بهشت از منظر قرآن کریم

0 85

از نگاه قرآن کریم بهشت بسیار وسیع است، به طوری که عرض آن را هم اندازه آسمان و زمین می داند، بنابراین طول آن بسیار گسترده تر خواهد بود؛ چنانچه قرآن کریم در این باره می فرماید: «سابِقُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضهَا کَعَرْضِ السمَاءِ وَ الأَرْضِ أُعِدَّت لِلَّذِینَ ءَامَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسلِهِ»؛ (۱) «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و بهشتی که عرض آن همسان عرصه آسمان و زمین است. این بهشت برای کسانی آماده شده است که به خدا و رسولان او ایمان آورده باشند.» (2)
قرآن کریم، بهشت را هم اندازه کل آسمانهای هفت گانه و زمین می  داند:
«وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضهَا السمَوَت وَ الأَرْض أُعِدَّت لِلْمُتَّقِینَ»؛ (۳) «به سوی آمرزشی از سوی پروردگارتان بشتابید و بهشتی که وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است و برای پرهیزکاران مهیّا گردیده.»
حال در اینجا سؤالاتی پیرامون بهشت پیش می آید که از منظر قرآن کریم به آنها پاسخ داده می شود.
سؤال اول: درهای بهشت و جهنم چگونه هستند؟
آیات و روایات دلالت دارند که بهشت نیز مانند جهنم درهایی دارد. امام باقر‌علیه‌السلام می  فرماید: «بهشت دارای هشت در است که عرض هر در به اندازه چهل سال راه است». (4)
قرآن کریم می فرماید: «جَنَّت عَدْنٍ یدْخُلُونهَا وَ مَن صلَحَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ أَزْواَجِهِمْ وَ ذُرِّیتهِمْ وَ الْمَلَئکَهُ یدْخُلُونَ عَلَیهِم مِّن کلّ  بَابٍ»؛ (۵) «باغهای جاودان بهشت که وارد آن می  شوند و پدران، همسران و فرزندان صالح آنان و فرشتگان از هر دری به آنان وارد می  شوند.» (6)
تجزیه و تحلیل آیه
این تعداد درها نه به خاطر آن است که اگر بهشتیان بخواهند از یک در وارد شوند، تولید زحمت می  کند و نه به خاطر آنکه هر گروهی موظفند از یک در وارد شوند؛ بلکه این درها به اعمالی که سبب ورود به بهشت می  گردد اشاره دارد.
در قرآن آمده است که جهنم هفت در دارد: «لهََا سبْعَهُ أَبْوَابٍ لِّکلّ  بَابٍ مِّنهُمْ جُزْءٌ مَّقْسومٌ»؛ (۷) «از برای دوزخ هفت در است و از برای هر دری (از کافران و معاندان) مقدار قسمت‌شده  ای (از عذاب) معین گردیده است.»
اینکه بهشت هشت در دارد و جهنم هفت در؛ یعنی راه رسیدن به سعادت بیشتر است و رحمت خدا بر غضب او پیشی دارد. در دعای جوشن کبیر می  خوانیم: «یَا مَن سَبَقَت رَحمَتَهُ غَضَبَهُ؛‌ای کسی که رحمتش بر غضبش سبقت دارد.»
در برنامه های «اولوا الالباب» در سوره رعد به هشت برنامه اشاره شده است که هر کدام دری از درهای بهشت و طریقی برای وصول به سعادت جاودان می باشند.
سؤال دوم: آیا بهشت تنها برای مسلمانان و یا شیعیان است؟
از آیات و روایات استنباط می  شود که بهشت برای ایمان آوردندگان به خدا و پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است و کسانی که عمل صالح و تقوا پیشه کرده باشند:
«الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَ حُسنُ مَئَابٍ»؛ (۸) «کسانی که ایمان و عمل صالح دارند، خوشا به حال آنان، که خوش جایگاهی خواهند داشت.»
تجزیه و تحلیل آیه
مراد از «آمنوا» ایمان به خدا، پیامبر اسلام و وحی الهی است و مراد از «عملوا الصالحات» عمل به دستورات قرآن و اطاعت از پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله. از جمله دستورها، اطاعت از «اولی الامر» است. محبت و اطاعت از امام علی و اهل بیت‌علیهم‌السلام خمیر مایه ایمان است. پیروان ادیان الهی نیز به حکم کتاب خودشان که در آن به آمدن پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله اشاره شده و هم به حکم عقل، باید به دستورات آخرین پیامبر الهی گوش دهند و دین اسلامی را بپذیرند.
«وَ مَن یبْتَغ غَیرَ الاسلَامِ دِیناً فَلَن یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فى الاَخِرَهِ مِنَ الْخاَسِرِینَ»؛ (۹) «هر کس غیر از اسلام دینی را بپذیرد، هرگز از او پذیرفته نیست و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.»
بنابراین کفار و پیروان ادیان الهی وظیفه دارند درباره دین خود و دین اسلام تحقیق کنند. اگر بعد از تحقیق به این نتیجه رسیدند که دین خودشان بر حق است و به محتوای آن عمل کردند و به کسی ظلم نکردند، امید عفو الهی درباره آنان می  رود.
استاد مطهری می  فرماید: «ائمه‌علیهم‌السلام تأکید داشته  اند افرادی که به واسطه قصور فهم یا به علل دیگر مصداق منکر یا مقصّر به شمار نمی  آیند. در ردیف منکران نیستند و امید عفو الهی درباره آنان می  رود.» (10)
در مورد اهل سنت، اگر عدم قبول ولایت  شان مستند به انکار و استکبار نبوده؛ بلکه ناشی از قصور باشد و گوینده شهادتین باشند، از درخاصی وارد بهشت می  گردند؛ ولی هم  درجه و هم  مقام با شیعه نیستند. (۱۱)
اما در مورد دانشمندانی چون ادیسون یا انیشتین که در راه خدمت به بشر گامهای مؤثری برداشته  اند، اگر هدفشان رفاه و آسایش بندگان خدا باشد، عدل الهی ایجاب می  کند نتیجه کار نیک خود را ببینند. (۱۲)
سؤال سوم: آیا در بهشت صبح و شامی وجود دارد؟
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ لهَُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَهً وَ عَشِیا»؛ (۱۳) «در دو وعده صبح و شام به بهشتیان غذا داده می  شود.» حال سؤال این است که آیا در بهشت صبح و شامی وجود دارد؟
تجزیه و تحلیل آیه
در حدیثی از پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است: «وَ تُعطِیهِم طَرفَ الهَدَایَا مِنَ اللهِ لَمَوَاقیِتُ الصَّلَاهِ الَّتِی کَانُوا یُصَلُّونَ فِیهَا فِی الدُّنیَا؛ هدایای جالب از سوی خدا در اوقاتی به آنان می  رسد که در دنیا نماز می خواندند.»
از این حدیث استفاده می  شود که این هدایای ممتاز که نمی  توان ماهیت آنها را حدس زد، نعمتهای بسیار پرارزشی هستند که علاوه بر نعمتهای بهشتی، صبح و شام به آنان داده می  شود؛ یعنی هر صبح و شام لطف تازه  ای شامل حالشان می  گردد. پس در آنجا سیر تکاملی ادامه دارد، هر چند اعمال تازه  ای انجام نمی  دهند. چیزی که این نعمتهای بزرگ را کامل می  کند: «سَلَامٌ عَلَیکم بِمَا صبرْتمْ فَنِعْمَ عُقْبى الدَّار»؛ (۱۴) «فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می  شوند و به آنان می  گویند: سلام به خاطر صبری که در راه انجام وظایف مسئولیتها متحمل شده و این سلامت را به وجود آوردید. پس خوب خانه  ای برای عاقبت خود کسب کردید.»
سؤال چهارم: چرا بهشت به میراث داده می  شود؟
در قرآن می خوانیم: «جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتى وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَیبِ إِنَّهُ کانَ وَعْدُهُ مَأْتِیا * لا یسمَعُونَ فِیهَا لَغْواً إِلا سلَماً وَ لهَُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَهً وَ عَشِیا * تِلْک الجَْنَّهُ الَّتى نُورِث مِنْ عِبَادِنَا مَن کانَ تَقِیا»؛ (۱۵) «باغهای جاودان که خدا بندگانش را به آن وعده داده است، هر چند آن را ندیده                                                    اند. وعده خدا حتماً تحقّق  یافتنی است. آنجا هرگز گفتار لغو و بیهوده  ای نمی  شنوند. در آنجا جز سلام سخنی نیست. هر صبح و شام روزی آنان در بهشت مقرر است. این همان بهشتی است که ما به ارث به بندگان پرهیزکار می  دهیم.»
تجزیه و تحلیل آیات
«جنات» در اینجا جمع آمده است؛ یعنی بهشت مرکب از باغهای متعدد.
بهشت به «عدن» توصیف شده؛ یعنی همیشگی و جاودانی است، پس نگرانی از زایل شده وجود ندارد.
«عباده» بیانگر این است که در این باغها، بندگان مؤمن خدا وجود دارند، نه همه بندگان.
«بالغیب»؛ یعنی این باغها از دیده آنان پنهان است؛ ولی به آن ایمان دارند.
در آنجا سخن لغو، دروغ و بیهوده  ای نیست. تنها چیزی که مرتباً به گوش می  خورد «سلام» است که نشانه صفا، صمیمیت، پاکی، صلح و آرامش است.
«ارث» در لغت به معنی تملیک است و به انتقال مال از میّت به بازماندگان منحصر نمی  باشد.
در حدیثی از پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می خوانیم: «مَا مِن اَحَدٍ اِلَّا وَ لَهُ مُنزِلٌ فِی الجَنَّهِ وَ مَنزِلٌ فِی النَّارِ؛ فَاَمَّا الکَافِرُ فَیَرِثُ المُؤمِنُ مَنزِلَهُ مِنَ النَّارِ وَالمُؤمِنُ یَرِثُ الکَافِرُ مَنزِلَهُ مِنَ الجَنَّهِ؛ (۱۶) هر کس بدون استثنا در بهشت و دوزخ منزلی دارد. کافران منزل دوزخی مؤمنان را به ارث می  برند و مؤمنان منزل بهشتی کافران را به ارث می  برند.» (17)
ذکر این نکته لازم است که وراثت بر اساس پیوندهای نسبی نیست؛ بلکه بر پایه پیوند مکتبی و عملی «تقوا» استوار است.
سؤال پنجم: جنّات عدن چه برتری بر باغهای بهشتی دارد؟
«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تجْرِى مِن تحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ مَسکِنَ طیبَهً فى جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکبرُ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»؛ (۱۸) «خدا مؤمنان از زن و مرد را به بوستانهای بهشتی میهمان کرده است که از زیر درختانش نهرها روان است تا جاودانه در آن بمانند. در خانه  های خوب، در بوستانهای همیشه بهار، همراه با رضایت خدا که از تمام پاداشها بالاتر است. این همان رستگاری بزرگ می باشد.» (19)
تجزیه و تحلیل آیه
«جنات» به معنی باغها و «عدن» به معنی (توقف طولانی)، در اینجا به معنی ابدیت است.
از آیات استنباط می  شود که بهشت برای بهشتیان سرای ابدی و جاودان است؛ ولی این آیه بیان می  کند «جنات عدن» محل خاصی از بهشت است که بر سایر باغهای بهشت امتیاز دارد. تنها چهار گروه در آنجا ساکن می  گردند: پیامبران، صدیقان؛ یعنی یاران خاصّ آنها، شهدا و صالحین.
«وَ مَن یطِع اللَّهَ وَ الرَّسولَ فَأُولَئک مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَ الصدِّیقِینَ وَ الشهَدَاءِ وَ الصلِحِینَ وَ حَسنَ أُولَئک رَفِیقاً»؛ (۲۰) «هر کس خدا و رسول او را اطاعت کند، پاداش او در آخرت در رفاقت و همنشینی با پیامبران، صدّیقان، شاهدان و صالحان است که خدا به آنان نعمت ایمان بخشیده است و چه خوبند این رفیقان.» (21)
سؤال ششم: آیا بهشت دار البقاء و دار السلام است؟
«وَ اللَّهُ یدْعُوا إِلى دَارِ السلَامِ »؛ (۲۲) «خدا به سوی خانه سلامت دعوت می  کند.»
شیخ صدوق، از علمای بزرگ شیعه، می  نویسد: اعتقاد ما درباره بهشت این است که بهشت دار البقاء و دار السلام است مرگ، بیماری، زمین گیری، غم، فقر، خستگی، فرسودگی، گرسنگی، تشنگی، عریان، سرما و گرما ندارد.
تجزیه و تحلیل آیه
«إِنَّ لَک أَلا تجُوعَ فِیهَا وَ لا تَعْرَى»؛ (۲۳) «در بهشت گرسنگی و تشنگی وجود ندارد.»
«وَ أَنَّک لا تَظمَؤُا فِیهَا وَ لا تَضحَى»؛ (۲۴) «در بهشت عریانی و گرمایی نیست. (چون درختان انبوه مانع نفوذ آفتاب می‌گردند.»
«لا یذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْت إِلا الْمَوْتَهَ الأُولى »؛ (۲۵) «در بهشت طعم مرگ را نمی‌چشند، جز همان مرگ دنیا (که طعم آن را در ذائقه دارند).»
«خَالِدِینَ فِیهَا لا یبْغُونَ عَنهَا حِوَلاً»؛ (۲۶) «در آن بوستانها مدتهای طولانی به سر می‌برند و از آب و هوای آن ملال نمی‌گیرند که خواهان انتقال به جای دیگر شوند.»
«لا یرَوْنَ فِیهَا شمْساً وَ لا زَمْهَرِیراً»؛ (۲۷) «در بهشت تابش خورشید را نمی‌بینند و نه سرمای تند و پرسوز که فضای بهشتی مطبوع و پرنسیم است.»
سؤال هفتم: سعادت در بهشت چگونه است؟
در دو مورد قرآن از سعادت سخن گفته است. «فَمِنْهُمْ شقِىٌّ وَ سعِیدٌ»؛ (۲۸) «آن روز «قیامت» جمعی بدبختند و جمعی خوشخبت و سعادتمند.»
«وَاَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّهِ خَالِدِینَ فِیهَا»؛ (۲۹) «اما خوشبختها در بهشت جاودانند.»
تجزیه و تحلیل آیات
آنچه درباره وضعیت انسان پس از رسیدن به سعات و راه  یافتن به بهشت در قرآن گفته شده با تعبیر «فرح» یا شادکامی بیان شده است. فرح همان صفتی است که در دنیا وجود ندارد. خوشبختی در دنیا همراه با تکلیف و درس است، در حالی که فرح در بهشت فارغ از بیم و اندوه می‌باشد.
«مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لَا هُمْ یحْزَنُونَ»؛ (۳۰) «هر کس به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد و کارهای شایسته به جا آورد، پاداش او نزد خدایشان محفوظ است، نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه اندوهی به دل خواهند داشت.»
از آنجا که در قرآن زندگی دنیوی دوره  ای گذرا و زندگی اخروی «حیوان»؛ یعنی حیات واقعی است، پس خوشبختی واقعی برای انسان آن شادکامی است که در آخرت حاصل می‌شود.
«وَمَا هَذِهِ الْحَیاهُ الدُّنیا اِلَّا لَهْوٌ وَ اَنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِی الَْحَیوَانٌ لَوْ کَانُوا یعْلَمُونَ» (31) «زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی چیزی دیگر نیست بی شک خانه آخرت خانه زندگی و حیات است، کاش مردم می‌دانستند.»
امام علی‌علیه‌السلام می‌فرماید: «بهشتیان جماعتی هستند که همیشه کرامت و حکمت درباره آنان پیوسته شده تا آنان را به خانه قرار و محل امن داخل کرده است و از نقل و انتقال و مصائب سفرها در ایمنی قرار گرفته‌اند.» (32)
در صحیفه سجادیه دعای اوّل آمده است: «ستایش خدای را که ما را با فرشتگان مقرب او همنشین ساخت، در سرای جاویدی که پیوسته باقی است. در جایگاه پرنعمتی که هرگز دگرگون نشود، و ما را با پیامبران که فرستاده‌ای همنشین کرد.» (33)
سؤال هشتم: جاذبه‌های دیداری در بهشت چگونه هستند؟
الف. نحوه چینش و صحنه‌آرایی نعمتها: قرآن به سبب جایگاه ویژه حسّ بینایی و تأثیر عمیق در روان انسان، بهشت را باغی پر از چشمه، به وسعت آسمانها و زمین که از زیر درختان رنگارنگ و گوناگون و سایه‌سار آن، جویهای آب روان است و آبشارها و چشمه‌های جوشان بر زیبایی آن می‌افزاید.
«فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ وَظِلٍّ مَمْدُودٍ وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ»؛ (۳۴) «در جنگلی از سدر بی‌خار و بوستانی از درختان موز با خوشه‌های چیده بر نظم، با سایبانی پردوام از شاخسار درختان با آبشارهای ریزان.»
«فِیهَا عَینٌ جَارِیهٌ»؛ (۳۵) «آنجا چشمه‌های گوناگون است.»
ب. وصف تشریفات پذیرایی: قرآن برای پذیرایی بهشتیان مجموعه‌ای از سینیهای زرّین، جامهای بلورین و سیمین و خادمانی زیبا که در پیرامون بهشتیان، چون رشته گسسته‌ای از مروارید پراکنده‌اند، بیان می‌کند. در این میان رنگ سبز، آرامش‌بخشی درختان و لباسهای بهشتیان است. همچنین از لباسهای ابریشمی، دستبندهایی از طلا و نقره نیز یاد می‌کند.
«مُتَّکِئِینَ عَلَی سُرُرٍ مَصْفُوفَهٌ»؛ (۳۶) «بر کرسیهای راحتی لم داده‌اند.»
«یلْبِسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَاِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِینَ»؛ (۳۷) «از حریر سبز نازک و ابریشم جامه بر تن دارند و گرد هم می‌نشینند.»
«یحَلُّونَ فِیهَا مِنْ اَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤلُؤاً وَلِبَاسُهُمْ فِیهَا حَرِیرٌ»؛ (۳۸) «در آن بوستانها با دستبندها از طلا و مروارید زیور می‌شوند و جامه‌هایشان از حریر است.»
«یطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إذَا رَأیتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤلُؤاً مَنثُوراً»؛ (۳۹) «بر گردشان (برای پذیرایی) نوجوانانی جاودانی می گردند که هرگاه آنها را بینی گمان می کنی مروارید پراکنده اند.»
ج. حوران بهشتی: از دیگر دیدنیهای لذت‌بخش در بهشت حور العین یا دختران بهشتی هستند که مانند مروارید و یاقوت در سراپرده‌ها از چشم دیگران مستورند و دست احدی به آنها نرسیده است. آنان همنشین بهشتیان هستند. «وَ زَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِینٍ»؛ (۴۰) «آنان را با حوریان درشت‌چشم تزویجشان کردیم.»
«وَحُورٌ عِینٌ کَاَمْثَالِ اللُّؤلُؤ الْمَکْنونُ»؛ (۴۱) «و زنان بهشتی که مانند گوهرهای پوشیده‌اند.»
«فِیهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ یطْمِثْهُنَّ اِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلاَ جَانٌّ»؛ (۴۲) «کسی از جنّ و بشر، حوریان بهشتی را لمس نکرده است.»
تجزیه و تحلیل آیات
در برخی روایات زنان بهشتی به دوشیزگان و زنان یا به زنان دنیایی و غیردنیایی تقسیم شده‌اند. (۴۳) در حدیث نبوی‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمده است: زنان مؤمن دنیا به مراتب افضل از حوریان هستند.» (44)
مردان راه‌یافته به بهشت هم از زنان دنیا و هم از حوریان همسر خواهند داشت. (۴۵)
در حدیث نبوی‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است: «زنان دنیا زودتر از همسران خود به بهشت می‌روند تا خود را بیارایند.» (46)
در برخی روایات حور العین همسان زنان مؤمنه دنیایی هستند، به صورتی نیکوتر خلق می‌شوند. (۴۷)
سؤال نهم: جاذبه‌های روحی بهشت چگونه هستند؟
آرامش روحی و خشنودی انسان در بهشت دو طرفه است. بهشتیان با درک رضای خدا از خود به عمیق‌ترین لذتها پی می‌برند. خدا از آنان راضی است و آنان از سعی و تلاش خود راضی هستند و از نعمتهای بهشتی لذت می‌برند.
در مورد روابط بهشتیان آمده است: خدا هرگونه کینه و دشمنی را از سینه آنان می‌زداید، به طوری که رو به روی یکدیگر بر تختها می‌نشینند و از این همنشینی لذت می‌برند و بستگان آنها به آنان ملحق می‌شوند تا هیچ کمبودی، حتی از نظر فراق افراد مورد علاقه خود نداشته باشند. خدا و فرشتگان به آنان سلام می‌گویند.
«رَضِی اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمِ»؛ (۴۸) «خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. رستگاری بزرگ همین است.»
«وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غَلِّ اِخْوَاناً عَلَی مُتَقَابِلِینَ»؛ (۴۹) «ما از سینه‌های آنان هرگونه غلّ و غش را خارج می‌کنیم تا برادروار رو به روی هم بنشینند.»
«سَلاَمٌ قَولاً مِنْ رَبِّ رَّحِیمٍ»؛ (۵۰) «از جانب پروردگار مهربان به آنان سلام گفته می‌شود.»
«جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیاتِهِم و…»؛ (۵۱) «بوستانهای همیشه بهار که خود با افراد شایسته از پدران، همسران و فرزندانشان به آن بوستانها داخل می‌شوند.»
نتیجه‌گیری
از مجموع آیات و روایاتی که در مورد بهشت آمده است، استنباط می‌گردد که بهشت سرای حیات کامل است. در آنجا از خواب و مرگ خبری نیست. در دو وعده صبح و شام که وقت نمازهای روزانه است، به آنان غذا داده می‌شود و در وعده‌های دیگر با میوه‌های گوناگون و شربتها از آنان استقبال می‌گردد. در بهشت از گرما و سرما در امانند؛ چون هوای بهشت مطبوع و پرنسیم است. با اینکه درجات در آنجا بسیار بیشتر از دنیاست؛ ولی خدا ریشه هر گونه غلّ و غش را از درون آنها بیرون می‌کشد تا برادروار گرد هم بنشینند. بهشتیان هم‌نشین فرشتگان هستند. خدا و فرشتگان با «سلام علیکم» از آنان استقبال می‌کنند. لباس آنان از حریر و ابریشم سبز است. با دستبندهای طلا و نقره زینت می‌شوند. قدرت شفاعت بستگان خود را دارند و یک پدر مؤمن می‌تواند خاندان خود را به شرط داشتن ایمان ساده به دور خود جمع کند. در بهشت تکلیف وجود ندارد؛ ولی از روی خواهش دل ذکر خدا را می‌گویند. خدا از آنان و آنان نیز از خدا راضی هستند که این بالاترین نعمت بهشت است.

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

(۱). حدید/ ۲۱.
(۲). ترجمه قرآن، محمد باقر بهبودی.
(۳). آل عمران/ ۱۳۳.
(۴). خصال، شیخ صدوق، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۲ش، ابواب الثمانیه.
(۵). رعد/ ۲۳.
(۶). ترجمه قرآن، الهی قمشه ای.
(۷). حجر/ ۴۴.
(۸). رعد/ ۲۹.
(۹). آل عمران/ ۸۵.
(۱۰). مجموعه آثار، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، قم، ۱۴۱۸ ق، ج ۱، ص۳۲۰.
(۱۱). کتاب سلیم بن قیس هلالی از علی‌علیه‌السلام.
(۱۲). عدل الهی، استاد مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، ۱۴۱۸ ق، ص ۲۷۰.
(۱۳). مریم/ ۶۲.
(۱۴). رعد/ ۲۸. تفسیر روح المعانی، ج ۱۶، ص۱۰۳.
(۱۵). مریم/ ۶۳ – 61.
(۱۶). تفسیر نور الثقلین، عبدالعلی حویزی، به کوشش عبدالرحمن عمید، بیروت، ۱۹۹۲ ق، ج۲، ص ۳۱.
(۱۷). همان.
(۱۸). توبه/ ۷۲.
(۱۹). ترجمه قرآن، محمد باقر بهبودی.
(۲۰). نساء/ ۶۹.
(۲۱). ترجمه قرآن، الهی قمشه  ای.
(۲۲). یونس/ ۲۵.
(۲۳). طه/ ۱۱۸.
(۲۴). طه/ ۱۱۹.
(۲۵). دخان/ ۵۶.
(۲۶). کهف/ ۱۰۸.
(۲۷). دهر/ ۱۳.
(۲۸). هود/ ۱۰۵.
(۲۹). هود / ۱۰۷.
(۳۰). بقره / ۶۲.
(۳۱). عنکبوت / ۶۴.
(۳۲). شرح نهج البلاغه، محمد دشتی، ص ۲۲۵.
(۳۳). صحیفه سجادیه، ترجمه محمد مهدی رضایی، ص ۳۱.
(۳۴). واقعه/۲۸.
(۳۵). غاشیه/ ۱۲.
(۳۶). طور/ ۲۰.
(۳۷). دخان/ ۵۳.
(۳۸). حجر/ ۲۳.
(۳۹). دهر/ ۱۹.
(۴۰). طور/ ۲۰.
(۴۱). واقعه/۲۳.
(۴۲). الرحمن/ ۵۶.
(۴۳). تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۶۳۱.
(۴۴). تفسیر طبرانی، ج ۲۳، ص ۳۶۸.
(۴۵). دیلمی، ج ۵، ص ۵۴۳.
(۴۶). ابن ابی الدنیا، عبدالله العیال، به کوشش نجم عبدالرحمن حلف، ۱۹۹۰ م، ج ۲، ص ۷۴۳.
(۴۷). الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، بیروت، ۱۴۰۵ ق، ج ۱۷، ص ۱۸۸.
(۴۸). مائده/ ۱۱۹.
(۴۹). حجر/ ۴۷.
(۵۰). یس/ ۵۸.
(۵۱). رعد/ ۲۳.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.