معصومیت امامان را اثبات کنید؟

0 48

با رحلت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) یک رشته خلأهایى در جامعه پدید مى آید و سدّ این خلأها بدون وجود امام معصوم امکان پذیر نیست.
و به دیگر سخن: اگر پر کردن این خلأها که هم اکنون، به شرح آن مى پردازیم لازم و ضرورى مى باشد، حتماً باید با وجود یک امام معصوم پر شود، و گرنه براى فرد عادى، چنین امکانى وجود ندارد.

اینک بیان این خلأها:
۱. بیان احکام حوادث نوظهور که هرگز سابقه اى نداشته است.
۲. تفسیر مقاصد و اهداف آیات قرآن.
۳. پاسخ گویى به شبهات واشکالات.
۴. صیانت و حفاظت آیین اسلام از هر نوع تحریف.

اینها وظایفى بود که پیامبر گرامى در عصر خویش به آنها قیام نموده و مشکلات موجود در این مسائل را برطرف مى ساخت. اینک ما به ترتیب به توضیح اجمالى این وظایف مى پردازیم:
الف. پیامبر بیانگر حکم هر نوع حادثه نوظهورى بود که رخ مى داد و این نیاز پس از پیامبر گرامى نیز ادامه داشته و امت اسلامى شدیداً به شخصیتى که مبیِّن احکام و حوادث نوظهورى باشد که هرگز در زمان پیامبر گرامى رخ نداده و سابقه نداشته است، نیازمند بودند و در بسیارى از مسایل درمانده شده و به دامن این و آن پناه مى بردند، و سرانجام با یک سلسله دلایل ظنى و پندارى، خود را قانع کرده و به اصطلاح سر و ته آن را بند مى آوردند.

ب. پیامبر گرامى در حال حیات خود به توضیح بخشى از آیات و تشریح ابعاد قسمتى از آیات مى پرداخت و این نیاز پس از رحلت پیامبر گرامى از بین نرفته و مسلمانان در تفسیر قسمتى از آیات دچار اختلاف و دو دستگى شدند حتى در آیاتى مربوط به وضو، حدّ سارق و فرایض، اختلاف نظر شدیدى پیدا کردند.

ج. رسول خدا به شبهات یهود و نصارى و دیگر ملل جهان که در مدینه مى زیستند و یا به آنجا رفت و آمد مى کردند پاسخ مى گفت و آیه مربوط به ابطال الوهیت عیسى (علیه السلام) و غیر آن، گواه زنده بر این مطلب است و این نیاز، پس از رحلت رسول خدا، به قوت خود باقى بود و سیل شبهات از طریق احبار یهود و نصارى، و دیگر ملل جهان بر سرزمین مدینه سرازیر بود، و تاریخ زندگى خلفا و عجز و ناتوانى بسیارى از یاران پیامبر از حلّ شبهات اجانب و بیگانگان گواه روشنى بر بقاى چنین نیازى بود.

د. حفظ و صیانت آیین اسلام از تحریف محرّفان و جعلِ وضاعان مسأله اى است که نمى توان از آن به سادگى گذشت، در زمان پیامبر، تحریف و جعل حدیث کم و بیش وجود داشت و پس از درگذشت پیامبر، رواج بیشترى پیدا کرد. البتّه هر نوع تحریفى با مراجعه به پیامبر گرامى، خنثى مى شد ولى پس از درگذشت پیامبر، نبودن یک مرجع معصوم (یا به تعبیر صحیح تر: عدم مراجعه به فرد معصوم) که بتوان از طریق مراجعه به او صحیح را از غیر صحیح تمیز داد، مشکل بزرگى را در جامعه به وجود آورد، و احادیث زیادى در زمینه هاى مختلف وارد احادیث پیامبر گردید که چهره تاریخ حدیث را در صدر اسلام دگرگون ساخت.
گذشته از این، مسأله ى تحریف، اختصاص به موضوع حدیث ندارد، پیدایش فرقه هاى گوناگون پس از رحلت پیامبر، که تاریخ ملل و نحل، شاهد گویاى آن است، گواه روشنى بر وجود تحریف در اصول و فروع است، و هنوز چیزى از رحلت پیامبر نگذشته بود که فرقه سازى وگروه بازى در فروع و اصول پى ریزى گردید و مسلمانان به هفتاد و دو ملت یا بیشتر منشعب شدند که تنها یکى از آن بر حق بوده و بقیه بر باطلند.

این اشکالات و مشکلات با وجود ارزشمند پیامبر گرامى، برطرف مى شد ولى پس از درگذشت وى این مشکلات باقى مى ماند، مگر اینکه خلیفه و جانشین او مانند خود او فیض بخش و کمال آفرین باشد و در غیر این صورت امت اسلامى از چنین فیضى محروم بوده و جانشین او نیز، جانشین واقعى نخواهد بود.
این نقیصه ها هرگز با امام منتخب مردم بر طرف نمى گردد، بلکه با امام و خلیفه اى برطرف مى شود که مانند پیامبر از تربیت الهى بهره اى داشته و از علم سرشار و عصمت و مصونیت خدایى برخوردار باشد و در غیر این صورت این نقایص به قوت خود باقى خواهد بود و شناخت چنین فردى مانند پیامبر، بدون تنصیص الهى و معرفى او امکان پذیر نیست; زیرا خدا باید قبلاً با تربیت و تعلیم هاى خارق العاده، چنین فردى را براى امت تدارک ببیند، آنگاه در موقع مناسب از طریق پیامبر معرفى کند.
بنابراین روشن می شود که امام باید معصوم باشد و در نتیجه تنها راه شناخت او نیز نص الهی است.

*بر گرفته شده از کتاب «پیشوایى از نظر اسلام» حضرت آیت الله سبحانی

منبع : شهر سوال 

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.