گر بر سر نفس خود امیری مردی

0 1,402

گر بر سر نفس خود امیری مردی

«گر بر سر نفس خود امیری مردی    بر کور و کر ار نکته نگیری مردی
مردی را نبود فتاده را پای زدن          گر دست فتاده‌ای بگیری مردی»[۱]

حلم و بردباری خصیصه‌ای‌ اخلاقی است که در مواقع قدرت و تسلط بر طرف مقابل، خود را بروز و ظهور می‌بخشد. امام هادی علیه السلام در جواب کسی‌که از معنی حلم پرسیده بود، فرمودند: «هُوَ أَنْ تَمْلِکَ‏ نَفْسَکَ‏ وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ إِلَّا مَعَ الْقُدْرَه»،[۲]؛ « حلم آن است که خویشتن دار، و مالک نفس خود باشی و خشمت را فرو بری و بروز این خصلت، جز در موردی که قدرت ( بر اعمال خشم) داشته باشی و اعمال نکنی، محقق نمی‌شود.»

امام هادی علیه السلام در میراث ماندگار خویش، یعنی زیارت جامعه کبیره، که یک دوره امام شناسی کامل است، یکی از اوصاف بارز حجت خدا را همین امر، آن‌هم در درجه عالیه آن، بیان می‌فرماید: «…  وَ مُنْتَهَى‏ الْحِلْم‏»،[۳]؛ «(سلام بر شمایی که) درجه نهایی و آخرین مرتبه حلم را دارید.»

آری وجود مقدس امام هادی علیه السلام  که خود به‌عنوان یک انسان کامل، خلیفه و جانشین خدا، و مظهر قدرت و عظمت حق‌تعالی بود، در مقابل آزار و اذیت‌های حاکمین جور، و دست نشان‌ده‌های آنان، این فضیلت اخلاقی را اعمال می‌نمود. به‌عنوان نمونه:
شخصی به نام «بریحه» عباسى پیش متوکل از امام هادى(علیه السلام) سخن چینی کرد و براى او نوشت: «اگر نیازى به مکّه و مدینه دارى، «على بن محمّد» را از این دو شهر مکه و مدینه بیرون کن؛ زیرا او مردم را به سوى خود خوانده و گروه زیادى از او پیروى کرده‏‌اند.»
بر اثر سعایت‌هاى پى ‏درپى «بریحه» متوکّل امام را از کنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) تبعید کرد. هنگامى که امام از مدینه به سمت «سامرّا» در حرکت بود. «بریحه» نیز او را همراهى کرد. در بین راه «بریحه» رو به امام کرد و گفت: «تو خود مى‏ دانى که عامل تبعید تو من بودم. سوگندهاى محکم و استوار مى‏‌خورم که چنان‌چه شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین یا یکى از درباریان و فرزندان او ببرى، تمامى درختانت را (در مدینه) آتش مى‏‌زنم و بردگان و خدمتکارانت را مى‏‌کشم و چشمه‌هاى
مزرعه‌‏هایت را از بین خواهم برد و بدان که این کارها را خواهم کرد.»

حضرت بدون این‌که عصبانی شوند به او فرمودند: «نزدیک‏ترین راه براى شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من شکایت از تو را که بر خدا عرضه کردم نزد غیر او از بندگانش نخواهم برد.» «بریحه» چون این سخن را از امام شنید، به دست و پای آن حضرت افتاد و تضرّع و لابه کرد و از او تقاضاى بخشش نمود. امام فرمود: تو را بخشیدم.»[۴]

آری این پشیمانی و شرمساری بریحه، نتیجه  آن خصوصیت اخلاقی حلم امام بود، که این‌گونه او را خجالت زده نمود. بنابراین می‌توان با اقتداء بر آن امام همام و با تمرین و ممارست، این فضیلت اخلاقی را در خود پیاده‌ نموده، و با حلم و بردباری، باعث تنبه طرف مقابل، نسبت به اشتباه مرتکب شده،بشویم.

پی‌نوشت:

[۱].رودکی
[۲].مستدرک الوسائل،ج۱۱،ص۲۹۱
[۳].من لایحضره الفقیه،ج۲،ص۶۱۰
[۴].http://www.balagh.ir/content/2299 اثبات الوصیه، ص ۱۹۶ ـ ۱۹۷.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.