منظور از کلمه وحید در آیه ۱۱ سوره مدثر چیست؟

0 837

منظور از کلمه وحید در آیه ۱۱ سوره مدثر چیست؟

سوره مُدَّثِّر‌ هفتاد و چهارمین سوره و از سوره‌های مکی قرآن است که در جزء ۲۹ قرآن جای دارد. سوره مدثر در آغاز بعثت بر پیامبر(ص) نازل شده‌ است. واژه مدثر به معنای «جامه به خود پیچیده» است و اشاره به پیامبر (ص) دارد. در آیات ابتدایی این سوره، خداوند به پیامبر(ص) (که از تکان روحی آغاز وحی، احساس سرما می‌کرد و جامه به خود پیچیده بود) دستور می‌دهد برخیزد و مردم را هشدار دهد.

بنابر بسیاری از روایات، بخشی از این سوره درباره وَلید بن مُغِیرَه نازل شده است که پیامبر را ساحِر (جادوگر) می‌خواند. خداوند در این سوره با اشاره به عظمت و شأن قرآن، کسانی را که منکر قرآن شوند و آن را سِحر بخوانند، تهدید کرده است.

«ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً»[۱] این آیه و آیات بعد در مورد ولید بن مغیره مخزومی یکی از سران معروف قریش نازل شده است.

تعبیر به وحید(تنها) ممکن است توصیفی برای خالق باشد و یا برای مخلوق، در صورت اول نیز دو احتمال وجود دارد: نخست این که مرا با او تنها بگذار که خودم او را کیفر شدید دهم یا اینکه من تنها خودم او را آفریدم و این همه نعمت ها به او بخشیدم اما او نمک‏نشناسی کرد

در صورت دوم نیز دو احتمال وجود دارد: ممکن است اشاره به این باشد که او در شکم مادر، و به هنگام تولد، تک و تنها بود. نه اموالی داشت و نه فرزندانی و این ها را همه بعداً به او بخشیدم یا اشاره به این که او خودش را وحید(شخص منحصر به فرد در میان عرب) می‏نامید.

مشهور است که می‏گفت: «انا الوحید ابن الوحید؛ لیس لی فی العرب نظیر و لا لابی نظیر! من منحصر به فرد و فرزند منحصر به فردم! در عرب نه نظیری برای من وجود دارد و نه برای پدرم!»[۲] این مطلب به عنوان استهزا در آیه تکرار شده است.

ولی از میان همه این تفسیرهای چهار گانه، تفسیر اول از همه مناسب تر است.[۳]

داستان ساحرخواندن پیامبر(ص)

بنابر روایات و منابع تفسیری، آیاتی از سوره مدثر درباره وَلید بن مُغِیرَه نازل شده است. این شأن نزول دو گونه نقل شده است:

۱/قُرَیش در دارُ النَّدوَه جمع شدند [تا در مورد مقابله با پیامبر(ص) تصمیم بگیرند] و ولید که به عقل و درایت مشهور بود آنان را به این ترغیب کرد که حرف‌هایشان را درباه پیامبر(ص) یکی کنند. قریش تصمیم داشتند آن حضرت را شاعر یا کاهن یا دیوانه بخوانند؛ اما ولید بن مغیره گفت هیچ‌کدام اینها مناسب او نیست؛ چراکه آیات قرآن را نه شبیه شعر، نه شبیه کهانت و نه شبیه به دیوانگی دید، بلکه او پیامبر(ص) را ساحر خواند. قریشیان از دار الندوه خارج نمی‌شدند مگر اینکه در برخورد با پیامبر(ص) می‌گفتند: ای ساحر! ای ساحر! این رفتار، پیامبر(ص) را ناراحت کرد و خداوند آیات یازدهم تا بیست و پنجم را نازل کرد.

۲/پیامبر(ص) در حِجر اسماعیل می‌نشت و قرآن می‌خواند. روزی قریش از ولید بن مغیره خواستند نظرش را درباره آنچه پیامبر(ص) می‌خواند بگوید. ولید برای شنیدن قرآن به پیامبر(ص) نزدیک شد و به پیامبر گفت از سروده‌هایت برایم بخوان. پیامبر(ص) آن را کلام الهی بیان کرد و از سوره حم سجده (سوره فصلت) آیاتی را برای او خواند. مو بر بدن ولید راست شد و بدون رفتن به سوی قریش، مستقیماً به خانه رفت. قریش گمان کردند او به محمد(ص) ایمان آورده پس به نزد ابوجهل رفتند و ماجرا را گفتند. ابوجهل درباره قرآن از ولید پرسید آیا کلام محمد(ص) شعر است یا خطابه که ولید هر دو را رد کرد و تا فردا مهلت خواست تا نظرش را بگوید. ولید بن مغیره نهایتاً پیامبر(ص) را ساحر خواند و گفت: بگویید کلام محمد سِحر است؛ برای اینکه دل انسان را مُسَخَّر می‌کند. به همین جهت آیات هشتم تا یازدهم در این باره نازل شد

 

______________________

پی نوشت ها:

[۱] مدثر، ۱۱.

[۲] تفسیر فخر رازی و کشاف و مراغی و قرطبی ذیل آیات مورد بحث، از بعضی از روایات نیز استفاده می‏شود که وحید به معنای بی‏پدر و فرزند نامشروع است، ولی در این روایت قرینه‏ای وجود ندارد که تفسیر آیه فوق باشد. به علاوه با دقت روشن می‏شود که این معنا متناسب با آیه فوق نیست به نقل از تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۲۲۵.

[۳] تفسیر نمونه، ج ‏۲۵، ص ۲۲۳.
منبع: حوزه

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.