تاثیر افکار منفی هنگام نماز خواندن

نماز
0 647

تاثیر افکار منفی هنگام نماز خواندن

سلام. من مشکلی دارم که چندین ساله با آن درگیرم و به شدت بر اعمال دینی من بخصوص نماز تأثیرات بد گذاشته است به طوری که از نماز خواندن با وجود علاقه و میل قلبی وحشت دارم و موقع نماز خواندن استرس شدیدی می گیرم. در دوره نوجوانی متاسفانه گوشه هایی از یک فیلم مستهجن را دیدم و از آن موقع تصاویر و افکار مربوط به آن، هنگام نماز (بخاطر وسواس زیادم برای تمرکز در نماز) در ذهنم تکرار می شود. چون تلاش می کنم با این افکار مبارزه کنم استرس می گیرم و از طرفی هم این افکار موجب شده که من اقامه ام را چندین بار تکرار کنم و حتی گاهی نمازم را بشکنم!) چه بکنم؟ لطفا کمک کنید.

با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی و آرزوی توفیق روزافزون.
از این که دچار این درگیری ذهنی شده اید بسیار متأسفیم و آرزو می کنیم به زودی و با تلاش صحیح و صبر و حوصله، افکارتان تحت کنترل و تسلط شما در بیایند. با توضیحاتی که داده اید برای ما قابل درک است که هر روز در وقت نماز، تحت چه فشار فکری و روحی شدیدی قرار می گیرید؛ شرایطی که برای هر که جای شما هم باشد، بسیار سخت و نگران کننده است. شما از یک سری افکار خاص صحبت کرده اید که نمازتان را مختل کرده است و ما نمی دانیم آیا تجربه این افکار یا نشخوارهای ذهنی مشابه، در سلامت شما و کارآیی‌تان در بقیه طول روز مشکلی ایجاد کرده‌است؟ آیا بیماری جسمی خاصی دارید؟ یا دارویی مصرف می کنید؟ مجرد هستید یا متأهل! آیا تجربه وسواس فکری یا وسواس عملی در وضو و غسل و غیره هم دارید؟ اخیرا آزمایش خون داده اید؟ کمخونی یا کمبود ویتامین د دارید؟ اختلالات تیروئیدی چه طور؟

آیا مشکلات خانوادگی جدی و تجربه اضطراب و بی‌قراری در زندگی فعلی یا گذشته داشته اید؟ جهت تشخیص و درمان اساسی مشکلی که مطرح فرمودید به دریافت امثال این طلاعات در یک مصاحبه حضوری نیاز است. با این وجود، در بیان مشکلی که در نماز دارید به خوبی به دلایل و موانع و حتی راه حل ها اشاره کرده اید؛ موضوعاتی از قبیل استرس، وحشت، وسواس، تصاویر ذهنی، مبارزه با افکار، شکستن نماز و … و ما در پاسخ کافیست ابتدا به تحلیل توصیفات شفاف و گویای خود شما بپردازیم: خوب است بدانید مسئله اصلی، تصاویر ذهنی مربوط به آن فیلم نیست؛ بلکه علت اصلی مشکل شما همان “وسواس در تمرکز” در نماز است. چرا برای تمرکز در نماز، وسواس دارید؟

حتما آگاهید همان طور که در هرکاری تفریط و کوتاهی کردن غلط است، وسواس و افراط در هر کاری نیز اشتباه است و حتی خطرناک؛ چون می تواند انسان را به رنج ها و مشکلات سخت و پیچیده ای دچار کند. اسلام رفتار و دقت متعادل را از ما می خواهد و دقت های وسواسی از نگاه عقل و شرع، مطرود هستند. یک شخصیت سالم و متعادل، برای حضورقلب در نماز سختگیری نمی کند و تمرکز در نماز نیازی به وسواس ندارد. از طرفی شما مدیریت افکار را اشتباه معنا کرده اید. مدیریت فکر به معنی ” تغییر دادن روش فکر کردن ” است و بررسی و تغییر نگرش ها و برداشت های اشتباه. مدیریت فکر به این معنی نیست که با سختگیری و به قیمت عذاب دادن خودتان، مراقب و نگهبان فکر باشید و اجازه ندهید بعضی افکار وارد شوند! درواقع به محض تغییر نگرش و برداشت، احوال ما نیز عوض می شود و حتی مدل افکار ورودی به ذهن ما نیز بتدریج تغییر می کند.

فرموده اید چند سال است با این افکار درگیر هستید و به شدت بر اعمال دینی شما به خصوص نماز تأثیرات منفی داشته اند؛ بنابراین به نظر می رسد این تصاویر ذهنی در آداب دینی دیگر غیر از نماز، یا شاید در امور عادی روزانه نیز به شکل ناخواسته به ذهن شما خطور می کنند. درست است که هجوم این افکار، غیر ارادی هستند و به عبارتی دست خود شما نیست اما یک نگرش صحیح دینی و ذهنی می تواند رنج شما را کاهش دهد و خوب است بدانید که فقط شما این طور نیستید. بطورکلی گاهی ورود افکار دست ما نیست و فقط توقف دست ماست، ولی حتی متوقف کردن افکار نیز به صفت خونسردی نیاز دارد نه سختگیری و شکنجه دادن روح و روان خودتان. این که صحنه ها و افکار مربوط به آن فیلم، چندین سال است در ذهن شما تکرار می شود به این بستگی دارد که شما چه میزان، ذهن خود را با این خطا درگیر و چقدر خود را سرزنش کرده اید و در چه حدی خودملامت گری و احساس گناه افراطی داشته اید.

برای رسیدن به نگرش صحیح از خود بپرسید چرا این تصاویر نباید به ذهن من خطور کنند؟ آیا اگر به ذهن تان وارد شوند فاجعه ای رخ می دهد؟ تداعی معانی، یک امر غیرارادی ست. در دوره نوجوانی شما اشتباهی رخ داده و گوشه هایی از یک فیلم را دیده اید. طبیعتا ذهن به صورت خودکار صحنه ها را ضبط می کند و برای پاک شدن تصاویر ذهنی، عنصر “زمان” بسیار به ما کمک می کند و ” گذشت زمان ” معمولا تصاویر و خاطره ها را در ذهن پاک یا کمرنگ می کنند اما در صورتی که ما با ذهن رفتار صحیحی داشته باشیم. افکار تلخ و منفی یا حتی بی معنی، به ذهن خیلی افراد وارد می شود اما دیگران خود را با افکار درگیر نمی کنند و به خاطر خطور آن ها به ذهن خود را ملامت نمی کنند. شما هم سعی کنید همینطور باشید و با آسان گرفتن بر خود، تمرین کنید عادی رفتار کنید. حساس و جزئی نگر نباشید و موضوع تکرار آن صحنه ها به ذهن را ساده سازی کنید و از بزرگنمایی دست بردارید.

همچنین افراد دیگری نیز مانند شما، دچار این گونه خطاهای عمدی یا سهوی می شوند و مشاهده فیلم ها و صحنه هایی را تجربه می کنند که شرعی و عاقلانه و پسندیده نیست اما بعد از این که به خودشان می آیند، توبه می کنند، از گذشته درس عبرت می گیرند و بتدریج آن را فراموش می کنند. رفتاری که خداوند نیز از ما می خواهد همین است. به خودتان فشار نیاورید تا ذهن را خسته نکنید. خستگی و درگیری های ذهنی معمولا منجر به بیمار شدن فکر و دچار شدن به وسواس فکری می شود که نشانه های آن در شما دیده می شود. وسواس فکری یعنی ذهن و فکر فرد به صورت مکرر و ناخواسته به موضوعی مشغول شود که سبب اضطراب و ناراحتی وی می شود. سپس فرد برای از بین بردن این اضطراب و افکار آزاردهنده، دست به اقداماتی می زند که اغلب اشتباه هستند همانند رفتارهای مقابله ای شما. فرموده اید: ” چون تلاش می کنم با این افکار مبارزه کنم استرس می گیرم و از طرفی هم این افکار موجب شده که من اقامه ام را چندین بار تکرار کنم و حتی گاهی نمازم را بشکنم! ” اولا نیازی نیست با این افکار مبارزه کنید؛ ثانیا هرگز نماز را نشکنید یا تکرار نکنید. واقعیت این هست که کلید درمان وسواس، بی اعتنایی است.

بعد از تامل در نکات مهمی که بیان کردیم راهکارهای زیر را اجرا کنید:

۱. تکنیک عدم مقابله با ذهن : مقابله با ذهن گاهی باعث تثبیت در ذهن است. بنابراین از این به بعد مقابل ذهن تان مقاومت نکنید. برای حضور قلب در نماز فقط کافیست سرنماز گاهی ذهن و دل خود را حضور و غیاب کنید؛ اگر دیدید در نماز حاضرند که خوب است و اگر به جاهای دیگر پرواز کرده بودند با مهربانی و بدون عذاب وجدان، آن ها را به نماز برگردانید. “سرزنش کردن” خودتان هم از این به بعد ممنوع است. همواره به خاطر داشته باشید که وقتی جلوی یک فکر می ایستیم، فکر به صورت ناخودگاه به ذهن ما هجوم می آورد. اگر نگران به ذهن آمدن آن فکر باشید دقیقا همان موقع، آن فکر به ذهن تان می آید، لذا از بابت به ذهن آمدن آن فکر نگران نباشید. خوب است بدانید آمدن این افکار به ذهن گناه نیستند، نمازتان هم باطل نمی شود؛ بنابراین استرس نداشته باشید و با خیال راحت مبارزه را قطع کنید.

۲. اصل بی اعتنایی :در نماز یا غیرنماز، هر وقت ذهن تان مشغول این گونه افکار شد به جای درگیر شدن و توبیخ کردن، فقط مشاهده کنید و بدون اهمیت رد شوید و با خونسردی به کاری که در آن زمان دارید مشغول شوید. ضمنا همان نمازی که بار اول خوانده اید صحیح است و تکرار آن نه تنها نیازی نیست بلکه وظیفه دینی شما هم نیست و حتی حرام است. شما باید بدانید که احکام فرد وسواسی با انسان‌های عادی متفاوت است. یعنی شما با همین تردیدها هم کارهای خود را انجام بدهید مشکلی پیش نمی‌آید. تکرار اعمال دینی نتیجه ای ندارد جز تقویت وسواس. بنابراین اگر واقعا می خواهید وسواس و مشکلات فکری تان خوب شود با موارد تردید که مواجه می‌شوید، بی اعتنایی کنید و هرگز نماز و دیگر اعمال و آداب دینی را دو بار انجام ندهید. هر وقت فکر شما، تکرار اقامه، شکستن نماز یا دوباره خواندن را به شما تحمیل کرد یاد تمثیل مسابقه طناب کشی با هیولا بیفتید. در این مسابقه اگر هیولا به طرف شما کشیده شود و برنده شوید توسط هیولا خورده می شوید و اگر شما به طرف هیولا کشیده شوید باز هم خورده می شوید پس بهتر است طناب را زمین بندازید و مسابقه ندهید. درافتادن با این افکار و اهمیت دادن هم به همین شکل است و بی اعتنایی هر چند سخت است و از درون بسیار عذاب می‌کشید، اما برای درمان تان باید این سختی را تحمل کرده و به آرامش پس از این سختی‌ها فکر کنید. بنابراین حتی با تردید به باطل بودن، از سر سجاده بلند شوید و بدون تکرار نماز به زندگی ادامه دهید.

۳. فرار از بیکاری و تنهایی: وسواس علل مختلفی دارد و مهم ترین علت وسواس، بیکاری ست. از بین افراد مذهبی، معمولا کسانی به وسواس های فکری و عملی دچار می شوند که مشغله های کمتر یا زندگی یکنواختی دارند. بنابراین علاوه بر بی اعتنایی با توضیحی که گذشت، باید دست به برنامه ریزی منسجم و دقیق بزنید و در این برنامه اموری را ضروری و بسیار ضروری بدانید و تحت هیچ شرایطی نباید از زیر بار آن در روید و بهانه تراشی کنید. باید مانند نان شب شما باشد تا شرایط ‌تان بهتر شود. از جمله ورزش روزانه به مدت حداقل ۴۵ دقیقه، (ورزش‌های هوازی مانند: پیاده‌روی با سرعت، طناب کشی، شنا و…) نوشتن هیجانات منفی و عقده ها و مشکلات در دفتر و ریختن در زباله، داشتن سرگرمی های مورد علاقه علمی هنری و فرار از بیکاری، همنشینی با اعضای خانواده، معاشرت با دوستان و افراد شاد و در جمع بودن و فرار از تنهایی، فعالیت های بدنی و کار، دیدن فیلم طنز، گنجاندن برنامه های تفریح در سبک زندگی، خصوصا برای ساعت‌هایی که بیشتر به سمت رفتارهای وسواسی و فکرهای وسواسی کشیده می شوید، کارهای مفرح و بانشاط قرار دهید. این را هم بدانید که تا این کارها را انجام ندهید تغییری اتفاق نمی‌افتد و نباید به دنبال معجزه باشید؛ بلکه معجزه فعالیت خودتان و تلاش‌تان برای تغییر شرایط است.

۴. درمان تخصصی وسواس فکر، یک بیماری ذهنی و سمج است که منطق انسان را ضعیف می کند و به تدریج بر رفتار مسلط می شود و این مسأله مانند یک بیماری مهلک جسمی، روح و روان فرد متبلا را آزار می دهد. بنابراین باید درمان و پیشگیری از تقویت وسواس را جدی بگیرید. خوب است بدانید استرس به این افکار دامن می زند و ما به عنوان مشاور، حالاتی که در نماز دارید را درک می کنیم و ضمن همدلی با شما توصیه می کنیم اگر در موقعیت های دیگر زندگی نیز دچار افکار وسواس گونه، اضطراب عمومی یا فراگیر، هرگونه بی قراری و افسردگی و استرس یا مشغولیت های ذهنی حل نشده هستید حتما در اولین فرصت به یک روانشناس بالینی و سپس به یک روانپزشک مراجعه کنید و دارو درمانی یا فنون کاهش اضطراب و تنیدگی و سایر تکنیک های غیر دارویی را دریافت کنید. شاید بگویید به هر دلیلی نمی توانید به روانپزشک یا رواشناس بالینی مراجعه کنید و در این صورت باید چه کنید؟ اگر وسواس شما شدید باشد و خواب و زندگی عادی شما و آدب دینی و ارتباط با همسر و فرزند و اطرافیان، دچار مشکل شود لازم است حتما از روان پزشک هم کمک گرفت و عوارض دارویی کم برای رسیدن به فایده بیشتر را پذیرفت. در وسواس شدید هیچ مشاوری به تنهایی نمی تواند کمک کند چون دارو درمانی لازم است. اگر توصیه های بالا را انجام دادید و توانستید کنترل و مدیریت کنید که چه بهتر؛ وگرنه درمان را به تأخیر نیندازید و سبب تشدید بیماری نشوید. دارو ذهن شما را آرام می کند، اضطراب را کم می کند و هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی را تنظیم می کنند و یک روانشناس باتجربه میزان اضطراب فرد، تیپ شخصیتی شما، ریشه های جسمی هورمونی یا هر علت زمینه ساز این نوع افکار را بررسی می کند و با رفع علت ها، این افکار نیز رفع می شوند. بنابراین حتی اگر فقط در مورد نماز دچار سختگیری فکری غیرارادی یا اضطراب هستید حتما به دنبال علت یابی باشید.

 

اختلال شخصیت وسواسی جبری

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.