چگونه ممکن است انسان مقدرات و سرنوشت خود را به دست استخاره بسپارد و با تفال به قرآن و یا دانه هاى تسبیح تکلیف خود را تعیین کند ؟

0 31

اولا : اسـتـخـاره در لـغـت بـه معنى طلب خیر از خداوند کردن است خداوندى که جهان آفـریـنـش در قبضه قدرت اوست , آفریدگارى که سرنوشت تمام موجودات جهان از اوسرچشمه مى گیرد و مى تواند بنده خود را به نیکیهاى رهبرى نماید . مـعـنـى ایـن نوع استخاره این است : هنگامى که انسان مى خواهد کارى را انجام دهد لازم است با نهایت دقت و توجه , تمام مقدمات کار را تا آنجا که ممکن است فراهم سازدو از آنچه موجب ضرر و زیان است بپرهیزد , سپس از صمیم قلب از خداوند بخواهد اورا در این راه موفق کند و نفع و خیر نصیب او سازد . خـلاصـه این که , وقتى انسان دست به یک کار بزرگ مى زند و سرانجام کار روشن نیست , پس از انـجـام کـارهاى لازم که در پیشرفت او دخالت دارد , باید در این حال خدا را بخواند و از او بطلبد که وى را در این کار از هر نظر پیروز گرداند و او را در رسیدن به مقصود رهنمون گردد . این همان استخاره به معنى طلب خیر از خدا کردن است که روایات صحیح و معتبرى دارد . این نوع استخاره نه احتیاج به قرآن دارد و نه تسبیح , بلکه یک توجه باطنى است که انسان مى تواند هر روز دهها مرتبه آن را انجام دهد . در روایات مى خوانیم : ما استخاراللّه عبد مومن الا خاراللّه له هیچ بنده باایمانى از خداوند طلب خیر نکرد , مگر این که خداوند خیر را براى او فراهم ساخت . نـتـیـجـه این گونه استخاره این نیست که انسان تردید خود را به وسیله استخاره رفع کند , بلکه غـرض از آن ایـن اسـت کـه پـس از انـجام تدابیر صحیح , از خداوند خیر ونفع بخواهد و ناگفته پـیـداسـت هـیـچ موحدى نمى تواند تاثیر خواست و کمک خداوند را درهیچ امرى انکار کند و در وسعت قدرت او شک و تردید نماید . ایـن تـوجـه , به انسان با ایمان نیرو و توان مى بخشد که در برابر مشکلات کارها ایستادگى کند و باتکیه کردن به نیروى لایزال الهى پیش رود . ثـانیا : درباره استخاره هایى که امروز مرسوم است هرگز مطلب آن طور نیست که درسوال تصور شـده اسـت – انـسـان مـقدرات خود را به دست تسبیح بسپارد – بلکه لازم است پیش از استخاره جهات زیر در نظر گرفته شود . ۱ – استمداد از عقل و فکر : خداوند بر بندگان منت گذارده و آنها را به نیروى عقل مجهز ساخته است ۰ عقل مى تواند در بسیارى از موارد سر انجام کار را از نظرسود و زیان روشن سازد و تشخیص دهد کدام یک از انجام و ترک , مصلحت است , در این موارد هرگز استخاره به تسبیح و قرآن مورد نـدارد ۲۰ – مشورت با افراد مطلع : اسلام بقدرى به مسئله مشورت اهمیت داده که آن را ازعلائم ایمان دانسته است . قرآن مجید مى فرماید : و امرهم شورى بینهم وکارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست (۱) و نـیز خداوند به پیامبر خوددستور مى دهد که در کارهاى مهم با یاران خود مشورت کند : و شـاورهـم فى الامر با آنان مشورت کن (۲) در این صورت هرگاه نظر قاطعى از افراد با تجربه درکارى ابراز گردید , دیگر موردى براى استخاره باقى نمى ماند . اما در صورتى که ابهام کار از طریق عقل خود انسان و از راه مشورت گشوده نشد ومطلب ابهام و پیچیدگى پیدا کرد , در این موقع انسان در حالت تحیر و تردیدفرو مى رود و یک حال بلاتکلیفى , توام با ناراحتى براى او پدید مى آید . نخستین فایده استخاره با قرآن یا تسبیح در این موقع این است که آن حالت تحیر رااز بین مى برد و انسان را از تردید و دو دلى رنج دهنده اى راحت مى کند . دیـگـر این که , معناى استخاره در این هنگام این است که از خداوند مى خواهد خیر و صلاح او رااز این راه نشان دهد . اکـنـون کـه بـنده اش تمام درها را به روى خود بسته دیده است از صمیم قلب و با خلوص تمام از پروردگار خود مى خواهد او را از این راه به آنچه صلاح در آن است – اعم از فعل و ترک – راهنمایى بفرماید . مسلما توجه به خدا توام با خلوص نیت در این حالت موثر است . چـه مـانعى دارد که خداوند از این راه خیر و صلاح او را نشان دهد ؟فرض کنیم این شخص متحیر اسـتـخاره نکند آیا مى تواند خود را از یکى از فعل و ترک باز دارد ؟ بطور مسلم نه , بالاخره در این موقع یا آن کار مورد نظر را انجام مى دهد , یا انجام نمى دهد . چـه بـهـتـر کـه در ایـن حالت , در انتخاب یکى از دو طرف ,توجهى قلبى به خدا پیدا کند و از او بخواهد که آنچه مصلحت است براى او از طریق استخاره معین فرماید . مسلما به هنگام انتخاب آن – از این راه – با قاطعیت واطمینان بیشترى به راه خود ادامه مى دهد و آن نیز در پیروزى او موثر است . 
 

منبع : سامانه پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.