نسناس چگونه موجودی است؟

0 390

درباره چیستی و ماهیت «نسناس» دیدگاه های مختلفی بیان شده است:

 

۱. نسناس حیوان و موجودی موهوم است که آن را به شکل انسان تصور مى‏ کنند، و در زبان متداول به معناى نوعى میمون است. [۱]

۲. مخلوقاتی که از جهتی شبیه به انسان بودند و از جهت دیگری با آن فرق داشتند، و از نسل بنی آدم نبوده اند. [۲] لذا براساس برخی روایات و دیدگاه برخی از مفسّران، پیش از آفرینش آدم (ع)، موجوداتی به نام «نسناس» در زمین زندگی می کرده اند که بسیار مرتکب فساد و قتل و خونریزی می شده اند. به همین جهت، پس از آنکه خداوند فرمود: «من در روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد»، فرشتگان گفتند: «پروردگارا! آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟!». [۳] بنابراین، پرونده سوء پیشینه این مخلوقات، سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به انسان شد، و او را به نسناس قیاس کردند. [۴]

گفتنی است که در برخی از روایات درباره نسل پیش از آفرینش آدم (ع)، نام «نسناس» ذکر شده و در برخی دیگر فقط به این گروه از موجودات پیش از خلقت آدم (ع) به صورت کلّی و بدون نام خاصّی اشاره شده است. [۵] در این جا، به دو روایت اکتفا می شود:

حضرت امام علی (ع) فرمود: «همانا [هنگامی که] خداى تبارک و تعالى دوست داشت تا موجودى را با قدرت بیکرانش بیافریند، در زمانى بود که از آفرینش جنّ و نسناس هفت هزار سال گذشته بود». [۶] این حدیث، زمان آفرینش گروهی از موجودات به نام «نسناس» را پیش از آفرینش آدمیان معرفى مى ‏نماید.

امام محمدباقر (ع) در پاسخ به پرسش جابر بن یزید جعفی در این زمینه فرمودند: «گویا تو گمان می ‌کنی خداوند تنها این عالم را آفریده است و گمان می ‌کنی خداوند غیر از شما بشر دیگری نیافریده است. به خدا سوگند خداوند هزار هزار عالم آفریده است و هزار هزار آدم و تو در آخرین این عالم و از آخرین این آدم‌ ها هستی». [۷] ، [۸] در این حدیث، فقط اشاره به موجوداتی پیش از انسان هایی از نسل حضرت آدم (ع) اشاره شده و نامی از نسناس نیامده است.

۳. با استناد به حدیثی، [۹] نسناس، نوعى از انسان ها و از نسل بنی آدم بودند که به جهت مسخ دارای یک دست و یک پا بوده و مانند حیوانات می چریدند . [۱۰] طبق این معنا، می توان گفت که، مصداقی از نسناس، در قوم عاد وجود داشتند و منافاتی با موجودات پیش از خلقت حضرت آدم (ع) ندارد؛ چرا که بنابر برخی از روایات، گروهی از انسان ها به دلیل انجام گناهان زیاد و تقویت جنبه های حیوانی و دوری از جنبه های ملکوتی، از مصادیق نسناس و آیه «إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا»، [۱۱] دانسته شده اند. [۱۲]

 

[۱] . بستانی، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدی عربی – فارسی، مترجم: مهیار، رضا، ص ۹۱۲، واژه «النَّسْنَاس»، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.

[۲] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۷، ص ۲۰۰، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج ۴، ص ۱۱۱، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۵ ش.

[۳] . بقره، ۳۰.

[۴] . ر.ک: بلاغى نجفى، محمد جواد، آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، تحقیق: واحد تحقیقات اسلامى، ج ۱، ص ۸۳، بنیاد بعثت‏، چاپ اول، قم، ۱۴۲۰ ق؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۱۱۹، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق؛ فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، ج ۱، ص ۱۰۶، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، ۱۴۱۵ ق؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۷۴، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.

[۵] . ر.ک: نمایه های «نسل انسان های غارنشین»، سؤال ۶۳۶ (سایت: ۶۹۵) ؛ «آدم هشتمین نسل از انسان»، سؤال ۵۹۰۱ (سایت: ۶۴۷۱) .

[۶] . شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۰۴، نشر کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.

[۷] . شیخ صدوق، محمد بن علی، خصال، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج ۲، ص ۶۵۲، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.

[۸] برگرفته از پاسخ ۶۶۱۸.

[۹] . حدیث این گونه است: « دسته‏اى از قوم عاد که در اثر مخالفت با پیامبر خود، خداوند آنها را مسح نموده و به صورت نسناس در آورد که هر کدام از آنها داراى یک دست و یک پا بودند و از یک طرف بدن مانند پرنده چنگ به زمین می زدند و مانند چهار پایان می چریدند»؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۹۶، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

[۱۰] . مجمع البحرین، ج ۴، ص ۱۱۱؛ حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج ۹، ص ۱۱، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

[۱۱] . فرقان، ۴۴: «آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند».

[۱۲] . ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۸، ص ۲۴۴ و ۲۴۵، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق؛ طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۳۸۸، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش؛ محقق سبزوارى، هادی المضلین، ص ۲۵۶ و ۲۵۷، نشر انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.

 

منبع : اسلام کوئست

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.