چراغی را که ایزد بر فروزد هر آن‎کس پُف کند ریشش بسوزد

0 497

چراغی را که ایزد بر فروزد هر آن‎کس پُف کند ریشش بسوزد :یکی از واقعیاتی که امروزه با توجه به علوم روز نیز بیشتر برای مردم ملموس گشته این‌که اگر فردی دچار کمبود شخصیتی باشد و در خود احساس حقارت و پستی کند، نمی‌تواند به دیگران احترام بگذارد و از آن‌ها به طریق شایسته نام ببرد و یا محاسن و خوبی‌های ایشان را بیان نماید. از این‎رو همواره سعی می‌کند، با چشم‌پوشی از حقایق، واقعیات را انکار نموده و بزرگی دیگران را مخفی بدارد.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم‌چون خورشید تابانی است که بزرگی و تابناکی آن سراسر عالم و بلکه عوالم دیگر را نیز از وجود ذی جود خود نورانی کرده و تنها موجودی است که ایزد آن را به معراج برده و تا جایی اوج گرفت که حتی ملائکه مقرب الهی را نیز امکان حضور در آن مکان نبود. پیامبر اسلام تا جایی به خداوند نزدیک شد که به حد فاصل قاب یک قوس کمان تشبیه شده است. «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ؛ فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَىٰ.[نجم/۸و۹] سپس نزدیک آمد و نزدیک‌تر شد، تا [فاصله‌اش‌] به قدر [طول‌] دو [انتهاى‌] کمان یا نزدیک‌تر از آن شد.» و این مقام برای کسی حاصل نمی‌شود، مگر این‌که به بالاترین درجات و بزرگ‌منشی در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی رسیده باشد.

تعاریفی که ایزد در قرآن مجید از آخرین فرستاده خودش بیان فرموده نیز گویای این واقعیت است، که او گرچه از جنس بشر و آدمی‌زاد است، اما می‌توان گفت به حق، او برترین و با شرافت‌ترین مخلوق خداوند است، که خداوند او را الگوی سایرین قرار داده است. «کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ اُمَّهً وَسَطاً لِتَکونوا شُهَدآءِ عَلَی النّاسِ وَیَکونَ الرَّسولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً.[بقره/۱۴۳] و بدین‌گونه شما مسلمانان را امّتی میانه قرار دادیم، تا الگوی مردم دنیا باشید، همان طوری‌که پیامبر برای شما الگو و سرمشق است.» حال در این میان اگر کسی بخواهد با علم ناقص و اندک خود، بر آن اشرف مخلوقات خورده بگیرد، در واقع آبروی نداشته خود را برده و جز این نیست که به قول شاعر:

چراغی را که ایزد بر فروزد          هر آن‌کس پُف کند، ریشش بسوزد

مثال این بیت شعر و مصداق آن را می‌توان در شخصیت محمد بن عبدالوهاب جستجو کرد، که با عبارات سخیف و بی‌ارزش در پی پایین آوردن مقام و جایگاه والای رسول اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ علامه محمد جواد مغنیه به نقل از سید محسن امین در کتاب «کشف الارتیاب» گفته است: «در خلاصه الکلام آمده: محمد بن عبدالوهاب همواره درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گفت: او یک پست‌چی بود که آمد نامه‌اش را داد و رفت؛ به همین‌رو یکی از پیروان او می‌گفت: عصای من، بیش از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به‌کار می‌آید؛ چرا که عصای من برای کشتن ماری به کار می‌آید، اما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مرده، از بین رفته، سخنی نمی‌شنود که بخواهد نفعی به دیگران برساند.» [۱]

واقعاً گفتار چنین سخنانی را فقط می‌توان از یک انسان ناآگاه که هیچ شناختی از اسلام و قرآن ندارد، انتظار داشت؛ چگونه می‌شود خداوند اطاعت امر کسی را بر ما واجب کرده باشد، که هیچ‌گونه ارزش و اعتباری نداشته باشد و ارزش یک عصا و چوب خشکیده از آن بیشتر باشد؟!

پی‌نوشت:

[۱]. علامه محمد جواد مغنیه، هذه هی الوهابیه، ص۷۷، به نقل از کشف الارتیاب، ص۱۲۷

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.