق هم که به مترفین و ثروت مندان خطاب می شود دارای چندین وجه است که ما تنها به تفسیر نمونه اکتفا می کنیم.در این تفسیر آمده است :

خداوند هرگز قبل از اتمام حجت و بیان دستوراتش کسی را مؤاخذه و مجازات نمی‏کند، بلکه نخست به بیان فرمانهایش می‏پردازد، اگر مردم از در اطاعت وارد شدند و آنها را پذیرا گشتند چه بهتر که سعادت دنیا و آخرتشان در آنست، و اگر به فسق و مخالفت برخاستند و همه را زیر پا گذاشتند اینجا است که فرمان عذاب در باره آنها تحقق می‏پذیرد و به دنبال آن هلاکت است.اگر درست در آیه دقت کنیم، چهار مرحله مشخص برای این برنامه بیان شده است:

۱- مرحله اوامر (و نواهی).

۲- مرحله فسق و مخالفت.

۳- مرحله استحقاق مجازات.

۴- مرحله هلاکت..[۳]                  

[۱] تفسیر نمونه، ج‏۱۲، ص: ۵۱

[۲] تفسیرنمونه ،ج۱۲،ص۵۱و۵۲

[۳] برای مطالعه بیشتر می توانید به کتابهای تفسیر نمونه ج۱۲وتفسیر المیزان ج ۱۳ مراجعه نمایید.

منبع: حوزه نت

 

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.