اهمّیت فرصتها از دیدگاه اسلام

0 49

عمر یکی از ارزشمندترین موهبتهای الهی است که خداوند متعال به انسانها عنایت فرموده. این ارزشمندی از آن رو است که فرصتهایی را در اختیار انسان قرار می دهد تا در صورت استفاده شایسته، دنیا و آخرت او را تضمین نماید.
از دیدگاه دین مبین اسلام ارزش عمر به ایمان، عمل صالح، بندگی خدا و اخلاق نیکو بستگی دارد؛ اگر کسی از وقت خود خوب استفاده کند و عمرش را در راه تحصیل ایمان، معرفت، بندگی خدا و کسب اخلاق انسانی صرف نماید از ضرر و خسران در امان مانده، سعادتمند خواهد شد.
امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: «اِنَّ عُمْرَکَ مَهْرُ سَعَادَتِکَ، اِنْ اَنْفَدْتَهُ فِی طَاعَهِ رَبِّکَ؛ (۱) همانا عمر تو، مهریه سعادت و خوشبختی توست، به شرط آنکه در طاعت و بندگی پروردگارت صرف کنی.»
اولیای گرامی اسلام علیهم السلام، از پیروانشان خواسته اند که ارزش عمر را دریافته و از صرف اوقات و لحظات پرارزش زندگی در راه هوا و هوس شیطانی بپرهیزند. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «اِنَّ اَوْقَاتِکَ اَجْزَاءُ عُمْرِکَ، فَلَا تُنْفِدْ لَکَ وَقْتاً اِلَّا فِیمَا ینْجِیکَ؛ (۲) همانا وقتهای تو اجزای عمر تو هستند، پس وقتی را برای خود سپری مکن؛ مگر در آنچه که تو را نجات می دهد.»
همچنین می فرماید: «اِحْفَظْ عُمْرَکَ مِنَ التَّضْییعِ لَهُ فِی غَیرِ الْعِبَادَهِ وَالطَّاعَاتِ؛ (۳) عمرت را از ضایع کردن در غیر عبادت و طاعتها حفظ کن.»
گفتنی است: گرچه نماز و روزه عبادتی بزرگ، و عالی ترین حالات عبادت، سجده است؛ اما عبادت تنها به نماز و روزۀ بسیار نیست؛ بلکه معانی وسیعی همچون: بر آ وردن حاجت مؤمن، عفاف و پاکدامنی (۴)، کار و طلب حلال (۵)، دعا (۶)، شکر (۷)، ذکر خدا (۸)، تفکّر و… به عنوان برخی از بزرگ ترین عبادات معرفی شده است. در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می خوانیم: «لَیسَ الْعِبَادَهُ کَثْرَهَ الصَّلَاهِ وَالصَّومِ اِنَّمَا الْعِبَادَهُ التَّفَکُّرُ فِِی اَمْرِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ (۹) عبادت به زیادی نماز و روزه نیست؛ بلکه عبادت واقعی تفکّر در کار خداوند متعال و اسرار جهان آفرینش است.»
امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: «قَضَاءُ حَاجَهِ الْمُؤْمِنِ اَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّی عَدَّ عَشْراً؛ (۱۰) برآوردن نیاز مؤمن از بهتر است از طوافی و طوافی تا آنکه ده طواف برشمرد.»
در مقابل کسانی که عمر خود را ضایع کرده و اوقاتی را که خدا برای رشد و کمالشان قرار داده، صرف هوا و هوس کرده و آن را به بطالت می گذرانند، هنگام مرگ دچار حسرت و اندوه می شوند و در آن روز بیدار شده، فریاد برخواهند آورد که: «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی اَعْمَلُ صَالِحاً فِِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَی یوْمِ یبْعَثُون»؛ (۱۱) «پروردگار من! مرا بازگردانید! شاید در آنچه ترک کردم [و کوتاهی نمودم] عمل صالحی انجام دهم! [ولی به او می گویند:] چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می گوید! [و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است] و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند.»
اهمّیت فرصتها
عمر انسان مجموعه ای از فرصتها است که در مهلتی کوتاه در اختیارش قرار گرفته است. فرصتها همانند قطاری هستند که وارد ایستگاه می شود. مسافرین چند دقیقه مهلت دارند تا به کارهایشان برسند. برخی فرصت را غنیمت می شمارند، برای تهیه خوراک، نظافت، نماز و غیره می شتابند و پس از انجام کارها با آرامش دل بر جایگاه خود باز می گردند؛ ولی برخی دیگر از این فرصت استفاده نکرده و زمان را به غفلت می گذرانند. آنان یا به کارها نمی رسند یا از قطار عقب می مانند و پس از حرکت قطار پشیمان می شوند، در حالی که پشیمانی سودی نخواهد داشت. این مطلب برگرفته از همان سخن امیر المؤمنین علیه السلام است که: «الْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ؛ (۱۲) فرصتها همانند ابر در گذر هستند.»
فرصت غنیمت است غنیمت رها مکن            بشنو نصیحتی و نصیحت رها مکن
انسانها در این دنیا مسافرانی هستند که مقصدشان آخرت است، و این دنیا به منزله ایستگاهی می باشد که به انسانهای مسافر، فرصت انجام کارهای خویش را می دهد تا برای خود و راه طولانی که در پیش دارند، توشه ای برگیرند و فردا پشیمان نشوند. به یقین فرصتها تنها امروز برای ما مهیا است؛ چرا که فرصت دیروز گذشته و به پایان رسیده و اطمینان از فرصت فردا نیز برای هیچ کس ممکن نیست.
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست        در میان این و آن فرصت شمار امروز را
اهمّیت فرصتها از دیدگاه قرآن
بررسی آیات قرآن مجید نشانگر آن است که هر لحظه، فرصتی طلایی است که در اختیار انسانها قرار گرفته و هر یک از لحظات در سرنوشت انسان نقش تعیین کننده ای دارد. به عنوان نمونه، از منظر اسلام استفاده از فرصتِ صله رحم، عمر را زیاد و فقر را دور می سازد، رزق را توسعه می دهد، باعث تزکیۀ عمل و رشد اموال می شود. (۱۳) در مقابل، کسانی که از این فرصت استفاده نکنند و با اقوام و خویشان قطع رابطه نمایند، افزون بر آثار زیانبار دنیوی و اخروی، مورد لعن پروردگار نیز قرار می گیرند. (۱۴)
نمونه دیگر آنکه مؤمنان از نعمت زبان برای کار خیر، توبه، استغفار و اصلاح بین افراد استفاده کرده و به فرموده قرآن کریم، چنین افرادی از هر گفتار و عملی که فایده قابل ملاحظه ای نداشته باشد، اعراض می کنند. چنانچه می‏فرماید: «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؛ (۱۵) «و آنها که از لغو و بیهودگی روی گردانند.» به تعبیر دیگر، تمام حرکات و خطوط زندگی آنان، هدفی مفید و سازنده را دنبال می کند، در حالی که برخی دیگر، از این فرصت برای دروغ، غیبت، تهمت، دشنام، غنا، لهو و لعب و… استفاده می کنند.
بنابراین بسیاری از فرصتها در میان انسانها به طور مساوی تقسیم شده است و خداوند متعال به واسطه انبیا و اولیای خود، راه استفاده صحیح را به انسانها تعلیم فرموده است. برخی به شایستگی از آن استفاده می کنند، و برخی دیگر آن را به بهای کمی می فروشند و از دست می دهند.
قرآن مجید چهار اندرز پرمایه و سرنوشت ساز را ذکر می نماید که بهترین نسخه برای استفاده از فرصتها است. قرآن کریم می فرماید: «وَ ابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ اَحْسِنُ کَمَا اَحْسَنَ اللهُ اِلَیکَ وَ لَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْاَرْضِ اِنَّ اللهَ لَا یحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»؛ (۱۶) «و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهره ات را از دنیا فراموش مکن، و همان گونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد!»
دقت در آیۀ شریفه، نشانگر آن است که تمام لحظات زندگی انسان فرصتی است که می تواند در مسیر اصلاح امور دنیا و آخرت از آن استفاده نماید. در «معانی الاخبار» از امیر مؤمنان علیه السلام در تفسیر آیۀ «وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا» (17) چنین آمده است: «لَا‏تَنْسَ صِحَّتَکَ وَ قُوَّتَکَ وَ فَرَاغَکَ وَ شَبَابَکَ وَ نَشَاطَکَ أنْ تَطْلُبَ بِهَا الْآخِرَهَ؛ (۱۸) تندرستی، قوت، فراغت، جوانی و نشاطت را فراموش مکن، و بوسیله این (پنج نعمت بزرگ) آخرت را بطلب.»
همچنین در سومین اندرز این آیه آمده است: «وَ أحْسِنْ کَمَا أحْسَنَ اللهُ اِلَیکَ»؛ (۱۹) «همان‏گونه که خدا به تو نیکی کرده است، تو هم نیکی کن.»
شاید بتوان از این آیه این گونه نتیجه گرفت که گاه خداوند مواهب عظیمی به انسان می دهد که در زندگی شخصیش نیاز به تمام آنها ندارد؛ عقلِ توانایی می دهد که نه فقط برای اداره یک فرد؛ بلکه برای اداره یک کشور کارساز است، علمی می دهد که نه یک انسان؛ بلکه یک جامعه می تواند از آن استفاده کند، اموال و ثروتی می دهد که در خور برنامه های عظیم اجتماعی است. مفهوم این سخن آن است که تمام این مواهب از آنِ تو نیست و به تو تعلّق ندارد تا هرگونه که خواستی بتوانی از آن استفاده نمایی؛ بلکه تو وکیل پروردگار در منتقل ساختن آن به دیگران هستی، و خدا این موهبت را به تو داده است که با دست تو، بندگانش را اداره کند. بنابراین، انسان موظّف است این مواهب عظیم الهی را در جای مناسب و مورد رضای الهی بکار بندد.
مؤید این سخن، کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله است که می فرماید: «لَا تَزَلُ قَدَمَ عَبْدٍ یوْمَ الْقِیامَهِ حَتَّی یسْأَلَ عَنْ اَرْبَعٍ: عَنْ عُمُرِهِ فِیمَا اَفْنَاهُ وَ شَبَابِهِ فِیمَا اَبْلَاهُ وَعَنْ مَالِهِ مِنْ اَینَ کَسَبَهُ وَفِیمَا اَنْفَقَهُ وَعَنْ حُبِّنَا اَهْلَ الْبَیتِ؛ (۲۰) آدمی در روز قیامت از نزد خداوند قدمی برنمی دارد جز آنکه درباره چهار چیز از او پرسش می شود: از عمرش که در چه راهی سپری کرده، و از جوانی اش که در چه راهی هدر داده، و از ثروتش که چگونه به دست آورده و چگونه خرج کرده است؛ و از دوستی ما خانواده [اهل‏بیت علیهم السلام].»
خلاصه آنکه قرآن کریم نه تنها بر استفاده از فرصتها قبل از پایان آن سفارش می کند؛ (۲۱) بلکه بر سبقت ا یکدیگر و به دست آوردن فرصت در انجام کارهای نیک و اعمال خیر تأکید می ورزد. (۲۲)
اهمیت فرصتها از دیدگاه معصومان علیهم السلام
از ویژگیهای مهم تمام انبیا و اولیای الهی غنیمت دانستن فرصتها و تشویق مردمان به بهره گیری از آنها بوده است. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله پس از مراسم حجه الوداع، مأموریت یافت از فرصت حضور انبوه مسلمانان در غدیر خم ـ چهار راهی است که مردم سرزمین حجاز را از هم جدا می کند ـ استفاده نموده و جانشین خود را به مردم معرفی کند. (۲۳) اهمیت استفاده از این فرصت به حدی است که رسول خدا صلی الله علیه وآله به حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لَوْ لَمْ اُبَلِّغْ مَا اُمِرْتُ بِهِ مِنْ وَلَایتِکَ لَحَبِطَ عَمَلِی؛ (۲۴) اگر [از فرصت امروز استفاده نکنم و] آنچه درباره ولایت تو است به مردم نرسانم، تمام اعمال من محو می  شود.»
حضرت ابراهیم علیه السلام از فرصتی که تمام بت پرستان بابِل از شهر خارج شدند استفاده نمود، وارد بت خانه شد و بتها را شکست. (۲۵) در زمان فرعون نیز پس از اتمام سحر به حضرت موسی علیه السلام، از او خواسته شد در تاریخ مشخصی با ساحران روبه رو شود. حضرت موسی علیه السلام از این فرصت استفاده کرد و شرط نمود تا همگی مردم در آن مراسم حاضر شدند که در چنین فرصت ویژه ای بتواند همگان را به توحید دعوت نماید. (۲۶) حضرت یوسف علیه السلام حتی از زندان برای تبلیغ یکتاپرستی استفاده نمود.
گذری بر سیره و سخنان معصومان علیهم السلام نشان از اهمیت دادن آن بزرگواران به مسئله فرصت و استفاده شایسته از آن دارد. روایات در این زمینه بسیار است؛ اما به عنوان نمونه به دو روایت اشاره می شود:
۱. رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره اهمیت درختکاری می فرماید: «اِنْ قَامَتِ السَّاعَهُ وَفِی یدِ اَحَدِکُمَ الْفَسِیلَهُ فَاِنِ اسْتَطَاعَ اَنْ لَا تَقُومَ السَّاعَهُ حَتَّی یغْرِسَهَا فَلْیغْرِسْهَا؛ (۲۷) اگر قیامت بر پا شد و در دست یکی از شما نهالی بود، اگر کمی پیش از قیامت توانست آن را بکارد، باید بکارد.»
گرچه این روایت درباره اهمیت درختکاری در اسلام است؛ اما این نکته را نیز یادآور می شود که از این فرصت باقیمانده نیز به نحو شایسته استفاده نمایید. شاید این روایت به نکته دیگری نیز اشاره داشته باشد و آن اینکه انسان مکلَّف به انجام وظیفه است، نه نتیجه؛ گرچه ساعتی دیگر قیامت برپا می شود و کاشت درخت به ظاهر فایده ای ندارد؛ اما در حال حاضر توانایی بر کاشت درخت اقتضا می کند از این فرصت استفاده مطلوب نمایی.
۲. امام علی علیه السلام می فرماید: «اِغْتَنَمَ الْمُهَلَ؛ (۲۸) فرصتها و مهلتها را غنیمت شمرید.»
آن بزرگوار مال و ثروت را نیز فرصتی برای قرض دادن بر شمرده، می فرماید: «وَاغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فِی حَالِ غِنَاکَ؛ (۲۹) اگر کسی از تو قرض و وام طلب نمود، [این فرصت را] غنیمت شمار [و نیاز او را برآور].»
در زندگی انسان فرصتهای زیادی پیش می آید که اغلب بر اثر غفلتها از دست می روند. این فرصتها می تواند لحظه ای از لحظات زندگی یا موقعیتی باشد که انسان می تواند در آن وارد تجارت عظیمی شود که قرآن کریم از آن به «تِجَارَهً لَنْ تَبُورَ» (30) تعبیر می کند؛ یعنی تجارتی که راه هرگونه ضرر و زیانی به رویش بسته است و منفعت آن دائمی و همیشگی است.
عوامل استفاده از فرصت
برای استفاده از لحظات عمر و فرصتهای پیش رو، عوامل متعددی وجود دارد که محض نمونه به دو عامل اشاره می گردد:
۱. خودباوری
شناخت انسان از خود و نیز ظرفیتهای درونی خویش باعث نگرشی متفاوت به لحظات گذشته، حال و آینده می شود. به تعبیر دیگر، فردی که خود را باور کند و میزان توانمندی خود را به خوبی دریابد، تمام تلاش خود را برای استفاده شایسته از عمر خویش به کار می برد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «مَنْ عَرَفَ قَدْرَ نَفْسِهِ لَمْ یهِنْهَا بِالْفَانِیاتِ؛ (۳۱) کسی که ارزش خود را بشناسد، خویشتن را با امور فناپذیر خوار نگرداند.»
طبق این حدیث شریف، کسانی که ارزش خود را دریابند، به سهولت آن را از دست نمی دهند و عمر خویش را در مسیر صحیحی به کار می گیرند. یکی از راههای شناخت ارزش انسان، تفکر پیرامون خود و نعمتهایی است که در اختیار دارد. انسانی که خود را شناخت و به قابلیتها و ظرفیتهای درونی خود آگاه گشت، و توان پیشرفت را در خویش احساس نمود، به خود اجازه نمی دهد که عمر خویش را به بطالت بگذراند و از فرصت پیش رو استفاده ننماید. (۳۲)
اگر ما شاهدیم که هر روز جوانان کشورمان افتخارات علمی تازه ای به جهان معرفی کرده و به رخ دشمنان می کشند، از ثمره خودباوری و استفاده شایسته از امکانات و فرصتها است. به یقین، اگر نسیم این خودباوری در کشورمان وزیدن نمی گرفت، بسیاری از فرصتها به باد فنا می رفت و پیشرفتهایی که دنیا را متحیر نموده است، نصیب کشور ما نمی شد.
۲. توجه به ارزش عمر
در تعالیم دینی راجع به ارزش عمر بسیار سخن گفته شده و بر استفاده صحیح از آن تأکید فراوانی شده است. رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره ارزش عمر به اباذر می فرماید: «یا اَبَا ذَرٍّ! کُنْ عَلَی عُمُرِکَ اَشَحَّ مِنْکَ عَلَی دِرْهَمِکَ وَ دِینَارِکَ؛ (۳۳) ای ابا ذر! به عمر خود بخیل تر باش تا به درهم و دینارت.»
آیت الله مصباح یزدی در ذیل این روایت شریف می فرماید: «اگر کسی با زحمت و تلاش فراوان پولی فراهم ساخت، آیا آن را به آسانی در اختیار دیگری قرار می دهد؟ از آنجا که برای تهیه آن زحمت فراوان کشیده است، مفت از دست نمی دهد و قدر آن را می داند. در مقابل ممکن است بدون احساس اندکی زیان، ساعتها عمر خود را در راه باطل صرف کند. به عبارت دیگر، ممکن است ما در صرف مالمان بخیل باشیم؛ اما در صرف عمر بخیل نیستیم، با اینکه ارزش مال با ارزش عمر برابری نمی کند.» (34)
با کمال تأسف باید اعتراف کرد که اگر کسی ساعت ما را دزدید، عصبانی شده و او را تحویل مأمور می دهیم؛ ولی اگر کسی ساعتی از عمر ما را تلف کرد، نه تنها عصبانی نمی شویم؛ بلکه خوشحال می گردیم.
هر که عاقل تر و هشیارتر است                گوهر عمر نگه دارتر است
آگاه نمودن جوانان و نوجوانان از ارزش عمر و فرصتهای پیش رو، وظیفه ای است که افزون بر والدین، بر عهده مبلّغین و معلّمان می باشد. آنان موظفند در کنار راهنمایی جوانان و نوجوانان برای دوری از اتلاف وقت، و بیان راه های استفاده صحیح از فرصتها، الگوهایی را که با پشتکار و همّت بر مشکلات پیروز شده اند و اجازه نداده اند مشکلات و حوادث روزگار فرصتها را از آنان برباید، به آنان معرفی نمایند.
موانع استفاده از فرصت
همیشه شرایط برای موفقیت و کسب کمالات و رسیدن به مقاصد عالی آماده نیست. دهها عامل باید دست به دست هم دهند تا فرصتی برای انجام کاری پیش آید. اگر انسان از فرصتها استفاده نکند، ممکن است دیگر هیچ وقت آن فرصتها پیش نیاید و جبران آن نیز امکان پذیر نباشد. مسلم است در چنین موقعیتی پشیمانی هم سود نخواهد داشت. بنابراین، انسان (به خصوص جوان) باید همیشه در کمین فرصتها بنشیند و در اولین برخورد با آن، بهره مطلوب را ببرد.
برخی عواملی که مانع استفاده از فرصتها می‏شوند، عبارت است از:
۱. غفلت انسان
غفلت سبب هلاکت در دنیا و آخرت است؛ زیرا انسان را از مصالح مادی و معنوی، بی خبر می سازد. این بی خبری، فرصتها را از دست داده، امکانات را ضایع می کند و استعدادها را بر باد خواهد داد. به همین جهت، انسان غافل زمانی بیدار می شود که زمان گذشته باشد. امام علی علیه السلام هلاکت را ثمره غفلت دانسته، می فرماید: «مَنْ طَالَتْ غَفْلَتُهُ [عِلَّتُهُ] تَعَجَّلَتْ هَلَکَتُهُ؛ (۳۵) هر کس غفلتش طولانی تر شود، هلاکت و نابودیش سریع تر خواهد بود.»
۲. کسالت و تنبلی
کسالت و تنبلی نوعی بیماری است که چون خوره، دین و دنیای انسان را نابود می سازد. از این رو، اسلام آن را نکوهش کرده و پیروان خود را از دچار شدن به آن برحذر می دارد.
امام باقر علیه السلام فرمود: «اَلْکَسَلُ یضُرُّ بِالدِّینِ وَ الدُّنْیا؛ (۳۶) تنبلی، به دین و دنیای انسان، ضرر می زند.»
۳. کار امروز به فردا وانهادن
تأخیر انداختن کارها و کار امروز را به فردا وانهادن، از جمله آفتهای از دست دادن فرصتها محسوب می شود. در روایات اسلامی، از این موضوع با عنوان «تسویف» یاد شده است.
امیرمؤمنان علیه السلام در نامه ای به یکی از یارانش می نویسد: «فَتَدَارَکْ مَا بَقِی مِنْ عُمُرِکَ وَ لَا تَقُلْ غَداً اَوْ بَعْدَ غَدٍ فَإِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ بِإِقَامَتِهِمْ عَلَی الْاَمَانِی وَ التَّسْوِیفِ حَتَّی اَتَاهُمْ اَمْرُ اللهِ بَغْتَهً وَ هُمْ غَافِلُونَ؛ (۳۷) باقیمانده عمرت را تدارک کن و نگو فردا و پس فردا؛ همانا پیش از تو کسانی هلاک شدند که روی آرزوها و تأخیر انداختن کارها ایستادند، تا ناگهان امر خدا فرا رسید، در حالی که آنان غافل بودند.»
بی هدفی، بی نظمی، عدم برنامه ریزی صحیح، لهو و بیهودگی (۳۸)، بیکاری (۳۹)، پرداختن به کارهای غیر مهم (۴۰)، کم کاری و… از دیگر عوامل از بین رفتن فرصتها می باشد. امام باقر علیه السلام می فرماید: «إِیاکَ وَ التَّفْرِیطَ عِنْدَ إِمْکَانِ الْفُرْصَهِ فَإِنَّهُ مَیدَانٌ یجْرِی لِاَهْلِهِ بِالْخُسْرَانِ؛ (۴۱) از کم کاری هنگام [به دست آمدن] فرصت بپرهیزید! به راستی که فرصت عرصه ای است که برای اهلش (فرد کم کار) زیان بار خواهد بود.»
سوءاستفاده از فرصت
اسلام بر استفاده از فرصتها برای امور مادی و معنوی، دنیوی و اخروی تأکید فراوانی نموده است و راه هرگونه سوء استفاده از فرصتها را بسته است. گرچه پرداختن به آثار و پیامدهای سوء استفاده از فرصتها بسیار و از حدّ این نوشتار خارج است؛ اما ذکر چند نمونه ضروری به نظر می رسد.
در تعالیم اسلامی بر کار و تلاش سفارش نموده و حتی در روز جمعه از مسلمانان خواسته شده است تنها برای نماز جمعه، کار و تلاش را رها کنند؛ (۴۲) اما این مطلب به معنی سوء استفاده از فرصتها و بهره برداری ناشایست از آن نیست؛ بنابراین، همانطور که سرعت بالا و سبقت بی جا هنگام رانندگی، استفاده از وقت و فرصت نبوده و اغلب فرصت سوزی به شمار می آید، و نتیجه ای جز حادثه مالی و جانی به همراه ندارد، استفاده از فرصت کمبود مایحتاج عمومی برای احتکار و گران فروشی، نیز فرصت سوزی است؛ چرا که افزون بر آخرت، دنیای انسان را نیز خراب کرده و زندگی را با نکبت همراه می سازد.
همچنین قرآن کریم کسانی را که از نیاز دیگران سوء استفاده کرده و فرصت را برای گرفتن ربا و ازدیاد مال خود مناسب می دانند، علاوه بر عذاب اخروی، وعده نابودی داده است، چنانکه می فرماید: «یمْحَقُ اللهُ الرِّبَا وَ یرْبِی الصَّدَقَاتِ وَ اللهُ لَا یحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ اَثِیمٍ»؛ (۴۳) «خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد! و خداوند، هیچ انسانِ ناسپاسِ گنهکاری را دوست نمی دارد.»
این آیه یادآور می شود که هر چند رباخوار به قصد انباشت ثروت، از دیگران ربا می گیرد؛ ولی خداوند برکت و آثار خوبی که باید ازدیاد مال داشته باشد، از اموال او می گیرد؛ لازم نیست خودِ مال ربوی از بین برود؛ بلکه اهدافی که از افزایش ثروت در نظر است، از بین می رود. در نظام ربوی، سعادت، محبّت و امنیت از میان رفته و اختلاف طبقاتی و دشمنی را به همراه می آورد، و چه بسیار ثروتمندانی که از سرمایه خود، هیچ نوع راحتی، آرامش و یا محبوبیتی بدست نمی آورند!!
سوء استفاده از مسئولیت به نفع خود و بستگان و نیز سوءاستفاده کارمندان از محیط و زمان اداری و اموال بیت المال برای منافع شخصی و دهها مورد دیگر، از دیگر نمونه های سوء استفاده از فرصت و مورد نهی شارع مقدس اسلام است.
برخی نیز در پی آنند که از هر فرصتی به نفع خود استفاده نمایند و از هر پیشامدی به سود خود بهره گیرند. قرآن کریم درباره منافقین می فرماید: «الَّذِینَ یتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کَانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللهِ قَالُوا أ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَ اِنْ کَانَ لِلْکَافِرِینَ نَصِیبٌ قَالُوا ألَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَاللهُ یحْکُمُ بَینَکُمْ یوْمَ الْقِیامَهِ وَ لَنْ یجْعَلَ اللهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»؛ (۴۴) «منافقان همانها هستند که پیوسته انتظار می کشند و مراقب شما هستند؛ اگر فتح و پیروزی نصیب شما گردد، می گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ [پس ما نیز در افتخارات و غنایم شریکیم!] و اگر بهره ای نصیب کافران گردد، به آنان می گویند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مؤمنان تشویق نمی کردیم؟ [پس با شما شریک خواهیم بود!] خداوند در روز رستاخیز میان شما داوری می کند و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است.»
گروه دیگری که ضروری است به عنوان سوء استفاده کنندگان از فرصت به مردم معرفی شوند، افرادی هستند که با استفاده از عقاید مذهبی مردم، خرافاتی را در میان مردم پخش کرده و از این راه، پولهای بسیاری را به جیب می زنند. این افراد با استفاده از مقدسات و با مخلوط نمودن عقاید دینی با منافع خود، افراد را گمراه نموده و هر روز ادعایی را مطرح کرده و افراد کم اطلاع از مسائل دینی را به خود جذب می نمایند. برخی نیز با ادعای امام مهدویت و یا ملاقات با حضرت حجّت علیه السلام و یا وکالت از آن بزرگوار، عده ای را به گِرد خویش جمع می نمایند، و برخی با گرفتن ژِست عرفانی، خود را سالک الی الله دانسته، بسیاری را با خود همراه می کنند.
کم نیستند افرادی که با فرصت طلبی و سودجویی و ایجاد تنگناهای اقتصادی، جنگ روانی و فتنه انگیزی در میان مسلمانان و تشکیل جلسات سرّی و… در صدد بهره برداری از منافع خویش می باشند. به یقین تنها کسانی فریب چنین شیادان و فرصت طلبانی را می خورند که نسبت به مکتب اسلام بی اطلاع بوده، از علما و روحانیان آگاه و با تقوا فاصله بیش تری دارند. به عنوان نمونه، قرآن کریم به «سامری» که مردی نیرنگ باز بود، اشاره می کند که از فرصت عدم حضور حضرت موسی علیه السلام سوء استفاده کرد و از طلا و جواهراتی که نزد بنی اسرائیل از فرعونیان به یادگار مانده بود، گوساله ای ساخت که صدای مخصوصی از آن به گوش می رسید و بنی اسرائیل را به پرستش آن دعوت نمود.
در این انحراف نیز دوری مردم از وحی سبب انحراف بنی اسرائیل گردید و تنها کسانی از سوءاستفاده سامری در امان ماندند که به راهنماییهای هارون علیه السلام به عنوان جانشین و برادر موسی علیه السلام توجه نموده و عمل کردند.
نتیجه گیری
در پایان ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:
اول. استفاده از فرصتها به معنای عدم تفریح و سرگرمی و… نیست و تنها تعادل در تفریح و سرگرمی و توجه به احکام شرع اسلام مورد تأکید اولیای الهی می باشد.
دوم آنکه، اگر در کشور ما تعطیلات بسیاری وجود دارد که خواه ناخواه فرصتهای بسیاری را هدر می دهد، مجوّزی برای اتلاف وقت نیست؛ بر این اساس افزون بر لزوم برنامه ریزی مسئولین بر کم کردن این تعطیلات، والدین، معلمین، روحانیان و رسانه ها موظفند مخاطبین خود را بر این نکته واقف گردانند که تعطیلی نمی تواند مجوزی برای اتلاف وقت باشد و بر همگان؛ حتی کارمندان، دانشجویان و دانش آموزان لازم است برای ایام تعطیل سال برنامه ریزی کنند و با استفاده از این ایام بر توانمندیهای علمی، فکری، جسمی، و… خود بیافزایند.
و کلام آخر آنکه: گرچه انسان در طول زندگی خویش فرصتهای بسیاری را از دست داده است؛ اما نباید با تأسف بر فرصتهای از دست رفته، فرصتهای حال و آینده را نیز از دست بدهد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لَا تُشْعِرْ قَلْبَکَ الهَمَّ عَلَی مَا فَاتَ فَیشْغَلََکَ [عَنِ الْاِسْتِعْدَادِ] عَمَّا هُوَ آتٍ؛ (۴۵) افسوسهای گذشته را در دل خود بیدار نکن که تو را از (به کارگیری استعداد و تواناییهایی) که در پیش داری، باز می دارد.»

پی نوشـــــــــــــت ها:

(۱). تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، محمد تمیمی آمدی، تحقیق: مصطفی درایتی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، دوم، ۱۳۷۸ ش، ص۱۵۸.
(۲). همان، ص ۱۵۹.
(۳). همان، ص ۱۶۰.
(۴). حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اَفْضَلُ الْعِبَادَهِ الْعِفَافُ؛ بهترین عبادت، عفاف و پاکدامنی است.» وسائل الشیعه، حرّ عاملی، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، اول، ۱۴۰۹ ه‍. ق، ج ۱۵، ص ۵۰.
(۵). رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرماید: «الْعِبَادَهُ سَبْعُونَ جُزْءآً اَفْضَلُهَا طَلبُ الْحَلَالِ؛ عبادت هفتاد جزء دارد که بهترین جزء آن طلب مال حلال است.» التهذیب الاحکام، شیخ طوسی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چهارم، ۱۳۶۵ ش، ج ۲، ص۵۵.
(۶). رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرماید: إِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَه؛ دعا عبادت است.» الدر المنثور فی تفسیر المأثور، جلال الدین سیوطی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ ه‍. ق، ج ۵، ص ۳۵۵.
(۷). بقره/۱۷۲.
(۸). آل عمران/۴۱.
(۹). الکافی، کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش، ج ۲، ص ۵۵.
(۱۰). فقه الرضا علیه السلام، منسوب به امام علی بن موسی الرضا علیه السلام، انتشارات کنگره جهانی امام رضا علیه السلام، مشهد، ۱۴۰۶ ه‍. ق، ص ۳۳۵.
(۱۱). مؤمنون/ ۹۹ و۱۰۰.
(۱۲). نهج البلاغه، حکمت ۲۱.
(۱۳). علامه مجلسی رحمه الله در کتاب بحار الانوار، ج۷۱، ص ۸۷ به بعد، به دنبال آیه «وَ یقْطَعُونَ مَا اَمَرَ اللهُ بِهِ اَنْ یوصَلَ» یکصد و ده حدیث درباره اهمیت صله رحم بیان نموده و آنها را مورد بحث قرار داده است.
(۱۴). رعد/۲۵.
(۱۵). مؤمنون/۳.
(۱۶). قصص/ ۷۷.
(۱۷). قصص/۷۷.
(۱۸). معانی الاخبار، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۱ ش، ص ۳۲۵.
(۱۹). قصص / ۷۷.
(۲۰). تفسیر نور الثقلین، عروسی حویزی، انتشارات اسماعیلیان، قم، چهارم، ۱۴۱۵ ه‍.. ق، ج ۴، ص۴۰۲.
(۲۱). منافقین/۱۰.
(۲۲). بقره/۱۴۸.
(۲۳). مائده/۶۷.
(۲۴). امالی، صدوق، ص ۴۹۵؛ تفسیر نور الثقلین، عروسی حویزی، ج ۱، ص ۶۵۴.
(۲۵). صافات/۹۱.
(۲۶). طه/ ۵۸ ـ ۵۹.
(۲۷). مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، اول، ج ۱۳، ص ۴۶۰.
(۲۸). شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، ۲۰ جلدی در ۱۰ مجلد، انتشارات کتابخانه آیت‏الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ ه‍. ق، ج ۶، ص۱۷۲.
(۲۹). تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، ص ۳۹۹.
(۳۰). فاطر/ ۲۹.
(۳۱). تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، ص ۲۳۳.
(۳۲). در شماره ۹۸ و ۹۹ مجله مبلّغان عوامل و موانع خودباوری به تفصیل بیان شده است.
(۳۳). امالی، شیخ طوسی، انتشارات دار الثقافه، قم، ۱۴۱۴ ه‍. ق، ص ۵۲۷.
(۳۴). ره توشه، آیت الله مصباح یزدی، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدّس سره، چاپ دوم، ۱۳۷۶ ش، ص ۶۰.
(۳۵). تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، ص ۲۶۶.
(۳۶). تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ه‍. ق، ص ۳۰۰.
(۳۷). مشکاه الأنوار، ابو الفضل علی بن حسن طبرسی، کتابخانه حیدریه، نجف اشرف، ۱۳۸۵ق، ص ۲۶۷.
(۳۸). شرح نهج البلاغه، ج ۱۷، ص ۱۴۶.
(۳۹). بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۵۸.
(۴۰). تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، ص ۴۷۷.
(۴۱). تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، دوم، ۱۴۰۴ ق، ص ۲۸۶.
(۴۲). جمعه / ۹ ـ ۱۰.
(۴۳). بقره / ۲۷۶.
(۴۴). نساء / ۱۴۱.
(۴۵). تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص ۳۲۱.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.