چراآیه اکمال میان آیات گوشتهای حلال وحرام آمده؟

0 21

با توجه به این که آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی…» قبل و بعد از احکام حلال و حرام بودن گوشت‌ها بیان شده، چگونه میتواند ارتباط با اثبات ولایت و امامت داشته باشد؟

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَهُ وَ الْمَوْقُوذَهُ وَ الْمُتَرَدِّیَهُ وَ النَّطیحَهُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَکَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فی‏ مَخْمَصَهٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتى که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‏شدن از بلندى بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده- مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتى که روى بتها (یا در برابر آنها) ذبح مى‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‏هاى تیر مخصوص بخت آزمایى تمام این اعمال، فسق و گناه است- امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنا بر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- امّا آنها که در حال گرسنگى، دستشان به غذاى دیگرى نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعى ندارد که از گوشتهاى ممنوع بخورند) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۱)

"الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ"

امر این آیه شریفه در قرار گرفتنش در این جاى خاص و سپس دلالتش بر معنا، عجیب است، براى اینکه اگر در صدر آیه یعنى جمله: "حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ … ذلِکُمْ فِسْقٌ" دقت کنى،

و آن گاه ذیل آن را بر آن اضافه نمایى که مى‏فرماید: "فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ"

خواهى دید که آن صدر براى خود کلامى است تام، و اصلا در افاده معنا هیچ حاجتى و توقفى بر آیه: "الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ …" ندارد.

جان کلام این که از این راهى که گفتیم به خوبى متوجه مى‏شوى که آیه شریفه آیه‏اى است کامل، همانطور که آیات سوره‏هاى انعام و نحل و بقره که بیانگر محرمات از خوردنیها قبلا نازل شده بودند، در إفاده معنایش مستقل و کامل بودند.

در سوره بقره مى‏فرمود: "إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ، فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ"؛ و آیه سوره انعام و نحل نیز مثل این آیه است.

از این تمامیت آیه نتیجه مى‏گیریم که پس آیه: "الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا …" کلامى است معترضه، که در وسط این آیه قرار گرفته، و لفظ آیه در فهماندن معنایش هیچ حاجتى به این جمله نداشت.

حال چه اینکه بگوئیم:

آیه معترضه از همان اول نزول، در وسط دو آیه جاى گرفته؛

و یا بگوئیم رسول خدا (ص) به نویسندگان وحى دستور فرموده که در آنجا جایش دهند، با اینکه نزول هر سه پشت سر هم نبوده؛

و یا بگوئیم هنگام نزول با آن دو آیه نازل نشده، و رسول خدا (ص) هم دستور نداده که در آنجا قرارش دهند، ولى نویسندگان وحى در آنجا قرارش داده‏اند،

هیچ یک از این چند احتمال اثرى در آنچه ما گفتیم ندارد، هر چه باشد بالآخره این جمله، جمله‏اى است معترضه که نه با صدر آیه ارتباطى دارد، و نه با ذیلش.(۲)
مؤید گفتار ما روایاتى است که در شان نزول وارد شده، که متعرض شان نزول جمله مورد بحث شده، و نامى از اصل آیه نبرده.

واضح‏تر بگویم، شان نزول جمله: "الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا …" را متعرض شده، و نامى از آیه: "حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ …"، به میان نیاورده، و این خود مؤید آن است که جمله: "الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا …" مستقل و جداى از صدر و ذیل آیه نازل شده است.

باز مؤید این اعتقاد ما آن است که علما و مفسرین قدیم و جدید یعنى صحابه و تابعین و متاخرین تا عصر ما هر دو جمله را متصل دانسته‏اند، بطورى که هر یک را متمم و مفسر دیگرى گرفته‏اند، و این نیست مگر به خاطر اینکه آنها نیز همین معنا را از این دو جمله فهمیده‏اند.

نتیجه این نظریه چنین مى‏شود:

جمله: "الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ …" نیز جمله: "رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً"

مجموعش جمله‏هایى معترضه اند

با یکدیگر کمال اتصال را دارند، و غرض واحدى را افاده مى‏کنند

و کلمه "یوم" که یک بار در جمله "الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا …" آمده، و یک بار دیگر در جمله "الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ …" آمده، یک روز را در نظر دارند، یک روزى که هم کفار از دین مسلمانان مایوس شدند، و هم دین خدا به کمال خود رسیده است.(۳)

منظور از روزى که کافران از (غلبه بر) دین مسلمانان ناامید شدند چه روزى است؟

آن چه روزى است که کفار از دین مسلمانان مایوس شدند؟ و فهمیدند که دیگر نمى‏توانند دین اسلام را از بین ببرند؟

بیان وجوه و اقوال:

۱. آن زمانى است که اسلام با بعثت رسول خدا (ص) و دعوت آن جناب ظاهر شد.

۲. مراد از کلمه "یوم" روز بعد از فتح مکه است‏.

۳. مراد از کلمه "یوم" بعد از آیات سوره برائت است، و آن زمانى است که اسلام تقریبا بر شبه جزیره عرب گسترش یافته، آثار شرک از بین رفته‏ است.

۴. مراد از این روز معین روز عرفه در حجه الوداع است‏.

۵. روز عرفه، زیرا در آن روز امور حج به حد کمال رسید.

۶. در این روز یعنى روز نزول سوره مائده با نازل شدن بقیه حلال و حرامها دین تکمیل شد، چون بعد از آن روز دیگر حلال و حرامى نازل نشد.

۷. مراد از کلمه "یوم" روز عرفه از سال حجه الوداع است، یعنى همان روزى که این آیه نازل شد، و همه جزئیات و تفاصیل محرمات را که تا کنون بیان نکرده بود بیان کرد، و بقیه رسوم جاهلیت را و خبائث مشرکین و اوهام خرافى آنان را باطل ساخت‏.

۸. منظور از کلمه "یوم" روز معینى از روزهایى است که بین عرفه دهم هجرت و بین ورود رسول خدا (ص) به مدینه طیبه است‏.

۹. …..

علامه طباطبایی(ره) همه این وجوه را بیان و سپس ایرادات و اشکالهای هر کدام را مطرح نموده و ثابت می کنند که مراد از "الیوم" اینها نیست.(۴)

نکته:

آن چه در نظر کفار مورد نفرت و انزجار بود دین مسلمانان بود نه خود آنان، با اهل دین، هیچ غرضى و عداوتى نداشتند، مگر از جهت دین حق آنان، آنها نمى‏خواستند مسلمانان از بین بروند، بلکه مى‏خواستند نور خدا را خاموش سازند، و ارکان شرک را که در حال تزلزل قرار گرفته و داشت فرو مى‏ریخت تحکیم ببخشند.

به همین جهت کفار هیچ همى به جز قطع این شجره طیبه و ریشه کن ساختن آن نداشتند، آنها تنها هدفشان این بود که از راه فتنه در بین مؤمنین و راه دادن نفاق و تفرقه در بین جماعت آنان، و سر انجام افساد دین آنان، این بنیان رفیع را سرنگون سازند.

آنها به هر ابزار و وسیله ای متوسل شدند ولی نتوانستند به هدف شوم خود دست یابند.

آخرین امید کافران براى محو دین اسلام، به مرگ پیامبر (ص) بسته شده بود.

کفار بعد از نومیدى و نرسیدنشان به اهداف شومى که داشتند آخرین امیدى که به زوال دین بستند این بود که به زودى داعى به این دعوت و قائم به امر آن یعنى رسول خدا (ص) از دنیا مى‏رود، و فرزند ذکورى هم که اهدافش را تعقیب کند ندارد، پس اگر او بمیرد یا کشته شود اثرش منقطع، و یادش و نامش از دلها مى‏رود.

چون این معنا بدیهى است که کمال دین از جهت احکام و معارفش ـ به هر درجه‏اى که باشد ـ خودش به خودى خود نمى‏تواند خود را حفظ کند.

هر دینى که از بین رفته به خاطر از بین رفتن حاملین آن دین و علماى آن کیش و کارگردانان آن بوده است.

قیام دین به حامل شخصى، مبدل به قیام به حامل نوعى

روشن گردید که تمامیت یأس کفار حتما باید به خاطر عامل و علتى بوده باشد که عقل و اعتبار صحیح آن را تنها عامل ناامیدى کفار بداند، و آن این است که خداى سبحان براى این دین کسى را نصب کند، که قائم مقام رسول خدا (ص) باشد، و در حفظ دین و تدبیر امر آن و ارشاد امت متدین کار خود آن جناب را انجام دهد، به نحوى که جایی براى آرزوى شوم کفار باقى نماند، و کفار براى همیشه از ضربه زدن به اسلام مایوس شوند.

آرى ما دام که امر دین قائم به شخص معینى باشد، دشمنان آن مى‏توانند این آرزو را در سر بپرورانند، که با از بین رفتن آن شخص دین هم از بین برود، ولى وقتى قیام به حاملى شخصى، مبدل به قیام به حاملى نوعى شد، آن دین به حد کمال مى‏رسد، و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت این دین تمام مى‏شود.

و این وجه، خود مؤید روایاتى است که مى‏گوید آیه شریفه مورد بحث در روز غدیر خم در مورد ولایت على (ع) نازل شد،یعنى روز هیجدهم ذى الحجه سال دهم هجرت.

و بنا بر این، دو فقره آیه به روشنترین ارتباط مرتبط مى‏شوند، و هیچ یک از اشکالات گذشته هم وارد و متوجه نمى‏شود.(۵)

_______
(۱) مائده، ۳.
(۲) ترجمه المیزان، ج ‏5، ص ۲۷۱ و ۲۷۲.
(۳) ترجمه المیزان، ج‏5، ص ۲۷۲ و ۲۷۳.
(۴) ر.ک: ترجمه المیزان، ج ‏5، ص ۲۷۳ تا ۲۸۰.
(۵) ترجمه المیزان، ج ‏5، ص ۲۸۴.

منبع: پرسمان قرآن

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.