بازسازی کعبه توسط حضرت ابراهیم و اسماعیل

0 331

بازسازی کعبه توسط حضرت ابراهیم و اسماعیل

در ماه ذوالقعده، حوادثی رخداده است که برخی از آنها با آیات قرآن کریم ارتباط دارد؛ از جمله بازسازی خانۀ «کعبه» به وسیلۀ حضرت ابراهیم و اسماعیل’ که در روز پنجم این ماه آغاز شده است.[۱]

همچنین در بیست و پنجم یا بیست و ششم این ماه پیامبر اسلام(ص) برای «حجه الوداع» از مدینه به سوی «مکه» حرکت کرده است.[۲]

برای این که هر دو موضوع، تا اندازه‌ای روشن شود، موضوع اول، (بازسازی خانه کعبه) در این مقاله و موضوع دوم (حجه الوداع) که با ماه «ذی الحجه» بیش تر ارتباط دارد، در مقالۀ بعدی مورد بررسی مختصر قرار می‌گیرد.

بنای کعبه به دست حضرت آدم(ع)

از آیات مختلف قرآن، از احادیث و تواریخ اسلامی استفاده می‌شود که خانۀ «کعبه» پیش از حضرت ابراهیم(ع)، حتی از زمان آدم(ع) برپا بوده است.

در قرآن از زبان حضرت ابراهیم(ع) آمده است: رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی  بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ؛[۳]

«پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‌آب و علفی در کنار خانه‌ای که حرم توست، ساکن ساختم.»

این آیه گواهی می‌دهد: موقعی که حضرت ابراهیم(ع) فرزند شیرخوارش اسماعیل(ع) را به همراه هاجر به سرزمین «مکه» آورد، می‌دانست که خانۀ کعبه در آنجاست.

و در آیه دیگر می‌فرماید: ]إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ[؛[۴]

«به درستی که نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه است که پر برکت و مایۀ هدایت جهانیان است.»

مسلم است که پرستش خداوند و ساختن مرکز عبادت قبل از زمان حضرت ابراهیم(ع) و حتی از زمان حضرت آدم(ع) نیز بوده است؛

بنابراین آیۀ مذکور نیز بر وجود «کعبه» پیش از حضرت ابراهیم(ع) دلالت دارد.

امیرمؤمنان علی(ع) در خطبۀ معروف «قاصعه» می‌‌فرماید:

«أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الْأَوَّلِینَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِلَى الآخِرِینَ مِنْ هَذَا الْعَالَمِ،

بِأَحْجَارٍ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَسْمَعُ فَجَعَلَهَا بَیْتَهُ الْحَرَامَ … ثُمَّ آمَرَ آدَمَ(ع) وَ وُلْدَهُ أَنْ یَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ… ؛[۵]

آیا نمی‌بینید خداوند مردم جهان را از زمان آدم(ع) تا انسانهای آخرین این جهان، با سنگهایی که نه زیان می‌رسانند و نه سود می‌بخشند و نه می‌بینند و نه می‌شنوند آزمایش نموده، آن سنگها را خانۀ محترم خود قرار داده است

سپس آدم و فرزندانش را دستور داد که به سوی آن توجه کنند (آهنگ زیارت آن را بکنند).»

از دلایل مذکور استفاده می‌شود که خانۀ «کعبه» قبل از ابراهیم(ع) و حتی از زمان آدم(ع) بوده است، ولی به سازندۀ آن اشاره‌ای نشده است؛ اما در برخی روایات، بناکنندۀ آن، حضرت آدم(ع) معرفی شده است.

امام باقر(ع) می فرماید: «إِنَّ آدَمَ(ع) لَمَّا بَنَى الْکَعْبَهَ وَ طَافَ بِهَا قَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّ لِکُلِّ عَامِلٍ أَجْراً، اللَّهُمَّ وَ إِنِّی قَدْ عَمِلْتُ.

فَقِیلَ لَهُ: سَلْ یَا آدَمُ. فَقَالَ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی ذَنْبِی،

فَقِیلَ لَهُ: قَدْ غُفِرَ لَکَ یَا آدَمُ. فَقَالَ: وَ لِذُرِّیَّتِی مِنْ بَعْدِی.

فَقِیلَ لَهُ: یَا آدَمُ مَنْ بَاءَ مِنْهُمْ بِذَنْبِهِ هَاهُنَا کَمَا بُؤْتَ، غَفَرْتُ لَهُ؛[۶]

هنگامی که آدم(ع) خانۀ کعبه را بنا کرد و به دور آن طواف نمود، عرض کرد: خدایا! هر کارگری مزدی دارد و من هم کار کرده‌ام؟!

خطاب شد: ای آدم! درخواست کن. عرض کرد: خدایا! گناهم را بیامرز. خطاب شد: ای آدم! تو را بخشیدم.

عرض کرد: پس از من فرزندانم را هم بیامرز؟ خطاب شد: ای آدم! هر کدام از آنان که مثل تو در اینجا (کنار کعبه) به گناهش اعتراف کند، او را می‌بخشم.»

و از برخی دیگر از روایات استفاده می‌شود که خدای سبحان، خانۀ کعبه را سالها پیش از حضرت آدم(ع) آفریده بوده و فرشتگان در اطراف آن اعمال حج بجا می‌آوردند!

امام صادق(ع) در همین رابطه می فرماید:

«وَ هَذَا بَیْتٌ اسْتَعْبَدَ اللَّهُ بِهِ خَلْقَهُ … خَلَقَهُ اللَّهُ قَبْلَ دَحْوِ الْأَرْضِ بِأَلْفَیْ عَامٍ؛[۷]

این (کعبه) خانه‌ای است که خداوند از مخلوق خود خواسته که از طریق آن عبادت کنند… و آن را را دو هزار سال پیش از “دحوالأرض[۸]” آفریده است!»

آن حضرت در جای دیگری می فرماید:

«لَمَّا أَفَاضَ آدَمُ مِنْ مِنًى تَلَقَّتْهُ الْمَلَائِکَهُ فَقَالت:

بُرَّ حَجُّکَ، أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَیْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَیْ عَامٍ؛[۹]

هنگامی آدم(ع) (در حال انجام اعمال حج) از منا (به سوی مکه) کوچ کرد، فرشتگان با او ملاقات نموده و گفتند:

حجّت مبرور [و مقبول] باشد، ولی ما دوهزار سال پیش از حج تو، در کنار این خانه حج بجا آورده‌ایم!»

در حدیث دیگری زراره می‌گوید:

به امام صادق(ع) عرض کردم: فدایت شوم، چهل سال است که دربارۀ حج از شما سؤال می‌کنم و شما پاسخ می‌دهید (ولی هنوز تمام نشده است!)

فرمود: «یَا زُرَارَهُ بَیْتٌ یُحَجُّ إِلَیْهِ قَبْلَ آدَمَ بِأَلْفَیْ عَامٍ تُرِیدُ أَنْ تُفْنِىَ مَسَائِلَهُ فِی أَرْبَعِینَ عَاماً؟!؛[۱۰]

ای زراره! خانه‌ای که از دو هزار سال پیش از آدم(ع) محل انجام حج می‌باشد! تو می‌خواهی مسائل آن را در چهل سال تمام کنی؟!».

از احادیث فوق معلوم می‌شود که خانۀ «کعبه» دو هزار سال پیش از آدم(ع) بوده و فرشتگان در اطراف آن اعمال حج انجام می‌دادند

اما این که آیا به صورت خانه یا به شکل دیگر ساخته شده بود و یا زمین خالی بوده است، از این روایات چیزی استفاده نمی‌شود.

هدایت ابراهیم(ع) به محل کعبه

در قرآن می‌فرماید: ]وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بی  شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْقائِمینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ[؛[۱۱]

«(به خاطر بیاور) زمانی را که جای خانۀ (کعبه) را برای ابراهیم آماده ساختیم (تا خانه را بنا کند؛ و به او گفتیم:) چیزی را همتای من قرار مده!

و خانه‌ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجودکنندگان (از آلودگی بتها و از هر گونه آلودگی) پاک ساز.»

کیفیت این آماده سازی و راهنمایی ـ طبق روایات مفسران ـ چنین بود که: مکان خانۀ کعبه را که با گذشت زمان آثارش محو شده بود[۱۲] یا در طوفان نوح به آسمان رفته بود[۱۳]

و حضرت ابراهیم(ع) اگرچه محل تقریبی آن را می‌دانست، ولی مکان دقیق آن برای وی مشخص نبود تا دیوار روی همان پایه‌های قدیم آن بگذارد،

به فرمان خدا باد شدیدی وزید وخاکها را کنار زد تا پایه‌های کعبه آشکار گشت یا جبرئیل آمد خط کشید، یا قطعه ابری آمد در محل «کعبه» سایه افکند،

و یا به هر وسیلۀ دیگر، خداوند محل اصلی خانۀ کعبه را برای ابراهیم(ع) معلوم و آماده ساخت تا او با همیاری فرزندش (اسماعیل) آن را تجدید بنا نماید.[۱۴]

تجدید بنای کعبه

در قرآن کریم می‌فرماید: ]وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ[[۱۵]؛

«(به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل، پایه‌های خانۀ (کعبه) را بالا می‌بردند (و می‌گفتند:) پروردگارا! از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی».

از این آیه معلوم می‌شود که: شالوده‌های خانۀ کعبه وجود داشته و حضرت ابراهیم و اسماعیل’ همان پایه‌ها را بالا می‌بردند (همچنان که در صفحات قبل نیز به این مطلب اشاره شد).

امام صادق(ع) می فرماید:

«أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ مِنَ الْجَنَّهِ لآِدَمَ وَ کَانَ الْبَیْتُ بَیْضَاءَ فَرَفَعَهُ اللَّهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ بَقِیَ أَسَاسُهُ فَهُوَ حِیَالَ هَذَا الْبَیْتِ

وَ قَالَ یَدْخُلُهُ کُلَّ یَوْمٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ لَا یَرْجِعُونَ إِلَیْهِ أَبَداً فَأَمَرَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ أَنْ یَبْنِیَا الْبَیْتَ عَلَى الْقَوَاعِدِ؛[۱۶]

خدا، “حجر الاسود” را از بهشت برای آدم نازل کرده است و خانۀ (کعبه) سفید بوده خدا آن را به آسمان برده و اساس و پایۀ آن باقی مانده بود، و آن خانه در آسمان محاذی همین خانه است.

و فرمود: هر روز هفتاد هزار فرشته برای زیارت آن خانه داخل (و خارج) می‌شوند و دیگر هرگز (نوبت نمی‌رسد) و به زیارت آن نمی‌آیند!

پس خداوند، به ابراهیم و اسماعیل دستور داد که خانه (کعبه) را روی پایه‌های همان خانه‌ای که به آسمان رفته بنا کنند.»

از برخی روایات استفاده می‌شود که آن خانۀ قبلی در طوفان نوح به آسمان رفته است.[۱۷]

در حدیث هشام از امام صادق(ع)؛ پس از بیان جریان اسکان هاجر و اسماعیل به وسیله ابراهیم(ع) در «مکه» و پیدایش آب «زمزم» و کیفیت زندگی «هاجر» با فرزند خردسالش در آن بیابان، آمده است: هنگامی که اسماعیل بزرگ شد و به حدّ بلوغ مردان رسید، خدای سبحان به ابراهیم(ع) دستور داد: خانه (کعبه) را بنا کند. ابراهیم(ع) عرض کرد: خدایا! مکان آن کجاست؟!

خطاب شد: در همان جایی که برای آدم «قبّه» نازل کردم؛ حرم را روشن کرد. و آن قبّه‌ای که خدا برای آدم(ع) نازل کرد، همیشه پا برجا بود تا زمان طوفان نوح(ع)،

خدا آن قبه را بالا برد و همۀ دنیا غرق در آب شد جز محل خانه (کعبه) لذا به نام «بیت العتیق» نامیده شد؛ زیرا از غرق شدن آزاد گشت (لِأَنَّهُ أُعْتِقَ مِنَ الْغَرَقِ).

وقتی که خدا به ابراهیم(ع) دستور داد: خانه [کعبه] را بسازد، او مکان دقیق آن را نمی‌دانست، خدای مهربان، جبرئیل را فرستاد؛

محل دقیق خانه را خط کشید و خدا «قواعد = پایه‌ها» را از بهشت نازل کرد، و آن سنگ (حجرالأسود) که خدا برای آدم(ع) نازل کرده بود سفید از برف بود،

ولی چون کفّار به آن دست زدند، سیاه شد.

ابراهیم(ع) شروع به ساختن خانه کرد و اسماعیل(ع) سنگ می‌آورد (و ابراهیم می‌ساخت)، برای خانه از دو طرف در قرار داد؛

دری به طرف مشرق و دری به طرف مغرب و آن دری که به طرف مغرب بود «مستجار» نامیده می‌شود. پس از ساختن خانه (کعبه)، ابراهیم و اسماعیل’ احرام حج بستند

و جبرئیل روز هشتم ذی الحجه آمد،گفت:

«یَا اِبرَاهِیمُ قُمْ فَارْتَوِ مِنَ الْمَاءِ؛ ای ابراهیم! برخیز (برای منا و عرفات) آب بردار» به همین جهت است که روز هشتم ذی الحجه، «یوم الترویه» (روز تهیۀ آب) نامیده شده است،

جبرئیل(ع) به همین جهت راهنمایی‌هایی را که به آدم(ع) دربارۀ اعمال منا و عرفات کرده بود، به ابراهیم(ع) نیز انجام داد.[۱۸]

اگرچه برخی از مطالب این حدیث، با مضمون برخی از احادیث اختلاف جزئی دارد، ولی چون سند این حدیث صحیح است، خلاصه‌ا ی از آن را در اینجا نقل کردیم.

دعوت عام برای حج

پس از آماده شدن خانۀ کعبه برای عبادت کنندگان، خداوند به حضرت ابراهیم(ع) دستور داد که مردم را برای حج دعوت نماید؛ چنانکه در قرآن می‌فرماید:

وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى  کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ *

لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ فی  أَیَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهیمَهِ الْأَنْعامِ فَکُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقیرَ[؛[۱۹]

«و مردم را دعوت عمومی به حج کن؛ تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دور به سوی تو (خانه کعبه) بیایند.

تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیاتبخش) باشند و نام خدا را در ایام معینی بر چهارپایانی که به آنان داده است (به هنگام قربانی کردن) ببرند؛

پس از گوشت آنها بخورید، و بینوای فقیر را نیز اطعام نمایید».

در روایتی، در تفسیر قمی آمده است: هنگامی که خدا به ابراهیم دستور داد: مردم را برای حج دعوت کند، عرض کرد:

خدایا! صدای من به گوش مردم نمی‌رسد، خدا فرمود: «أَذِّنْ عَلَیْکَ الْأَذَانُ وَ عَلَیَّ الْبَلَاغُ؛ تو اعلام کن، وظیفۀ تو اعلام کردن است، و رساندن با من!»

حضرت ابراهیم(ع) روی «مقام» که آن روز نزد کعبه بود، قدم گذاشت، مقام بالا رفت و آن قدر بلند شد که حتّی از کوه‌ها هم بالاتر رفت، ابراهیم انگشت بر گوش گذارد،

به سوی شرق و غرب عالم صدا زد:

«أَیُّهَا النَّاسُ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْحَجُّ إِلَى الْبَیْتِ الْعَتِیقِ فَأَجِیبُوا رَبَّکُمْ؛ ای مردم! حج خانۀ کعبه بر شما نوشته شده، دعوت پروردگارتان را اجابت کنید.»

خدای صدا او را به همه جای عالم رساند، و مردم از همه جا حتی از «صلب» پدران و «رحم» مادران پاسخ دادند: «لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ…»

تمام کسانی که از آن روز تا قیامت در مراسم حج شرکت می‌کنند، از کسانی هستند که در آن روز دعوت ابراهیم(ع) را اجابت کرده‌اند.

در پایان روایت، این جمله نیز به چشم می‌خورد:

«وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ: ]فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِیمَ[[۲۰] یَعْنِی نِدَاءَ إِبْرَاهِیمَ عَلَى الْمَقَامِ بِالْحَجِّ؛

این است مقصود از فرمایش خدا: “در آن، نشانه‌های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است” یعنی ندای ابراهیم برای دعوت به حج،

در بالای مقام (و رسیدن صدای او به همه)، از نشانه‌های روشن است».[۲۱]

در حدیث «صحیح» عبدالله بن سنان می‌گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم:

در آیۀ إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ *فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ[[۲۲]

منظور از این «آیات بیّنات» چیست؟

فرمود: «مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ حَیْثُ قَامَ عَلَى الْحَجَرِ فَأَثَّرَتْ فِیهِ قَدَمَاهُ وَ الْحَجَرُ الْأَسْوَدُ وَ مَنْزِلُ إِسْمَاعِیلَ(ع)[۲۳]؛

آن آیات عبارت‌اند از: مقام ابراهیم که روی آن ایستاد و قدمهایش بر آن سنگ اثر گذاشت،

و دیگری “حجرالأسود” و سومی منزل اسماعیل(ع) (که به حجر اسماعیل معروف شده است)».

و در حدیث دیگری از «موثق عبدالله بن سنان» از امام صادق(ع) آمده است: هنگامی که ابراهیم و اسماعیل’ مأمور به بنای خانۀ (کعبه) شدند و بنای آن را تمام کردند،

ابراهیم(ع) بالای «رکن» نشست، صدا کرد:

«هَلُمَّ الحَجَّ، هَلُمَّ الحَجَّ؛ بشتاب برای حج؛ بشتاب برای حج»

اگر در ندای خود می‌گفت: «هَلُمُّوا اِلَی الحَجِّ؛ بشتابید به سوی حج» فقط انسانهایی که آن روز موجود بودند، حج بجا می‌آوردند!

ولی او در ندایش گفت: «هَلُمَّ الحَجَّ»[۲۴]؛ همه مردم حتی از صلبهای مردان جواب دادند: «لَبَّیْکَ دَاعِیَ اللَّهِ لَبَّیْکَ دَاعِیَ اللَّهِ عزَّوجلَّ»

پس کسی که ده بار «لَبَّیکَ» گفته، ده حج بجا می‌آورد و کسی پنج بار «لَبَّیکَ» گفته، پنج حجّ انجام خواهد داد،

«وَ مَنْ لَبَّى أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ فَبِعَدَدِ ذَلِکَ وَ مَنْ لَبَّى وَاحِداً حَجَّ وَاحِداً وَ مَنْ لَمْ یُلَبِّ لَمْ یَحُجَّ؛[۲۵]

کسی که پیش از آن «لبیک» گفته، به همان تعداد، و کسی که یک «لبیک» گفته، یک حج بجا می‌آورد، و کسی که «لبیک» نگفته، حج انجام نمی‌دهد».

امنیت مکه برای عموم

حضرت ابراهیم خلیل(ع) در یکی از دعاهای خود از خدا درخواست کرده که مکه را محل امن قرار دهد و این دعا در قرآن کریم از زبان آن حضرت چنین نقل شده است:

وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنی  وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ[۲۶

«(به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر (مکه) را محل امنی قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگهدار».

و در آیه دیگر چنین آمده است:وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً …[[۲۷].

خدای مهربان، دعای ابراهیم را قبول کرد و فرمود:

وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ[[۲۸]

«(و به یاد آورید) هنگامی که خانۀ کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم!

و (برای تجدید خاطره) از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید، و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که:

خانۀ مرا برای طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید.»

روشن است که منظور از «اَلبَیت» در این آیه، به قرینۀ آیۀ قبل که در آن «هَذَا البَلَد» آمده، شهر مکه و محدودۀ حرم می‌باشد.

«مَثَابَه» در اصل از مادۀ «ثوب» به معنی بازگشت چیزی به حالت نخستین است، و از آنجا که مکه مرکزی است برای موحدان، که همه ساله به سوی آن رو می‌آورند،

نه تنها از نظر جسمانی که از نظر روحانی نیز بازگشت به توحید و فطرت نخستین می‌کنند، از این رو به عنوان مثابه معرفی شده است.

و از آنجا که وطن و خانۀ انسان که مرکز بازگشت او می‌باشد، محل آرامش و آسایش است، در کلمۀ «مثابه» یک نوع آرامش و آسایش خاطر، نیز افتاده است

و این معنی با کلمۀ «أَمناً» که پشت سر آن ذکر شده، تأکید می‌شود، مخصوصاً کلمۀ «لِلنَّاسِ» نشان می‌دهد

این مرکز امن و امان، پناهگاهی است عمومی برای همۀ جهانیان و انسانها و توده‌های مردم.

آثار اجتماعی و تربیتی این پناهگاه امن

طبق آیه فوق، حرم مکه از طرف خدا، به عنوان یک پناهگاه و کانون امن و امان اعلام شده

و می‌دانیم: در اسلام مقررات شدیدی برای اجتناب از هرگونه نزاع و خونریزی در این سرزمین مقدس وضع شده است، به طوری که نه تنها افراد انسان باید در آنجا در امنیت باشند،

بلکه حیوانات و پرندگان نیز در آنجا در امن و امان به سر می‌برند و کسی حق ندارد مزاحم آنها شود.

در جهانی که همیشه نزاع و کشمکش در آن وجود دارد، وجود چنین مرکزی می‌تواند اثر عمیق مخصوصی برای حل مشکلات مردم به خصوص مسلمانان داشته باشد؛

زیرا امن بودن این منطقه، سبب می‌شود که مردم با تمام اختلافاتی که دارند در جوار آن در کنار هم بنشینند، و با استفاده از قداست و امنیت آن، باب مذاکرات را بگشایند

و از معنویت آن مکان مقدس که نورانیّت و روحانیّت خاصی در دلها ایجاد می‌کند، به رفع اختلافات خود بپردازند.[۲۹]

با کمال تأسف در زمان ما، به علت تسلّط یک عده افراد خشن ضد اسلام و ضد انسانیّت که خود را به عنوان مسلمان و «خادم الحرمین» نامیده‌اند

در حالی که از اسلام ناب محمدی(ص) خبر ندارند و حرمت «حرمین» را نمی‌شناسند، آن مرکز امن و امان نه تنها این اثر اجتماعی و تربیتی خود را از دست داده،

بلکه به مرکز کشتار مسلمانان و حاجیان بی‌گناه تبدیل شده است!

در سال ۱۳۶۶ش حجاج ایرانی به جرم اعلام برائت از مشرکین (که دستور آن در قرآن؛ سورۀ توبه آمده و در سال نهم هجرت به وسیلۀ حضرت علی(ع) از سوی پیامبر(ص) اجرا شده است)

مورد هجوم و ضرب و شتم مأموران آل سعود، با چوب وچماق و اسلحۀ سرد و گرم قرار گرفتند! به طوری که حدود سیصد نفر از آنها شهید و تعداد کثیری مجروح شدند!

و در سال ۱۳۹۴ش با بستن راه‌های منتهی به «رمی جمرات» در منا، باعث قتل هزاران نفر از حجاج کشورهای اسلامی در حال احرام شدند که بیش تر آنها از حجاج جمهوری اسلامی ایران بودند![۳۰]

آیا با این حال حجاج کشورهای اسلامی می‌توانند با خاطری آسوده به انجام اعمال عمره و حج بپردازند و بگویند حرم مکه محل امن است؟!

آیا با این جنایتهای آل سعود، باز هم مکه مرکز امن و امان است؟!

آری، از نظر قانون شریعت اسلام و طبق آیۀ قرآن، هنوز هم مکه حرم امن خداست و تا قیامت هم حرم امن و امان خواهد بود

ولی حکومت وهابی آل سعود، این قانون خدا را شکسته‌اند و آنجا را به محل ناامین تبدیل کرده‌اند! نه تنها مکه و دیگر شهرهای حجاز،

بلکه اکثر کشورها از قبیل یمن، سوریه، عراق، افغانستان و پاکستان به وسیلۀ آل سعود به طور مستقیم یا غیرمستقیم ناامن شده‌اند!

از خدا می‌خواهیم به احترام محمد(ص) و اولاد پاکش امنیت را به مکه و دیگر بلاد اسلامی باز گرداند

تا مسلمانان بتوانند با مسافرت به آن مکان مقدس اعمال عمره و حج خود را با امنیت کامل انجام دهند. انشاء الله.

ممنوعیت صدّ از مسجد الحرام

از آیات قرآن استفاده می‌شود که کسی حق ندارد از ورود مسلمانان به مسجدالحرام جلوگیری نماید و آن را از اعمال کافران و سبب عذاب الهی می‌باشد.

همچنان که می‌فرماید:

إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذی جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فیهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ یُرِدْ فیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ[؛[۳۱]

«کسانی که کافر شدند، و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند، و (همچنین) از مسجدالحرام، که آن را برای همۀ مردم، برابر قرار دادیم، چه کسانی که در آنجا زندگی می‌کنند

یا از نقاط دور وارد می‌شوند؛ و (نیز) هر کس بخواهد در این سرزمین از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابی دردناک به او می‌چشانیم».

از این آیه معلوم می شود: همه مردم در مراسم عبادت در این کانون توحید یکسانند، و هیچ کس حق مزاحمت به دیگری در امر حج و عبادت در کنار خانۀ خدا ندارد

و ساکنان مکه نمی‌توانند در این جهت امتیازی برای خود قائل شوند و کسی حق ندارد به عنوان متولّی خانۀ خدا با عناوین دیگر،

کم ترین مزاحمتی برای زائرین این خانه ایجاد کند،و یا آن را به یک پایگاه اختصاصی برای تبلیغات و برنامه‌های خود تبدیل نماید.[۳۲]

متأسفانه امروزه آل سعود همانند مشرکان آن روز، مشمول این آیه شده‌اند!

در آیه دیگر دربارۀ مشرکان مکه می‌فرماید:

وَ ما لَهُمْ أَلاَّ یُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ یَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما کانُوا أَوْلِیاءَهُ إِنْ أَوْلِیاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ[؛[۳۳]

«چرا خدا آنها را مجازات نکند، با اینکه از (عبادت موحدان در کنار) مسجدالحرام جلوگیری می‌کنند در حالی که سرپرست آن نیستند؟!

سرپرست آن، فقط پرهیزگاراننند، ولی بیش تر آنها نمی‌دانند».

از این آیه شریفه استفاده می‌شود: خانه‌ای که به دست ابراهیم خلیل(ع) بر اساس تقوا ساخته شده، نباید به دست افراد بی‌تقوا اداره شود،

بلکه متولیان آن نیز باید افراد باتقوا باشند، و کسانی که «صدّ از مسجدالحرام» می‌کنند و مانع ورود مؤمنان به آن مکان مقدس می‌شوند

(مثل بت‌پرستان آن زمان و وهابیان این زمان بی‌تقوا هستند و حق ندارند در ادارۀ آن دخالت کنند و ادارۀ آن باید به وسیلۀ افراد با تقوا باشد؛

گرچه از اهل مکه نباشند؛ زیرا در آیه قبل خواندیم که می‌فرماید: ]سَواءً الْعاکِفُ فیهِ وَ الْبادِ[[۳۴] و در این آیه هم می‌خوانیم

إِنْ أَوْلِیاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ

از جمع این دو آیه چنین نتیجه‌گیری می‌شود که باید یک جمعیت با تقوا (از هر نقطۀ دنیا که باشد) ادارۀ مسجدالحرام را بر عهده بگیرند

تا اینکه مؤمنان را در امنیت و آرامش کامل به انجام مناسک عمره و حج بپردازند. امیدواریم هر چه زودتر شاهد چنین روزی باشیم، انشاء الله.[۳۵]

گرچه این حکم (باتقوا بودن متولّی) دربارۀ «مسجدالحرام» است،

ولی اگر در همۀ مساجد و مراکز مذهبی به این دستور عمل شود که متولیان و متصدّیان آنها از افراد پاک و باتقوا و فعال انتخاب شوند، وضع جامعۀ اسلامی بهتر از این که هست خواهد بود.

و در آیۀ دیگر می‌فرماید:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى  فی  خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الآخِرَهِ عَذابٌ عَظیمٌ[۳۶]؛

«کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آنها نمود؟!

شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این کانونهای عبادت شوند بهرۀ آنها در دنیا (فقط) رسوایی است و در آخرت، عذاب عظیم (الهی)»!

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: این آیه دربارۀ «قریش» در آن هنگام که از ورود رسول خدا(ص) به «مکه و مسجدالحرام» جلوگیری کردند، نازل شده است.[۳۷]

مشرکان مکه، با منع پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان از زیارت خانۀ خدا عملا به سوی خرابی این بنای الهی گام برمی‌داشتند که خدای سبحان این قبیل اشخاص را ظالم‌ترین افراد شمرده،

و در واقع هم چنین است؛ زیرا تعطیل و تخریب مساجد و جلوگیری از مراکز توحید، نتیجه‌ای جز سوق مردم به بی‌دینی نخواهد داشت،

و می‌دانیم زیان این کار از هر عملی بیش تر و عواقب شوم آن دردناک‌تر است.

توجه به این نکته نیز لازم است که جلوگیری از ورود به مسجد، و ذکر نام پروردگار و کوشش در تخریب آن، تنها به این نیست که مثلاً با بیل و کلنگ ساختمان آن را ویران سازند،

بلکه هر عملی که نتیجۀ آن تخریب مساجد و از رونق افتادن آن باشد نیز مشمول همین حکم است؛ بنابراین، آنچه باعث شود که مردم از یاد خدا غافل گردند و از مساجد بازمانند،

ظلمی است بسیار بزرگ!

عجب این است که در عصر و زمان ما گروهی از متعصّبین نادان و خشک و دور از منطق،

از وهابیان به بهانۀ احیای توحید، سعی در تخریب برخی از مساجد و ساختمانهایی که بر قبور بزرگان اسلام و صُلحا بنا شده و همیشه مرکز یاد خدا بوده و هست، دارند

و عجیب‌تر اینکه: این ستمگران بی‌منطق، اعمال خود را تحت عنوان مبارزه با شرک، انجام می‌دهند و در این راه مرتکب انواع گناهان و کبائر می‌شوند!

در حالی که به فرض اگر کار خلاف شرعی در یکی از این مراکز مقدس انجام شود،

باید جلوی آن را گرفت نه اینکه خانه‌های توحید را به تخریب کشاند، که این کار همانند کار مشرکان

____________________________________________

[۱]. توضیح المقاصد، شیخ بهایی، ضمن مجموعه نفیسه، مکتبه بصیرتی، قم، ۱۳۹۶ق، ص‏۲۸ (۵۴۰)، ماهنامه مبلغان، شماره ۱۵۷، ص‏۱۳۱.

[۲]. عبارت روایات چنین است که چهار روز از ذی القعده باقی بود، از مدینه حرکت کرد. این تعبیر، به اعتبار ۲۹ یا ۳۰ روز بودن ماه، با هر دو احتمال بالا سازگار است.

(ر.ک: وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، آل‌البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹قَ، ج‏۱۳، ص‏۱۹۹، ح‏۳؛ الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیۀ، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،

ج‏۴، ص‏۲۴۵، ح‏۴؛ تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود، مطبعه علمیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ق، ج‏۱، ص‏۸۹، ح‏۲۲۹؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، داراحیاء التراث العربی،

بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج‏۲۱، ص‏۳۹۰، ح‏۱۳ و ص‏۳۹۵ ح‏۱۸ و ج‏۹۶، ص‏۸۸، ح‏۶.

[۳]. ابراهیم / ۳۷.

[۴]. آل‏عمران / ۹۶.

[۵]. نهج البلاغه، سید رضی، خطبه ۱۹۲؛ وسائل‏ الشیعه، ج‏۱۱، ص‏۱۱ و ۱۲، ابواب وجوب حج، باب۱، ح‏۱۱.

[۶]. مستدرک الوسائل، حسین محمد تقی نوری، آل‌البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ج‏۹، ص‏۳۷۴، ح‏۱۱۱۰۹-۱؛ بحارالانوار، ج‏۱۱، ص‏۱۷۹، ح‏۲۸ و ج‏۹۶، ص‏۲۰۳، ح‏۱۲.

[۷]. وسائل الشیعه، ج‏۱۱، ص‏۱۰ و ۱۱، ابواب وجوب حج، باب ۱، ح‏۱۰.

[۸]. جهت آگاهی از جریان «دحو الارض» به ماهنامه مبلغان، شماره ۱۸۱، مقاله «پژوهشی دربارۀ دحوالأرض» مراجعه شود.

[۹]. کافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج‏۴، ح‏۴؛ وسائل ‏الشیعه، ج‏۱۱، ص‏۹، باب ۱، ح‏۶ و ص‏۱۰۰، باب ۳۸، ح‏۱۹.

[۱۰]. وسائل الشیعه، ج‏۱۱، ص‏۱۲، باب ۱، ح‏۱۲.

[۱۱]. حج / ۲۶.

[۱۲]. تفسیر هدایت، سید محمد تقی مدرسی، با ترجمه احمد آرام، آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ اول، ۱۳۷۷ش، ج‏۸، ص‏۴۹.

[۱۳]. انوار التنزیل و اسرار التأویل، عبدالله بن عمر بیضاوی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج‏۴، ص‏۶۹؛ کنز الدقائق و بحر الفوائد،

محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج‏۹، ص‏۷۴.

[۱۴]. ر.ک: التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا، ج‏۷، ص‏۳۰۸ و ۳۰۹؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن،

فضل بن حسن طبرسی، ناصرخسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش، ج‏۷، ص‏۱۲۸؛ انوار التنزیل، بیضاوی، ج‏۴، ص‏۶۹؛ کنز الدقائق، ج‏۹، ص‏۷۴؛

تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۴ش، ج‏۱۴، ص‏۸۰؛ تفسیر قمی، علی بن ابراهیم، دارالکتاب، قم، چاپ چهارم، ۱۳۶۷ش، ج‏۱، ص‏۴۲.

[۱۵]. بقره / ۱۲۷.

[۱۶]. تفسیر عیاشی، ج‏۱، ص‏۶۰، ح‏۹۸۶؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، بنیاد بعثت، تهران، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج‏۱، ص‏۳۳۳، ح‏۹.

[۱۷]. ر.ک: عیاشی، ج‏۱، ص‏۶۰، ح‏۱۰۰۱؛ البرهان، ج‏۱، ص‏۳۳۴، ح‏۱۱.

[۱۸]. ر.ک: تفسیر قمی، ج‏۱، ص‏۶۰ ـ ۶۲.

[۱۹]. حج / ۲۷ و ۲۸.

[۲۰]. آل‏عمران / ۹۷.

[۲۱]. تفسیر قمی، ج‏۲، ص‏۸۳؛ تفسیر نورالثقلین، عبد علی حویزی، اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق، ج‏۳، ص‏۴۸۸.

[۲۲]. آل‏عمران / ۹۶ و ۹۷.

[۲۳]. تفسیر نور الثقلین، ج‏۱، ص‏۳۶۷، ح‏۲۵۶.

[۲۴]. نکته آن، این است که مفرد برای جنس است که در هر زمان به همه شامل می‌شود، ولی جمع فقط به افراد موجود شامل می‌شود.

[۲۵]. کافی، شیخ کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج‏۴، ص‏۲۰۶ و ۲۰۷، ح‏۶.

[۲۶]. ابراهیم / ۳۵.

[۲۷]. بقره / ۱۲۶.

[۲۸]. بقره / ۱۲۵.

[۲۹]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج‏۱، ص‏۵۱۱ ـ ۵۱۴.

[۳۰]. جهت آگاهی از جزئیات هر دو جریان، به روزنامه‌های مربوط به آن زمان مراجعه شود.

[۳۱]. حج / ۲۵.

[۳۲]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص‏۷۴ ـ ۷۶.

[۳۳]. انفال / ۳۴.

[۳۴]. حج / ۲۵.

[۳۵]. در حال تدوین این مقاله بودیم (در تاریخ ۹/۳/۱۳۹۵) مطلع شدیم که آل سعود جنایتکار که دستش به خون هزاران حاجی در حال احرام آلوده است،

در سال جاری از ورود حجاج ایران اسلامی جلوگیری کرده و مثل مشرکان قریش «صدّ عن المسجد الحرام» نموده است!

[۳۶]. بقره / ۱۱۴.

[۳۷]. تفسیر قمی، ج‏۱، ص‏۵۸؛ بحارالانوار، ج‏۲۰، ص‏۳۱۹ و ج‏۸۰، ص‏۳۴۰.

محمد اسماعیل نوری زنجانی

جایگاه در اسلام

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.