اسماء الهی که خدا به آدم (ع)آموخت چه بوده است؟

0 51

علامه طباطبایی در تفسیر خود می‌گوید:

اسماء الهی که به آدم تعلیم داده شد، صرفا یک گروه از لغات و کلمات و اصطلاحات و اسم نبود، بلکه حقایقی بود که خداوند علم خاص آن را به انسان داد. اطلاع آدم بر اسماء مانند اطلاع ما از نام‌های اشیای مختلف نبوده است و گرنه فرشتگان پس از آن که آدم آن‌ها را شرح داد، مثل او می‌شدند و تفاوتی میان آن‌ها و آدم باقی نمی‌ماند.

به علاوه این چه فضیلت و احترامی برای آدم بود که خدا الفاظی به او بیاموزد، ولی به ملائکه یاد ندهد، درصورتی که اگر به آن‌ها یاد می‌داد، مانند او بلکه شاید بالاتر از او بودند. معلوم است چنین کاری برای اثبات فضیلت آدم برای ملائکه قانع کننده نبود. آیا همین که خدا به کسی علم لغت بیاموزد، کافی است که با آن دربرابر فرشتگان استدلال و مباهات کند که این است جانشین و خلیفه من ؟ نه شما؟! سپس بگوید اگر شما هم راست می‌گویید و شایستگی خلافت من را دارید، از الفاظ و لغاتی که انسان‌ها بعد از این برای فهم مقاصد یکدیگر وضع می‌کنند، خبر دهید!

از همه گذشته منظور از لغات، فهم مقاصدات و فرشتگان احتیاجی به آن ندارد، چه این که آن‌ها بدون وساطت الفاظ مقاصد را درک می‌کنند. پس آن‌ها کمالی دارند فوق تکلم.

ضمناً از این بیان معلوم می‌شود علمی را که فرشتگان پس از خبر دادن آدم از اسماء پیدا کردند، با آن علمی که خدا به آدم آموخته بود، تفاوت داشت، زیرا قسمت اوّل برای فرشتگان قابل درک بود، ولی قدرت فرا گرفتن قسمت دوم را نداشتند. شایستگی آدم برای مقام خلافت از لحاظ  علم به اسماء بود، نه خبر دادن از آن. فرشتگان در پاسخ خداوند متعال اظهار بی اطلاعی کرده، گفتند: خدایا! منزهی تو! جز آن چه به ما تعلیم کرده ای نمی‌دانیم.

از بیانات فوق روشن شد که منظور از علم به اسماء تنها نام‌های عده ای از موجودات، یعنی آن نام و لفظی که در لغت دارند نبود، بلکه علمی بود که توأم با کشف حقیقت وجود آن‌ها بود؛ یعنی مسماهای آن اسم‌ها حقایق خارجی و موجودات مخصوصی بوده اند که در پشت پرده غیبت، غیبت آسمان و زمین مخفی بوده و علم به آن‌ها برای یک موجود زمینی مانند آدم امکان داشته، در حالی که برای فرشته‌های آسمانی امکان نداشته. از این گذشته این علم در احراز مقام خلیفه الهی دخالت داشته است.(۱)

علم به اسماء، ملاک خلافت الهی است. هر کس که این ملاک را دارا باشد، خلیفه خدا خواهد بود. بنابراین خلافت خدا منحصر به حضرت آدم نیست.

علامه طباطبایی می‌گوید:

معنای تعلیم اسماء تعلیم به خصوص حضرت آدم (ع)نیست، بلکه علم در نوع انسان به ودیعه گذارده شده و همواره به طور تدریج آثارش در سن او ظاهر می­گردد. چنانچه فرزندان آدم در راه هدایت قدم بگذارند، می‌توانند آن علم را از قوه به فعلیت برسانند.(۲) مصداق بارز خلیفهاللّه که اسماء الهی را می‌داند، امام معصوم است . در قرآن می‌خوانیم:

«قل کفی باللّه شهیداً بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب؛

بگو کافی است که خداوند و کسانی که علم کتاب نزد آن ها است، گواه من باشند».(۳)

در روایات این آیه به امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع) تطبیق شده است.(۴)

خلاصه آن که  علم اسماء چیزی شبیه” علم لغات” نبوده است، بلکه مربوط به فلسفه و اسرار و کیفیات و خواص آنها بوده است، خداوند این علم را به آدم تعلیم کرد تا بتواند از مواهب مادی و معنوی این جهان در مسیر تکامل خویش بهره گیرد.

پی‌نوشت‌ها:

 1. علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه، ناصر مکارم شیرازی، ج ۱، ص ۱۵۱ـ ۱۵.

 2. همان، ص ۱۴۸.

 3. سوره رعد (۱۳) آیه ۴۳.

 4. تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۵۲۱ـ ۵۲۴.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.