زبان دل یعنی چه؟

1 126

زبان دل یعنی چه؟

در پاسخ به پرسش باید گفت: چون سؤال به صورت کلی بیان شده دارای ابهام می‌باشد. به همین سبب از چند جهت بررسی آن لازم است.
اگر منظور از زبان، زبان مختص اشرف موجودات عالم یعنی انسان باشد، ‌در این صورت از چند نظر می‌توان پیرامون آن بحث کرد. در وهله اوّل صدا یا حرف است که مشترک بین همه موجودات عالم است چون موجودات زنده دنیا با هر عنوانی از خود دفاع و یا در شکر نعمتهای خداوند می‌باشند، منتها در اشرف موجودات؛ خداوند امتیاز بیشتری عنایت کرده است و دلیل داشتن حنجره با مخاطب خویش لب به سخن می‌گشاید.

حال مشخص شد که سخن گفتن مختص ما انسان ها می‌باشد، زبان انسان می‌تواند در چند بعد مورد بررسی قرار بگیرد و یا با مخاطب خویش ارتباط برقرار کند. اهم موارد عبارتند از: زبان اخروی که بحث از جهان آخرت می نماید، و زبان دنیوی که سخن از مادیات این جهان داشته باشد، زبان عرفانی و دردل و به عبارت کاملتر زبان عبادتی، زبان محاسبه نفس خویش، که در مورد آن بحث خواهد شد، زبان فلسفی، زبان گناه، زبان حقیقت، زبان باطل، زبان قلب و… .

اگر منظور از زبان، درد دل باشد این هم از دو جهت ممکن است مورد کنکاش قرار گیرد

الف) درد دل دنیوی و مادیات آن

ب) درد دل اخروی و پیامدهای آن

به نظر می‌رسد که بیشتر دغدغه‌های انسانی، امروز روی درددل دنیوی و یا به عبارت دیگر محاسبه نفس خویش رقم می‌خورد. امروزه چون بشر به زندگی ماشینی عادت کرده و آن چنان غرق در مادیات دنیوی گشته است در مقابل ناملایمات و طوفان حوادث، دچار یک نوع دگرگونی، سردرگمی و حقارت شده و احساس هیچ و پوچ می‌کنند، تمام این مسائل بستگی به این خواهد داشت که تا چه حدّ خود را با امور اخروی با استفاده از این فرصت دنیائی استفاده کرده است. آیا نسبت به اعمال و رفتار خویش آگاهی کامل دارد؟ آیا کاری که انجام می‌دهد، از روی میل و هوی و هوس نیست بلکه هوشیارانه و با دقت عمل کار می‌کند؟ تا چه حد نسبت به سلوک الی الله و به عبارت دیگر، تقوی الهی را برگزیده و خود را به این امر عادت داده است؟

در قرآن کریم و روایات فراوان، روی این مسأله تأکید شده است که می‌فرماید: «  (لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ).»؛[۱] آنچه در آسمان و زمین است (علاوه بر خود آن ها) ملک حقیقی خداست؛ و اگر آن چه دردل دارید آشکار کنید یا پنهان سازید، خدا شما را به آن محاسبه می‌کند.

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در توصیه‌های خود به ابوذر فرمودند: «ای ابوذر، پیش از آن که حسابرسی شوی، تو خودت به حساب خویش برس، که این کار حسابرسی فردای تو را آسان می‌کند، پیش از آن که اعمالت سنجیده شود خود اعمالت را بسنج و برای آن حسابرسی بزرگ، در روزی که بر خدا عرضه می‌شوی و هیچ امر پوشیده‌ای بر او پوشیده نیست، آماده شو.»[۲]

از امام علی ـ علیه السّلام ـ درباره چگونگی حسابرسی از نفس سؤال شد. حضرت فرمودند: «چون شب را به صبح رساند و سپس روز را به شب، به سراغ نفس خویش برود و بگوید ای نفس ، امروزی را گذراندی و دیگر هرگز بر نمی‌گردد. خداوند از تو خواهد پرسید که آن راچگونه سپری کردی؟ در آن روز چه کردی؟ آیا خدا را یاد کردی یا سپاس و ستایش گفتی؟ آیا حق برادر مؤمنی را پرداختی؟ آیا بار غمی از دل او برداشتی؟ آیا در نبود او از زن و فرزندانش نگه‌داری کردی؟ … آن گاه کارهایی که کرده است برمی‌شمرد. اگر کار خیری از او سرزده باشد خدا را سپاس گویدو به شکرانه توفیقی که به وی عنایت کرده است خدا را به بزرگی یاد کند، و اگر دید گناهی یا تقصیری از او سرزده است از خدای عزوجل، آمرزش بخواهد و تصمیم بگیرد که دیگر آن را تکرار نکند.[۳] از امام کاظم ـ علیه السّلام ـ هم روایت است که می‌فرمایند: لیسَ منّا مَن لم یُحاسب نفسهُ کلّ یومٍ مرّهً؛ از ما نیست کسی که هر روز به حساب خود رسیدگی نکند.[۴]

و در قرآن این آیه شریفه زبانزد و مورد بحث علمای اخلاق است. می‌فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و هر کسی باید (به دیده دل) بنگرد چه چیزی برای فردای خویش پیش فرستاده است. و از خدا پروا کنید که خدا از آن چه می‌کند آگاه است.[۵]

اگر کسی محاسبه نفس نداشته باشد، بیش از همه، خویش زیان می‌بیند زیرا عیوب خود را نمی‌داند تا به ترک آنها همت کند و نمی‌داند چه کاری خیری انجام داده است تا از این توفیق، خدا را شکر کند و بیشتر بخواهد. بهترین راه محاسبه نفس این است که هر شب اعمال روز گذشته خود را مرور کند. در نهج البلاغه مولا امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در تشریح محاسبه نفس می‌فرماید: زنوا انفسکم من قبلِ ان توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا و تنفّسوا…؛ بندگان خدا، خود را بسنجید قبل از آن که سنجش شوید و پیش از آن که حسابتان را برسند، حساب خود را برسید و بیش از آن که راه گلو گرفته شود نفس راحت بکشید.[۶]

برای تکمیل بحث روایتی، از حضرت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ که در مورد قلب بیان شده نقل می شود.
حضرت می‌فرماید: «ما مِن عبدٍ الّا و فی قلبهِ نکتهٌ بیضاءُ فأذا أذنبَ ذنباً خرجَ فی النّکتهِ نکتَهٌ سوداءُ فإن تابَ ذهبَ ذلکَ السّوادُ و إن تمادَی فی الذُّنوبِ زادَ ذلکَ السّوادُ حتّی یُغطی البیاضَ فإذا غطّی البیاضَ یرجِعْ صاحبهُ إلی خیرٍ أبداً و هُو قولُ الله عزّوجلّ کلّا بل رانَ علی قُلوبِهِم ما کانُوا یَکسبونَ»؛[۷]

در قلب یا دل بنده نقطه‌ای سفید و روشنی وجود دارد، پس اگر مرتکب معصیت شد، نقطه سیاهی نیز در آن به وجود می‌آید. اگر بعد از آن، توبه کرد، نقطه سیاه برطرف می‌شود و اگر در ارتکاب گناه اصرار نمود، سیاهی تدریجاً اضافه می‌شود به طوری که تمام نقطه سفید را می‌پوشاند، دراین صورت صاحب چنین قلبی، دیگر به خوبی برنمی‌گرددو مشمول این آیه می‌شود که خدا در قرآن فرمود: کلیه اعمال آنها بر قلبشان غلبه نموده  و آن را تیره کرده است.

باز در روایتی از پیامبراکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده است: داوود پیامبر ـ علیه السّلام ـ به خدا عرض کرد پروردگارا همه پادشاهان خزینه دارند، پس خزینه تو کجاست؟ خداوند تبارک و تعالی در جوابش فرمود:من خزینه‌ای دارم که از عرش بزرگتر و از کرسی وسیع‌تر و از بهشت خوشبوتر و از ملکوت زیباتر می‌باشند. زمین آن خزینه با معرفت و آسمانش،ایمان و خورشیدش، شوق و ماهش، رحمت و میوه‌هایش، طاعت و ثمراتش حکمت می‌باشد. خزینه من چهار در دارد: اوّل علم، دوّم عقل، سوّم صبر و چهارم رضایت؛ بدان که خزینه من قلب بندگان مؤمن می‌باشد.[۸] روایات فراوانی در این مورد وارد شده است که به کتاب بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۳۴۹، و هم چنین جلد ۹۴، ص ۱۴۳ مراجعه شود.

نتیجه بحث:

هر چند سؤال از ابهام برخوردار است ولی به نظر می رسد مراد از زبان دل همان زبان وجدان و زبان فطرت باشد که در عرفان به آن زبان محاسبه ی نفس و قطب نمای درون یاد می شود که نیکی و بدی را تشخیص می دهد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. تعلیم و تربیت در اسلام، اثر متفکر شهید استاد مطهری، انتشارات صدرا.
۲. اخلاق اسلامی، تألیف مهندس دکتر محمد علی سادات، انتشارات سمت.
۳. تفسیر نمونه، ذیل آیه مورد بحث، تألیف حضرت آیت الله مکارم شیرازی، انتشارات دار الکتب الاسلامیه.
۴. زبان قرآن، مقصود فراستخواه، انتشارات علمی و فرهنگی تهران.

پی نوشت ها:
[۱] . بقره/ ۲۸۴.
[۲] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ‌دار الاحیاء التراث، ۱۴۰۳، ج ۷۷.
[۳] . مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۰۳، ج ۷۰، ص ۷۲.
[۴] . محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، انتشارات دار الحدیث، ج ۳، ص ۱۱۶۴.
[۵] . حشر/ ۱۸.
[۶] . گردآوری سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، انتشارات موسسه انتشاراتی و فرهنگی امیر المؤمنین، ۱۳۷۹، خطبه ۹۰.
[۷] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، دار الاحیاء التراث، ج ۷۳، ص ۲۳۲.
[۸] . مجلسی، محمدباقر، همان، ج ۷۰، ص ۵۹.

خدا در عرفان

منبع: اندیشه قم

1 نظر
  1. ناشناس می گوید

    خیلی عالی وسودمندبود.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.