معرفی از جزء بیست و هشتم:دو ویژگی افراد موفق که سبب برتری آنها می شود

تفسیر آیاتی از جزء بیست و هشتم
0 30

بر آن شدیم تا در هر روز ماه مبارک رمضان به بیان معارفی پیرامون یک جزء از قرآن مجید بپردازیم، به همین جهت نکاتی را پیرامون برخی از آیات قرآن کریم در هر روز بیان می کنیم تا علاوه بر انس با قرآن مجید،بتوانیم این کتاب آسمانی را به عنوان یک نسخه مهم برای موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی خود عملی کنیم.

خداوند صدای تو را می شنود 

در اولین آیه از جزء بیست و هشتم قرآن مجید، خداوند متعال به یکی از رسومی که در دوران جاهلیت وجود داشت اشاره می کند، رسمی که نوعی طلاق محسوب می شد و طبق آن نه مرد حق داشت که به همسرش رجوع کند و نه زن حق انتخاب شوهر دیگری را داشت که در اصطلاح فقهی به این نوع جدایی ظهار می گویند که با نازل شدن این آیات این نوع جدایی کاملا باطل اعلام شد و برای افرادی که اقدام به انجام این کار کنند کفاره هایی در نظر گرفته شد.

در آیه اول سخن از زنی است که از طلاق ظهار به پیامبر شکایت می کند و پیامبر نیز طبق آیاتی که در این سوره نازل شده است چنانچه اشاره شد حکم این گونه از جدایی ها را بیان می فرماید:

«قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتی‏ تُجادِلُکَ فی‏ زَوْجِها وَ تَشْتَکی‏ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ یَسْمَعُ تَحاوُرَکُما إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ بَصیر[المجادله :۱]خدا گفتار [زنى‏] را که در باره شوهرش با تو گفتگو و به خدا شکایت مى‏ کرد شنید؛ و خدا گفتگوى شما را مى‏شنود، زیرا خدا شنواى بیناست»

علاوه بر حکمی که در آیه در ارتباط با این نوع از طلاق بیان شده است این آیه مشتمل بر معارف دیگری نیز می باشد که از جمله آنها تاکید بر یکی از صفات خداوند به نام سمیع بودن است که در این آیه سه مرتبه تکرار شده است که این صفت پیام های متعددی برای ما به همراه دارد:

۱-در سخنان خود دقت کنیم و هر حرفی را به زبان نیاوریم چرا که خداوند متعال بر سخنان ما کاملا آگاه است

۲-در مشکلات و سختی ها و همچنین در آرامش و آسایش با خداوند درد و دل و مناجات کنیم و یقین بدانیم که او صدای بندگان خود را می شنود.

۳-به عنوان جانشین خداوند در زمین، گوش شنوایی برای حل و فصل مشکلات مردم باشیم و در حد توان در صدد رفع مشکلات اقدام کنیم.

سرانجام دشمنی با خداوند

در آیه ۵ از سوره مجادله، به سرانجام دشمنی با خداوند اشاره شده است، سرانجامی که جز خواری و ذلت و شکست نخواهد بود:

«إِنَّ الَّذینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَما کُبِتَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنا آیاتٍ بَیِّناتٍ وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ مُهین[المجادله :۵]بى‏گمان، کسانى که با خدا و فرستاده او مخالفت مى‏کنند ذلیل خواهند شد، همان‏گونه که آنان که پیش از ایشان بودند ذلیل شدند، و به راستى آیات روشن [خود] را فرستاده‏ایم، و کافران را عذابى خفّت‏آور خواهد بود»

که از جمله مصادیق دشمنی با خداوند می توان به بی اعتنایی به حدود و دستورات خداوند و اصرار بر رسوم جاهلی و همچنین فساد اقتصادی نام برد که در آیات الهی صراحتا به دشمنی با خداوند تعبیر شده است:

«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ[البقره:۲۷۹]و اگر [چنین‏] نکردید، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاسته‏اید؛ و اگر توبه کنید، سرمایه‏هاى شما از خودتان است. نه ستم مى‏کنید و نه ستم مى‏بینید»

دو ویژگی افراد موفق که سبب برتری آنها می شود

معمولا تا سخن از برتری و فضیلت افراد بر یکدیگر به میان می آید،اولین ملاکی که در ذهن افراد خطور می کند ملاک تقوا و پرهیزگاری است چنانچه این معیار از آیات الهی نیز استفاده می شود«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر[الحجرات:۱۳]اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است»

اما تقوا تنها معیار و ملاک برتری افراد نبوده و خداوند متعال معیارهای دیگری را نیز در آیات الهی برای برتری و فضیلت ذکر کرده است که از جمله آنها معیار علم و دانش است و طبق این معیار دانشمندان بر افراد عادی برتری دارند چنانچه به این حقیت در آیات متعددی اشاره شده است:

۱-«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَ إِذا قیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیر[المجادله :۱۱]اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چون به شما گفته شود: «در مجالس جاى باز کنید»، پس جاى باز کنید تا خدا براى شما گشایش حاصل کند، و چون گفته شود: «برخیزید»، پس برخیزید. تا خدا [رتبه‏] کسانى از شما را که گرویده و کسانى را که دانشمندند [بر حسب‏] درجات بلند گرداند، و خدا به آنچه مى‏کنید آگاه است»

۲-«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَ یَرْجُوا رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ [الزمر:۹] [آیا چنین کسى بهتر است‏] یا آن کسى که او در طول شب در سجده و قیام اطاعت [خدا] مى‏کند [و] از آخرت مى‏ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد؟ بگو: «آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند؟» تنها خردمندانند که پندپذیرند.»

چنانچه در همین ارتباط مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج داستانی را بدین مضمون نقل می کند که:

«در زمان امام هادى‏علیه السلام یکى از فقهاى شیعه که در بحث با یک ناصبى منحرف، او را روشن کرده و حقّانیت خود را ثابت کرده بود، وارد مجلسى شد که در آن مجلس، علویّون و بنى‏هاشم نیز حضور داشتند. امام هادى‏علیه السلام آن فقیه را در بهترین جاى مجلس نشاند. این همه احترام، براى علویّون و بنى‏هاشم گران آمد، بزرگ آنان زبان به اعتراض گشود که چرا چنین فردى را بر ما برترى دادى؟

امام فرمود: آیا به داورى قرآن راضى هستید؟ گفتند: بله، حضرت این آیه را تلاوت فرمود: «تفسحوا فى المجالس… و اذا قیل لکم انشزوا فانشزوا یرفع اللّه الّذین آمنوا منکم و الّذین اوتوا العلم درجات» ارزش این شخص به خاطر بحث علمى و شکستى که به آن ناصبى داد از هر شرف و نسبى بیشتر است»[۱]

خلاصه کلام آنکه تقوا و پرهیزگاری به تنهایی نمیتواند ملاک برتری و فضیلت افراد باشد و علاوه بر آن باید در صدد کسب علم و دانش نیز اقدام کرد و آنگاه می توان به تحقیق گفت که انسان دانشمند پرهیزگار بر هر انسان دیگری برتری و فضیلت دارد.

منبع:

[۱]برگرفته از تفسیر نور

معرفی از جزء بیست و نهم:بی ارزش ترین پول وثروت دنیا

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.