آیا قرآن را می توان بدون شان نزول تفسیر کرد ؟

0 39

آیا قرآن را می توان بدون شان نزول تفسیر کرد ؟یا اینکه برای تفسیر صحیح حتما باید به شان نزول آیه و سوره توجه کرد؟

هر گاه به مناسبت جریانی درباره شخص و یا حادثه ای، خواه در گذشته یا حال یا آینده و یا درباره فرض احکام، آیه یا آیاتی نازل شود، همه این موارد را شان نزول آن آیات می گویند، مثلا می گویند که فلان آیه تبت یدا ابی لهب و تب در سوره مسد راجع به ابولهب نازل شده است.

اصطلاح دیگری در علوم قرآن وجود دارد، به نام سبب نزول که بیش تر مفسران میان این دو ( شان نزول و سبب نزول ) فرقی قائل نیستند. اما شان نزول اعم و سبب نزول اخصّ است .

تعریف سبب نزول به حادثه یا پیش آمدی می گویند که متعاقب آن، آیه یا آیاتی نازل شده باشد. آن پیش آمد، موجب نزول گردیده است.(۱)

اما به این نکته توجه داشته باشید که غالب سوره های قرآن بدون شأن نزول خاص از جانب خدا بر قلب پیامبر نازل شده اند تا بر مردم تلاوت کند و آنان را به بینش و اخلاق و رفتار مورد نظر خدا تربیت نماید. بلکه تعداد محدود و کمی از آیات نسبت به کل قرآن شان نزول یا سبب نزول دارد. بیش تر آیات بدون این که واقعه خاصی پیش آمده باشد، بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده اند.

داستان های پیامبران هم هر مقطعش در یک زمان برای آثار تربیتی رفتاری اخلاقی که داشته، بر پیامبر نازل شده، چون قرآن کتاب تاریخ محض نبوده، همه آن را در یک جا و به ترتیب از اول تا آخر شرح نداده، بلکه در هر مقطعی بدان اشاره کرده است.

اگر بگوئیم تفسیر قرآن فقط به وسیله شان نزول صورت می گیرد به یقین با نبود شان نزول خیلی از قرآن از تفسیر و تبیین خالی خواهد بود پس چاره کار چیست و قرآن چگونه برای مردم تفهیم و تبیین و تفسیر گردد؟

در این که قرآن کتابی قابل فهم است و به زبان عربی روشن بیان شده و یادآور فطریات و عقلیات است و با بیان موعظه گونه و نصیحت وار و با وعده و وعید به هدایت آدمیان همت گمارده، هیچ شکی نیست.

قرآن کتاب معما نیست که فقط معما شناسان بتوانند آن را بفهمند و کتاب تخصصی علمی هم نیست که عموم مردم و غیر متخصصان با مراجعه مستقیم به او هیچ بهره ای نگیرند و جز مراجعه به اهل تخصص برای فهم آن راهی نداشته باشند.

قرآن برای هدایت عموم مردم نازل شده و عموم مردم می توانند با مراجعه مستقیم به آن، از سفره گسترده معارفش بهره گیرند و به بسیاری از پیام های هدایتی اش آگاه شوند و این گونه نیست که بهره عموم فقط تلاوت آیات و ثواب بردن باشد بدون این که با آیاتش ارتباط برقرار کرده و چیزی بفهمند.

اما این به این معنا نیست که همه انسانها همه مطالب قران را بفهمند ،قرآن کتاب معارف است و دارای معارفی بالا ست که فهم آن معارف بالا کار همگان نیست و فهم آن برای عده خاصی است که دیگران از روزنه وجودی آنها به معارف قرآن دسترسی می یابند چه این که خود نیز می توانند با تلاش و کوشش و بالا بردن سطح علم و معنوی خود جزء خواص گشته و از این کتاب آسمانی بهره بیشتری ببرند.

مگر خدا نفرموده آیات قرآن دو دسته اند: آیات محکم و متشابه، آیا همه افراد توان ارجاع محکمات به متشابهات و درک معنای صحیح متشابهات را دارند؟

مگر قرآن دارای آیات ناسخ و منسوخ نیست؟ آیا همه افراد توان درک و شناخت آیات ناسخ و منسوخ را دارند؟

آیا قرآن دارای مطلق و مقید نیست و همه افراد توان شناخت این ها را دارند؟

خداوند می فرماید:”«کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلی عَلَیْکُمْ آیاتُ اللّه‏ِ وَ فیکُمْ رَسُولُهُ؛ (۲)  چگونه کفر می‏ورزید و حال آن که آیات خدا بر شما تلاوت می‏شود و رسول خدا در بین شماست؟».

به همین خاطر است که خداوند در کنار نزول قرآن پیامبر(ص) را برای تفسیر و تبیین قرآن مبعوث کرده است تا علاوه بر ارسال قرآن برای مردم وظیفه تبین و تفسیر آن را هم به دوش بگیرد و از این محضر استفاده مردم از قرآن کامل گردد.

در این آیه دو عامل برای هدایت مردم و حفظ آنان از گمراهی معرفی شده است: یکی  آیات کتاب خدا که بر مردم تلاوت می‏شود و دوم رسول خدا که در بین آن هاست و مضمون وحی را تبیین می‏کند. از ظهور کلام فهمیده می‏شود که کتاب خدا بدون ضمیمه شدن تفسیر پیامبر و به تنهایی برای در امان نگه داشتن آن ها از کفر، کافی نیست؛ زیرا ممکن است مضمون وحی را درست نفهمند و آن را بد تفسیر کنند و گمراه شوند.

«اَنْزَلْنا اِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبیِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَیْهِمْ؛ (۳) این قرآن را به سوی تو فرود آوردیم، تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی، و امید که آنان بیندیشند».

در این آیه به صراحت وظیفه رسول خدا تبیین و تفسیر قرآن معرفی شده است این ربطی به شان نزول ندارد و چه بسا برخی شان نزولها اعتبار و سند معتبری هم ندارند .

در آیات متعددی رسول خدا، معلم کتاب معرفی شده است:

«اَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلوْ عَلَیْکُمْ ایاتِنا وَ یُزَکّیکُمُ وُ یُعَلِّمُکُمْ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ؛ (۴) در میان شما فرستاده‏ای از خودتان روانه کردیم که آیات ما را بر شما می‏خواند و شما را پاک می‏گرداند».

«رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ ایاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ یُزَکّیهِمْ؛ (۵) پروردگارا در میان آنان فرستاده‏ای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند وکتاب و حکمت بدانان بیاموزد و پاکشان گرداند».

معلوم است که منظور از تعلیم کتاب، آموزش خواندن آن نبوده است؛ زیرا آنان عرب بودند و هم معانی ظاهری الفاظ قرآن را می‏فهمیدند و هم باسوادهای آنان می‏توانستند نوشته‏های قرآن را تلاوت کنند و تعلیم خواندن و نوشتن به بی سوادهای آنان هم، تعلیم قرآن نبود؛ بلکه تعلیم خواندن و نوشتن بود. پس منظور از تعلیم کتاب، یعنی تبیین مضامین و پیام‏های قرآن و تفسیر آیات آن.

و مگر رسول خدا هنگام وفات نفرمود:

من دو چیز گران بها و ارزشمند در بین شما به ارث می‏گذارم و اگر بعد از من به آن دو متمسک شوید، هرگز گمراه نخواهید شد و آن دو عبارتند از: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم.(۶)

این بیان مشابه همان آیه ۱۰۱ آل عمران است که سبب صیانت از گمراهی را کتاب خدا و رسول خدا معرفی کرده بود. علاوه بر این روایات فراوان دیگری دلالت دارد.

بنا بر این قرآن به زبان عربی مبین و برای هدایت عموم نازل شده و فهم آن در هیچ دسته و گروهی منحصر نشده و همه می توانند با کسب مقدمات لازم از سفره مواهب بیکران قرآن طعام های معرفتی و هدایتی بگیرند. ولی چون افراد در معرض بدفهمی و غلط فهمی هستند و چون درک همه معارف قرآن از توان غالب انسان ها خارج است، خداوند پیامبر و اهل بیتش را به بیان و تفسیر قرآن گمارده و ما باید فهم خود را به آنان ارجاع داده و در صورت تایید آن ها، به فهممان عمل کنیم و برای فهم معانی متعالی قرآن باید از پیامبر و اهل بیت و شاگردان مکتب آن ها کمک بگیریم.

شما می توانید در این زمینه از کتاب تفسیری برای آگاهی شان نزول آیات استفاده کرد. از جمله تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی ذیل آیات خصوصا شروع سوره ها مراجعه نمائید. بسیار مناسب است. کتاب های غیر تفسیری هم در این زمینه قابل استفاده وجود دارد:

۱- اسباب النزول ،نوشته دکترسید محمد باقر حجتی.  2- اسباب النزول واحدی ،ترجمه اسلامی.

پی نوشت ها:

۱. علوم قرآنی، محمد هادی معرفت، ص۸۷.

۲. آل عمران (۳) آیه ۱۰۱.

۳. نحل(۱۶)آیه ۴۴.

۴. بقره(۲)آیه ۱۵۱.

۵. همان، آیه ۱۲۹.

۶. محمد قمی، حدیث ثقلین، مصر دارالتقریب، ۱۳۷۱ ق، ص ۹.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.