نگاهی به سیره تبلیغی ملا احمد نراقی

0 337

علامه حاج ملا احمد نراقی معروف به فاضل نراقی، فرزند محقق بزرگ، حاج ملا محمدمهدی نراقی!، به نقل مشهور در ۱۴ جمادی الثانی ۱۱۸۵ق مطابق با ۱۱۵۰ش در عصر کریم خان زند، در شهر نراق (۷۰ کیلومتری کاشان) متولد گردید.[۱]

وی دروس مقدمات و سطح را نزد پدر سپری کرد و از همان ابتدا با استعداد قوی و ذهن پویا مدارج علمی را به سرعت پشت سر گذاشت و مدتی نیز به تدریس «مطوّل» و «معالم» پرداخت. در سال ۱۲۰۵ق، در حالی که ۲۰ ساله بود، جهت زیارت و تکمیل دروس عالیه، همراه با پدر عازم عتبات عالیات شد و در حلقه درسی استادالکل[۲] علامه وحید بهبهانی (م ۱۲۰۵ق) حضور یافت و بعد از وفات ایشان، در درس مرحوم میرزا محمدمهدی شهرستانی(م۱۲۱۶ق) و صاحب ریاض، سید علی طباطبایی کربلایی (م ۱۲۳۱ق) حضور یافت و در نجف اشرف نیز در محضر علامه سیدمهدی بحرالعلوم (م ۱۲۱۲ق) و شیخ محمد جعفر نجفی، معروف به کاشف الغطاء (م ۱۲۲۸ق) تلمّذ نمود.[۳]

ملا احمد در جوانی ملکه اجتهاد را کسب نمود ومانند پدر جامع فنون و علوم عقلی و نقلی و صاحب فتوا و مرجع بوده و مرحوم مدرس تبریزی[۴] در بُعد نقل روایت نام وی را در سلسله مشایخ الاجازه روایی آورده است: «اکثر مشایخ اجازات مرحوم نراقی از جمله استادان وی هستند، از جمله پدرش، علامه بحر العلوم، شیخ جعفر نجفی و میرزا محمدمهدی شهرستانی. مرحوم نراقی به واسطه پدرش از شیخ یوسف بحرانی[۵] (۱۱۸۶ق)، ملا محمد رفیع گیلانی و از محمدباقر مجلسی! روایت می نماید.»

ملا احمد در سال ۱۲۰۹ق به علت وفات پدر بزرگوارشان به کاشان هجرت نمود و مرجعیت و اداره حوزه علمیه و همچنین مسئولیت خطیر تبلیغ دین را عهده دار گردید و سرانجام در ۲۳ ربیع الثانی ۱۲۴۵ق بر اثر وبای عمومی در زادگاه خود نراق، ندای حق را لبیک گفت. پیکر مطهّر ایشان را به نجف اشرف انتقال داده و در صحن مطهر امیرالمؤمنین(ع)، نزدیک ایوان بزرگی که در ضلع شمالی[۶] حرم واقع است، در کنار قبر پدر بزرگوارش به خاک سپردند.

نراقی از منظر دیگران

مرحوم نراقی! در بین علمای قرون اخیر[۷] از جایگاه والایی برخوردار است و در علوم مختلف فقه، اصول، حدیث، رجال، درایه، ریاضیات، نجوم، حکمت، کلام، اخلاق، فلسفه، ادبیات، شعر و اکثر علوم عقلی و نقلی سرآمد علمای عصر خود بودند.

مرحوم حاج شیخ عباس قمی[۸] در کتاب «فوائد الرضویه» در شأن ایشان چنین می نویسد: «ملا احمد، فرزند ملا مهدی نراقی، عالم عابد، فقیه، شاعر، ادیب، سراج وهّاج، بحر دریای خروشان، فحل الفحول و افتخار اهل منقول و معقول، عالم ربّانی و همان کسی که سزاوار است که در مورد ایشان گفته شود که استاد شیخ انصاری بودند. کتب ارزشمند متعددی نوشته اند.»

علامه سید محسن امین عاملی[۹] در توصیف مرحوم نراقی! آورده: «عالم فاضل، جامع اکثر علوم، مخصوصاً در اصول و فقه و ریاضیات و شاعر بلیغ در فارسی بود.»[۱۰]

همچنین مرحوم ملا حبیب الله کاشانی[۱۱] در «لباب الالقاب» فرموده است: «فاضل حاج احمد نراقی، فرزند محقق نراقی بودند و همانند پدر از مشاهیر علمای اسلام و فقهای اعلام بوده؛ بلکه اعلم، افقه، افضل، و اتقن آنها در عصر خودش و مشهورترین آنها در زمان خود بود.»

مقام معظم رهبری> ضمن تبیین مجهول القدر بودن علمای اسلام، به ویژه علمای شیعه از جمله مرحوم نراقی(پدر و پسر) می فرماید: «من یک وقت در مورد این پدر و پسر فکر می کردم؛ چون ما از بچگى با نام مرحوم ملا احمد نراقى، به مناسبت خزائن نراقى،[۱۲] آشنا بودیم. اینها یک وضع عجیبى دارند! اینها نقطه وصل داستان و مکتب مرحوم وحید بهبهانى و نجف، با شیخ انصارى و مکتب بعدى فقاهت ـ که تا امروز ادامه پیدا کرده است ـ مى باشند. این پدر و پسر، هر دو شاگرد وحید بهبهانى هستند؛ هم مرحوم ملامهدى جزء تلامذه وحید بهبهانى و همدوره با آن بزرگانى است که بودند ـ شیخ جعفر کاشف الغطاء و امثاله ـ هم مرحوم ملا احمد نراقى.»[۱۳]

علامه حسن زاده آملی> نیز در تصحیح و مقدمه بر کتاب «انیس الموحدین» مرحوم محقق نراقی، با برخی تعابیر از جمله: «نابغه دهر و جامع کلیه فنون و علوم، دایره المعارف ناطق و…» از آن مرحوم به عنوان نوادر روزگار و اکابر علمای اسلام یاد کرده  و می فرماید: «وقتی در محضر مبارک حضرت استاد علامه طباطبایی! تشرف داشتم که از نراقیان سخن به میان آمد، فرمودند: نراقیان هر دو از علمای بزرگ اسلام و ناشناخته اند.»[۱۴]

در مقدمه کتاب «معراج السعاده»[۱۵] آمده است: «فقیه بزرگ شیعه،  مرحوم آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدى! (صاحب عروه الوثقی) همیشه سه کتاب مهم فقهى نزدش عزیز و مورد مراجعه بوده که یکى از آنها کتاب «مستند الشیعه»[۱۶] مرحوم ملا احمد نراقی بوده است.»[۱۷]

اگرچه قلم در بیان عظمت و تمام زوایای شخصیتی این شخصیت بزرگ جهان اسلام و تشیع در قالب یک مقاله و یا حتی یک سری کتاب قاصر است؛ اما در این مقاله صرفاً به معرفی بخشی از سیره تبلیغی ایشان می پردازیم:

۱. تحصیل کوتاه مدت

با تأمّل در آثار و زندگینامه مرحوم فاضل نراقی! به وضوح مشاهده می گردد که دوران علم آموزی ایشان عمیق، مفید، کارآمد، کاربردی؛ اما در دوره ای کوتاه بوده که عمده آن نزد مرحوم پدرشان تحقّق یافته است؛ برخلاف نظر برخی که طولانی بودن مدت تحصیل، به  ویژه در دروس عالیه و کثرت تلمّذ در محضر اساتید را فی نفسه موجب فضل، علمیّت و ملا بودن طلبه دانسته اند.

ایشان از جمله علمایی بود که در دوره کوتاهی به تهذیب نفس و کسب درجه اعلای علمی و اجتهاد دست یافت و به آیه مبارکه: ]فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون[[۱۸] جامه عمل پوشاند و پس از پشت سر گذاشتن مراحل تحصیل، بلافاصله به شهر و دیار خود بازگشت و وارد جایگاه اصلی خود؛ یعنی عرصه مقدس تبلیغ دین گردید و با تمام وجود خود را وقف این رسالت مقدس نمود؛ چراکه ماهیت طلبگی چیزی جز فهم، عمل و ابلاغ معارف اسلام نمی باشد.

۲. تحقیق و فعالیت علمی در خدمت تبلیغ

از عمده آسیبهای اساسی و فراگیر برخی مبلّغان در رسالت مقدس تبلیغی، دور شدن از فضای علم و تحقیق می باشد. عقل سلیم حکم به وجوب ملازمه بین تبلیغ و وجوب مقدمات آن (تحصیل) می نماید، لذا تحقیق و تولید علم از ملزومات اساسی در هر تبلیغ موفق و اثرگذار می باشد.

فیش نویسی و به تعبیر پیامبر اسلام (ص) که فرمود: «قَیِّدُوا الْعِلْمَ بِالْکِتَابَه؛[۱۹] علم را با نوشتن در بند کشید!» در بند کشیدن علم، از دیگر رموز موفقیت در تبلیغ است که استمرار آن در طول تحصیل همراه با دقتهای علمی و تحقیقی، اشرافیت علمی و محتوای غنی تبلیغی را برای روحانی به همراه داشته و مجرایی برای ورود مبلغ به عرصه تألیف و تحقیق تخصّصی می باشد.

ممکن است در بین مبلغین، برخی عملکرد علمی – پژوهشی را در تعارض با امر مقدس تبلیغ دانسته، امکان توأم بودن آن دو را نفی نمایند و به اشتباه تبلیغ و تحقیق را اموری متمایز از هم و متعارض بدانند. در پاسخی اجمالی به همین حد اکتفا می کنیم که: «ادلّ الدلیل علی امکانه وقوعه؛ بالاترین دلیل بر امکان وجود یک چیز، واقع شدن آن است.» از جمله مرحوم نراقی! محقّقی بود که دغدغه تبلیغ و نصرت دین خدا در او جوشش نمود، و لذا با رویکردی تبلیغی و کاربردی به فهم عمیق و دقیق از علوم و معارف ناب اسلامی متداول حوزه دست یافت و سرآمد علماى زمان خود گردید و توانست آثار علمی فراوان و گرانسنگی تألیف نماید.

۳. تبلیغ با تألیف

قلم خوب همراه با بصیرت، معرفت و اخلاص، از جمله هنرهای مهم اکتسابی در تبلیغ و نصرت دین الهی است که تالیفات مفید و کارآمد در علوم اسلامی از جمله آثار آن می باشد. با عنایت به امکانات محدود و مشکلات فراوان در عصر قاجار، مرحوم نراقی! با پشتکار و دغدغه تبلیغ و یاری دین خدا، تمام سختیها را تحمل نمود و آثار تألیفی فراوانی را بر جای گذاشت.

کتاب وزین «معراج السعاده» یکی از شاهکارهای مرحوم نراقی! در باب مسائل علم اخلاق است که مرحوم آیت الله العظمی بهجت! در معرفی برنامه سیر و سلوک چنین توصیه می فرموده اند که: «روزانه نصف صفحه از کتاب شریف معراج السعاده را بخوانید و بدان عمل کنید!»[۲۰] و اکنون نیز این کتاب به عنوان کتابی مرجع در علم اخلاق مطرح می باشد.

مرحوم نراقی! به دلیل جامعیت در علوم – که اجمالا بیان گردید – کتب و رسائل مختلفی نگاشت که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:

الف) در فقه:

۱. مستند الشیعه فی أحکام الشریعه؛

۲. عوائد الأیام؛

۳. الرساله العملیه؛

۴. الرسائل و المسائل؛

۵. الحاشیه على الروضه البهیه؛

۶. رساله الرضاع؛

۷. رساله فی منجزات المریض؛

۸. أسرار الحج؛

۹. القضاء و الشهادات؛

۱۰. الأطعمه و الأشربه؛

۱۱. مناسک الحج؛

۱۲. وسیله النجاه؛

۱۳. هدایه الشیعه؛

۱۴. تذکره الأحباب؛

ب) در اصول فقه:

۱. اجتماع امر و نهى؛

۲. أساس الأحکام فی تنقیح عمده مسائل الأصول بالأحکام؛

۳. تنقیح الاصول فی شرح التجرید؛

۴. حجیّه المظنه؛

۵. عین الأصول؛

۶. مفتاح الأحکام فی أصول الفقه یا مفتاح الأصول؛

۷. مناهج الأحکام فی أصول الفقه یا مناهج الأصول؛

ج) در دیگر علوم:

۱. معراج السعاده؛

۲. الخزائن (کشکول)؛

۳. مثنوى مشهور طاقدیس؛

۴. سیف الأمه و برهان المله؛

۵. شرح محصل الهیئه؛

۶. دیوان صفایى نراقى؛

۷. شرح حدیث جسد المیت؛

۸. جامع المواعظ؛

۹. چهار صفر؛

۱۰. دیوان غزلیات نراقی و….

با عنایت به نیاز شدید تبلیغی در عرصه های مختلف، مبلّغ باید علاوه بر تأمین مواد تبلیغی برای خود، همواره به تحقیق و دقت عمیق و دقیق و تولید علم اشتغال داشته باشد و این طور نباشد که صرفاً از تألیفات علمای قبل ارتزاق نماید؛ چراکه:

دگران کاشتند و ما خوردیم
ما بکاریم تا دگران بخورند[۲۱]

۴. تبلیغ و مقتضیات زمان

با تأمل در کلام امام صادق(ع) که می فرماید: «الْعَالِمُ  بِزَمَانِهِ  لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ؛[۲۲] هر کس که به زمان خویش آگاهی و بصیرت داشته باشد، دچار هجوم امور مشتبه نمی شود.» چه بسا در ادوار مختلف تاریخ ضربات شدیدی در اثر بی بصیرتی بر پیکره اسلام عزیز وارد گردیده است. یکی از ملزومات اساسی مبلغ در هدایتگری و تبلیغ اسلام، اشراف کامل بر مقتضیات عصر خویش می باشد. در زمان فتحعلی شاه قاجار (معاصر با ملا احمد نراقی) علاوه بر مصادف بودن با جنگهای ایران و روس، چهار خطر انحرافی مهم، تشیع و حوزه های علمیه را تهدید می کرد که عبارت بودند از:

۱. صوفی گری؛  ۲. شیخیه؛  ۳. اخباریون؛ ۴. شبهه افکنی برخی از مبلّغان مسیحی.

فتحعلی شاه نیز در ابتدای حکومت به حمایت از دین برخاست و تلاش زیادی در جهت برقراری روابط حسنه با عالمان دین داشت تا جایی که می گفت: «سلطنت ما به نیابت از مجتهدین عهد و ما را به سعادت ائمه هادین مهتدین سعی و جهد است.»[۲۳] که البته اینها تظاهر به دینداری و با هدف ایجاد مقبولیت و منافع شخصی بود.

مرحوم نراقی در چنین شرایطی در برابر حکومتی به ظاهر مذهبی قرار گرفت و بصیرت وی چنین اقتضا نمود که در برابر آن موضع گیری ننماید و از این فرصت در جهت تثبیت و نشر فرهنگ تشیع بهره گیرد. ایشان به نقد اندیشه ها و دیدگاه های فرقه های انحرافی مذکور پرداخت و به مبارزه جدی با آنان برآمد که در برخی از تعابیر، از صوفیان به «ملحدانی گمراه» یاد می کند و در دیوان شعر خود (طاقدیس) می گوید:

هیچ دانی چیست صوفی مشربی
ملحدی، بنگی، مباحی مذهبی

قید شرع از دوش خود افکنده ای
کهنه انبانی ز کفر آکنده ای

من ندانم چیست این صوفی گری
که سراسر حقه است چون بنگری

از دیگر فعالیتهای تبلیغی مرحوم نراقی، نزدیک شدن به شاه (متظاهر به مذهب) و تألیف توضیح المسائلی به نام «وسیله النجاه»[۲۴] بود که شخص فتحعلی شاه درخواست کرده بود و در مقدمه کتاب مستند الشیعه[۲۵] می نویسد: «وسیله النّجاه رسالتان کبیره و صغیره و هما فتوائیتان عملیّتان فارسیّتان الکبیره فی مجلّدین و أورد فیها الضروریّات فی الأعمال؛ وسیله النجاه دو رساله بزرگ و کوچک است که در فتاوای عملیه فارسی در دو جلد بزرگ است که در آن ضروریات اعمال ذکر شده است. »

مرحوم نراقی! در جهت خدمت به مبانی اسلام و تشیع، به تألیف رساله ای دیگر به نام «سیف الامّه و برهان الملّه» در ردّ شبهات مسیحیت علیه اسلام و مبانی آن پرداخت. از جمله عناصر مکار انگلیسی به نام «هنری مارتین»[۲۶] در سال ۱۲۲۶ق با حمایت «گور اوزلی» سفیر انگلیس در ایران، وارد ایران گردید و با اینکه مسیحی بود، تظاهر به پذیرش اسلام نمود و خود را یوسف نامید و در مدارس علمیه شیراز به تحصیل علوم دینی پرداخت. مارتین در حدود ۱۱ ماه اقامتی که در شیراز داشت، به تصحیح و ترجمه فارسی کتاب «عهد جدید»[۲۷] به زبانی شیوا و روان مبادرت نمود و از بالاترین تخصصهای منافقانه او شبهه افکنی و ایجاد شک و تردید در اعتقادات مسلمین بود، تا جایی که او در نظریاتش اسلام را دین خون و شمشیر و خشونت معرفی کرد و در کتابی به نام «میزان الحق» به حقانیت مسیحیت و نفی وحی و رسالت تصریح کرده است.

علمای فراوانی از جمله ملا علی نوری، محمد علی بهبهانی، سید محمد کربلایی و دیگران رساله هایی در مقابله با او و انحرافات و شبهاتش تدوین نمودند که یکی از معروف ترین و متقن ترین رسالات در این زمینه نوشته فوق الذکر مرحوم نراقی! می باشد.

ایشان برای آشنایی کامل با اندیشه های یهود و نصارا و فهم صحیح از محتوای «عهد عتیق» و «عهد جدید» گروهی از زبان دانان و علمای اهل کتاب را گرد آورد و با کمک آنان هم با زبان عبری آشنا شد و هم به رموز اندیشه های آنان در کتاب مقدسشان پی برد و برای فهم اصطلاحات دشوار این کتب، به مخزن کتابهای «ملا موشه» یهودی دست یافت[۲۸] و سپس با رساله خود تمام افکار و شبهات هنری مارتین مسیحی را پاسخ داد و خدمت بزرگی را به اسلام عرضه نمود.

۵. هنر و خلاقیت

از دیگر ویژگیهای مرحوم نراقی! هنرها و خلاقیت خاص ایشان بوده که بازی با اعداد در قالب معما،[۲۹] پیدا کردن انگشتر با محاسبات ریاضی،[۳۰] تسلط بر زبان عبری، نوآوری در طرح مسئله ولایت فقیه و… از جمله آنها می باشد.

در نقلی مشهور، کارخانه روغن کشی عصارخان، واقع در محله سفلی در نراق، از دیگر ابتکارات علامه بوده که با تمسک بر ریاضیات، هندسه، معماری و به کارگیری قوانین خاص فیزیکی[۳۱] در این محل از دانه های روغنی مانند پنبه دانه، کرچک، کنجد و… روغن استخراج شده و با عنوان روغن چراغ مورد مصرف مردم قرار می گرفت و حتی تا منطقه کاشان را نیز پوشش می داد که جایگزین مناسبی برای نفت و مشتقات آن بود.

مرحوم نراقی! علاوه بر بُعد اخلاقی و اجتهاد در بیش تر علوم عقلی و نقلی، دارای ذوق سلیم ادبی و هنری منحصر به فردی بود که دیوان «مثنوی طاقدیس» شامل اشعار زیبا و حکمت آمیز ایشان می باشد.

۶. دیانت سیاسی و سیاست دینی

از جمله برجستگیهای سیره تبلیغی مرحوم نراقی! تبیین همسانی دین و سیاست در تبلیغ و شئونات مختلف زندگی ایشان می باشد. معنای سیاست: «السِّیَاسَه و هو القیام على الشی ء بما یصلحه؛ [۳۲] اقدام به هر کاری بر اساس مصلحت باشد.» است که ارسطو در کتاب سیاست خود، انسان را طبیعتاً یک حیوان سیاسی می داند.

امام سجاد(ع) در «رساله حقوق» می فرماید: «ثُمَّ  حَقُّ  سَائِسِکَ  بِالمُلکِ، وَ کُلُّ  سَائِسِ  اِمَامٍ »؛ که در این روایت «سائس» یا همان سیاستمدار، با امام مساوی معرفی می شود، لذا معصومین( بهترین سیاستمداران عالم بودند، همانطور که در «زیارت جامعه کبیره» از لسان امام هادی(ع) آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّه… وَ سَاسَهَ الْعِبَاد.»[۳۳] مرحوم نراقی! نیز سیاست را عین دیانت و دیانت را نیز عین سیاست[۳۴] دانسته، رویکرد تبلیغی خود را در این راستا استوار می نمود.

ایشان در جنگ ایران و روسیه همراه با فقهای بزرگی چون: کاشف الغطاء، سید علی طباطبایی اصفهانی، میرزا ابوالقاسم قمی، میر محمد حسین خاتون آبادی (امام جمعه وقت اصفهان م ۱۲۳۳ق) و دیگر بزرگان، فتوای جهاد علیه روسیه را صادر فرمود[۳۵] و کفن پوش وارد میدان جنگ گردید که در نهایت به پذیرش دو عهدنامه ننگین «گلستان» و «ترکمنچای» منجر گردیده بود. شیخ انصاری! شاگرد ایشان، در احوالات مرحوم نراقی! می گوید: «استاد ما ملا احمد نراقی، هر وقت از جنگ قفقاز سخن به میان می آمد، گریه می کرد.»[۳۶]

مسئله ولایت فقیه که از آغاز اجتهاد در کتابهای فقهی راه پیدا کرد، با کمال تأسف به هنگام تنظیم و تبویب بابهای فقهی، باب خاصی به این موضوع مهم و حیاتی اختصاص نیافت و فقیهان در بحبوحه کتابهای فقهی خود و در بابهای گوناگون، هر جا که اجرای حکمی منوط به اذن حاکم بوده، از ولایت فقیه بحث کرده اند؛[۳۷] اما مرحوم نراقی! جزء اولین فقهایی است که رساله مستقلی که در این باب تألیف نمود که پس از ایشان در فقه سیاسی شیعه تحولی عظیم پدید آمد.

مرحوم نراقی! در کتاب عوائد الایام – که شامل ۸۸ عائده فقهی می باشد – عائده ۵۴ را به بحث ولایت فقیه و مسائل پیرامون آن اختصاص داده و با ادله عقلی، نقلی و اجماع مفصلاً به تبیین آن پرداخته است.

۷. تربیت شاگرد

ایشان شاگردان فراوانی را به جهان اسلام و تشیع تقدیم نموده اند که  شیخ مرتضی انصاری! صاحب «مکاسب» و مرحوم میرزای قمی! از شاگردان شاخص وی می باشند. نام برخی دیگر از آنان عبارت است از آیات عظام: سید محمد شفیع جاپلقی (بروجردی)، محمدعلی آرانی کاشانی، ملا محمدحسن جاسبی، محمدباقر هزار جریپی، محمد نراقی معروف به عبدالصائب، ملا احمد نطنزی، میرزا حبیب الله کاشانی معروف به میرزا بابا، حاج سید محمدتقی پشت مشهدی، محمدمهدی نراقی (برادر ملا احمد) معروف به آقا بزرگ، حاج محمد کزّازی، مولی غلامرضا کاشانی و…

_____________________________________

[۱]. در بیان تاریخ تولد ایشان اختلاف است. برخی مانند صاحب اعیان الشیعه، مرحوم سیدمحسن امین، و شیخ انصاری، تولد ایشان را بین سالهای ۱۱۸۵ و ۱۱۸۶ برشمرده‏اند و برخی مانند صاحب الذریعه (مرحوم آغا بزرگ تهرانی) تولد ایشان را ۱۱۸۶ق دانسته؛ اما مشهور مورخان ۱۱۸۵ق ثبت کرده ‏اند که ملا حبیب الله کاشانی در کباب الالقاب ص ۹۶ تصریح می‏کند که دستخط مرحوم نراقی را در مورد تاریخ تولدش به همین نحو دیده است.

[۲]. مرحوم علامه محمدباقر بهبهانی! ملقب به علامه وحید بهبهانی، مشهور به استاد الکل فی الکل.

[۳]. عواید الایام، ملا احمد نراقی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۷۵ش، ص ۳۶.

[۴]. ریحانه الادب، میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، خیام، تهران، ۱۳۵۲، ج ۶، ص ۱۳۶۲.

[۵]. مشهور به محدث بحرانی و صاحب الحدائق.

[۶]. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی «لبیک» به آدرس: labbayk.com.

[۷]. مرحوم نراقی! از اجلای علمای شیعه در قرن سیزدهم می‏ باشند.

[۸]. فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، بوستان کتاب، قم، ۱۳۸۵، ص ۸۵.

[۹]. ابو محمدباقر محسن، مشهور به سید محسن امین، از علما و فقهای شیعه در قرن چهاردهم.

[۱۰]. اعیان الشیعه، سید محسن امین، دارالتعارف، بیروت، ج۱۳، ص ۱۸۴.

[۱۱]. به نقل از لباب الالقاب: ایشان سیصد جلد کتاب و رساله تألیف نموده که تعداد زیادی از آنها را قبل از بلوغ نگاشته است.

[۱۲]. کتابی گرانسنگ در علوم مختلف چون عرفان، فقه، حدیث، تفسیر، لغت، هیئت، نجوم، ریاضى، طب، اعداد و اوفاق، جفر و…

[۱۳]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدار با دست اندرکاران کنگره بزرگداشت ملا محمدمهدى و ملا احمد نراقى، ۲۸/۷/۱۳۷۶.

[۱۴]. انیس الموحدین، ملا محمدمهدی نراقی، انتشارات الزهرا&، تهران، ۱۳۶۹، ص ۱۴.

[۱۵]. معراج السعاده، ملا احمد نراقی، نشر هجرت، قم، ۱۳۷۷، ص ۱۱.

[۱۶]. کتابی گران سنگ در زمینه فقه استدلالی که مورد توجه علما بوده و علاوه بر نوآوری هاى فقهى، در مباحث اصولى نیز از قبیل شهرت فتوایى، تعارض اخبار، استصحاب و… ابداعات و نوآوریهایى را مرقوم داشته ‏اند. این کتاب توسط مؤسسه آل البیت قم در سال ۱۴۱۵ق چاپ شده است.

[۱۷]. به نقل از استاد گرامى، آقاى سید عبد العزیز طباطبایى، از قول نوه مرحوم سید کاظم یزدى.

[۱۸]. توبه / ۱۲۲.

[۱۹]. بحار الأنوار، محمد باقر ‏مجلسى‏، موسسه الوفا، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج ‏۵۸، ص ۱۲۵.

[۲۰] ر.ک: معراج السعاده، ملا احمد نراقی، انتشارات طوبای محبت، قم، ۱۳۸۹، ابتدای کتاب.

[۲۱]. دیوان ملک الشعرای بهار.

[۲۲] الکافی، کلینی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج ۱، ص۲۷.

[۲۳] اندیشه‏های سیاسی محقق نراقی، محمد صادق مزینانی، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، قم، ۱۳۸۱ ص ۶۵

[۲۴] معراج السعاده، مقدمه، ص: ۲۵

[۲۵]. مقدمه مستند الشیعه، ص ۲۰.

[۲۶]. هنری مارتین در شهر ترورو از شهرهای ایالت کارن وال، واقع در جنوب غربی انگلیس متولد شد و یکی از قوی‏ترین و معروف‏ترین مبلغان مسیحی بود که در ایران به پادری شهرت یافت.

[۲۷]. کتاب عهد جدید شامل اناجیل اربعه (متی، مرقس، لوقا و یوحنا) و ۲۳ کتاب دیگر می‏باشد. اطلاعات بیش‏تر: www.maseeh.ir.

[۲۸]. ر.ک: حیات سیاسی و فرهنگی ملا احمد نراقی، سید نادر علوی، مجموعه مقالات کنگره تخصصی فاضلین نراقی، دانشگاه آزاد اسلامی نراق، ۱۳۸۵ش.

[۲۹]. خزائن، ملا احمد نراقی، کنگره بزرگداشت محققان نراقى‏، قم، ۱۳۸۰ش، ص ۱۵۲.

[۳۰] همان، ص۳۳.

[۳۱] مباحث ترمودینامیک و حرکت های دورانی.

[۳۲] مجمع البحرین، طریحی، فخر الدین بن محمد، انتشارات مرتضوى‏، تهران، ۱۳۷۵ ش، ج۴، ص۷۸.

[۳۳] من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على‏، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم ، ۱۴۱۳ ق‏ ، ج‏۲، ص ۶۱۰.

[۳۴] نطق معروف آیت الله سید حسن مدرس.

[۳۵] جنگ ایران و روس و نقش علم، علی اکبر ذاکری، مجله حوزه، آذر و اسفند ۱۳۸۰، شماره ۱۰۷.

[۳۶]. زندگینامه استاد الفقهاء شیخ انصاری، ضیاء الدین سبط شیخ، کنگره شیخ انصاری، تهران، ۱۳۷۳ ش، ص ۵۹.

[۳۷]. محقق نراقی و مسئله ولایت فقیه، یعقوب علی برجی، مجله فرهنگ جهاد، پاییز ۱۳۸۵، شماره ۴۵.

علی محمّد مظفّری

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.