معنای عبارت «لیذهب» در آیه ی تطهیر چیست؟

0 623

معنای عبارت «لیذهب» در آیه ی تطهیر چیست؟

در آیه تطهیر کلمه «لیذهب» یعنی اینکه خداوند اراده کرد و رجس را از ائمه برداشت این معنا است که ائمه عصمت ذاتی نداشتند این شبهه را چگونه می توان پاسخ گفت؟

دقت کنید که در آیه تطهیر فرموده است: خداوند می‏خواهد پلیدی را از شما دور گرداند و نفرموده خداوند می‏خواهد شما را از پلیدی دور گرداند.

مطابق بیان قرآن ساحت آن ها آن قدر مقدس و متعالی است که خداوند خود مدافع آن تقدس گشته و نمی‏گذارد رجس و پلیدی بدان نزدیک گردد. کسی که طالب و خواستار رجس و پلیدی بوده و دنبال آن برود ، ارزش این که برگزیده شود و تحت حمایت خاص قرار گیرد ، ندارد؛ ولی اگر کسی پاکی طلب بود و از رجس و پلیدی گریزان و منزه بود ، ارزش دارد که برگزیده شده و تحت حمایت قرار گیرد .

مشابه این تعبیر و عنایت خاص در سوره یوسف نسبت به آن جناب نیز مطرح شده و علت آن عنایت نیز بیان گردیده است:

«کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ؛(۱) این چنین (با یوسف عمل کردیم) تا سوء و فحشا را از او بگردانیم زیرا او از بندگان مخلَص ما بود».

از مقایسه این دو آیه معلوم می‏گردد در اینجا نیز خداوند اهل بیت (ع) را به خاطر مخلص بودنشان مورد عنایت قرار داده و هر نوع پلیدی را از ساحت آنان دور ساخته است.

“مخلص” اسم مفعول یعنی خالص شده ، کسی که خدا او را برای خود خالص کرده و متولی وی شده و برای غیر خودش در او نصیبی قرار نداده است. (۲)

مخلَصین آنانند که پس از آن که ایشان خود را برای خدا خالص کردند ( و مخلِص شدند)، خدا آنان را برای خود خاص گردانیده است. کسانی که به بندگی محض رسیده و نور و محبت و عشق به خدا تمام وجودشان را فرا گرفته و خدا هم دوستدار آنان شده و آنان را برای قرب خود بر گزیده است . برگزیدگان خدا از بین بندگان، کسانی که به مقام اصطفاء و اجتباء رسیده و خدا آنان را از بین بندگان دست چین کرده و بر گزیده ، مخلص و خالص شده و به خدا اختصاص یافته اند.  کسی که به بندگی محض رسید و خدا او را بر گزید و به خود اختصاص داد ، چنین کسی از “مخلَصین ” می شود .(۳)

در آیه تطهیر هم سخن از این نیست که خدا می خواهد شما را از ارتکاب پلیدی و گناه و زشتی بازدارد؛ زیرا  آنان از پلیدی دور بودند. بلکه می فرماید: خدا می خواهد پلیدی را از ساحت شما دور سازد . (“لیذهب عنکم الرجس” نه لیذهبکم عن الرجس)

البته پیامبران مانند ملائکه نیستند که ذاتا اقتضای گناه نداشته باشند. ملک ذاتا از نور است و اقتضا و اسباب و دعوت کننده به  گناه ندارد؛ ولی امامان و معصومان بشر هستند و خلقتشان از خاک و ماده است که از روح خدا در او دمیده شده و به این جهت مانند بقیه انسان ها خشم و شهوت و نیاز جنسی و … دارند. ولی آن ها نفس و گرایش های مادی را مهار کرده و در خدمت عقل و نورانیت خدایی خود گرفته اند. شیطان نفس و شیطان جن برای دعوت آنان به گناه و زشتی اقدام می کنند ولی نورانیت آنان چنان  قوی است که شیطان ها راهی به اغوای آنان نمی یابند و به تسلیم وا داشته و منصرف می شوند.

خلاصه آن که مساله دفع نیست؛ رفع است . به عبارت دیگر درمان نیست پیشگیری است.

پی نوشت ها:

۱. یوسف (۱۲) آیه ۲۴.

۲. طباطبایی، المیزان ، قم ، انتشارات اسلامی ، ج۱۱، ص ۷۹.

۳. ر. ک. آیات:بقره،۱۳۰؛آل عمران ،۳۳ و ۴۲ و ۸۷؛ نمل، ۵۹؛ یوسف، ۶؛ نحل، ۱۲۱؛ مریم، ۵۸؛ طه، ۱۲۲؛ حج، ۷۵؛ نمل،۵۹؛ ص، ۴۷؛ قلم،۵۰.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

شأن نزول

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.