تحفه های رمضانی

تحفه های رمضانی
0 31

سخنان و خاطراتی از امام خمینی رحمه الله

در این بخش، ابتدا مطالب ارزشمندی از امام خمینی رحمه الله در باب ماه رمضان، و سپس خاطراتی از ایشان در آن ماه مبارک، تقدیم شما خوانندگان گرامی می شود.
شهر امامان
اکنون در آستانه شهر الله و مقام ضیافت‌الله هستیم و من خود اقرار دارم که لایق این ضیافت نیستم. شهر شعبان المعظم که شهر امامان است در شرف گذشتن و ما خود را نتوانستیم مهیا کنیم برای شهر الله. دعاها را گاهی با لقلقه لسان خواندم و از آنها چیزی حاصل نشد. در این آخر شهر عرض می‌کنم «اَللَّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فِیمَا مَضَی مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْلَنَا فِیما بَقِیَ مِنْهُ؛ خدایا اگر در این مدت که از شعبان گذشته، ما را نیامرزیدی پس در باقی مانده آن، ما را ببخش!» از رحمت حق تعالی مأیوس نیستم و مباش در دنیا [مباد] روزی که گناهان به آنجا رسد که از رحمت حق مأیوس شویم. (۱)
اصلاح باطن
این ماه مبارک با آن همه برکاتی که دارد، ما نمی‌توانیم از عهده شکر یکی‌اش براییم؛ ولی باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت، اگر حالی پیدا شد، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد، متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنی است، تمام شدنی است، آنچه که هست آنی است که پیش خود ماست، آن باقی است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم. (۲)
ارزش دعا
این دعاهایی که در ماهها هست، در روزها هست، خصوصاً، در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان، اینها انسان را همچو تقویت روحی می‌کند ـ اگر کسی اهلش باشد، ماها که نیستیم ـ همچو تقویت روحی می‌کند و همچو راه را برای انسان باز می‌کند و نور افکن است برای اینکه، این بشر را از این ظلمتها بیرون بیاورد و وارد نور بکند، که معجزه آساست. به این دعاها عنایت بکنید. (۳)
عمل کنید
و از همه بالاتر این است که انسان خودش را اصلاح کند در ماه رمضان. ما محتاج به اصلاح هستیم، محتاج به تهذیب نفس هستیم، تا آن دم آخر ما محتاجیم. پیغمبرها هم محتاجند. انبیای بزرگ هم محتاجند، منتها آنها احتیاج خودشان را فهمیده‌اند و دنبالش عمل کرده‌اند، و ما از باب اینکه حجاب داریم نتوانستیم بفهمیم و به تکالیف خودمان عمل نکردیم. امیدوارم که ان‌شاءالله این ماه مبارک رمضان به همه شما مبارک باشد. و مبارک بودن به این است که بنابراین بگذارید که به تکالیف خدا عمل کنید. (۴)
میهمان‌خانه الهی
این ضیافت، همه‌اش ترک است؛ ترک شهوات از قبیل خوردنیها، نوشیدنیها و جهات دیگری که شهوات انسان اقتضا می‌کند. خداوند دعوت کرده است ما را به اینکه شما باید وارد بشوید در این میهمان‌خانه و این ضیافت هم جز ترک، چیزی نیست؛ ترک هواها، ترک خودیها، ترک منیها، منیتها. اینها همه در این میهمان‌خانه است و ما باید حساب کنیم ببینیم که آیا وارد شدیم در این میهمان‌خانه یا اصلاً وارد نشدیم؟ راهمان دادند به این ضیافت‌خانه یا نه؟ استفاده کردیم از این ضیافت الهی یا نه؟
البته حساب امثال من با کرام الکاتبین است.
اما من به شما آقایان و به هر کس که این کلمات می‌رسد و خصوصاً، طبقه جوان عرض می‌‌کنم که آیا در این مهمان‌خانه رفتید؟ استفاده کردید؟ از شهوات خصوصاً شهوات معنوی چشم پوشیدید؟ یا اینکه مثل من هستید؟ (۵)
ضیافت ترک شهوات
من فکر می کردم که این ضیافتی که شما مؤمنین به آن دعوت شده اید، که ضیافت الله است چیست؟ دعوت شدیم به ضیافت الله. و ضیافت الله در عالم ماده، عبارت از این است که ما را پرهیز بدهد از تمام شهوات دنیوی. این مرتبه مادی ضیافت الله است که همه کسانی که دعوت شدند به این ضیافت، بدانند که ضیافت خدا در این نشئه، چشم پوشی از شهوات است و ترک آن چیزی که قلب انسان، یعنی، روح طبیعی انسان به آن مایل است، آنها را باید ترک کند. این ضیافت خداست و این ضیافت، سایه ضیافتهایی است که در طول عالم وجود تحقق دارد، منتها در عالم ماده به این صورت است که ترک شهوات طبیعی است، شهوات جسمانی است و در عالم مثال، ترک شهوات خیالی است و در عالم بعد از مثال، ترک شهوات عقلانی است، روحانی است. (۶)
دعوت
در این ماه مبارک خودتان را تعریف کنید به قوتهای روحانی. در یک حدیثی است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند که ماه رمضان آمد، اقبال کرد، آمد. در ضمنش می‌فرمایند که «دُعیتُم اِلَی ضِیَافَهِ‌اللهِ». ضیافتهای خدا با ضیافتهای مردم این است فرقش که وقتی شما را یک اشخاصی دعوت بکنند به یک مهمانی، وقتی بروید در آن مهمانی به حسب فراخور حال، یک چیزهایی برای خوردنی و یک چیزهایی برای تفریح و این چیزهاست. ضیافت خدا در ماه رمضان یک شعبه‌اش روزه است، آن ضیافت خداست؛ یک شعبه‌‌اش روزه است و یک امر مهمش که مائده غیبی و آسمانی است، قرآن است. شما دعوت شده‌اید به مهمانی خدا و شما در ماه رمضان مهمان خدا هستید. مهماندار شما، شما را وادار کرده است به اینکه روزه بگیرید. این راههایی که به دنیا باز است و شهوات است، اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای لیله القدر. ماه شعبان مقدمه است برای ماه مبارک رمضان که مردم مهیا بشوند برای ورود در ماه مبارک رمضان و در «ضیافه‌الله». (۷)
سرّ لیلۀ القدر
ماه مبارک رمضان که ماهی مبارک است، ممکن است برای این باشد که ماهی است که ولی اعظم، یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله واصل شده و بعد از وصول، ملائکه را و قرآن را نازل کرده است. به قدرت او، ملائکه نازل می شوند. به قدرت ولی اعظم است که قرآن نازل می شود و ملائک نازل می شوند. ولی اعظم، به حقیقت قرآن می رسد در ماه مبارک و شب قدر و پس از رسیدن، متنزل می کند به وسیله ملائکه – که همه تابع او هستند – قرآن شریف را، تا به حدی که برای مردم بگوید. قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست. قرآن، سری است بین حق و ولی الله اعظم که رسول خداست، به تبع او نازل می شود تا می رسد به این جایی که به صورت حروف و کتاب در می آید که ما هم از آن استفاده ناقص می کنیم. و اگر سرّ «لیله القدر» و سرّ «نزول ملائکه» در شبهای قدر – که الآن هم برای ولی الله اعظم حضرت صاحب علیه السلام این معنا امتداد دارد – سر اینها را ما بدانیم، همه مشکلات ما آسان می شود. (۸)
تزکیه و ذکر الله
اگر همین ماه مبارک رمضان مسلمین خودشان را به طور جمعی به ضیافت خدا وارد کرده بودند و تزکیه کرده بودند، تصفیه کرده بودند خودشان را، ممکن نبود زیر بار ظلم بروند. زیر بار ظلم رفتن مثل ظلم کردن، هر دواش از ناحیه عدم تزکیه است؛ «قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی»، در نماز عید، این سوره را مستحب است بخوانند. امر به تزکیه و ذکر الله، ذکر اسم الله: «قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی و ذَکَرَ اسْمُ رَبِهِ فَصَلّی» تزکیه، ذکر اسم الله و صلوۀ، اینها مراتبی است، اگر ما به این رسیده بودیم، نه حال انفعالی پیدا می‌کردیم برای پذیرش ظلم و نه ظالم بودیم. همه از این است که تزکیه نشدیم. (۹)
خوف
من خوف این را دارم که در این ماه مبارک رمضان که ماه تهذیب نفس است و همه را خدا به ضیافت خودش دعوت کرده است، ما با صاحب خانه کاری بکنیم که عنایتش از ما برگردد. (۱۰)
امیدوارم وارد رمضان شده باشیم
ماه مبارک به منزله یک ساعتی است که کوکش بکنند و خودکار تا مدتی که این کوک است باشد. این ماه مبارک باید این جور باشد که مردم را تا ماه مبارک دیگر حفظ کند، بعد ماه مبارک دیگر بیاید از سر گرفته بشود و این برای این است که باید ما در این ضیافت وارد شده باشیم و من امیدوارم که وارد شده باشیم. (۱۱)
انتخاب آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس
من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و می‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. (۱۲)
خاطرات
روزهای بلند را روزه بودند
امام چهارده سال نجف بودند. از تمام بچه‌ها دور بودند، هوای به آن گرمی نجف را تحمل می‌کردند و در آنجا روزهایی به آن بلندی را روزه می‌گرفتند. کارگر منزلشان صبح که می‌آمد گلایه می‌کرد و می‌گفت: «خانم! من سینی غذای آقا را که می‌برم، اصلاً وقتی بر می‌گردانم احساس نمی‌کنم از این سینی غذایی خورده شده است؛ شاید یک کمی مثلاً یک نصفه کتلت خورده‌اند.» آقا با این شرایط روز به آن بلندی نجف را روزه می‌گرفتند. (۱۳)
خواندن قرآن
در خود ماه رمضان امام مرتب قرآن می‌خواند. حالا اکثر وقتها مثلاً ما می‌رفتیم روزنامه ببریم برای ایشان، می‌دیدیم امام نشسته‌اند روی آن نیمکت خودشان و آن شمد هم انداخته‌اند روی پایشان و چهار زانو نشسته‌اند و دارند قرآن می‌خوانند، از قول مرحوم حاج احمد آقا، حاج احمد آقا می‌گفت امام بعضی روزها، ۵ جزء یا ۴ جزء قرآن می‌خواند، نه یک جزء، ما می‌گوییم یک جزء بخوانیم؛ اما حاج احمد آقا می‌گفت امام روزی ۴ تا ۵ جزء قرآن می‌خواند، این قدر امام مقید بودند به قرآن خواندن یا مثلاً اعمال دیگر. (۱۴)
برنامه خاص
امام علاوه بر انجام تمام اعمال عبادی ماه رمضان یک برنامه خاص خودش را داشت، زمان بیش تری قرآن می‌خواندند. فکر می‌کنم حتی تا این اواخر، ماهی سه قرآن را که حتماً ختم می‌کردند‍، شیوه‌اش هم به این شکل بود که در سه محل، سه تا قرآن داشتند، آن محلی که صبح برای کار می‌رفتند، آن محلی که عصر بود و یا جایی در سر شب سه تا قرآن بود که از هر سه می‌خواندند. هر جا بودند یک جزء قرآن می‌خواندند. در نتیجه ماه رمضان که تمام می‌شد سه تا قرآن ختم کرده بودند، این اواخر حتی با این همه گرفتاریها و مشاغلی که داشتند، تمام اذکاری که در مفاتیح هست آنها را انجام می‌دادند. امام، شبها دعای افتتاح می‌خواندند، دعای سحر را معمولاً می‌خواندند و خیلی هم توصیه می‌کردند و بیش تر ابوحمزه را هم می‌خواندند. گاهی وقتها به ما می‌گفتند اگر ابوحمزه زیاد هست می‌توانید دو تا سه قسمت کنید و در دو یا سه شب تمام بشود. اگر یک شب نتوانستید تمام کنید عیبی ندارد؛ ولی این دعا را بخوانید. (۱۵)
این مسجد را باید احیا کرد
امام در یکی از سفرهایشان به محلات که مصادف بود با ماه رمضان در مسجدی دور افتاده، متروک و بسیار کوچک که بیش از یک اتاق گلی نداشت به اقامه جماعت می‌پرداختند. این در حالی بود که عده‌ای از علما به ایشان پیشنهاد کردند که در مسجد جامع شهر اقامه جماعت بفرمایند؛ اما آن بزرگوار قبول نکرده و فرمودند: «در مسجد جامع کسی هست که اقامه جماعت کند؛ ولی در این مسجد کسی نیست که اقامه جماعت کند، لذا این مسجد را باید احیا کرد.» (۱۶)
خود ماه رمضان، کاری است
سرّ این معنا که امام ملاقاتهای خودشان را در ماه مبارک رمضان تعطیل می‌‌کردند این بود که بیش تر به دعا و قرآن و خلاصه به خودشان برسند. امام می‌فرمودند: «خودماه رمضان کاری است.» (۱۷)
متناسب با ماه مبارک
حضرت امام به نقل از نزدیکانشان برای ماههای ویژه‌ای چون ماه مبارک برنامه‌ای خاص داشتند. به طوری که در این ماه عزیز شعر نمی‌خواندند، نمی‌سرودند و به آن گوش هم نمی‌کردند. اساساً دگرگونی خاصی را متناسب با این ماه مبارک در زندگی خود ایجاد می‌کردند، به گونه‌ای که این ماه را سراسر به تلاوت قرآن مجید و انجام مستحبات مربوط به ماه مبارک رمضان سپری می‌کردند. (۱۸)
حرمت رمضان
دکترها به خاطر بیماری امام به ایشان اجازه نمی‌دادند که روزه بگیرد، از همان سال ۶۰ که امام آمدند به جماران و در بیمارستان قلب بودند و سکته کرده بودند، دیگر روزه را دکتر برای امام ممنوع کرده بودند، و امام هم خیلی مقید به این بودند که دستور دکتر را اجرا کنند. امام با اینکه حاج عیسی برای ایشان غذا درست می‌کرد، روزها برای امام که مثلاً بنا بود مرغی درست کنند، چون ضعیف شده بودند، امام اول ماه رمضان که می‌شد ممنوع می‌کرد و می‌گفت دیگر‌اش درست نکنید، اصلاً دیگر درست نکنید؛ امام با اینکه روزه نبود اگر شما ۲ روز هم پهلوی ایشان بودید، ۵ روز هم پهلوی ایشان بودید، نمی‌فهمیدید که امام روزه نیست، این قدر مخفیانه افطار می‌کردند، و عمل می‌کردند که شما نمی‌فهمیدید که امام روزه هستند یا نیستند. لذا امام اول ماه رمضان که می‌شد دستور می‌دادند که دیگر غذا درست نکنید، لذا هر چه در خانه بود، همان را به صورت مخفیانه می‌خوردند و هیچ مشخص نمی‌شد که امام روزه نیستند. (۱۹)
اهمیت روزه
تابستان حدود چهل سال پیش در قم ساکن بودیم. در آن موقع آب کم بود و پنکه یا کولری هم نداشتیم و همه جا خیلی گرم بود. در چله تابستان ماه مبارک رمضان شروع شد و خواهر بزرگم که خیلی ضعیف و لاغر بود، نُه ساله شد و باید روزه می‌گرفت. او پس از افطار کردن اولین روزه‌اش به آقا گفت: من فردا روزه نمی‌گیرم. آقا می‌بینند که علناً نمی‌توانند او را به روزه گرفتن مجبور نماید؛ زیرا ممکن است روزه‌ش را بخورد و قبح روزه خوردن برایش از بین برود. از اینرو بلافاصله دنبال یکی از دوستانشان فرستادند و گفتند: فلانی می‌خواهم همین امشب اینها را به تهران برسانی، و ما دیروقت به تهران رسیدیم. بعد آقا گفته بودند: من دیدم این بچه نمی‌تواند روزه بگیرد و می‌خورد و اهمیت روزه برایش از بین می‌رود، گفتم از قم برود که اگر یک روز به او گفتم روزه بگیر، بداند که باید روزه بگیرد نه اینکه بگوید می‌گیرم و بعد هم برود بخورد. (۲۰)
شبهای قدر
در شبهای قدر چون برنامه آن زیادتر است، امام از همان سر شب خوابش خیلی کم می‌شد، مثلاً امام هر شب ساعت۲۰/۱۰ دقیقه می‌خوابیدند، آن شب هم سر ساعت۲۰/۱۰ دقیقه می‌خوابیدند؛ اما از آن طرف یک ساعت تا دو ساعت که می‌خوابیدند بلند می‌شدند و مشغول عبادت و مشغول مناجات می‌شدند و دعاهای شبهای قدر را می‌خواندند و قرآن سر می‌گرفتند و مناجات می‌کردند و گریه و زاری می‌کردند تا صبح می‌شد و پس از آن، قرآن قبل از نماز و نماز صبح را می‌خواندند. (۲۱)

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

(۱). صحیفه امام، ج ۲۰، ص۲۵۳، اردیبهشت۶۶٫
(۲). همان، ص۵۳، خرداد ماه ۶۵٫
(۳). همان، ج ۱۳، ص ۲۱، تیر ماه ۵۹٫
(۴). همان، ج ۱۸، ص ۴۸۰، خرداد۶۳٫
(۵). همان، ج ۱۳، ص ۳۶، تیر۵۹٫
(۶). همان، ج۲۰، ص۲۶۶٫
(۷). همان، ج ۱۳‍، ص ۳۰‍، تیر۵۹٫
(۸). همان، ج ۱۹، صص ۱۷۱- ۱۷۲٫
(۹). همان، ج ۱۸، ص ۴۴۹، تیر ۶۳٫
(۱۰). همان، ج ۱۸، ص ۴۷۶، خرداد ۶۳٫
(۱۱). همان، ج ۲۱، ص ۴۷، اردیبهشت ۶۷٫
(۱۲). قم، ۱۶/۵/۱۳۵۸٫
(۱۳). مجله سروش، شماره ۴۷۶، به نقل از صدیقه مصطفوی.
(۱۴). پایگاه اینترنتی حوزه، به نقل از سید رحیم میریان.
(۱۵). پایگاه اینترنتی حوزه، به نقل از خانم فاطمه طباطبایی.
(۱۶). مجله حوزه، شماره ۴۵، ص ۵۲، به نقل از حجه الاسلام و المسلمین توسلی.
(۱۷). همان.
(۱۸). پاسدار اسلام، شماره ۹۳، به نقل از علی اکبر آشتیانی.
(۱۹). پایگاه اینترنتی حوزه، به نقل از سیدرحیم میریان.
(۲۰). پایگاه اینترنتی حوزه، به نقل از خانم زهرا مصطفوی.
(۲۱). پایگاه اینترنتی حوزه، به نقل از سیدرحیم میریان.

مطالب مشابه:

«رمضان» نام خدا؟
اردوگاه آسمانی رمضان
معنا و ماهیت حقیقى شب قدر چیست؟ این شب چه اهمیتى دارد؟
ضیافت رمضان، برای میهمانان ویژه

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.