ابلیس ازنظرقرآن چگونه موجودی ست؟

0 115

«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ» (1)

«وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدینَ» (2)

«إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدینَ» (3)

«قالَ یا إِبْلیسُ ما لَکَ أَلاَّ تَکُونَ مَعَ السَّاجِدینَ» (4)

«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طیناً» (5)

«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونی‏ وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً» (6)

«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى»‏ (7)

«وَ جُنُودُ إِبْلیسَ أَجْمَعُونَ» (8)

«إِلاَّ إِبْلیسَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ» (9)

«قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالینَ» (10)

«وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَریقاً مِنَ الْمُؤْمِنینَ» (11)

شیطان و ابلیس:

۱. شیطان در لغت، اسم جنس است به معنای موجود شرور، و شامل هر موجود متمرّد و طغیانگر و خرابکاری می‏شود. خواه از جن باشد یا انسان یا سایر موجودات. به همین جهت در قرآن کریم گاه به صورت مفرد و گاه جمع به کار رفته است مانند تعبیر شیاطین الجنّ و الانس (۱۲)

۲. شیطانی که معمولاً مورد سخن است، موجودی است به نام ابلیس که در قرآن سخن از او آمده است.

۳. ابلیس، موجودی است از نوع جنّ که به فرموده قرآن کریم به واسطه عبادت پروردگار در رتبه ملائکه قرار گرفته بود لکن با تکبّر و طغیان از فرمان و دستور الهی مطرود واقع گشت و قسم یاد کرد که بنی آدم را اغوا کند: «فسجدوا الا ابلیس کان من الجنّ ففسق عن امر ربّه» (13)

۴. ابلیس و شیطان به مانند انسان و بشر مترادف و هم معنی هستند.

۵. ابلیس از نظر لغوی به معنی مأیوس و متحیر آمده، از ماده بلس؛ و شیطان از ماده شاط به معنی کسی که از غضب برافروخته است و یا از ماده شطن به معنی دوری است که دوری از خوبیها و خداوند مراد است و درکل مراد از این دو لفظ همان شیطان است.

۶. ولی در قرآن آیاتی که مربوط به سجده نکردن شیطان است واژه ابلیس آمده همچنین در جریانات راجع به حضرت آدم(ع) بیشتر واژه ابلیس آمده و در چند مورد شیطان آمده است و موارد دیگر استعمال شیطان برای شیطان معروف و سایر شیاطین آمده است به همین جهت برخی مدعی‏اند ابلیس عَلَم و اسم خاص همان شیطان معروف است که سجده نکرد.

۷. شیطان معانى مختلفى دارد، که یکى از مصداقهاى روشن آن ابلیس و مصداق دیگر آن انسان‌هاى مفسد و منحرف کننده است.

____________
(۱) بقره، ۳۴.
(۲) اعراف، ۱۱.
(۳) حجر، ۳۱.
(۴) حجر، ۳۲.
(۵) اسراء، ۶۱.
(۶) کهف، ۵۰.
(۷) طه، ۱۱۶.
(۸) شعراء، ۹۵.
(۹) ص، ۷۴.
(۱۰) ص، ۷۵.
(۱۱) سبأ، ۲۰.
(۱۲) انعام ، ۱۱۲.
(۱۳) کهف، ۵۰.

منبع : پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.