معنا و ماهیت حقیقى شب قدر چیست؟ این شب چه اهمیتى دارد؟

0 47

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه گیرى است.[۱] «تقدیر» نیز به معناى اندازه گیرى و تعیین است.[۲] در اصطلاح «قدر» عبارت است از: ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن[۳]. به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز «قدر» نام دارد.[۴]

بر اساس حکمت الهى در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه اى خاص دارد و هیچ چیز بى حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد، بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده و گذشته، حال و آینده آن با هم مرتبط است.

استاد مطهرى رحمه الله در تعریف قدر مىفرماید: «… قدر به معناى اندازه و تعیین است… حوادث جهان… از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است»[۵]. پس در یک کلام «قدر» به معناى ویژگى هاى طبیعى و جسمانى اشیاء است که شامل اندازه، حدود، طول، عرض و موقعیت هاى مکانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در بر مىگیرد.

این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان که در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ فرمود: «تقدیر الشىء طوله و عرضه»؛ «اندازه گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است».[۶] در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «هو الهندسه من الطول و العرض و البقاء»؛ «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقا است».[۷] بنابراین، معناى تقدیر الهى این است که در جهان مادى، آفریده ها از حیث هستى و آثار و ویژگى هایشان، محدوده اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى که علت ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى و آثار و ویژگى هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى، به وسیله قالب هایى از داخل و خارج، اندازه گیرى و قالب گیرى مى شود. این قالب ـ یعنى، طول، عرض، شکل، رنگ، موقعیت مکانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى ـ حدود آن به شمار مى آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى؛ یعنى، هدایت آنها [ از جانب خداوند] به سوى مسیر هستى شان که براى آنها مقدر گردیده است و آنها در آن قالب گیرى شده اند.[۸]

در قرآن مىخوانیم: «وَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدى»[۹] «[ خداوند] آن کسى است که تقدیر کرده، پس هدایت مىکند». البته چون انسان موجودى آگاه و با اراده است، لذا انتخاب سعادت یا شقاوت و نیز راه رسیدن به این دو، به اراده او گذاشته شده است. بنابراین شب قدر، شبى است که همه مقدرات سالانه انسان با ملاحظه، اراده و اختیار و قابلیت هاى او تقدیر مىگردد. شب قدر یکى از شب هاى نیمه دوم ماه رمضان است که طبق روایات ما، یکى از شب هاى نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.[۱۰] در این شب ـ که شب نزول قرآن به شمار مى آید ـ امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه اى که در طول سال متناسب با اراده و قابلیت انسان واقع مى شود، تقدیر مىگردد[۱۱].

شب قدر همیشه و هر سال، تکرار مىشود. عبادت این شب، فضیلت فراوان دارد و بهره بردارى از آن در نیکویى سرنوشت یک ساله، بسیار مؤثّر است.[۱۲] در این شب تمام حوادث سال آینده، به امام هر زمان ارائه مى شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى گردد. امام باقر علیه السلام مى فرماید: «انه ینزل فى لیله القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنهً سنهً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا»[۱۳] ؛ «در شب قدر به ولى امر(امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود».

امام باقر علیه السلام در جواب معناى آیه «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَیْلَهٍ مُبارَکَهٍ»[۱۴] فرمود: «شب قدر شبى است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است که خداى تعالى درباره اش فرموده است: «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ…»[۱۵]. در شب قدر هر حادثه اى که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود: خیر و شرّ، طاعت و معصیت و فرزندى که قرار است متولد شود، یا اجلى که بنا است فرا رسد، یا رزقى که قرار است برسد و…».[۱۶] بنابراین در قرآن کریم نسبت به تقدیر الهى و شب قدر، توجه خاصى شده است که ارتباط ویژه جهان هستى و عالم ماده و انسان را با حق تعالى بیان مىکند. اگر هر کس به این ارتباط اعتقاد داشته و بر طبق آن حرکت کند، به سرنوشت بسیار مطلوبى نائل خواهد شد.

پی نوشت:

[۱]. سید على اکبر، قرشى، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۲۴۶ و ۲۴۷٫

[۲]. همان، ص ۲۴۸٫

[۳]. سید محمد حسین، طباطبایى، المیزان، ج ۱۲ ص ۱۵۰ و ۱۵۱٫

[۴]. همان، ج ۱۹، ص ۱۰۱٫

[۵]. مرتضى، مطهرى، انسان و سرنوشت، ص ۵۲٫

[۶]. محاسن برقى، ج ۱، ص ۲۴۴٫

[۷]. بحارالانوار، ج ۵، ص ۱۲۲٫

[۸]. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۰۱ ـ ۱۰۳٫

[۹]. اعلى۸۷، آیه ۳٫

[۱۰]. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۱، صص ۳۱۲ ـ ۳۷۵٫

[۱۱]. کلینى، کافى، ج ۴، ص ۱۵۷٫

[۱۲]. میرزا جواد، ملکى تبریزى، المراقبات، صص ۲۳۷ ـ ۲۵۲٫

[۱۳]. کافى، ج ۱، ص ۲۴۸٫

[۱۴]. دخان ۴۴، آیه ۳٫

[۱۵]. همان، آیه ۴٫

[۱۶]. المیزان، ج ۲۰، ص ۳۸۲٫

منبع: حوزه

مطالب مشابه:

تحفه های رمضانی
«رمضان» نام خدا؟
ضیافت رمضان، برای میهمانان ویژه
اردوگاه آسمانی رمضان

نزول قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.