چرا سوره حمد مادر قرآن نامیده شده است؟
چرا سوره حمد مادر قرآن نامیده شده است؟
در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم که فرمود:
«و الذی نفسی بیده ما انزل اللَّه فی التوراه و لا فی الزبور و لا فی القرآن مثلها هی ام الکتاب؛ قسم به کسی که جان من به دست او است؛ خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور و نه حتی در قرآن، مثل این سوره را نازل نکرده است. و این ام الکتاب است»[۱]
دلیل این سخن با تأمل در محتوای این سوره روشن می شود. چرا که این سوره در حقیقت فهرستی است از مجموع محتوای قرآن. بخشی از آن توحید و شناخت صفات خدا است، بخشی در زمینه معاد و رستاخیز، سخن می گوید و بخشی از هدایت و ضلالت که خط فاصل مؤمنان و کافران است؛ حرف می زند. و نیز در آن اشاره ای است به حاکمیت مطلق پروردگار و مقام ربوبیت و نعمت های بی پایانش که به دو بخش عمومی و خصوصی(بخش رحمانیت و رحیمیت) تقسیم می گردد. همچنین اشاره به مسئله عبادت و بندگی و اختصاص آن به ذات پاک او شده است.
سوره حمد، در حقیقت هم بیانگر توحید ذات است؛ هم توحید صفات، هم توحید افعال، و هم توحید عبادت.
و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه گانه ایمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به ارکان را در بر دارد، و می دانیم«ام» به معنای اساس و ریشه است.
+همچنین بخوانید : منظور از الحمدلله رب العالمین چیست؟
شاید به همین دلیل است که ابن عباس مفسر معروف اسلامی می گوید:
«ان لکل شی ء اساسا. .. و اساس القرآن الفاتحه؛ هر چیزی اساس و شالوده ای دارد. .. و اساس و زیر بنای قرآن، سوره حمد است»
روی همین جهات است که در فضیلت این سوره از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است:
«ایما مسلم قرأ فاتحه الکتاب اعطی من الاجر کانما قرأ ثلثی القرآن، و اعطی من الاجر کانما تصدق علی کل مؤمن و مؤمنه؛ هر مسلمانی سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه کسی است که دو سوم قرآن را خوانده است و گویی به هر فردی از مردان و زنان مؤمن هدیه ای فرستاده است» [۲]
+همچنین بخوانید : تفسیر سوره فاتحه
تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آن است که بخشی از قرآن توجه به خدا است و بخشی توجه به رستاخیز و بخش دیگری احکام و دستورات است که بخش اول و دوم در سوره حمد آمده و تعبیر به تمام قرآن(در برخی روایات دیگر) به دلیل آن است که همه قرآن را از یک نظر در ایمان و عمل می توان خلاصه کرد که این هر دو در سوره حمد جمع است.[۳]
پی نوشت ها:
[۱] مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸۹، ص ۲۵۹.
[۲] همان، ص ۲۵۹.
[۳] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵-۳.
منبع: حوزه