تفاوت های تکاثر و کوثر چیست؟

0 348

تفاوت های تکاثر و کوثر چیست؟

« کوثر » و « تکاثر » نام دو سورهٔ قرآن‌اند و از واژهٔ «کثرت» (فزونی) گرفته شده‌اند. کلمهٔ «کوثر» فقط یک بار در قرآن کریم آمده است ولی واژهٔ «تکاثر» دوبار بکار رفته است.(۱)

کوثر به معنی شیئی خوب و پسندیده و خیر فراوان(۲) که شأنش کثرت و فزونی باشد و چیزی از آن افزون نباشد و سعادت دنیا و آخرت را در برداشته، اطلاق شده است. و آن جلوه‌ای از ذات حق و خیرخواه مطلق است و از او سر منشأ گرفته است.

فخررازی در تبیین معنی واژهٔ کوثر می‌گوید:
معنای خیر کثیر( کوثر ) را هنگامی می‌توان بهتر یافت که آن را با«متاع قلیل» که وصف دنیا است مقابل هم قرار دهیم.(۳)
همهٔ جهان به همراه تمام نعمت هایش «متاع قلیل» است و در برابر آن هدیهٔ خدا خیر کثیر است. از اینجا معلوم می‌شود «کوثر» متاع دنیوی نیست و الاخیر کثیر نبود، بلکه مشمول آن صفت«قلیل» می‌شد و متاع دنیا که تکاثر طلبان به دنبال آن دوان هستند به وصف «قلیل» موصوف شده است و چون قلیل است نزاع انگیز است و هر چه که تزاحم بر می‌دارد و موجب رقابت و نزاع می‌شود از جنس دنیایی است که تکاثر طلبان جهنمی بر سرآن به تخاصم بر می‌خیزند:ان ذلک لحق تخاصم اهل النار (۴)
ولی کوثر خیر فراوان، و سراسر نعمت است. هر کس به اندازهٔ ظرفیتش از آن بهره‌مند می‌شود و هیچ‌گونه نزاع، اختلاف و جدالی بر سر آن وجود ندارد.

در روایات مصداق‌ها و مظاهر گوناگونی برای آن ذکر شده است، توحید و تجلی تام اسم جامع الهی(۵)، نبوت، قرآن، مقام محمود، نور قلب پیامبر(ص)، سخاوت(۶)، علم و حکمت، گنج مخفی خضر(۷)، نهری در بهشت(۸)، و اولاد رسول خدا(ص) بالاخص صدیقهٔ طاهره حضرت فاطمه(س)(۹). همهٔ این موارد، نمودی از خیر کثیر و حلقهٔ اتصال محبّ و محبوب(۱۰)، خدا و پیامبرش می‌باشند و به چشمهٔ همیشه جوشان می‌مانند که از اقیانوس بی‌کران جداشده و به سوی او روانند.زیرا هر خیری از خداست و به او منتهی می‌شود پس اتصال به حق، کوثر و خیر کثیری است که هدیهٔ خدا به پیامبرش وهمهٔ رهروان او می‌باشد.(۱۱)، سرّ این که نفرمود ما به تو خیر مطلق دادیم، بلکه فرمود ما خیر کثیر به تو عطا فرمودیم، این است که ملاک خیر بودن هر چیزی کمال داشتن آن است و چون خدا همهٔ کمالات را داراست پس خیر مطلق و علی الاطلاق اوست.

اما واژهٔ تکاثر مصدر باب تفاعل است و در چند معنا به کار رفته است:تفاخر و سرگرمی از روی جهل و غفلت؛ و زیاده‌طلبی و کثرت خواهی(۱۲)در اعتقادات، اموال، اولاد(۱۳)، نفرات، مقام، اعمال و هر آنچه به دنیا و لذت‌ها و شهوات دنیایی ارتباط پیدا می‌کند،(۱۴)کثراتی که امور قلیل و اندک(۱۵) یا مرهوم‌اند و توجه به آن خطای حضرت آدم(ع) بود(۱۶)و شجرهٔ ممنوعه‌ای است زوال پذیر که لیاقت دلبستن را ندارد و سرگرم کنندهٔ انسان‌های غافل در بهترین و آخرین مرحلهٔ زندگی آنان می‌باشد.

اعلموا انّما الحیوه الدنیا لعب و لهو وزینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفّار نباته ثّم یهیج فترئه مصفّرا ثّم یکون حطاما و فی الاخره عذاب شدید و مغفره من اللّه و رضوان و ماالحیوه الدنیا الاّمتاع الغرور.(حدید،۵۷/۲۰)
بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی، و تجمل پرستی و تفاخر در میان شما و افزون طلبی در اموال وفرزندان است همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو برد سپس خشک می‌شود به گونه‌ای که آن را زرد رنگ می‌بینی، سپس تبدیل به کاه می‌شود و در آخرت عذاب شدید (برای دنیا طلبان) است و مغفرت و رضای الهی، (برای متدینان) زندگی دنیا چیزی جز متاع غرور نیست.

 

منابع:
۱. سورهٔ تکاثر، و سورهٔ حدید/۲۰ .
۲. ابن عاشور، التحریر و التنویر، ۳/۵۷۳.
۳. تفسیر کبیر،۷/۷۲.
۴. فخررازی، تفسیر کبیر،۳۲/۱۲۴.
۵. تفسیر کبیر، ۳۲/۱۲۶.
۶. راغب اصفهانی، المفردات/۴۴۳.
۷. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ۱۲/۵۱۶.
۸. علامهٔ طباطبایی می‌فرماید: بالغ بر ۲۶قول در تفسیر کوثر مفسّران ذکر کرده‌اند.المیزان/۳۵۰.
۹. همان/۳۷۰.
۱۰. سید قطب، فی ظلال القرآن/۳۹۸۸.
۱۱. ذیل آیهٔ«عینا یشرب بها عباداللّه و یفجّرونها تفیجیرا»، چشمهٔ شراب طهور چنان در اختیار ابرار و عباداللّه است که هر جا اراده کند از همانجا سربر می‌آورد، حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده که در توصیف آن فرمود:«هی عین من دارالنبی(ص)، تفجر الی دور الانبیاء و المؤمنین» این چشمه‌ای است که در خانهٔ پیامبر اسلام(ص) است و از آنجا به خانهٔ سایر انبیا و مؤمنان جاری می‌شود. آلوسی، روح المعانی، ۲۹/۱۵۵.
۱۲. پلورالیسم مکتبی که اصل و مبنای خود را بر تعهد و تکثر گرایی می‌داند و در مقابل مونیسم monism وحدت طلبی است و خود به زیر مجموعه‌های تکثیرگرایی سیاسی، اخلاقی، فرهنگی، دینی و … دسته بندی می‌شود.
۱۳. المیزان، ۲۰/۳۵۰.
۱۴. بحارالانوار، ۷۷/۲۳ و تفسیر کبیر، ۳۲/۷۶.
۱۵. تفسیر کبیر، ۳۲/۷۳ و فی ظلال القرآن، ۶/۳۹۸۸.
۱۶. امام خمینی(ره)، شرح حدیث جنود عقل و جهل/۴۲.

منبع: پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.