سلامت جسم در اسلام

0 75

سلامتی، یکی از نعمت های بزرگ الهی است. روایات متعدد از این نعمت بزرگ، سخن به میان آورده و آن را نیکی دنیوی نام نهاده اند. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «اَلْحَسَنَهُ فِی الدُّنْیا الصِّحَّهُ وَ الْعَافِیهُ وَ فِی الْآخِرَهِ الْمَغْفِرَهُ وَ الرَّحْمَهُ؛ (۱) نیکی دنیا صحت و سلامتی و نیکی اخروی رحمت و بخشش است.» رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «نِعْمَتَانِ مَکْفُورَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِیه؛ (۲) دو نعمت است که همواره کفران می شوند: سلامتی و امنیت.»
انسان، زمانی به ارزش نعمت سلامتی پی می برد که آن را از دست بدهد؛ چنانکه امام صادق علیه السلام می فرماید: «الْعَافِیهُ نِعْمَهٌ خَفِیهٌ إِذَا وُجِدَتْ نُسِیتْ وَ إِذَا فُقِدَتْ ذُکِرَتْ؛ (۳) سلامتی، نعمتی پنهان است. وقتی که هست فراموش می شود و آنگاه که از میان می رود، به یاد می آید.»
بر همین اساس، اسلام به ورزش، به ویژه پیاده روی (۴)، شنا (۵)، پرهیز از پرخوری و مسواک (۶) به طور ویژه توجه می کند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «خَیرُ لَهْوِ الْمُؤمِنِ السِّبَاحَهُ؛ بهترین سرگرمی مؤمن شنا است.»
همچنین می فرماید: «عَلِّمُوا اَبْنَائَکُمْ اَلرَّمْی وَالسَّبَاحَه؛ (۷) به فرزندان خود تیراندازی و شنا بیاموزید.»
فردی که شنا می کند نه تنها از این طریق احساس راحتی و نشاط می کند؛ بلکه در اثر شنا قابلیت های جسمانی خود را از قبیل استقامت، گردش خود و تنفس، قدرت، سرعت و… افزایش می دهد.
تأکید دین به مسافرت نیز به همین دلیل است؛ زیرا مسافرت، روحیه انسان را شاد می کند و در سلامت بدن مؤثر است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «سَافِرُوا تَصِحُّوا؛ (۸) مسافرت کنید تا سالم بمانید.»
سفر کن که در آن سلامت بود                تو را باید این شیوه عادت بود
حفظ سلامتی در سفر نیز از منظر شارع مقدس نادیده گرفته نشده و بر رعایت آن تأکید شده است. امام باقر علیه السلام به فردی از شیعیانش که قصد سفر داشت چنین سفارش می فرماید: «لا تَذُوقَنَّ بَقْلَهً وَلا تَشَمَّ ها حَتّی‏ تَعْلَمَ ما هِی وَلا تَشْرَبْ مِنْ سِقاءٍ حَتّی‏ تَعْلَمَ ما فِیهِ؛ (۹) هیچ سبزیای را [در سفر] نخور و استشمام مکن تا بدانی چیست و از هیچ نوع آشامیدنی نیاشام تا بدانی چه چیزی در آن است.»
توصیه های دین در جهت سالم زیستن
چه زیبا است که اسلام از ابتدا، پیروان خویش را از راز و رمز سالمزیستن آگاه کرده و ریزترین مسائل لازم را گوشزد کرده است. اسلام افزون بر آنکه در جایجای دستور های خویش، راهنمایی هایی برای سلامتی و دوری از بیماری های مختلف ارائه می کند، راهکارهایی را نیز برای رفع و جلوگیری از شیوع بیماری ها معرفی می فرماید؛ چنانکه رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله خوردن نمک، پیش از شروع غذا را دفع کننده هفتاد مرض (۱۰) و عسل را برطرفکننده هزاران بیماری دانسته است.
آن بزرگوار می فرماید: «عَلَیکُمْ بِالْعَسَلِ فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ مَا مِنْ بَیتٍ فِیهِ عَسَلٌ إِلَّا وَ تَسْتَغْفِرُ الْمَلَائِکَهُ لِأَهْلِ ذَلِکَ الْبَیتِ فَإِنْ شَرِبَ ها رَجُلٌ دَخَلَ فِی جَوْفِهِ أَلْفُ دَوَاءٍ وَ خَرَجَ عَنْهُ أَلْفُ دَاءٍ فَإِنْ مَاتَ وَ هُوَ فِی جَوْفِهِ لَمْ تَمَسَّ النَّارُ جَسَدَهُ؛ (۱۱) بر شما باد به عسل! سوگند به کسی که جان من در دست اوست، خانه ای نیست که در آن عسل باشد؛ مگر اینکه فرشتگان برای ساکنان آن خانه طلب آمرزش می‏کنند. پس اگر کسی آن را بخورد هزار دوا در درون او وارد می‏شود و هزار بیماری از او دفع می‏شود و اگر در حالی که عسل در درون اوست بمیرد، بدن او را آتش نمی‏گیرد.»
آن حضرت خوره میوه نوبرانه را مورد تأکید قرار داده، می فرماید: «عَلَیکُمْ بِالْفَوَاکِهِ فِی إِقْبَالِ ها فَإِنَّهُ مَصَحَّهٌ لِلْبَدَنِ مَطْرَدَهٌ لِلْأَحْزَانِ وَ أَلْقُو ها فِی الْإِدْبَارِ فَإِنَّ ها دَاءُ الْأَبْدَانِ؛ (۱۲) بر شما باد خوردن میوه‏ها، هنگام نوبر آن، که باعث صحت و سلامت بدن و برطرف کننده غم ها می باشد و میوه را هنگام تمام شدن (پایان فصل آن) ر ها کنید که در آن بیماری بدنهاست‏.»
حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ فَإِنَّهُ یفْعَلُ فِی الْأَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْأَشْجَارِ أَوَّلُهُ یحْرِقُ وَ آخِرُهُ یوِرُق؛ (۱۳) از سرما در اولش بپرهیزید و در پایانش استقبال کنید؛ زیرا سرما با بدن، همان کاری را می کند که با درختان می کند: در آغازش می سوزاند و در پایانش شاخ و برگ می رویاند.»
پیشگیری و درمان در اسلام
در بررسی سفارشات حضرات معصومین علیهم السلام، به صد ها روایت گهربار برخورد می کنیم که راه های پیشگیری و درمان بسیاری از امراض را شرح نموده اند. در این مجال به عنوان نمونه به چند مورد دیگر اشاره می شود:
۱. خوردن روزانه بیست و یک دانه مویز قرمز به صورت ناشتا
امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: «إِحْدَی وَ عِشْرُونَ زَبِیبَهً حَمْرَاءَ فِی کُلِّ یوْمٍ عَلَی الرِّیقِ تَدْفَعُ جَمِیعَ الْأَمْرَاضِ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْتِ؛ (۱۴) خوردن روزانه ۲۱ دانه کشمش سرخ در حال ناشتا هر بیماری جز مردن را دفع می کند.»
۲. نوشیدن روزانه دو نوبت از آب باران
این دستور به شرطی است که آب باران به زمین نرسیده باشد و سوره های حمد، توحید و معوّذتین را ۷۰ بار بر آن خوانده باشند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «دَوَاءً لَا یحْتَاجُ مَعَهُ إِلَی دَوَاءٍ فَقِیلَ یا رَسُولَ الله مَا ذَلِکَ الدَّوَاءُ قَالَ یؤْخَذُ مَاءُ الْمَطَرِ قَبْلَ أَنْ ینْزِلَ إِلَی الْأَرْضِ ثُمَّ یجْعَلُ فِی إِنَاءٍ نَظِیفٍ وَ یقْرَأُ عَلَیهِ الْحَمْدَ إِلَی آخِرِ ها سَبْعِینَ مَرَّهً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَینِ سَبْعِینَ مَرَّهً ثُمَّ یشْرَبُ مِنْهُ قَدَحاً بِالْغَدَاهِ وَ قَدَحاً بِالْعَشِی قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ لَینْزِعَنَّ اللَّهُ ذَلِکَ الدَّاءَ مِنْ بَدَنِهِ وَ عِظَامِهِ وَ مِخَخَتِهِ وَ عُرُوقِه‏؛ (۱۵) [جبرئیل به من] داروئی [آموخت] که با داشتن آن به داروئی دیگر نیاز نیست. پرسیدند: ای رسول خدا! آن دوا چیست؟ فرمود: آب باران پیش از آنکه به زمین بریزد، گرفته و در ظرفی تمیز ریخته شود. سپس بر آن، «حمد» و «توحید» و «معوّذتین»، ۷۰ بار خوانده شود. هر کس از این آب، لیوانی صبح و لیوانی شب بیاشامد، به آن کس که مرا به حق فرستاد، خداوند درد و بیماری را از بدن و استخوان‏ و مخ و عروق او رفع می کند.»
۳. خوردن یک بار عسل در هر ماه به قصد شفا
این کار باعث شفای ۷۷ درد و بیماری است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ شَرِبَ الْعَسَلَ فِی کُلِّ شَهْرٍ مَرَّهً یرِیدُ مَا جَاءَ بِهِ الْقُرْآنُ عُوفِی مِنْ سَبْعٍ وَ سَبْعِینَ دَاء؛ (۱۶) هر که ماهی یک بار به قصد آنچه در قرآن آمده (فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ) عسل بخورد، از ۷۷ درد و بیماری عافیت یابد.»
۴. خوردن شیر، مسواک زدن و خواندن قرآن
این امور موجب رفع بیماری از انسان می شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرمؤمنان علیه السلام این گونه سفارش می فرماید: «یا عَلِی ثَلَاثَهٌ یزِدْنَ فِی الْحِفْظِ وَ یذْهَبْنَ السُّقْمَ اللُّبَانُ وَ السِّوَاکُ وَ قِرَاءَهُ الْقُرْآن؛ (۱۷) یا علی! سه چیز بر حافظه می‏افزاید و بیماری را از میان می‏برد: خوردن شیر، مسواک زدن و خواندن قرآن.»
۵. حجامت
اولیای گرامیاسلام: بر حجامت، بسیار تأکید کرده اند. رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره حجامت فرموده است: «فِی لَیلَهٍ أُسْرِی بِی إِلَی السَّمَاءِ مَا مَرَرْتُ بِمَلَإٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ إِلَّا قَالُوا یا مُحَمَّدُ مُرْ أُمَّتَکَ بِالْحِجَامَهِ؛ (۱۸) در شبی که به معراج رفتم به هیچ گروه از فرشته‏ ها برنخوردم، جز اینکه گفتند: ای محمّد به اُمتت فرمان حجامت ده.»
آن حضرت در جای دیگر فرمود: «حجامت از پشت سر، باعث شفای درد سر، درد دندان، حواس‏پرتی و بیماری است.» (19)
حضرت علی علیه السلام نیز حجامت را سبب سلامت جسم و تقویتکننده خرد و عقل معرفی می کند. «اَلْحِجَامَهُ تُصِحُّ الْبَدَنَ وَ تَشُدُّ الْعَقْلَ؛ (۲۰) حجامت کردن مایه صحت بدن و استحکام عقل می شود.»
چند بیماری مفید
جالب آنکه در اسلام، چند بیماری برای انسان مفید معرفی شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «لَا تَکْرَهُوا أَرْبَعَهً الرَّمَدَ فَإِنَّهُ یقْطَعُ عُرُوقَ الْعَمَی وَ الزُّکَامَ فَإِنَّهُ یقْطَعُ عُرُوقَ الْجُذَامِ وَ السُّعَالَ فَإِنَّهُ یقْطَعُ عُرُوقَ الْفَالِجِ وَ الدَّمَامِیلَ فَإِنَّ ها تَقْطَعُ عُرُوقَ الْبَرَصِ؛ (۲۱) از چهار چیز بدتان نیاید: چشم درد که رگ های کوری را قطع می‏کند و زکام که رگ های جذام را قطع می‏کند و سرفه که رگ های فلج را قطع می‏کند و دمل که رگ های برص را قطع می‏کند.»
به همین سبب امام صادق علیه السلام می فرمود: «کَانَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله لایتَدَاوَی مِنَ الزُّکَامِ وَ یقُولُ مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَإِذَا أَصَابَهُ الزُّکَامُ قَمَعَهُ؛ (۲۲) رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان بود که خود را از زکام درمان نمی‏کرد و می‏فرمود: هیچ کس نیست مگر آنکه رگی از بیماری خوره دارد و چون زکام بر او عارض شود، ریشه آن بیماری را خشک می کند.»
در پایان، توجه به چند نکته مناسب به نظرمیرسد:
۱. انسان، خواه ناخواه در معرض بیماری قرار می گیرد و تمامی سفارش های اسلام برای قدردانی از نعمت سلامتی، و به تأخیر انداختن بیماری است. (۲۳) رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام سفارش می کند که قدر پنج چیز را قبل از پنج چیز بدان؛ یکی از آنها، غنیمت شمردن سلامتی پیش از بیماری است. همچنین می فرماید: «یا عَلِی… لَا [خَیرَ] فِی الْحَیاهِ إِلَّا مَعَ الصِّحَّهِ؛ (۲۴) خیری در زندگی نیست، مگر با صحت.»
۲. اولیای الهی: علاوه بر آنکه در جایجای سخنان خویش، راهنمایی هایی در جهت سلامتی و دوری از بیماری های مختلف ارائه می کرده اند؛ اما بر این مطلب اصرار داشته اند که دارو یکی از مُقَدَّرات الهی است که به اذن او نافع است و خداوند متعال، دوای هر دردی جز مرگ و پیری را فرستاده است. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «تَدَاوَوْا فَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ دَاءً إِلَّا أَنْزَلَ مَعَهُ دَوَاءً إِلَّا السَّامَ یعْنِی الْمَوْتَ فَإِنَّهُ لَا دَوَاءَ لَهُ؛ (۲۵) (امراض خویش) را مداوا کنید که خداوند دردی را نفرستاده است؛ مگر آنکه دوای آن را نیز فرستاده است؛ مگر مرگ که هیچ دارویی برای آن نیست.» «قَالَتِ الْأَعْرَابُ یا رَسُولَ الله أَ لَا نَتَدَاوَی قَالَ نَعَمْ یا عِبَادَ الله تَدَاوَوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یضَعْ دَاءً إِلَّا وَضَعَ لَهُ شِفَاءً وَ دَوَاءً إِلَّا دَاءً وَاحِداً قَالُوا یا رَسُولَ الله وَ مَا هُوَ قَالَ الْهَرَمُ؛ (۲۶) برخی اعراب از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند که آیا بیماری ها را مداوا نکنیم؟ حضرت فرمود: بندگان خدا مداوا کنید که خداوند متعال دردی را نفرستاده است مگر آنکه شفا و دوای آن را فرستاده است؛ مگر یک درد. پرسیدند: آن یک درد چیست؟ فرمود: پیری.»
حکایت شده است که یکی از انبیای الهی بیمار شد و گفت: «این بیماری را معالجه نخواهم کرد تا همان کسی که مرا مریض کرده است، سلامتی را به من برگرداند.» پس از آن، خداوند به او وحی کرد: «شفایت نمی دهم تا زمانی که خویش را مداوا کنی، پس از آن است که سلامتی را به تو برخواهم گرداند.» (27)
حضرت علی علیه السلام می فرماید: «مَنْ کَتَمَ الْأَطِبَّاءَ مَرَضَهُ خَانَ بَدَنَه‏؛ (۲۸) کسی که بیماری خود را از طبیبان مخفی کند به بدن خویش خیانت کرده است.»
امام صادق علیه السلام فرموده است که لقمان در ضمن نام بردن لوازم سفر به فرزندش وصیت می کرد: «وَتَزَوَّدْ مَعَکَ مِنَ الْأَدْوِیهِ مَا تَنْتَفِعُ بِها أَنْتَ وَ مَنْ مَعَک‏؛ (۲۹) با خود هر دارویی را بردار که تو و هر که با تو است از آن سود برد.»
البته اسلام، خوردن دارو را به طور مطلق مفید نمی داند؛ بلکه بر تحمل بیماری، بیشتر تأکید شده است؛ چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «تَجَنَّبِ الدَّوَاءَ مَا احْتَمَلَ بَدَنُکَ الدَّاءَ فَإِذَا لَمْ یحْتَمِلِ الدَّاءَ فَالدَّوَاءُ؛ (۳۰) تا [زمانی که می توانید و] بدن شما تحمل دارد، از خوردن دارو پرهیز کنید و پس از آنکه قادر به تحمل درد نبودید، دارو مصرف کنید.»
حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «امْشِ بِدَائِکَ مَا مَشَی بِکَ؛ (۳۱) با درد خود بساز تا زمانی که با تو سازگار است.»
آن حضرت درباره علت دوری از خوردن دارو فرمود: «ثَلَاثَهٌ تُعَقِّبُ مَکْرُوهاً… شُرْبُ الدَّوَاءِ مِنْ غَیرِ عِلَّهٍ وَ إِنْ سَلِمَ مِنْهُ؛ (۳۲) سه چیز عواقبی ناپسند دارد: (یکی از آنها) خوردن دارو بدون مرض است؛ هر چند شخص از آن دارو جان سالم به در برد.»
۳. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در زمانی مسلمانان را به مراعات بهداشت و راه های حفظ سلامتی و دوری از بیماری توصیه می کند که هیچ کس اطلاعی از علوم پزشکی و تغذیه نداشته است. مردم در آن عصر، اسرار این سخنان را نمی دانستند و تنها به عنوان سخنانی که خالی از حکمت نیست، عمل می کردند؛ اما اکنون که بشر به برخی از این اسرار پی برده است، هنوز در این دین و دستور های آن با دیده تردید می نگرد؛ در حالی که فقط همین دستور ها که بشر به اسرار آن پیبرده است و در ۱۴۰۰ سال قبل توسط فردی درس نخوانده و جانشینانش گفته شده است، برای حقانیت و پذیرش این دین کافی است.

پی نوشـــــــــــــت ها:

(۱). بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق، ج ۷۸،ص ۱۷۴.
(۲). الخصال، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق، ج۱، ص ۳۴.
(۳). من‏ لایحضره‏ الفقیه، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۳ ق، ج ۴، ص ۴۰۶.
(۴). مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، شریف رضی، قم، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ ق، ص۷۶.
(۵). کنز العمال، حسام الدین هندی، صـفوه السقا، الرساله، بیروت، ۱۴۰۵ق، ج۱۵، ص۲۱۱، ش۴۰۶۱۱.
(۶). الخصال، ج ۲، ص ۴۰۹.
(۷). النوادر، سید فضل الله راوندی، مؤسسه دارالکتاب، قم، ص۴۹.
(۸). وسائل الشیعه، حر عاملی، مؤسسه آل البیت:، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، ج ۱۱، ص ۳۴۵.
(۹). مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، مؤسسه آل البیت‏:، قم، چاپ اول، ج ۸، ص ۲۲۷.
(۱۰). مستدرک‏الوسائل، ج ۱۶، ص ۳۱۱.
(۱۱). همان، ص ۳۶۹.
(۱۲). همان، ص ۴۶۸.
(۱۳). شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، ۲۰ جلد در ۱۰ مجلد، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی قم، ۱۴۰۴ ق،‏ ج ۱۸، ص۳۱۹.
(۱۴). الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵، ج۶، ص ۳۵۲.
(۱۵). مکارم الاخلاق، ص ۳۸۷.
(۱۶). همان، ص ۱۶۵.
(۱۷). الخصال، ج ۱، ص ۱۲۶.
(۱۸). مستدرک ‏الوسائل، ج ۱۳، ص ۸۹.
(۱۹). طبقات الکبری، ابن سعد، محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۴۵.
(۲۰). وسائل‏الشیعه، ج۱۷، ص۱۱۷.
(۲۱). بحارالأنوار، ج ۵۹، ص ۳۰۱.
(۲۲). الکافی، ج۸، ص۳۸۲.
(۲۳). من لایحضره‏ الفقیه، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، چاپ سوم، ۱۴۱۳ ق، ج ۴، ص ۳۵۷.
(۲۴). همان، ص ۳۷۰.
(۲۵). دعائم‏الإسلام، تمیمی مغربی، دار المعارف، مصر، چاپ دوم، ۱۳۸۵ ق، ج ۲، ص ۱۴۳.
(۲۶). بحارالأنوار، ج ۵۹،ص ۷۶.
(۲۷). وسائل‏الشیعه، ج ۲، ص ۴۰۹.
(۲۸). غررالحکم، محمدتمیمی آمدی، تصحیح و ترجمه می رجلال الدین حسینی، دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ ش، ص ۴۸۴.
(۲۹). الکافی، ج ۸، ص ۳۰۳.
(۳۰). مکارم‏الأخلاق، ص ۳۶۲.
(۳۱). نهج البلاغه، حکمت ۲۷.
(۳۲). تحف‏العقول، حسن بن شعبه حرانی، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص ۳۲۱.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.