چشم زخم در قرآن و روایات

0 419

چشم زخم در قرآن و روایات

ممکن است بعضی از اموری که در اطرافمان وجود دارد، در دید اولیه، جزو خرافات به نظر بیاید؛ ولی با تحقیق و مراجعه به آموزه‌های دینی، می‌توان به این نتیجه رسید که واقعیت خارجی دارند و خرافه نیستند. از طرفی اعتقاد به چشم زخم، از قدیم الایام، نه تنها در کشورمان، بلکه در سایر ملل نیز وجود داشته است؛ ولی همواره این سوال مطرح بوده است که آیا واقعاً چشم زخم حقیقت دارد یا نه؟ هر چند، چشم زخم و شوری چشم، از منظر روانشناسی، قابل مطالعه و بررسی است، ولی در این یادداشت، حقیقت چشم زخم در آموزه‌های دینی مورد بررسی قرار داده می‌شود. اینکه آیا اعتقاد به آن بر اساس آموزه‌های دینی صحیح است یا خیر؟!

ماهیت چشم زخم

«شوری چشم» یا «چشم زخم» عبارت است از آسیبی که تصور می‌شود از نگاه فرد بد خواه یا حتی ستایش‌گر به کسی یا چیزی می‌رسد. امّا اصطلاحات چشم زخم، در کلام عربی عبارتند از العین، الإصابه بالعین، العین اللّامه، عین الکمال، الأزلاق بالأبصار.

چشم زخم در قرآن کریم

در قرآن کریم، آیاتی وجود دارد که گفته شده می‌تواند بیانگر پدیده چشم زخم ‌باشند، که البته باید بررسی شوند؛ در آیه ۵۱ سوره قلم آمده است: «وَ اِن یَکادُ الَّذینَ کَفَرو لَیُزلِقونَکَ بِاَبصارِهِم لَما سَمِعوا الذِّکر…؛ و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند… »

علامه طباطبایی(رحمه‌الله‌علیه) در ذیل این آیه شریفه فرموده است: «مقصود از آن، چشم زدن است که خود نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیل عقلی بر نفی آن نداریم؛ بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق است».[۲]

شأن نزول آیه ۵۱ سوره قلم

جمعی از قریش، افرادی را که به حسد و بدچشمی شهرت داشتند اختیار کردند، تا به پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ضربه بزنند. شور چشمی این جماعت به صورتی بود که اگر یکی از آنان حیوانی را مشاهده می‌کرد و می‌گفت چه زیبا است و تا به حال نظیر آن را ندیده‌ام‌، حیوان فوری هلاک می‌شد. یا اینکه اگر آنان قصد کشتن فردی را داشته‌اند، سه روز چیزی نمی‌خوردند و بعد از آن به او نظر می‌انداختند که بر اثر چشم زخم آنان، فرد مورد نظر در جا می‌افتاد و می‌مُرد. این گروه به اصرار قریش، بر در مسجد پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمدند؛ در حالی که آن حضرت، در مسجد نشسته بود و قرآن تلاوت می‌کرد. این جماعت، خارج از مسجد ایستادند و در حالی که پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را مشاهده می‌کردند، می‌گفتند چه با فصاحت و بلاغت سخن می‌راند و چه زیبا و خوش‌سیرت است؛ هرگز مانند او  را در فصاحت و زیبایی کلام و چهره ندیده‌ایم. در این وضعیت، حضرت جبرئیل(علیه‌السلام) بر پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، آیه «وَ إن یَکاد» را نازل کرد و حضرت، آن را تلاوت کرد و از خطر محفوظ ماند.[۳]

بسیاری از مفسران قرآن کریم، بر مبنایِ قولِ مشهور در میان مفسران، «أزلاق بالأبصار» را دالّ بر چشم ‌زدن گرفته‌اند. امّّا نباید غافل شد که «أزلاق» در لغت به معنای چشم ‌زخم نیست؛ بلکه به معنای «لغزاندن» است.[۴] و اگر واژه «أزلاق بالأبصار»، کنایه راجع به چشم ‌زخم دانسته شود، أولی این است که منظور از آن، ترساندن حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد. همچنانکه این کاربرد از کلام رایج بوده است. پس «أزلاق بالأبصار» یعنی «با نظر عداوت و با بغض و انکار یا با بدخواهی و به تندی و تیزی در کسی نگریستن».[۵]

البته تکمیل این آیه با عبارت «وَ یَقُولُونَ إنَّهُ لَمَجنُون» نیز قابل تأمل است؛ به طوری که با چشم ‌زخم مناسبتی ندارد؛ بنابراین، به نظر نمی‌رسد که این آیه، مفیدِ تأیید یا ابداع چیزی در مورد چشم ‌زخم باشد.[۶]

امّا آیه بعدی که برای چشم زخم عنوان شده، آیه ۶۷ سوره یوسف(علیه‌السلام) است؛ هنگامی که برادران حضرت یوسف(علیه‌السلام) بعد از جلب موافقت پدر، برادر کوچک را با خود همراه کردند و برای دومین بار آماده حرکت به سوی مصر شدند، در اینجا پدر نصیحت و سفارشی به آنها کرد و گفت: «یا بُنیَّ لاتَدخُلوا من بابٍ واحدٍ وَ ادْخُلوا مِن أبوابٍ مُتَفَرّقه؛ فرزندانم! هنگام ورود به شهر، شما از یک دروازه وارد نشوید؛ بلکه از دروازه‌های مختلف وارد شهر شوید».[۷]

عدّه‌ای از مفسران اعتقاد دارند که علّت این دستور آن بود که از آنجایی که برداران یوسف(علیه‌السلام) از جمال و زیبایی برخوردار بودند و قامت‌های رشید داشتند، پدر نگران بود که مورد چشم زخم قرار گیرند.[۸]

امّا در این آیه شریفه نیز دلالتی بر چشم ‌زخم ظاهر نیست و برای این توصیه، احتمالات دیگری نیز در تفاسیر مطرح شده است؛ از جمله حسد ‌بردن مردمان بر ایشان و نیز ترس از اینکه حکومت، با مشاهده قوّت و اتّحاد ایشان، آسیبی به آنان وارد سازد.[۹]

علامه طباطبایی(رحمهالله‌علیه) در تفسیر المیزان در ذیل آیه ۵ سوره فلق «وَ مِن شَرِّ حاسدٍ إذا حَسَد» می‌نویسد: «برخی از مفسران گفته‌اند این آیه همچنین شامل چشم زدن افراد چشم زخم نیز می‌شود؛ چون شوری چشم، ناشی از نوعی حسادت درونی است. فرد حسود وقتی چیزی را ببیند که در نظرش بسیار شگفت آور و بسیار زیبا باشد، حسدش تحریک شده، با همان نگاه، زهر خود را می‌ریزد».[۱۰]

با این حال، بسیاری از مفسران بر اساس منابعِ فکری خود و روش تفسیری معمول، هرگز در این آیه نیز اجماع پیدا نکرد‌ه‌اند. بنابراین با وجود تفاسیر مختلف از این آیات، نمی‌توان به ضرس قاطع، حقیقت چشم زخم را در قرآن کریم ثابت کرد؛ لذا باید برای اثبات آن به دیگر منابع، یعنی روایات رجوع کرد.

چشم زخم در روایات و سنّت

روایات اهل بیت(علیهم‌السلام) و همچنین سنّت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سند و مدرک قابل اعتماد بر حقیقت داشتن شوری چشم است. علامه مجلسی(رحمهالله‌علیه) پس از نقل روایات و کلمات علما و حکما در مورد این موضوع چنین نتیجه می‌گیرد: «انکار موضوع چشم زخم به طور کلی به سبب شواهد عینی آیاتی از قرآن و روایات ممکن نیست».[۱۱] (هر چند از منظر آیات قرآن، حقیقت چشم زخم ثابت نشد)

امّا از جمله روایاتی که دال بر چشم زخم هستند، عبارتند از:

از پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است که حضرت فرمود: «چشم زخم انسان(صحیح و سالم) را داخل قبر می‌کند و شتر را به دیگ می‌فرستد».[۱۲]

از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) نقل شده  است: «لَو کانَ شَیءٌ یَسبِقُ القَدَرَ لَسَبَقَهُ العَین؛ اگر چیزی باشد [با تعبیر «لَوْ»] که بتواند بر قضا و قدر سبقت بگیرد، آن چیز چشم ‌زخم است».[۱۳]

(البته باید توجه داشت که از دیدگاه دینی و اسلامی، در ورای چشم ‌زخم، خداوند قادر متعال قرار دارد؛ یعنی آنچه در واقع تأثیر گذار است، قدرت الهی است، نه اینکه اینگونه عوامل، معارض قدرت مطلق الهی باشند)

همچنین در روایت دیگری آمده است که روزی جبرئیل(علیه‌السلام) بر پیامبر خدا(صلی‌الله‌‌‌علیه‌و‌آله) نازل شد و حضرت را اندوهگین مشاهده کرد؛ وقتی علت را سؤال کرد، پیامبر خدا(صلی‌‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «ناراحتی‌ام به دلیل آن است که امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) را چشم زدند. جبرئیل(علیه‌السلام) عرض کرد: «ای محمد! چشم زخم واقعیت دارد؛ پس آنها را با این جملات تعویذ بفرما».[۱۴]
عجیب‌تر آنکه صفوان جمّال از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) نقل کرده که حضرت فرمود: «اگر قبرستان‌ها شناخته شوند و حقایق آشکار گردد، خواهید دید که اکثر مردگان با چشم زخم از بین رفته‌اند؛ زیرا که چشم زخم حقیقت دارد».[۱۵]

بنابراین، چشم زخم بر اساس روایات و سنّت، یکی از واقعیات تلخ زندگی است که می‌تواند به صورت روزمره و مداوم اتفاق بیفتد. امام علی(علیه‌السلام) در این باره فرموده است: «العِینُ الحَقّ؛ چشم زخم حق است».[۱۶]

ولی چه بسا بسیاری از افراد، چشم زخم را امری واهی و خرافی بپندارند و از توجه به آن و راه‌های پیشگیری از آن غفلت کنند. به نظر می‌رسد که شوری چشم یا همان چشم زخم، یک پدیده روحی و نفسانی است که در افراد شور چشم وجود دارد؛ به طوری که در نظرشان آن موضوع جالب یا عجیب جلوه می‌کند. آن نیروی نفسانی، اثری تخریب کننده از خود به جای می‌گذارد و به گفته خود این افراد، هرگاه چیزی در نظرشان زیبا و حیرت انگیز جلوه کند، گویا موجی از چشم‌هایشان‌ ساطع می‌شود و برای آن چیز یا صاحب آن، بلایی به وجود می‌آید.

اعتقادات خرافی در مورد شوری چشم

برخی برای درمان و دفع چشم زخم، نسخه‌هایی پیچیده‌اند که هیچ سند و مدرک معتبر و دلیل معتبری نداشته و مورد تایید عقل و وجدان نیز نیستند؛ مانند دود کردن اسپند، آویزان کردن اسپندهای به هم پیوسته بر سَردَر خانه و گذاشتن نمک در اتومبیل‌ها و ساختمان‌ها که شوری چشمشان با شوری نمک از بین برود! شکستن تخم مرغ و نام بردن افرادی که احتمال می‌دهند چشم زده باشند، گذاشتن تخم مرغ زیر چرخ‌های اتومبیل برای دفع چشم زخم و…!

همگی این امور ساختگی که سند و مدرک معتبری ندارند، اثری در دفع شوری چشم، نداشته و گاه می‌تواند آثار سوئی همچون تهمت زدن به دیگران و به وجود آمدن اختلافات و بیهوده پول صرف کردن را نیز به دنبال داشته باشد. لذا نباید به بهانه واقعیت داشتن چشم زخم، اطرافیان و دیگران را متّهم کرد و زندگی را بر خود و نزدیکان با اعمال و آداب شاقّ، سخت گرفت.

بنابراین، شوری چشم بدین معنی نیست که همگی مردم چشمان شوری داشته باشند؛ بلکه در یک شهر یا روستا امکان دارد یک یا چند نفر چنین ویژگی را داشته باشد، امّا اینکه چه چشمی، دارای شوری چشم است و چه چشمی این‌گونه نیست، هنوز ضابطه‌ و قانون خاصی تعریف نشده است؛ ولی معمولاً افرادی که چشمان نافذی دارند، به شوری چشم متهم می‌شوند.

————————————-
پی‌نوشت‌ها:
[۱]. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۱۹، ص ۶۴۸
[۲]. طبری، جامع، ذیل آیه۵۱/ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل همین آیه/ طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل همین آیه
[۳]. لغت نامه دهخدا
[۴]. همان
[۵]. معرفت، محمد هادی، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، ج۱، ص۲۳۰ـ۲۳۱
[۶]. سوره یوسف (۱۲)، آیه ۶۷
[۷]. طبری، جامع، ذیل آیه/ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه/ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع‌البیان، ذیل آیه/ فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ذیل آیه
[۸]. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه/ فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ذیل آیه/ مجلسی، بحار‌الأنوار، ج۶۰، ص۶ و ج۶۰، ص ۸۹
[۹]. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۲۰، ص ۶۸۲
[۱۰]. همان، ج۱۹، ص ۴۲
[۱۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۶۳، ص۲۶، ح ۲۵ / ترجمه المیزان، ج ۱۹، ص ۶۵۱
[۱۲]. همان، ح ۲۷
[۱۳]. همان، ج ۹۵، ص۱۳۲، ح ۱۲، جملات تعویذ در آنجا نقل شده است
[۱۴]. همان، ج ۹۵، ص ۱۲۷، ح ۷
[۱۵]. نهج البلاغه، قصار ۴۰۶

منبع: برگرفته از خبرگزاری رسا

معوذتین

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.