حیوانات و نباتات و جمادات چگونه خالق خود را تسبیح می گویند؟

0 56

اینکه در فرهنگ قران کریم همه موجودات تسبیح خداوند را می گویند یکی از موضوعات مهم در فلسفه صدرایی است که به نحوی عالی وارد این مقوله شده و مطالب نابی را بیان فرموده است ؛ تسبیح گفتن نشان گر این است که موجودات عالم دارای درک و شعور هستند و الا بدون درک و شعور تسبیح گویی موجودات مفهومی نخواهد داشت :

قرآن کریم می فرماید:« تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً. آسمان هاى هفتگانه و زمین و کسانى که در آنها هستند، همه تسبیح او مى‏گویند؛ و هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبیح و حمد او مى‏گوید؛ ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است. » (1)

اینکه همه موجودات ــ اعم ازجاندار و غیر جاندار ــ خداوند را تسبیح می کنند. با توجّه به آیات قرآن کریم از مسلّمات است. موجودات از آن حیث که معلول خدا هستند در عمق ذاتشان نیازمند به او بوده طالب او هستند. لذا چه بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند رو به سوی خدا در صیرورت و بازگشتند. «… لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصیرُ الْأُمُورُ. … آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه امور تنها به سوى خدا بازمى‏گردند.» (2) از این احتیاج ذاتی موجودات به خداوند متعال که در افعال و گفتار آنها ظهور و بروز دارد می توان به تسبیح تکوینی تعبیر نمود. بخصوص این که کلمه تسبیح از ریشه سبح به معنا شنا نمودن است.

۲. اینکه جمادات یا نباتات فاقد روح و شعورند یا حیوانات فقط به حکم غریزه عمل می کنند ، سخن مشهور مردم است نه سخن قرآن کریم و اهل بیت(ع). آیات و روایات فراوانی حاکی از این هستند که همه موجودات عالم دارای شعورند.

خداوند متعال می فرماید:« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَهُ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِما یَفْعَلُون‏. آیا ندیدى تمام آنان که در آسمانها و زمینند براى خدا تسبیح مى‏کنند، و همچنین پرندگان به هنگامى که بر فراز آسمان بال گسترده‏اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را مى‏داند؛ و خداوند به آنچه انجام می دهند داناست» (3)

از این آیه شریفه استفاده می شود که موجودات ، افزون بر تسبیح تکوینی ، که به معنی سیر الی الله و اظهار نقص خود و اعتراف وجودی به کمال محض بودن خداست ، تسبیح آگاهانه نیز دارند. چون اوّلاً خداوند متعال از علم آنها به تسبیح و نمازشان خبر داد و ثانیاً بیان نمود که افزون بر تسبیح ، صلاه نیز دارند و نماز و تبسیح هر موجودی هم مختصّ به خود اوست.
از آیات قرآن کریم ، افزون باشعور بودن همه موجودات عالم ، مختار بودن آنها نیز قابل استفاده است. خداوند متعال می فرماید:« وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ . و تمام کسانى که در آسمانها و زمین هستند، از روى رغبت یا از روى کراهت ، در برابرِ(فرمان) او تسلیمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند» (4)

« ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ. سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالى که به صورت دود بود؛ به آن و به زمین گفت : بیایید خواه از روى اطاعت و رغبت و خواه از روی اکراه و بی رغبتی ! آنها گفتند: ما از روى طاعت و رغبت مى‏آییم.» (5)

در هیچکدام از این آیات شریفه سخن از تسبیح و سجده جبری نیست ؛ چون طوع و اکراه از اقسام فعل اختیاری هستند. فعل اختیاری گاه از روی رغبت است و گاه همراه با بی رغبتی و از سر اضطرار ، مثل کسی که از ترس مجازات عملی را انجام می دهد ، که اگر بخواهد انجام ندهد انجام نمی دهد و مجازات را تحمّل می کند. لذا خداوند متعال سخنی از جبر نفرمود. از نظر فلسفی نیز تحقق جبر در عالم از محالات ذاتی است که از تحقق آن تناقض لازم می آید. گواه روشن ادّعای فوق آیه اخیر است که به وضوح نشان می دهد زمین و آسمان دارای اختیار بوده با رغبت فرمان خود را گردن نهاده اند.

۳. در حکمت متعالیه(مکتب فلسفی ملاصدرا ) نیز برای همه موجودات عالم مادّه وجود نفس اثبات شده است. همچنین در این مکتب بر باشعور بودن و مختار بودن همه موجودات عالم اقامه برهان شده است. عرفا نیز در این فکر با اصحاب حکمت متعالیه هم فکرند. جناب مولوی در مثنوی معنوی از زبان موجودات به ظاهر غیر زنده فرموده است:

«عالم افسرده ست و نام او جماد……………………… جامد افسرده بود اى اوستاد
باش تا خورشید حشر آید عیان ……………………….. تا ببینى جنبش جسم جهان‏
چون عصاى موسى اینجا مار شد …………………….. عقل را از ساکنان اخبار شد
پاره‏ى خاک ترا چون مرد ساخت ………………………. خاکها را جملگى شاید شناخت‏
مرده زین سویند وز آن سو زنده‏اند …………………… خامش اینجا و آن طرف گوینده‏اند
چون از آن سوشان فرستد سوى ما …………………. آن عصا گردد سوى ما اژدها
کوهها هم لحن داودى کند …………………………….. جوهر آهن به کف مومى بود
باد حمّال سلیمانى شود ……………………………… بحر با موسى سخن دانى شود
ماه با احمد اشارت بین شود …………………………. نار ابراهیم را نسرین شود
خاک قارون را چو مارى در کشد ………………………. استن حنانه آید در رشد
سنگ بر احمد سلامى مى‏کند ………………………. کوه یحیى را پیامى مى‏کند
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم ………………………. با شما نامحرمان ما خامشیم‏
چون شماسوى جمادى مى‏روید …………………….. محرم جان جمادان چون شوید
از جمادى عالم جانها روید ……………………………. غلغل اجزاى عالم بشنوید
فاش تسبیح جمادات آیدت …………………………… وسوسه‏ى تاویلها نربایدت‏
چون ندارد جان تو قندیلها ……………………………. بهر بینش کرده اى تاویلها»
(۶)

۱. ( اسراء: ۴۴).
۲. (الشورى:۵۳)
۳. ( النور:۴۱)
۴. ( آل‏عمران :۸۳)
۵. (فصلت :۱۱)
۶. (مثنوى‏معنوى، دفتر سوم، صفحه‏ى ۳۸۷)

منبع : پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.