شناخت اجمالی اسلوب های اقناع اندیشه و جایگاه آنها در سخنرانی دینی

0 537

شناخت اجمالی اسلوب های اقناع اندیشه و جایگاه آنها در سخنرانی دینی

اسالیب سخن و کاربرد هر کدام

اسلوب در لغت به معنای گونه، راه، شیوه، طریق، طرز، پایه واساس مقام و لحن و ما به الامتیاز اثر آهنگ‌‌سازی با اثر آهنگ‌‌ساز دیگر (۱) آمده است. و منظور ما از اسلوب در سخنرانی، شاکله و هیئت محتوایی آن است.
اگر سخنرانى را مجموعه اى متشکل از چند واحد سخن بدانیم، هر واحد از سخن مى تواند به صورتهاى مختلفى اجزای خود را به هم پیوند دهد. هر کدام از این صورتها را یک اسلوب مى دانیم؛ مثلاً گاهى واحد سخن، شامل مجموعه اى از عبارات براى توضیح یک عبارت خاص است. در این صورت، آن سخن را توضیحى و اسلوب آن را اسلوب «توضیح و تبیین» نام مى گذاریم.

گاهى واحد سخن مجموعه اى از عبارات براى توصیف یک چیز است که آن سخن، را «توصیفى» نامگذارى مى کنیم و گاهى از عتاب، سرزنش، تخویف، تحذیر، تبشیر و… تشکیل شده است که آن را سخن «موعظه اى» مى نامیم.
همچنین ممکن است واحدهای سخن که در یک سخنرانی گرد آمده‌‌اند به صورتهای مختلفی به هم پیوند بخورند که هر یک از این شکلها و صورتها را یک اسلوب می‌‌نامیم؛ مثلا اگر مجموعه سخنان ما برای نقد و بررسی یک مکتب است، ممکن است هر یک از عناصر و ارکان آن مکتب با اسلوب توضیح و تبیین بیان شوند و سپس با بیان دلایلی برخی یا همه آنها ابطال شود. در این صورت برای بیان هر یک از ارکان و عناصر از اسلوب «توضیح و تبیین» و برای کل سخنرانی از اسلوب «نقد و بررسی» استفاده شده است.
براساس هدفى که از یک واحد سخن و یا مجموعه سخنرانى داریم، اسلوب ها را به دو قسمت اقناعی و احساسی تقسیم می‌‌کنیم.
البته به دلیل تأثیرات متقابل اندیشه و احساس، هر یک از اسلوبهای اقناعی، باعث تحریک احساس نیز هستند و اسلوبهای احساسی نیز باعث اقناع اندیشه می‌‌شوند؛ ولی در بعضی، جنبه اقناع و در برخی، جنبه احساس قوی‌‌تر است؛ از این‌‌رو اسلوب ها را براساس وجه غالب آنها نامگذاری کرده‌‌ایم.

اگر هدف ما اقناع اندیشه مخاطبان باشد، مى توانیم از اسلوبهاى ذیل استفاده کنیم:
۱. تجزیه و تحلیل

تجزیه به معنای پاره‌‌پاره کردن، تقسیم کردن، بخش‌‌بخش کردن (۲) و تحلیل، به معنای فرود آمدن در جایی و تحلیل عقده، به معنای نیک گشادن گره می‌‌باشد. (۳) در اسلوب تجزیه و تحلیل، ابتدا عناصر، عوامل و موارد مرتبط با یک شخص، حادثه، تفکر و اندیشه، مکتب و… را تفکیک می‌‌کنیم و سپس ارتباطات آنها را با یکدیگر و یا با مجموعه ها، عوامل، عناصر و عقاید دیگر بیان مى کنیم تا حق و باطل روشن شود.
برای مثال زمانى که برخى رسانه هاى دنیا خبر دادند وزیر امور خارجه آمریکا براى سبز بختى ملت ایران در روز ۱۳ فروردین علف گره زد، بعضى تصور کردند، آمریکا خیرخواه ایران است و وزیر امور خارجه آمریکا دلش براى آزادى، آبادى و خوشبختى ایرانیان مى تپد.
در این شرایط اگر کسى بخواهد اندیشه مخاطبان خود را نسبت به وزیر امور خارجه آمریکا اصلاح و فکر آنان را درباره عملکرد زشت این شخص قانع سازد، مى تواند رفتارهاى مختلف او درباره ایران و ایرانیان را جداگانه مطرح، و بعد جمع بندى و نتیجه گیرى کند؛ مثلاً اگر خبر گره زدن علف براى سبز بختى ایرانیان را کنار یک خبر دیگر قرار دهیم، نتیجه جالبى به‌‌دست مى آید.
آن خبر، این است که وزیر امور خارجه آمریکا چند روز پس از گره زدن علف، در یک کنفرانس خبرى اعلام کرد که اگر بخواهد شرارت از دنیا برچیده شود، باید مراکز شرارت از بین برود. وقتى سؤال شد، مراکز شرارت کجاست؟ در پاسخ گفت: «ایران و کره شمالى.»
اکنون اگر این دو خبر را که درباره عملکرد یک فرد است کنار هم بگذاریم، با توجه به اندیشه ماکیاولیستی حاکم بر سیاستمداران آمریکا به این نتیجه مى رسیم که او خیرخواه مردم ایران نیست و اگر احیاناً حرکتى به ظاهر خیرخواهانه انجام مى دهد، جنبه تبلیغاتى دارد، و برای فریب اذهان عمومى است

۲. تعلیل و توجیه

تعلیل در لغت به معنای بیان علت و سبب چیزی و اثبات کردن با دلیل می‌‌باشد؛ (۴) و توجیه به معنای نیک بیان کردن، ایراد کلام بر وجهی که کلام خصم بدان مندفع گردد، توضیح و تفسیر،‌‌ معنی کردن، تأویل کردن، موجّه ساختن و… آمده است. (۵) در اسلوب تعلیل و توجیه به بیان حکمتها و دلایل یک مسئله یا حکم و… مى پردازیم؛ مثلاً اگر بحث درباره حجاب است، حکمتهاى حجاب را بیان مى کنیم و اگر بحث درباره حرمت خوردن گوشت خوک است، به بیان حکمتهاى آن می‌‌پردازیم.
البته باید توجه کرد که ما قادر به بیان فلسفه و چرایى قطعى همه احکام نیستیم و فقط به آن مقدار به صورت قطعى مى توان نظر داد که در روایات معتبر اهل بیت‌‌علیهم‌‌السلام و یا قرآن کریم وارد شده باشد. (۶) در غیر این موارد، تا آنجا که علوم بشرى به نظریه علمى رسیده است، فقط به عنوان احتمالى براى حکمت حکم، مى شود اشاره کرد.
اسلوب تعلیل و توجیه در غیر احکام شرعى به صورت بیان دلایل سیاسى، اقتصادى و اجتماعىِ مسائل، مطالب و ادعاهاى مطرح شده در سخنرانى ارائه مى شود.

۳. توضیح و تبیین

گاهى براى اقناع اندیشه مخاطبان باید ارکان، عناصر، عوامل، نتایج و مسائل مرتبط با یک پدیده، اندیشه، حادثه و… را توضیح داد و با روشنگرى در اطراف مسئله، اعتقاد آنان را اصلاح کرد. در بعضى موارد براى اصلاح برداشت از یک آیه قرآن یا سخنى از معصومان ، باید آن آیه یا روایت را کاملاً توضیح داد و روشن کرد.
گاه براى اصلاح باور و اعتقاد مخاطب لازم است که فقط تصورات او را اصلاح کنیم؛ یعنى وضعیت او به گونه اى است که با اصلاح تصور، تصدیق وى نیز اصلاح مى شود؛ مثلاً براى کسى که تصویر غلطى از اسلام و تصور غلطى از زرتشت در ذهن دارد و با همین تصورات غلط، مکتب زرتشت را برتر از مکتب اسلام مى داند، اگر تصورات او را اصلاح کنیم، در مرحله باور و اعتقاد نیز تصدیق خواهد کرد که اسلام، برتر است.
در این گونه موارد، اسلوب «توضیح و تبیین» براى اقناع اندیشه مخاطبان مناسب است.

۴. تقسیم و تنظیم

تقسیم بندى، تنظیم و دسته بندى مطالب، باعث سهولت در فهم است و در مواردى که تقسیم مطالب حصرهاى عقلى ایجاد کند، در قانع ساختن ذهن مخاطب بسیار مؤثر است. بسیارى از مباحث اعتقادى به این صورت ارائه مى شود؛ مثلاً گفته مى شود که موجود یا واجب است و یا ممکن؛ یعنى احتمال دیگرى در آن مطرح نیست. اگر ممکن است،… و اگر واجب باشد،… و در پایان، نتیجه گیرى مطلوب صورت مى گیرد. (۷)

۵. گزارش تحقیق

سخنران در این اسلوب، گزارشى از تحقیق خود دربارۀ موضوع بحث را ارائه مى کند؛ مثلاً مى گوید براى تحقیق در موضوع بحث با چه سؤالى کار خود را آغاز کردم، چه فرضیه هایى داشتم، چگونه مطالعه کردم، چه کتابهایى را دیدم، با چه افرادى صحبت کردم، چه جوابهایى گرفتم، چگونه تحلیل کردم و به چه نتیجه اى رسیدم.
همان گونه که محقق با طى مراحل تحقیق اقناع مى شود، مخاطبان او نیز با شنیدن سیر تحقیق وى، در اغلب موارد به همان نتایجى مى رسند که او رسیده است و ذهن آنها کاملاً قانع مى شود.

۶. مقایسه و ترجیح

در اسلوب مقایسه و ترجیح، دو حادثه یا پدیده، دو اندیشه، دو مکتب و یا هر چیز دیگرى در کنار یکدیگر قرار می‌‌گیرند و با هم مقایسه مى شوند؛ آن‌‌گاه یکى از آنها بر دیگرى ترجیح داده شده، اولویت و برترى آن ثابت مى شود؛ مثلاً شرایط اقتصادى، امکانات، درآمدها، نیروى انسانى و جمعیت دو کشور عربستان سعودى و ایران در مدتِ زمانىِ بعد از جنگ تحمیلى تا کنون با یکدیگر مقایسه و سپس نتیجه گیرى مى شود که نظام ایران با توجه به خرابیهاى باقى‌‌مانده از جنگ و پایین تر بودن منابع مالى و بیشتر بودن جمعیت کشور، در تولید علم و فناورى، پیشرفتهاى اقتصادى و… موفق تر عمل کرده است. پس این نظام از آن نظام کارآمدتر است.
یا حقوق سیاسى مردم در اسلام و کمونیسم با یکدیگر مقایسه، و نظام سیاسى اسلام ترجیح داده مى شود.

۷. طرح مسئله وتبیین آن

گاهى مخاطب فقط به این نیاز دارد که مسئله اى را براى او تبیین کنند تا آن را بفهمد. عمده سخنرانیهایى که براى مخاطبان معمولى انجام مى شود از این قبیل اند؛ مثلاً مسئله آزادى، حجاب، امر به معروف و نهى از منکر و… در ابتداى سخنرانى مطرح و سپس مباحث مختلف مرتبط با آن تبیین و تشریح مى شود.

۸. نقد و بررسى

در اسلوب نقد، (۸) ابتدا عناصر، عوامل، نظریه ها و موارد مرتبط با یک مسئله به تفکیک توضیح داده مى شود؛ آن‌‌گاه همه یا برخى از آنها در معرض اشکال و ایراد قرار می‌‌گیرند و رد مى شوند و سپس نظر یا مورد حق و درست بیان مى شود.
تفاوت اسلوب نقد با اسلوب تجزیه و تحلیل در این است که در نقد، همه و یا بعضى از محورها و عناصر، هدف اشکال قرار می‌‌گیرد و ابطال مى شود؛ ولى در تجزیه و تحلیل، روابط عناصر و محورها کشف و با توجه به عقاید و اندیشه‌‌های موجود، جمع بندى صورت مى گیرد.
کتابهاى اصولى حوزه هاى علمیه، بیش‌‌تر با اسلوب نقد، نگارش یافته اند؛ مثلاً مرحوم شیخ انصارى در کتاب رسائل خود، اوّل نظریه مخالف را مطرح کرده، ارکان و دلایل مختلف مرتبط با آن را به خوبی توضیح مى دهد؛ به حدی که خواننده تصور می‌‌کند کاملا درست هستند، و سپس همه یا بعضی از آنها را رد کرده، نظر خود را بیان مى کند.
اگر یک سخنران دینى مثلاً بخواهد درباره سکولاریزم اقناع اندیشه کرده، بطلان آن را اثبات کند، مى تواند به عناصر اصلى اعتقاد به سکولاریزم بپردازد و سپس هر یک از آنها را با توجه به اعتقادات اسلامى رد کند.

۹. مناظره و گفتگو (۹)

مناظره در لغت به معنای بحث و جدال؛ (۱۰) مباحثه و مجادله کردن، توجه متخاصمین در اثبات نظر خود در مورد حکمی از احکام و نسبتی از نسبتها برای آشکار کردن حق و صواب (۱۱) آمده است.
از نظر ابوعلی سینا در منطق شفا کلمه مناظره از ریشه نظر و اعتبار گرفته شده است و غرض از مناظره، مباحثه پیرامون دو رأی متقابل است؛ پس هر یک از طرفین مناظره عهده‌‌دار تأیید یکی از دو جانب بحث برای ایجاد علم در طرف مقابل است و لذا مناظره به آموزش ملحق می‌‌شود؛ زیرا هدف مناظره کنندگان حصول علم است. (۱۲)
ممکن است سخنران دینى براى اقناع اندیشه مخاطبان خود، یک گفتگو و مناظره صورى راه بیندازد و خود به جاى دو طرفِ مناظره سخن بگوید. در واقع، سخنرانى تبدیل به یک مناظره مى شود که در آن دیدگاههاى مختلف، مطرح و در معرض تأیید و ردّ با بیان دلیل قرار مى گیرد و در پایان، سخنران، بحث ارائه شده را جمع بندى مى کند. بسیاری از کتابهای علمی حوزویان مملوّ از اِنْ قلتَ، قلتُ‌‌ها، و قیل و قالهاست که در واقع مناظره صوری در آنها رعایت شده است. (۱۳)

۱۰. پرسش و پاسخ

سخنران در این اسلوب به صورت خیلى ساده، پرسشهایى را که براى مخاطب مطرح و دانستن پاسخ آنها لازم است، مطرح می‌‌کند و به آنها پاسخ می‌‌دهد. ممکن است در یک سخنرانى، یک یا چند پرسش مطرح و جواب داده شود.

پرسش‌‌نامه

۱. منظور از اسالیب سخن چیست؟ توضیح دهید.
۲. اسلوبهای سخنرانی بر چه اساسی و بر چند قسم کلی تقسیم می‌‌شوند؟ نام ببرید.
۳. اسلوبهای اقناع اندیشه را نام ببرید.
۴. اسلوب تجزیه و تحلیل را تعریف کرده، با یک مثال توضیح دهید.
۵. منظور از تعلیل و توجیه چیست؟ توضیح دهید.
۶. چگونه با اسلوب توضیح و تبیین به اقناع اندیشه می‌‌توان پرداخت؟
۷. تقسیم و تنظیم چه نقشی در اقناع و فهم مخاطب دارد؟
۸. چگونه در اسلوب گزارش تحقیق به اقناع مخاطب می‌‌پردازیم؟
۹. اسلوب مقایسه و ترجیح را با یک مثال توضیح دهید.
۱۰. تفاوت نقد و بررسی با تجزیه و تحلیل در چیست؟ توضیح دهید.
۱۱. اسلوب مناظره و گفتگو را بیان کنید.

فعالیت پژوهشی و تمرینی

۱. در یک مباحثه دوستانه، اسلوبهای دیگری برای اقناع اندیشه مخاطبان بیابید و نحوه استفاده از آنها در سخنرانی دینی را روشن سازید.
۲. با تهیه مواد مناسب، هر یک از اسلوبهای اقناع اندیشه را در جمع گروهی دوستان و یا در صورت وجود زمان کافی، در کلاس با حضور استاد خود تمرین کنید.

درس یازدهم
اهداف این درس

۱. آشنایی با اسلوبهای تحریک احساس؛
۲. شناخت نکات کاربردی درباره مواد و اسلوبهای سخن.
اسلوبهای تحریک احساس
در درس گذشته با برخی اسلوبهای اقناع اندیشه آشنا شدیم. اکنون بعضی از اسالیب تحریک احساس را بررسی می‌‌کنیم.

جهت برانگیختن احساس مخاطبان از اسلوبهاى ذیل مى توان استفاده کرد:

۱. داستانى
در اسلوب داستانى، یک داستان به خوبى پرورانده مى شود و با بیان ظرافتهاى واقعه و گره زدن آنها با مخاطب و موضوع بحث، تحریک احساس در مخاطب ایجاد مى شود. خداوند متعال در قرآن کریم، این اسلوب را به خوبی اجرا کرده است. نمونه بسیار زیبای آن را در سوره یوسف می‌‌توان دید و چگونگی پرورش داستان و گره خوردن مطالب آن با مخاطب را بررسی کرد. همچنین به لحاظ اجرای این اسلوب در سخنرانی، نمونه هاى بسیار گویاى آن را در سخنرانیهاى مرحوم کافى مى توان یافت.

۲. توصیفی و ترسیمی 
مى توان با توصیف کردن یک واقعه، فرد، شى ء، اندیشه، مکتب و یا هر چیز دیگرى، احساسات مخاطبان را برانگیخت؛ برای نمونه آن گاه که امام حسین ‌‌علیه‌‌السلام با اوصاف زیبایش توصیف مى شود، علاقه و محبت نسبت به او در مخاطبان برانگیخته مى شود و آن گاه که یزید بن معاویه توصیف مى شود، احساس نفرت عجیبى در انسان به‌‌وجود مى آید و آن گاه که مهدى فاطمه  علیها‌‌السلام با ویژگیها و اوصاف ظاهرى و معنوی‌‌اش توصیف مى شود، انسانها به او علاقه مند مى شوند.
قرآن کریم وضعیت سابقون را در قیامت چنین توصیف و ترسیم کرده است: «عَلى  سُرُرٍ مَوْضُونَهٍ* مُتَّکِئِینَ عَلَیها مُتَقابِلِینَ * یطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ * بِأَکْوابٍ وَ أَبارِیقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ * لا یصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا ینْزِفُونَ * وَ فاکِهَهٍ مِمَّا یتَخَیرُونَ * وَ لَحْمِ طَیرٍ مِمَّا یشْتَهُونَ * وَ حُورٌ عِینٌ * کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ * جَزاءً بِما کانُوا یعْمَلُونَ * لا یسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً * إِلاَّ قِیلاً سَلاماً سَلاماً»؛ (۱۴) «آنها بر تختهایى که صف کشیده و به هم پیوسته است قرار دارند، در حالى که بر آن تکیه زده و رو به روى یکدیگرند. نوجوانانى جاودان [در شکوه و طراوت ] پیوسته گرداگرد آنان مى گردند، با قدحها و کوزه ها و جامهایى از نهرهاى جارى بهشتى [و شراب طهور]؛ امّا شرابى که از آن دردسر نمى گیرند و مست نمى شوند و میوه هایى از هر نوع که انتخاب کنند، و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند و همسرانى از حور العین دارند؛ همچون مروارید در صدف پنهان. اینها پاداشى است در برابر اعمالى که انجام مى دادند. در آن [باغهاى بهشتى ] نه لغو و بیهوده اى مى شنوند، نه سخنان گناه آلود، تنها چیزى که مى شنوند، سلام است سلام.»
با شنیدن این آیات، در مخاطب احساس اشتیاق به بهشت ایجاد می‌‌شود.

۳. تخیلى و شاعرانه 
تخیل در لغت به معنای خیال بستن، خیال کردن و پنداشتن (۱۵) آمده است. و شاعرانه یعنی، مربوط به شاعران، به شیوه گویندگان، جنبه شاعرانه، همچون شاعران، به سبک شاعران. (۱۶)
شعر سخن و کلامی خیال‌‌انگیز است که از تخیلات آدمی سرچشمه می‌‌گیرد. گاهی انسان در افکار و اندیشه‌‌های خود یک سری امور خیالی می‌‌سازد و بین آنها روابطی برقرار می‌‌کند و به صورت موزون با قافیه‌‌های متناسب ارائه می‌‌کند که به آن شعر گفته می‌‌شود. (۱۷)

در عرف عام نظم (۱۸) را از روی تسامح به شعر نیز اطلاق می‌‌کنند؛ در حالی که نظم در اصطلاح سخنی است که موزون و مقفا باشد و شعر – طبق تعریف قدما – «کلام موزون و مخیل» است. (۱۹) بنابراین، مقفا بودن جزء ماهیت شعر نیست و «نثر شعرگونه» یا «شعر منثور» هم می‌‌تواند وجود داشته باشد، و طبق تعریف علمی و امروزی، شعر «گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد.» و بنابراین تعریف، عناصر سازنده شعر عبارت است از: عاطفه، تخیل، زبان، موسیقی و تشکّل؛ اما نظم تنها، کلامی موزون و مقفاست و از عنصر عاطفه و تخیل به دور می‌‌باشد. (۲۰)
اهل منطق نیز شعر را چنین تعریف کرده‌‌اند: «شعر، کلامی خیال‌‌انگیز است که از سخنان موزون، [ابیات و مصراعهای] مساوی یکدیگر ودارای قافیه تألیف شده است.» (۲۱)

چنانکه پیداست بین تخیل و شعر پیوندی عمیق وجود دارد و هر سخن شاعرانه‌‌ای لزوما تخیلی نیز هست، گرچه هر سخن تخیلی شعر نیست.
البته شعر در منطق قدیم به معنی کلام تخیلی و خیالی است و حیثیت وزن و قافیه داشتن در آن لحاظ نشده است. بنابراین اگر سخنی منظوم باشد ولی تخیلی نباشد، از نظر ارسطو و امثال او شعر محسوب نمی‌‌شود. از اینرو سخنان منظومی که در باب مسائل علمی یا تاریخی مانند الفیه ابن مالک،‌‌ منظومه حاج ملاهادی سبزواری و از این قبیل مطرح شده، شعر به اصطلاح منطقی نیستند؛ (۲۲) چنانکه در اصطلاح علمی ادبیات امروز نیز به دلیل فاقد تخیل بودن، شعر محسوب نمی‌‌شوند. (۲۳)
برخى مخاطبان از سخنان تخیلى و شاعرانه بیشتر متأثر مى شوند. مخاطبان احساسى، افراد داراى ذوق هنرى، همچنین بسیارى از کودکان و نوجوانان به این اسلوب بیش‌‌تر علاقه نشان مى دهند. در اسلوب تخیلى و شاعرانه از قوه خیال پردازى استفاده مى شود و افراد زیادی به این نوع مطالب، علاقه بیشتری دارند و با آنها حس می‌‌گیرند. در اینجا توجه به نوع مخاطب بسیار مهم است؛ زیرا برخى مخاطبان نیز این گونه سخن‌‌گفتن را خیالبافى و کار بچه ها مى دانند.

۴. ادبى 
در اسلوب ادبى از دست‌‌مایه هاى ادبى مثل نظم و نثرادبی زیبا استفاده مى شود. استفاده از صنایع ادبى، زیبایى خاصى به سخن مى بخشد و حسّ زیبایى دوستى و نوگرایى انسان را ارضا مى کند.
برخی از دانشمندان علم ادبیات،‌‌ معتقدند ادبیات را می‌‌توان به دو بخش تخیلی و غیر تخیلی تقسیم کرد و عناصر تخیل، تصویرگری و امکان برداشتهای گوناگون از متن را مهم‌‌ترین صفات ممیزه ادبیات تخیلی دانست، و اصالت، انشای والا، ابتکار و ارزشهای زیبایی شناختی را از ویژگیهای بارز ادبیات غیرتخیلی برشمرد. براین اساس می‌‌توان آثاری مثل غرلیات مولانا و حافظ را جزو ادبیات تخیلی و آثاری همچون تاریخ بیهقی و سفرنامه ناصر خسرو را جزو ادبیات غیرتخیلی به شمار آورد. (۲۴)
‌‌با این حساب موارد تفاوت و شباهت اسلوب ادبی با اسلوب تخیلی و شاعرانه روشن می‌‌شود. در اسلوب ادبی گاهی همچون اسلوب تخیلی و شاعرانه از قوه خیال بهره گرفته می‌‌شود و گاهی چنین نیست. همچنین در اسلوب ادبی گاهی از شعر و زمانی از نثر ادبی استفاده می‌‌شود. درباره استفاده از شعر و نثر ادبی در سخنرانی دینی در درسهای بعدی توضیحات بیش‌‌تری خواهد آمد.

۵. مناجاتى 
مناجات در لغت به معنای راز و نیاز کردن با کسی، نجوی کردن با کسی، با خدا راز و نیاز کردن،‌‌ رازگویی، عرض نیاز به درگاه خدا، (۲۵) خواستنِ برآورده شدنِ حاجت از خداوند و راز و نیاز کردن با او همراه با سپاس از وی (۲۶) آمده است. از اینرو گرچه در اصطلاح مشهور، لفظ مناجات را فقط درباره گفتگوی یک‌‌طرفه با خدای متعال بکار می‌‌برند؛ ولی از نظر لغوی شامل گفتگو با غیر خدا نیز می‌‌شود.
در اسلوب مناجاتى، سخنران به گفتگوى یک‌‌طرفه با خدا، انسانهای والامقام، طبیعت، گیاهان و… مى پردازد و در قالب این مناجات و گفتگوى یک طرفه، مفاهیم مورد نظر را به مخاطب منتقل مى کند؛ مثلاً ممکن است سخنران درباره حوادث قبل و بعد از جنگ تحمیلی با شهدا سخن بگوید و بسیارى از مشکلات امروز و راهى را که باید رفت با آنها در میان بگذارد و یا از اوّل تا آخر سخنرانى با خدا سخن بگوید.
بیش‌‌تر دعاها و مناجات امام سجاد‌‌علیه‌‌السلام با خداى بزرگ، سرشار از معارف اسلامى است و آن حضرت معارف دینى را در قالب مناجات به مخاطبان خویش ارائه کرده و در عین حال، احساس عشق به خدا و معنویت را در آنان ایجاد کرده است.

۶. موعظه ‌‌ای
موعظه به معنای وعظ و پند و اندرز، (۲۷) نصیحت و بیان مطالب اخلاقی، به‌‌ویژه از سوی علمای دینی (۲۸) می‌‌باشد. در اسلوب موعظه از جملات بیان‌‌کننده امر و نهى، عتاب و خطاب و سرزنش، و سؤال و پرسش استفاده مى شود و در همه این گونه جملات، احساس مخاطب برانگیخته مى شود.
سخنرانیهاى اساتید اخلاق به‌‌طور عمده با این اسلوب ارائه مى شوند که نمونه هاى بارز آن را در سخنرانیهاى اخلاقی امام راحل)، استاد مظاهرى (حفظه‌‌اللّه) ومرحوم آیت اللّه مشکینى مى توان دید.

۷. تعظیمی
گاهى براى برانگیختن احساس مخاطبان به بزرگداشت یک شییء، شخص یا عقیده و مکتب و مهم قلمداد کردن آن می‌‌پردازیم؛ البته نه به گونه اى که باعث غلوّ و تحریف در دین شود؛ بلکه در حقیقت بزرگی و اهمیت یک چیز بزرگ و مهم را به خوبی بیان می‌‌کنیم. در قرآن کریم نیز از این گونه بیان استفاده شده است؛ مثلاً خداوند متعال مى فرماید: «إِنَّآ أَنزَلْنَهُ فِى لَیلَهِ الْقَدْرِ * وَ مَآ أَدْرَلکَ مَا لَیلَهُ الْقَدْرِ * لَیلَهُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ»؛ (۲۹) «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم و تو چه مى دانى که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است.»

۸. تکراری
گاهى مطالب خود را تکرار مى کنیم تا اهمیت آن را بیان کنیم و احساس مخاطب را نسبت به آن برانگیزیم. خداوند متعال از این اسلوب به وفور در قرآن استفاده کرده است؛ مثلاً مى فرماید: «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»؛ (۳۰) «اى کسانى که ایمان آورده اید! از خدا بپرهیزید، و هر کس باید بنگرد تا براى فردایش چه چیز از پیش فرستاده است و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام مى دهید، آگاه است.»
چنان‌‌که ملاحظه مى کنید در این آیه، عبارت «اتقوا اللّه» تکرار شده است. همچنین امام على ‌‌علیه‌‌السلام با تکرار کلمه اللّه در جمله هاى ذیل به تحریک احساس مخاطبان خود پرداخته است: «اَللَّهَ اَللَّهَ فِى الاَْیتامِ، اَللَّهَ اَللَّهَ فى  جیرانِکُمْ، اَللَّهَ اَللَّهَ فِى الْقُرْآنِ؛ (۳۱) خدا را خدا را درباره یتیمها [رعایت کنید]، خدا را خدا را درباره همسایگانتان [رعایت کنید]، خدا را خدا را درباره قرآن [رعایت کنید].»

۹. تأکیدی
گاهى با تأکید سعى مى کنیم احساس مخاطب را برانگیزیم؛ مثل این جمله خداوند متعال که می‌‌فرماید: «اِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً»؛ (۳۲) «خداوند حتماً همه گناهان را مى بخشد.» در این آیه کلمه اِنَّ، جمله اسمیه، ال در الذنوب، و جمیعاً، همه دلالت بر تأکید دارند و احساس شوق انگیزى در مخاطب براى حرکت به سوى خدا و توبه به درگاه حضرتش ایجاد مى کنند.

نکات قابل توجه

۱. معمولاً در یک سخنرانى از چند اسلوب استفاده مى شود که براى تنوع‌‌بخشى نیز چنین کارى مناسب تر است؛ اما اگر از ابتدا تا انتهاى سخنرانى یک اسلوب رعایت شود، آن سخنرانى را مى توانیم با همان اسلوب نامگذارى کنیم و مثلا آن را سخنرانی ادبی یا داستانی و… بنامیم.

۲. ذائقه برخى مخاطبان به محتواها و اسلوبهاى خاص، گرایش بیش‌‌تری دارد؛ مثلاً طلاب و قشر متدین جامعه با اشرف مواد و اسلوب توضیح و تبیین انس بیشترى دارند؛ از اینرو در تنظیم محتوا باید به گرایشهای آنان توجه کرد.

۳. گاهى برخى مواد سخنرانى براى توضیح مواد دیگر به کار گرفته مى شوند؛ مثلاً از روایتى براى توضیح آیه یا روایت دیگرى استفاده مى شود. این گونه سخنرانیها علمى تر مى نمایانند واز اتقان بیش‌‌ترى برخوردارند و از تحریف مصون تر مى مانند.

انتخاب صحیح و دقت لازم در آیات و احادیث توضیح دهنده، سخنرانى را ارزشمند مى سازد. سخنرانى که در توضیح یک آیه از چند روایت استفاده مى کند و حتى قصه هاى روایى را براى توضیح آن آیه به کار مى گیرد و یا براى توضیح یک آیه از چند آیه دیگر استفاده مى کند و در عین حال، جاذبه و سطح فهم سخنرانى را حفظ مى کند؛ سخنرانى ارزشمندى را ارائه کرده است.

پرسش‌‌نامه

۱. اسلوبهای تحریک احساس را نام ببرید.
۲. اسلوب داستانی را با یک مثال قرآنی توضیح دهید.
۳. چگونه با اسلوب توصیفی و ترسیمی به تحریک احساس مخاطبان می‌‌پردازیم؟
۴. اسلوب تخیّلی و شاعرانه برای چه نوع مخاطبانی مناسب‌‌تر است؟
۵. اسلوب مناجاتی را توضیح دهید.
۶. در اسلوب موعظه‌‌ای از چه نوع جملاتی استفاده می‌‌شود؟
۷. با استفاده از آیات قرآن، اسلوبهای تعظیمی، تأکیدی و تکراری را توضیح دهید.
۸. منظور از اسلوب ادبی چیست؟ مثال بزنید.
۹. آیا سخنرانیها معمولا تک اسلوبی هستند یا چند اسلوبی؟ توضیح دهید.

پژوهش و تمرین

۱. از طریق مباحثه با دوستان خود، اسلوبهای دیگری برای تحریک احساس بیابید.
۲. هر یک از اسلوبهای تحریک احساس را در گروههای چند نفره و یا در صورت وجود فرصت، در کلاس و زیرنظر استاد خود تمرین کنید.

پی‌‌نوشـــــــــــــت‌‌ها:

(۱). فرهنگ فارسی، دکتر محمدمعین، ۶ جلدی، انتشارات امیرکبیر، چاپ هشتم، تهران، ۱۳۷۱، ج۱، ص۲۷۳.
(۲). لغت نامه، علی اکبر دهخدا، زیر نظر دکتر محمدمعین و دکتر سیدجعفر شهیدی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول از دوره جدید، تهران، ۱۳۷۳، ج۴،‌‌ص۵۶۴۰.
(۳). همان، ص ۵۶۷۴.
(۴). لغت نامه، علی اکبر دهخدا، ج۴، ص۵۹۷۱.
(۵). همان، ص ۶۲۳۲.
(۶). در کتاب «علل الشرایع» مرحوم شیخ صدوق، روایات مشتمل بر فلسفه احکام گرد آمده است.
(۷). منطقیین برای تقسیم انواعی را ذکر کرده‌‌اند که عبارت‌‌اند از:

تقسیم تفصیلی استقرائی: اگر در تقسیم،‌‌ همه اقسام یکجا ذکر شوند ولی محصور به حصر عقلی نباشند، آن را تقسیم تفصیلی استقرائی گویند؛ مثل تقسیم ادیان الهی به یهودی، نصرانی و اسلامی.

تقسیم تفصیلی عقلی: اگر در تقسیم، اقسام محصور به حصر عقلی باشند و همه یکجا ذکر شوند، آن را تقسیم تفصیلی عقلی گویند؛ مثل تقسیم کلمه به اسم، فعل و حرف.

تقسیم ثنائی: تقسیم مقسَم براساس نفی و اثبات را تقسیم ثنائی گویند؛ مثل اینکه بگوییم: حیوان یا ناطق است یا غیرناطق و ناطق یا شاعر است یا غیرشاعر و… . در هر مرحله از تقسیم ثنائی دو قسم بیشتر وجود ندارد و این دو قسم، نقیض یکدیگرند.

تقسیم طبیعی: تقسیم «کل» خارجی یا ذهنی را به اجزاء آن تقسیم طبیعی گویند؛ مثل تقسیم مفهوم انسان به حیوان و ناطق، و یا تقسیم یک مولکول آب به اکسیژن و ئیدروژن.

تقسیم منطقی: تقسیم «کلی» به جزئیات را تقسیم منطقی گویند؛ مثل تقسیم «کلمه» به اسم، فعل و حرف. (منطق، علاّمه محمدرضا مظفر، ترجمه و اضافات: علی شیروانی با پاورقی غلامرضا فیاضی و محسن غرویان، انتشارات دار العلم، چاپ اول، قم، ۱۳۷۴، ج۲، ص۳۵۴.)

(۸). نقد در لغت به معنای جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره، تمیز دادن خوب از بد، آشکار کردن محاسن و معایب سخن، و… آمده است. (فرهنگ فارسی، دکتر محمدمعین، ج۴، ص۴۷۸۴.)
(۹). با اسلوب مناظره و گفتگو، هم مى توان اقناع اندیشه کرد و هم مى توان احساس را تحریک نمود؛ از اینرو مى توان آن را از جمله اسلوبهاى تحریک احساس نیز به شمار  آورد.
(۱۰). فرهنگ لاروس، حمید طبیبیان،‌‌ ترجمه «المعجم العربی الحدیث»،‌‌ انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۷، ج۲، ص۲۰۱۱.
(۱۱). فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، ج۴، ص۴۳۷۲.
(۱۲). الشفاء، ابن سینا، منشورات مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ ق، المنطق، کتاب البرهان، ج۶، ص۲۲.
(۱۳). مناظره گاه برای اثبات حق و گاهی برای اسکات خصم مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. در مناظره از همه مبادی قیامهای منطقی استفاده می‌‌شود؛ از اینرو می‌‌توان مناظره را به پنج قسم مناظره برهانی، مناظره مغالطی، مناظره جدلی، مناظره خطابی و مناظره شعری تقسیم کرد. اما مناظره‌‌ای که برای افاده تصدیق صورت می‌‌گیرد به سه قسم برهانی، مغالطی و جدلی تقسیم می‌‌شود. برای آشنایی بیش‌‌تر رجوع کنید به: فن مناظره،‌‌ محسن غرویان – حمیده غرویان، انتشارات دارالعلم، چاپ اول، قم، ۱۳۸۷، ص ۴۸ – ۸۹.
(۱۴). واقعه/ ۱۵ – ۲۶.
(۱۵). فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، ج۱، ص۱۰۵۴.
(۱۶). همان، ج۲، ص ۱۹۹۸.
(۱۷). فن مناظره، محسن غرویان – حمیده غرویان،‌‌ص۷۲.
(۱۸). «سخن بر دو گونه است:‌‌ یا نثر است یا نظم. نثر، در لغت به معنی پراکندن و افشاندن و نیز به معنی افشانده و پراکنده است؛ و در اصطلاح سخنی است که مقید به وزن و قافیه نباشد.» : زبان و نگارش فارسی، حسن احمدی گیوی – اسماعیل حاکمی – یدالله شکری – سیدمحمود طباطبایی اردکانی، سمت، چاپ چهاردهم، تهران، ۱۳۷۸، ص۱۱۰.
(۱۹). معیار الاشعار، خواجه نصیرالدین طوسی، به اهتمام محمد فشارکی و جمشید مظاهری، سهروردی،‌‌ اصفهان، ۱۳۶۳، ص۱.
(۲۰). زبان و نگارش فارسی، همان مؤلفان، ص۱۲۴.
(۲۱). «اِنَّهُ کَلَامٌ مُخَیل ٌمُؤَلَّفٌ مِنْ اَقْوَالٍ مَوزُونَهٍ مُتَسَاوِیهٍ مُقَفَّاهٍ»: المنطق، محمدرضا مظفر، انتشارات فیروزآبادی، قم، بی تا، ص۴۰۵.
(۲۲). فن مناظره، محسن غرویان – حمیده غرویان، ص۷۲.
(۲۳). زبان و نگارش فارسی، همان مؤلفان، ص۱۲۴.
(۲۴). نقد ادبی، حمیدرضا شایگان‌‌فر، انتشارات دستان، چاپ دوم، تهران،‌‌۱۳۸۴، ص ۱۵ و۱۶.
(۲۵). فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، ج۴، ص۴۳۶۸.
(۲۶). فرهنگ بزرگ سخن، دکتر حسن انوری، انتشارات سخن، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۲، ج۷، ص۷۳۶۳.
(۲۷). فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، ج۴، ص۴۴۴۲.
(۲۸). فرهنگ بزرگ سخن، دکتر حسن انوری، ج۷، ص۷۴۹۱.
(۲۹). قدر/۱ – ۳.
(۳۰). حشر/۱۸.
(۳۱). نهج البلاغه، صبحی صالح، انتشارات دار الهجره، قم، نامه ۴۷، ص ۴۲۱.
(۳۲). زمر/ ۵۳.

پنج طرح پایه‌ای اقناع
 

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.