علت اختلاف مردم از نظر نعمت‏های ظاهری چیست؟

0 40

اختلاف مردم از نظر نعمت‏های ظاهری، جهات مختلفی دارد:

۱- بعضی از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
این اختلاف ها، مورد تائید خداوند نیست و خداوند پیامبران خود را برای جلوگیری از این نوع اختلاف ها ارسال کرده است:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ؛[۱] ما پیامبرانمان را با دلیلهاى روشن فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند. و آهن را که در آن نیرویى سخت و منافعى براى مردم است فرو فرستادیم.
همانطور که در ذیل این آیه روشن است باید این نوع تفاوت را از بین برد که در بعضی موارد تنها چاره آن، سرکوب کردن متجاوز و زیاده خواه است. و در آیه این مساله با بیان نزول آهن مورد اشاره قرار گرفته است.
و دور نمای نظام هستی نیز بر چیده شدن این گونه تفاوت هاست:
وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛[۲] و ما در زبور- پس از تورات- نوشته‏ایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد.

۲- برخی موارد معلول کار و تلاش خود انسان ها است. که این تفاوت ها ثمره نظام علیت در آفرینش است. البته در این نوع تفاوت ها، انسان باید مراقب باشد که این نیرو و توان را از جانب خدا دریافت کرده است و بداند که بدون اذن خدا ، هیچ عملی نمی توان انجام دهد. و اگر مانند قارون دچار خودبینی شود، ممکن است سرنوشتی نظیر سرنوشت قارون پیدا کند:
قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی؛[۳] گفت: آنچه به من داده شده، در خور دانش من بوده است.
فخَسَفْنَا بِهِ وَ بِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا کَانَ لَهُ مِن فِئَهٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا کاَنَ مِنَ الْمُنتَصِرِینَ؛[۴] وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْاْ مَکاَنَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ یَقْدِرُ  لَوْ لَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا؛[۵] پس او و خانه ‏اش را در زمین فرو بردیم و در برابر خدا هیچ گروهى نداشت که یاریش کند و خود یارى کردن خویش نمى ‏توانست. روز دیگر آن کسان که دیروز آرزو مى‏ کردند که به جاى او مى ‏بودند، مى‏گفتند: شگفتا که خدا روزى هر کس را که خواهد فراوان کند یا تنگ سازد. اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را هم در زمین فرو مى ‏برد.

۳- قسمتی دیگر از تفاوت‏ها، طبیعی و لازمه آفرینش انسان است، که با توجه به آن شرایط تلاش بندگان در محضر خداوند سنجیده می شود. مثلا زندگی اجتماعی انسان ایجاب می کند که استعدادها و توانایی های مختلفی در بین آن ها وجود داشته باشد تا در کنار هم قرار گرفتن این استعدادها، جامعه به رفع احتیاجات خود بپردازد. مثلا اگر همه استعداد پزشکی داشته باشند و بخواهند به دنبال این حرفه بروند، بسیاری از شئون مورد نیز نیاز جامعه بشری معطل می شود.
این تفاوت ها نیز به معنای نقض عدالت نیست. اینکه کار شنیدن به گوش سپرده می شود و کار دیدن به چشم سپرده می شود، علیرغم اینکه تفاوتی را ایجاد می کند، اما عدالتی را از بین نمی برد.
در حدیثی حضرت آدم (ع) از این گونه اختلاف ها از خداوند سوال نمود:
آدم عرض کرد: خداوندا، اگر آنها را یک جور خلق مى ‏کردى و به همه آنها یک طبیعت و ذات، و روزى و عمر یکسان مى‏دادى بهتر نبود؟ چون در آن صورت آنها نسبت به هم تعدى نمى‏کردند و میان آنها حسد و کینه و بغض پدید نمى ‏آمد. خلاصه هیچ گونه اختلاف با هم نداشتند؟
خداوند عز و جل فرمود: اى آدم، تو بوسیله روحى که از من دارى حرف مى ‏زنى و درک مى ‏کنى. ولى بواسطه نقصى که جسمت دارد مطالبى را مى ‏گویى که عالم به حقیقت آنها نیستى. در حالى که مى ‏دانى من خداوند عالم و حکیم هستم و من بواسطه همان علم و حکمتى که دارم میان مخلوقاتم اختلاف به وجود آوردم و با مشیت خودم امور آنها را اداره مى ‏کنم …  بعضى را کور و بعضى را بینا، بعضى را کوتاه قد و برخى را بلند قد، بعضى را زیبا و بعضى را زشت، بعضى را عالم و برخى را جاهل، بعضى را فقیر و بعضى را غنى کردم، بعضى را مطیع و برخى را عاصى، برخى را بیمار و عده‏اى را سالم، بعضى را زمین ‏گیر و برخى بدون عیب هستند.

همه این کارها لازمه خلقت بود. براى این که آن شخص سالم و بى ‏عیب به آن شخص معیوب نگاه کند و به خاطر سلامتى‌‏اش به من شکر و حمد بگوید. و یا آن که عیب‏دار است به شخص سالم نگاه کند به من متوسل شود تا به او هم سلامتى بدهم. و همچنین به بلاى من صبر کند تا به او پاداش خوب بدهم. یا این که شخص غنى به فقیر نگاه کند به خاطر ثروتى که به وى داده‏ام به من حمد نماید، و یا شخص فقیر با دیدن شخص غنى از من ثروت بخواهد و یا این که مؤمن به کافر نگاه کند به خاطر هدایتى که داده‌‏ام به من حمد و سپاس گوید… .[۶]

 

[۱]. حدید/۲۵.
[۲]. انبیاء/۱۰۵.
[۳]. قصص/۷۸.
[۴]. قصص/۸۱.
[۵]. قصص/۸۲.
[۶]. الجواهر السنیه-کلیات حدیث قدسى  ص ۱۸.

منبع: شهر سوال

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.