آیا قاتل حضرت علی علیه السلام ایرانی است؟!

0 711

آیا قاتل حضرت علی علیه السلام ایرانی است؟!

با گسترش فضای مجازی، میدان دروغ‌پردازی‌ها و شبهه‌افکنی و شایعات نیز بسیار فراخ گشته

به‌طوری که حتی مسجل‌ترین مسائل تاریخی را به راحتی انکار کرده و چیز دیگری را جایگزین آن می‌کنند.

یکی از شایعات بی اساسی که این روزها در فضای مجازی، به طور گسترده به آن دامن زده شد

شایعه ایرانی بودن قاتل حضرت علی (علیه‌السلام) است که می‌گویند:

شخصی به نام بهمن جازویه که توسط سپاه اعراب اسیر شده بود برای انتقام‌گیری خون ایرانیان از اعراب، خلیفه آنان را کشت.

اولین کسی که در میان ایرانیان به این شایعه دامن زد و این شایعه را ساخت فردی به نام «فتح الله منوچهری» با نام مستعار «فرود فولادوند» است.[۱]

۱- هیچ مدرکی از ابن ملجم بودنِ بهمن جاذویه در آن منابعی که منوچهری بدان استناد کرده وجود ندارد

منوچهری با استناد به کتاب واقدی، چنین چیزی را که “ابن ملجم بهمن جاذویه است” گفته است.[۲]

و این در حالی است که تنها کتاب از واقدی که در دست مانده است همان کتاب “المغازی” است

که اصلاً نه به جنگ های مسلمانان با ایرانیان پرداخته و نه به زمان خلافت حضرت علی(علیه‌السلام)؛

بلکه تنها به زندگانی و سرایا و غزوات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرداخته است.

جالب اینکه، وقتی از بهرام مشیریِ ضد دین، در مورد ابن ملجم بودنِ بهمن جازویه در کتاب واقدی، سوال می‌پرسند

او بر خلاف معمول از روی انصاف قضاوت و این حرف را رد کرده و گفته است: «من در کتاب واقدی این را نخوانده ام».[۳]

۲- ادعای منوچهری بر صنعتگر بودن بهمن جازویه کذب محض است

منوچهری در سایت مربوطه‌ی خود به نام «رادیو تندر» اظهار کرده که بهمن جاذویه فردی صنعتگر و هنرمند بود که در جنگ اسیر و به بیگاری گرفته شد؛

در حالی‌که ما در گزارش‌های تاریخی می‌خوانیم:

«بهمن جاذویه [که جاذویه به معنی جادوگر و بیانگر زبردستی او در جنگ است]

فرماندهی بسیار قوی و نیرومند بود طوری که او را شدیدترین فرد از ایرانیان بر علیه سپاه عرب دانستند و به خاطر کهولت سن،

ابروی‌های بلندی داشت طوری که برای کور نشدن دیدش، آنها را با دستمالی می‌بست از این ‌رو در میان اعراب به “ذوالحاجب” [دارای ابروهای بلند] معروف بود».[۴]

او از فرماندهان ساسانی بود و تنها فرماندهی بود که توانست در یک نبرد آنهم نبرد قس النّاطف[۵] اعراب را شکست دهد.

مرحوم حالت در حاشیه ترجمه خود بر الکامل می‌نویسد:

«میان سران سپاه، یک سالار بود که او طعم پیروزى را چشیده بود و او بهمن جاذویه است که نزد اعراب به ذو الحاجب [ابرو بند] معروف بود.

حقا که باید او فرمانده سپاه ایران باشد و رستم مطلقا در آن سپاه [ایران] نباشد زیرا [که رستم] ضعف نفس و تردید و جبن و تأخیر جنگ، و دلیر و گستاخ کردن اعراب را به‌کار برد.

بهمن جاذویه هر چند که در آن جنگ کشته شد ولى اگر فرمانده کل سپاه مى‏‌بود….

شاید هیبت و شهرت و عظمت او باعث پیروزى مى‏‌گردید زیرا پرسیده شده بود که کدام شخص نزد اعراب جسور و مهیب ‌می‌باشد گفته شد او.[۶]

این بود شرح حال مختصری از بهمن جاذویه که از کتب تاریخی استخراج کردیم.

ما از گزاره‌های فوق می‌فهمیم که او به جای اینکه هنرمند و صنعت‌گر باشد، یک فرمانده لایق و خبره بود

و اینکه او در نبرد قادسیه[سال۱۵ه] یا جنگ نهاوند [سال۲۱ه] کشته شد

وهرگز اسیر نشد چه برسد به اینکه به بیگاری گرفته شود و حضرت علی(علیه‌السلام) را در سال ۴۰ هجری شهید کند.

وقتی منوچهری که از یک طرف بهمن را فرمانده کل سپاه ایران در جنگ با اعراب می‌داند و از طرفی وی را صنعتگر می‌شمارد در واقع سخن خویش را نقض می‌کند

زیرا با اندک اطلاع تاریخی می‌توان پی برد که در نظام طبقاتی ساسانی، جنگاوران جزو طبقه دوم نظام طبقاتی هستند

و صنعتگران همچون کشاورزان و بازرگانان در طبقه چهارم نظام طبقاتی قرار داشته و جزو توده مردم به حساب می‌آمدند.

در نظام طبقاتی ساسانی احدی از طبقه پایین، نمی‌توانست به طبقه فراتر برود.

پس چگونه می‌شود که بهمن جازویه هم صنعتگر باشد و هم یک فرمانده عالی سپاه ایران؟!!!

این هرگز امکان پذیر نیست.

اگر خوش بینانه و با تساهل‌نگری، بگوییم که منوچهری قصد دروغ‌گویی نداشته پس این سخن وی از ضعف اطلاعات تاریخی او حکایت دارد

که نشان می‌دهد او آگاهی چندانی از تاریخ ندارد. و کسی که تاریخ‌دان نیست حق اظهار نظر در مسائل تاریخی را ندارد.

این در حالیست که طرفداران وی پیشوند «استاد» را به او می‌دهند؛ استاد چه؟! استاد تاریخ؟!

او که حتی از پائین‌ترین سطح اطلاعات تاریخی هم برخوردار نیست!

یک بازیگر و کارگردان دست چندمی کجا و تحلیل دقیق تاریخ کجا؟!

حتی کسی که به ادبیات عرب وارد باشد می‌بیند که وی در درست خواندن عبارات عربی نیز ضعف فراوانی دارد

و در موارد بسیاری وزن افعال و نیز اعراب کلمات را اشتباه می‌خواند و اشتباه معنا می‌کند.

۳- انگیزه ابن ملجم از ترور در منابع، مشخص شده است:

منابع بسیاری از اهل سنت و شیعه، انگیزه ابن ملجم از ترور امیرالمومنین(علیه‌السلام) را همان تبعیت از افکار خوارج و نیز انتقام خون آنان معرفی کردند

و هیچ منبعی انگیزه او از ترور حضرت را افکار ناسیونالیستی و وطن‌خواهی و انتقام از خون عجم، بیان نکرده است.

او در اواخر عمرش و هنگام قتل حضرت علی(علیه‌السلام)، هیچ حرفی که نشان از وطن‌خواهی ایرانی باشد بیان نکرده ‌است

بلکه سخنانش حاوی همان افکار خوارج است؛ چنانکه در هنگام ترور گفت:

«الحکم للَّه لا لک یا علیّ و لا لأصحابک!»[۷] حال که اگر او ایرانی بود باید هنگام ترور حضرت، می‌گفت: “برای ایران!” یا امثال این.

۴- خیال‌پردازی در تغییر نام بهمن جازویه به ابن ملجم

قصّه‌نویس ما در بخشی از سخنانش[۸] می‌نویسد:

«چـون در گـذشته بسیاری از اعــراب چنـد پـدری و یـا پـدر مـشخـصی نـداشـتند، آنها را بـه شغل و پـیشه‌ای‌که داشـتنـد، لقب مـی دادنـد.

مانـنـد عـمـر ابن خـطاب [عمـر پسـر خطاب]».

منوچهری از فرط بی‌سوادی و خیال‌پردازی، اینچنین فکر کرده که “خطاب” [نام پدر عمر] بر شغل دلالت دارد

و او خطبه‌گو بوده است در حالیکه نمی داند “خطاب” اسم خاص است.

منوچهری بعد از این سخنش یادی از پدر بهمن جاذویه می‌کند و می‌گوید:

«[اعراب پس از اسارت بهمن، از وی] نـام و شـغل پـدر او را می‌پـرسـند: تـلفـظ نـام پـدرش نـیـز بـرای اعــراب تازی ساده نـبود»؛

اما منوچهری اسم پدر بهمن را نمی‌برد. گویا قوّه تخیّلش اینجا خوب کار نکرده است.

در ادامه می‌گوید:

«[بهمن] گفت: پـدر مـن افسار‌گـیـر بـوده (یعنی فـردی که افسار اسب پـادشاهـان و فــرمانـدهان بلنـد پایـه را در هنگام جنـگ و کارزار نـگاه مـی‌داشتـه).

افسارگـیر بـه عــربی می‌شـود «مـلـجـم».

و ایـن ساده‌تـرین نـامی بـود که اعـراب تازی تـواستند روی بـهمـن جـازویـه بـگـذارنـد و از آن پس او را «ابـن مـلجـم» (پـسر افسارگـیر) نامـیدنـد».

اولا:

از کجا دانست که اسم پدر بهمن چیست که تا بداند تلفظش برای عرب سخت بود؟!

ثانیا:

از کجا می‌گوید شغل پدر بهمن، گرفتن افسار پادشاهان و امرا بود؟!

ثالثا:

کدام لغوی  گفته که صاحب چنین شغلی را «ملجم» می‌نامند؟![۹]

او از فرط بی‌سوادی نمی‌داند که «مُلجِم» به معنای لگام زننده بر دهان حیوان، و «مُلجَم» به معنای لگام خورده، می‌باشد.

«مُلجَّم» نیز به معنای موضع افسار و لگام است.

او در جایی از سخنش می‌گوید:

«اصولا در جهان عرب (حتی مصر و سوریه) از زمانی که نام خانوادگی رواج پیدا کرده است، خانواده‌ای به نام «ملجم» موجود نیست که بهمن جازویه “ابن” او باشد».

اما کتاب لسان العرب را بنگرید که ابن منظور مصری(م۷۱۱) می‌گوید:

«مُلجَم اسم رجل».[۱۰]

ابن منظوری که خودش مصری است _ و کسانی مانند تقی الدین سبکی و شمس الدین ذهبی از عالمان برزگ اهل سنت شاگرد وی بوده و از او روایت می‌کردند _ می‌گوید:

کلمه «مُلجَم» اسم خاص برای مرد نیز هست.

رابعا:

منوچهری از کجا می‌تواند ثابت ‌کند که بهمن جازویه اسمش به ابن ملجم تغییر کرده؟!!

در هیچکدام از منابعی که او ذکر می‌کند چنین چیزی یافت نمی‌شود.

شکی نیست که همه‌ی اینها از بافته‌های خیال منوچهری است و هیچ حقیقت ندارد بلکه کذب محضی است

که با آن دروغ‌ها می‌خواهد ذهن جوانان این مرز و بوم را مشوش و منحرف سازد و ترور حضرت علی(علیه‌السلام) را یک وطن‌پرستی ایرانی جلوه دهد

و با استفاده از حس ملی‌گرایی ایرانیان، آنان را از مسیر تشیع و اسلام خارج کرده و دشمن اسلام سازد.

شایعه وهابیت در مورد ایرانی بودن ابن ملجم

شایعه ایرانی بودن ابن ملجم از دو طرف ایرانی و عربی به آن دامن زده شد.

اما در میان اعراب نیز افرادی یافت می‌شوند که این دروغ کذائی را علم می‌کنند.

شیخ خالد الحربی، از شیوخ مطرح وهابیت در عربستان سعودی در اظهاراتی تعجب برانگیز در توئیتر خود مدعی شد

که محل قبر ابن ملجم مرادی قاتل حضرت علی(علیه‌السلام) مکانی مقدس در شمال تهران است.[۱۱]

اما مکان واقعی قبر ابن ملجم

درباره ی مکان و جایگاه قرار گرفتن قبر ابن ملجم، ابن بطوطه، سیاح معروف می‌نویسد:

«هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم

و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند:

این جا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی(علیه‌السلام) است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می‌کنند

و به مدت ۷ روز آن‌ها را در این مکان می‌سوزانند».[۱۲]

حال، این شیخ وهابی از خود نپرسیده است که چگونه می‌شود ابن ملجمی که در کوفه قصاص شده را در تهران دفن کنند؟!

اصلا ابن ملجم را چه نسبتی با تهران که در تهران دفن شود؟!!

هدف وهابیت نیز از این شایعه‌پراکنی، جلوه دادن قتل خلیفه چهارم به دست ایرانیان و ایجاد نفرت از ایرانیان شیعه

در میان اعراب است تا از این طریق اهداف سیاسی خویش را پیش بگیرند. قاتل

_____________________________

پی‌نوشت:

[۱]. کلیپ تصویری صحبتهای منوچهری؛/ و رادیو تندر.

[۲]. همان. قاتل

[۳]. کلیپ تصویری سخن بهرام مشیری.

[۴]. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۲، ص۴۳۸

[۵]. همان، ج۲، ص۴۳۸-۴۴. قاتل

[۶]. الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عبّاس خلیلی، ج۸، صص ۲۷۶-۲۸۰

[۷]. المنتظم فی تاریخ الملوک والأمم، ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد ابن الجوزی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا،

بیروت، دارالکتب العلمیه ج۵، وقایع سال ۴۰ هجری، ص۱۷۵؛/ و تاریخ الامم والملوک، ابى جعفر محمد بن جریر طبری، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج۴، ص۱۱۲؛/

و الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، بیروت،  دار الصادر، ۱۳۸۵ق- ۱۹۶۵م‌، ج۳، ص۳۹۰؛/ و الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه،

محمد بن علی بن طباطبا معروف به ابن طقطقا، بیروت، دارالصادر، ص۱۰۰؛/ و الإمامه و السیاسه،ابن قتیبه دینوری، ج‏۱، ص۱۸۰؛/

وتاریخ ابن خلدون، ج۲، صص۶۴۶-۶۴۷+؛/ و کشف الغمه، ج۱، ص۴۳۰-۴۳۳

[۸]. رادیو تندر.

[۹]. در هیچ یک از کتب لغت معروف زبان عرب، ملجم با صیغه اسم مفعول و اسم فاعل باب افعال به این معنا نیامده؛ بلکه اصلا ماده لجم در هیچ بابی به چنین معنایی نمی‌آید. قاتل

[۱۰]. لسان العرب، جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور مصری(م۷۱۱)، قم، نشر ادب الحوزه، ۱۳۶۵هـ.ش-۱۴۰۵هـ.ق، ج۱۲، ماده لجم، ص۵۳۵.

[۱۱]. لینک تصویر توئیت؛/ و لینک خبر

[۱۲]. ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحله ابن بطوطه، تحفه النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار، ریاض، اکادیمیه المملکه المغربیه. ج ۱، ص۱۶۷.

قاتل شهادت

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.