تفسیر و تأویل قرآن به چه معناست؟ و تفاوت آن‏ها چیست؟

0 36

معناى لغوى: «تفسیر»، در لغت به معناى پرده بردارى، کشف، و آشکار کردن معناى چیزى مى‏باشد.

معناى اصطلاحى: مقصود از تفسیر قرآن، این است که ما معانى آیات قرآن و مقاصد خداوند تبارک و تعالى را، متوجه بشویم و براى دیگران بیان کنیم.

علامه طباطبائى رحمه الله در این باره مى‏نویسند: تفسیر به معناى بیان معانى آیات قرآن و کشف مقاصد، و مدلول‏هاى آن است.

بدین ترتیب در تفسیر قرآن چند عنصر اساسى وجود دارد:

اول: متوجه شدن معانى کلمات و آیات.

دوم: بدانیم، هدف خدا از بیان این آیه چه بوده است.

سوم: این که آن مطلب را براى دیگران اظهار و بیان کنیم.

اگر این سه مرحله انجام شود، تفسیر صورت گرفته است.

البته چنین تفسیرى باید براساس قرائن و منابع معتبر باشد یعنى اینکه از قرائن عقلى و قرائن نقلى مثل آیات دیگر قرآن، و احادیث پیامبر صلى الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام استفاده شود تا تفسیرى معتبر و جایز ارائه شود.

تأویل:

معناى لغوى: واژه‏ى «تأویل» در لغت به معناى ارجاع دادن چیزى به چیز دیگر است، مانند این که یک موضوعى را به یک معنایى ارجاع بدهیم، یا یک واقعه‏اى را به واقعه‏ى دیگر، ارجاع بدهیم، پس تأویل ممکن است در، اشیاء، به أشیاء باشد؛ و ممکن است در، معانى باشد، اما بحث ما در مورد، معانى است.

در قرآن کریم در آیات متعددى واژه‏ى تأویل آمده، از جمله در آیه‏ى ۷ سوره‏ى آل عمران مى‏فرماید: «مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»؛ «تأویل قرآن را جز خدا و کسانى که راسخ در علم باشند (/ عمیق و ژرف‏نگر باشند) نمى‏دانند»

قدماى از مفسرین  واژه‏ى تأویل را به معناى تفسیر امروزى به کار مى‏بردند ولى امروزه واژه‏ى تأویل به آن معنا به کار نمى‏رود بلکه معناى جدیدى پیدا کرده؛ اکنون معناى مخالف ظاهر لفظ را تأویل مى‏گویند. به عبارت دیگر برگرداندن ظاهر لفظ به معناى مرجوح.

دست خدا بالاتر است از دست‏هاى آنها.

ظاهر این آیه‏ى شریفه، این است که «خدا دست دارد» ولى وقتى ما به آیات دیگر قرآن مثل آیه‏ى شریفه‏ى «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ»

 مراجعه مى‏کنیم با قرینه‏ى  اینگونه آیات، این آیه را تاویل مى‏کنیم، یعنى آن را از ظاهرش به یک معناى دیگرى بر مى‏گردانیم، و مى‏گوییم مقصود، دست نیست بلکه مقصود، قدرت خداست و «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» یعنى قدرت خدا برتر است و در ترجمه مى‏نویسیم: «دستِ (قدرتِ) خدا بالاى دست آن‏هاست.» نه اینکه خدا دست داشته باشد، چون هیچ چیزى مثل خدا نیست، و دست ما هم مثل دست خدا نیست و اینجا چیز دیگرى از دست مقصود است.

و یا با قرینه‏ى عقلى مى‏دانیم که، چون خدا جسم نیست، نمى‏تواند دست داشته باشد زیرا اگر جسم باشد، لازمه‏اش محدودیت است و خدا محدود نیست.

بنابراین واژه‏ى «ید» نمى‏تواند به معناى همین دست ما باشد.

البته براى واژه‏ى تأویل، صاحب‏نظران علوم قرآن و تفسیر، معانى دیگرى هم ذکر کرده‏اند از جمله علامه طباطبائى رحمه الله و برخى از اهل سنت آن را به معناى، «حقیقت عینى» معنا کرده‏اند، «۵» و یا برخى دیگر تأویل‏ را به معناى «توجیه متشابهات» دانسته‏اند و آیه‏ى شریفه «مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللّهُ»  را چنین معنا کرده‏اند: «توجیه متشابهات را غیر از خدا کسى نمى‏داند.»

و برخى دیگر گفته‏اند: تأویل در این آیه، به معناى تفسیر مى‏آید.

اگر در کلمات، صاحب نظران علوم قرآن و تفسیر جستجو بکنیم، براى تاویل حدود ۱۲ معنا ذکر شده است؛ ولى مشهورترین آن همان دو معناى اول بود که گذشت یکى به معناى «تفسیر» در نظر قدما و یکى هم به معناى «خلاف ظاهر» در نظر مفسران معاصر، و بقیه بحث‏هاى فنى و دقیقى است که مجال آن اینجا نیست، و در کلاس‏هاى علوم قرآن، و تفسیر این مباحث مطرح مى‏شود.

ولى در مجموع به نظر مى‏رسد واژه‏ى تأویل یک مشترک لفظى است؛ یعنى مى‏تواند در جاهاى مختلف معانى متعددى داشته باشد.

تفاوت تأویل با تفسیر چیست؟

از لابلاى بحث قبل این مطلب روشن شد، که تفسیر آن معناى ظاهرى الفاظ است ولى تأویل جایى است که معناى خلاف ظاهر را با کمک قرینه‏ى عقلى یا نقلى بیان کنیم.

البته اگر تمام معانى تأویل را در نظر بگیریم که نزدیک ۱۲ معنا و کاربرد دارد، گاهى اوقات برخى از معانىِ تفسیر، با تأویل یکى مى‏شود و در پاره‏اى معانى با هم متفاوت مى‏شوند.

همانطور که بیان شد مفسرین گذشته واژه‏ى تفسیر را با تأویل یکى مى‏دانند، ولى در زمان ما، واژه‏ى تفسیر با تأویل کاملًا متفاوت معنا مى‏شود: تفسیر یعنى معناى ظاهرى، تأویل یعنى معناى خلاف ظاهر که با کمک قرینه بدست مى‏آید

منبع: حوزه

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.