بهشت دنیوی و جهنم های گناه

0 21

اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین و جامع ترین دین، هم به دنبال تأمین سعادت دنیوی انسان است و هم تأمین کننده و برنامه دهنده برای سعادت ابدی و آخرتی انسان.
آنچه از منابع دینی استفاده می شود این است که حسنه و مفید بودن دنیا آن زمانی است که با نیم نگاهی به مسائل آخرتی تنظیم گردد، و بهشت دنیا در سایۀ بهشت آخرتی دنبال شود. حضرت علی‌علیه‌السلام در این زمینه می فرماید: «إِن جَعَلتَ دینَکَ تَبَعَاً لِدُنیاکَ اَهلَکتَ دِینَکَ وَ دُنیاکَ و کُنتَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الخاسِرینََ إِنْ جَعَلْتَ دُنْیاکَ تَبَعاً لِدِینِکَ أَحْرَزْتَ دِینَکَ وَ دُنْیاکَ وَ کُنْتَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْفَائِزِینَ؛ (۱) اگر دینت را تابع دنیایت قرار دهی، هم دین خود را نابود کرده ای و هم دنیای خود را، و در آخرت از زیانکاران خواهی بود؛ و اگر دنیای خود را تابع دینت قرار دهی (و دنیایت رنگ و بوی معنوی داشته باشد) هم دین و هم دنیای خود را به چنگ آورده ای و در آخرت نیز جزء رستگاران خواهی بود.» پس انسان می تواند در دنیا زندگی خود را رنگ و بوی بهشتی دهد، و در همین دنیا بهشت داشته باشد و بر عکس، امکان دارد که با فاصله گرفتن از دین و نزدیک شدن و فرو رفتن در گناهان، دنیای خویش را به جهنّم سوزان تبدیل نماید.
پس علاوه بر بهشت و جهنّم آخرتی، همین دنیا نیز دارای بهشت و جهنّم خواهد بود:
الف. بهشت آخرتی
همان جایی است که در آخرت آسایش و آرامش برخاسته از نعمات جاودانه حضرت حق و تجسّم اعمال نیک ما در آن ظاهر می شود.
خداوند در وصف بهشتیان آخرتی می فرماید: «آنها [= مقرّبان] بر تختهایی که صف کشیده و به هم پیوسته است، قرار دارند؛ در حالی که بر آن تکیه زده و روبه روی یکدیگرند، نوجوانانی جاودان (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنان می گردند با قدحها، کوزه ها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)؛ امّا شرابی که از آن درد سر نمی گیرند و مست نمی شوند، و میوه هایی از هر نوع که انتخاب کنند و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند، و همسرانی از حورالعین همچون مروارید در صدف پنهان، اینها پاداشی است در برابر اعمالی که انجام می دادند. در آن (باغهای بهشتی) نه لغو و بیهوده ای می شنوند و نه سخنان گناه آلود. تنها چیزی که می شنوند «سلام» است… . در کنار آبشارها و میوه های فراوان که هرگز قطع و ممنوع نمی شود.» (2)
حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ أَدْنَى أَهْلِ الْجَنَّهِ مَنْزِلًا لَوْ نَزَلَ بِهِ الثَّقَلَانِ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ لَوَسِعَهُمْ طَعَاماً وَ شَرَاباً وَ لَا ینْقُصُ مِمَّا عِنْدَهُ شَی ء؛ (۳) پایین ترین درجۀ مسکن اهل بهشت [به این صورت است که] اگر جن و انس در آن گرد آیند، به اندازۀ تمام آنها [جا] غذا و نوشیدنی وجود دارد و چیزی از آن کم نخواهد شد»؛ یعنی اگر هر بهشتی تمام انسانها را از اوّل دنیا تا آخر آن، و تمام جنیان را دعوت کند، هم جا به قدر کافی دارد و هم انواع غذاها و نوشیدنیها، و اگر همه استفاده برند، چیزی از نعمتهای آن کم نخواهد شد. این بهشتی است که ما هرگز نمی توانیم در این دنیا دقیقاً آن را درک کنیم.
ب. بهشت دنیوی
در مقابل بهشت آخرتی می توان بهشت دنیوی را تصویر کرد که ادیان عموماً و دین اسلام به خصوص تلاش دارد که انسانها این بهشت را به عنوان مقدّمه و نتیجه دهندۀ بهشت آخرتی برای خود بوجود آورده، نعمتهای این بهشت را که در زیر سایۀ زندگی دینی و بندگی خدا تأمین می شود، اینگونه می توان شمار کرد:
۱. آرامش روحی
قرآن کریم می فرماید: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ (۴) «آنها [هدایت یافتگان] کسانی هستند که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن [و آرام] است. آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرامش می یابد.»
آرامش یکی از گمشده های مهمّ بشر است و انسان به هر دری می زند تا به آن راه پیدا کند، حتی از طریق اعتیاد دیدن فیلمهای مبتذل، تفریح و…؛ ولی هرگز به آن دست نیافته است. قرآن کریم که سخن خالق و سازندۀ انسان است در کلام پرمغز و کوتاهی می فرماید: «بدانید که یاد خدا آرام بخش دلها است.»
راه آرامش
نگرانیها یا از آیندۀ تاریک است، که خداوند برای انسان مؤمن آیندۀ روشن را نوید داده است، و یا از گذشتۀ تاریک که با توبه و استفاده از رحمت و مغفرت خدا قابل جبران است، و یا از ضعف و ناتوانی که اگر انسان احساس کند زیر سایۀ قدرت الهی قرار دارد، قلبش آرام می گیرد؛ چرا که احساس تنهایی نمی کند و خود را به قدرتی بی پایان وابسته می داند.
قرآن کریم با صراحت می فرماید: «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ»؛ (۵) «آگاه باشید اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند.»
معمولاً ترس از احتمال فقدان نعمتهایی که انسان در اختیار دارد، یا خطراتی که ممکن است در آینده او را تهدید کند، ناشی می شود، همانگونه که معمولاً غم و اندوه نسبت به گذشته و فقدان امکاناتی است که در اختیار داشته است.
دوستان راستین خدا از هرگونه وابستگی و اسارت جهان آزادند و «زهد» به معنی حقیقیش بر وجود آنها حکومت می کند، که نه با از دست دادن امکان مادّی جزع و فزع می کنند، و نه ترس از آینده افکارشان را به خود مشغول می دارد.
بنابراین «غمها» و «ترسهایی» که دایم دیگران را در حال اضطراب و نگرانی نسبت به گذشته و آینده نگه می دارد، در وجود آنها راه ندارد و توقع خداوند از مؤمنان این است که: «لِکَیلا تَأْسَوْا عَلى  ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ»؛ (۶) «برای آنچه از دست داده اید، تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است، دلبسته و شادمان نباشید.»
گاه ریشۀ نگرانیهای آزاردهندۀ انسان، احساس پوچی در زندگی و بی هدف بودن آن است؛ ولی انسان مؤمن با عقیده ای که به آخرت و جهان پس از مرگ دارد، این اضطراب را نیز از خود دور می کند و ترس از مرگ نیز به همین دلیل رنگ می بازد؛ چرا که شخص دین مدار مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسیدن به فضای آزاد می داند که نه تنها نگران کننده نیست؛ بلکه دوست داشتنی و خواستنی می باشد. پس وقتی عوامل اضطراب از انسان مؤمن دور شد و در مقابل ایمان به خدا رنگ باخت، آرامش سراسر وجود او را فرا خواهد گرفت.
۲. امنیت همه جانبه
در قرآن کریم می خوانیم: «الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»؛ (۷) «[آری] آنها که ایمان آورده و ایمان خود را با ظلم و شرک نیامیختند امنیّت برای آنهاست و آنان هدایت یافتگانند.»
در تفسیر این آیه می خوانیم: «این احتمال در آیه هست که «امنیّت» اعم از امنیّت از مجازات پروردگار و امنیّت از حوادث دردناک اجتماعی باشد؛ یعنی جنگها، تجاوزها، مفاسد، جنایات و حتی امنیت و آرامش روحی تنها موقعی به دست می آید که در جوامع انسانی دو اصل حکومت کند: ایمان و عدالت اجتماعی. اگر پایه های ایمان به خدا متزلزل گردد و احساس مسئولیت در برابر پروردگار از میان برود و عدالت اجتماعی جای خود را به ظلم و ستم بسپارد، امنیت در چنان جامعه ای وجود نخواهد داست، و به همین دلیل با تمام تلاش و کوششی که جمعی از اندیشمندان جهان برای برچیدن بساط ناامنیهای مختلف در دنیا می کنند، روز به  روز فاصلۀ مردم جهان از آرامش و امنیت واقعی بیشتر می گردد. دلیل این وضع همان است که در آیۀ فوق به آن اشاره شد، که: «پایه های ایمان لرزان و ظلم جای عدالت را گرفته است.» (8) مؤیّد این تفسیر روایتی است که از حضرت صادق‌علیه‌السلام رسیده که فرمود: «وَ لَمْ یلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قَالَ آمَنُوا بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله مِنَ الْوَلَایهِ وَ لَمْ یخْلِطُوهَا بِوَلَایهِ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ؛ (۹) ایمانشان را به ظلم نیالودند؛ یعنی به آنچه که حضرت محمد‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، دربارۀ ولایت و امامت (امامان‌علیهم‌السلام) آورده اند، ایمان آورده، آن را با ولایت غاصبان مخلوط نکردند، اینها امنیت دارند.» معلوم می شود در مسئلۀ دین داری که باعث امنیت همه جانبۀ انسانی می شود، نقش رهبری الهی، نقش کلیدی و محوری است.
«این تفسیر [امام] در حقیقت ناظر به ملاک و روح مطلب در آیۀ شریفه است؛ زیرا در این آیه سخن از رهبری و ولایت خداوند و آمیخته نکردن آن با رهبری غیر اوست و از آنجا که رهبری [حضرت] علی‌علیه‌السلام به مقتضای «اِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ» پرتوی از رهبری خدا و پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است و رهبریهای تعیین نشدۀ از طرف خداوند چنین نیست. آیۀ فوق با یک دید وسیع همه را شامل می شود.» (10) از این گذشته، اسلام قوانینی دارد که باعث می شود مردم در زندگی خصوصی خود در امنیت باشند؛ لذا مسخره کردن دیگران، عیبجویی، القاب زشت، بدگمانی، تجسّس و غیبت حرام شده است تا مردم در امنیت کامل باشند، نه رودررو. کسی به کسی اهانت نکند و مردم از دست و زبان دیگران در امان بوده، در حیطۀ اندیشه و فکر نیز کسی به کسی بدبین و بدگمان نباشد.
۳. ظرفیّت و شرح صدر
در قرآن عظیم می خوانیم: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى  نُورٍ مِنْ رَبِّهِ»؛ (۱۱) «آیا کسی که خدا سینه اش را برای اسلام گشاده و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه) است؟!»
دین مداری ظرفیت انسان را بالا می برد و انسان را دریادل می کند، به گونه ای که هم حقیقت را به راحتی و گشاده رویی می پذیرد، و هم صبر و تحمّل او در مقابل حوادث و تلخی ها فزونی می یابد، و هم قدرت و تحمّل مخالف در او توسعه می یابد.»
«ابن مسعود» از پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درباره تفسیر این آیه پرسید که چگونه انسان شرح صدر پیدا می کند؟ فرمود: «اِذا دَخَلَ النُّورُ فِی الْقَلْبِ اِنْشَرَحَ وَ انْفَتَحَ؛ هنگامی که نور وارد قلب انسان شد، گسترده و باز می گردد.» عرض کردم‌ای رسول خدا! نشانۀ آن چیست؟ فرمود: «اَلْإِنَابَهُ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّجَافِی عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْاِسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ ؛ (۱۲) نشانۀ آن توجّه به سرای جاوید، جدا شدن از سرای غرور (و دنیا) و آماده گشتن برای استقبال از مرگ، پیش از آمدن آن است.»
۴. امیدواری
امید و رجا بالهای حرکت انسان به سمت تکامل و پیشرفت هستند. انسانی که امید ندارد، حرکت و تلاش ندارد، در نتیجه پیشرفت ندارد، و هر کسی از سرمایۀ امید برخوردار است، همیشه در حال تحرّک و تلاش می باشد. یقیناً کسانی که دین مدارند و به خدا و دستورات او ایمان دارند، همیشه در زندگی سرشار از امیدواری به لطف بی پایان الهی هستند.
قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی  سَبیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ (۱۳) «کسانی که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده اند، به رحمت پروردگار امید دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.»
انسان مؤمن به خداوند هیچگاه بن بست ندارد، به همین جهت خودکشی و امثال آن نیز در بین مؤمنان وجود ندارد. آمار خودکشی در جایی بالا است که از همه جا قطع امید کرده، و از منبع اصلی امید؛ یعنی خداوند بریده اند.
در سال ۲۰۰۰ م خودکشی در آمریکا ۲۹ هزار و ۳۵۰ مورد گزارش شد که ۲/ ۷% مرگ ومیرها را دارا بود. (۱۴)
امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «اِجعَلوُا کُلَّ رَجائِکُم لِلّهِ سُبحانَهُ وَ لا تَرجوُا اَحَداً سِواهُ، فَاِنَّهُ ما رجا اَحَدٌ غَیرَ الله تَعالی، اِلّا خَابَ؛ (۱۵) تمام امیدتان به خدای منزه باشد و به کسی غیر از او امید نداشته باشید؛ زیرا کسی که به غیر خدا امید داشته باشد، ناامید خواهد شد.»
در دعای ماه مبارک رجب می خوانیم: کسی که بر غیر تو وارد شود، محروم شده است، و آن کس که به غیر تو رو کند، زیانکار، و هر کس که به درگاه غیر تو رو آورد، محتاج، و هر کس که از غیر فضل و کرم تو درخواست کند، بی برگ ونوا گردیده است. درِ لطف تو بر روی مشتاقان باز و خیر و احسانت برای درخواست کنندگان بذل شده است، و فضل و کرمت برای سائلان مباح «وَ نَیلُکَ مُتاحٌ لِلآمِلینَ؛ (۱۶) و عطایت برای امیدواران مهیّا است.» و یا در دعای دیگری می خوانیم: «یَا مَن اَرجوُهُ لِکُلِّ خَیرٍ؛ (۱۷) ای خدایی که امید تمامی خیرها از تو می رود.»
۵. کامیابی
همچنان که اسلام، تأمین کنندۀ کامیابی انسان به صورت کامل و غیر قابل تصوّر در آخرت است، در دنیا نیز با تدبیرهایی که اندیشیده است، کامیابی را برای مؤمنان به ارمغان می آورد. قرآن کریم می فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى  وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً»؛ (۱۸) «هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک؛ زنده می داریم.» از حضرت علی‌علیه‌السلام سئوال شد: مراد از «حیات طیّبه» چیست؟ فرمود: «اَلقناعَهُ؛ (۱۹) قناعت کردن است.»
جمع آیه و روایت این می شود: کسی که مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد، دارای حیات پاکیزه؛ یعنی قناعت است.
در واقع قناعت داشته های انسان را گوارا می کند و به انسان احساس رسیدن به مطلوب و کامیابی دست می دهد و بر عکس، کسی که ایمان و عمل صالح ندارد، به کم قانع نیست و طبعاً به هر مرحله ای از زندگی دنیوی و لذات آن می رسد، احساس می کند به آنچه که می خواهد، نرسیده است؛ و لذا از داشته ها احساس کامیابی نمی کند؛ بلکه در واقع آنچه دارد، جهنّمی است در مقابل زیاده خواهیهایی که دارد.
امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «اَنْعَمُ النَّاسِ عَیشاً مَنْ مَنَحَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْقَنَاعَهَ وَ أَصْلَحَ لَهُ زَوْجَهُ؛ (۲۰) با نعمت ترین (و بهترین) زندگی از آن کسی است که خدای منزّه به او قناعت بخشیده و همسرش را برای او اصلاح نموده است.» وقتی کسی قناعت دارد، خود را کامیاب می داند؛ لذا از داشته های موجود احساس گوارایی دارد، و در مسائل جنسی نیز به همسر خود قانع است؛ لذا به دنبال ناموس دیگران نیست. بر عکس، آنهایی که ایمان ندارند، همیشه به دنبال لذّت خواهی و زیاده طلبی هستند و هرگز از داشته های خود احساس لذت و کامیابی نمی کنند.
امام به حق ناطق، حضرت صادق‌علیه‌السلام چه زیبا فرمود: «اقْنَعْ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَکَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَا عِنْدَ غَیرِکَ وَ لَا تَتَمَنَّ مَا لَسْتَ نَائِلَهُ فَإِنَّهُ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ وَ مَنْ لَمْ یقْنَعْ لَمْ یشْبَع ؛ (۲۱) به آنچه خدا قسمتت کرده است، راضی باش و به آنچه نزد دیگران می باشد نگاه (طمع آلود) نداشته باش و آرزوی آنچه را نداری؛ به دل راه مده! [که داشته هایت خوار و بی مقدار نشود].»
تا این حَد بی نیازی!!
در داستان دیوژن و اسکندر بعد از آنکه اسکندر در جایی فاتح شده بود، همۀ طبقات از جمله دانشمندان به دیدن او می آمدند و تبریک می گفتند؛ اما دیوژن نیامد. اسکندر گفت: حال که او نیامده، ما به سراغ او می رویم، و رفت. دیوژن در بیابان آفتاب گرفته بود. اسکندر با سران سپاه می رفت. از دور صدای سم اسبها را شنید. با تعجب نیم خیز شد. اسکندر بالای سرش آمد و قدری با او صحبت کرد. دیوژن با بی اعتنایی جواب او را داد. اسکندر گفت: از من چه می خواهی؟ دیوژن گفت: اینکه بروی کنار و سایه ات را از سر من کم کنی؛ چون آفتاب گرفته بودم و تو مانع شده ای. اسکندر خیلی متعجب شد و با خود گفت: یعنی تا این حَد استغنا و بی نیازی! وقتی بیرون آمد، سران سپاه انتقاد می کردند که این مرد احمق…؛ ولی اسکندر خیلی تحت تأثیر قرار گرفته بود و این جملۀ معروف را گفت: که اگر اسکندر نبودم، دوست داشتم دیوژن باشم. (۲۲)
ادامه دارد…

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

(۱). غررالحکم، عبدالواحد آمدی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۶۶ش، ص ۸۵، ح ۱۳۹۱.
(۲). واقعه/ ۱۶- ۳۷.
(۳). بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج ۸، ص ۱۳۳، و ح ۳۹، ص ۱۲۰، ح ۱۱.
(۴). رعد/ ۲۸.
(۵). یونس/۶۲.
(۶). حدید/ ۲۳.
(۷). انعام/ ۸۲.
(۸). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی. دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۰، ج ۵، ص ۳۲۱.
(۹). تفسیر الصافی، فیض کاشانی، مؤسسه الاعلمی، بیروت، دوّم، ۱۴۰۲، ج ۲، ص ۱۳۶.
(۱۰). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، ج۵، ص ۳۲۲ الی ۳۲۱.
(۱۱). زمر/ ۲۲.
(۱۲). بحار، علامه مجلسی، ج ۷۴، ص ۹۵؛ مکارم الاخلاق، رضیُّ الدین طبسی، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۴۱۲ ق، ص ۴۴۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۵۶۹۱؛ تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، ج ۱۹، ص ۴۲۶.
(۱۳). بقره/ ۲۱۸.
(۱۴). اصغر جدّائی، نورالسجاد، اوّل، ۱۳۸۳، ص۲۴۹.
(۱۵). غرر الحکم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، ۱۳۶۶ش، ص۱۹۶، ح۳۸۶۱.
(۱۶). مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، اعمال ماه رجب، دعاهای هر روز ماه رجب.
(۱۷). همان
(۱۸). نحل/ ۱۷.
(۱۹). نهج البلاغه، سید رضی، ص ۶۷۶، حکمت ۲۲۹؛. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۶۸، ص۳۴۵.
(۲۰). غررالحکم، آمدی، ص ۳۹۳، ح ۹۰۷۶ و ۹۲۸۴؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۷۵، ص۴۵۴.
(۲۱). الکافی، محمدبن یعقوب کلینی، تحقیق علی اکبر غفاری، دارالصعب و التعارف، بیروت، چاپ چهارم، ۱۴۰۱ ق، ج ۸، ص ۲۴۳، ح ۳۳۷.
(۲۲). مجموعه آثار فلسفه تاریخ (۱- ۴)، مرتضی مطهری، صدرا، قم، ج ۱۵، ص ۱۰۶۹.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.