اگر روح انسان از خداست، چگونه عذاب می‌شود؟

روح
0 254

اگر روح انسان از خداست، چگونه عذاب می‌شود؟

یکی از مراحل مهم در خلقت انسان دمیده شدن روح در او است. خداوند این مرحله را به این صورت بیان فرموده است: وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِى [حجر/۲۹] از روح خود در آن دمیدم. با نگاه سطحی به این آیه شریفه سؤالی در ذهن ایجاد می‌شود که اگر روح انسان از خداست پس چگونه خدا روح خویش را عذاب می‌کند؟ این پرسش ناشی از تعریف‌های عامیانه و نفوذ اسرائیلیات، خرافات و حتی تعالیم بودیسم و هندو است. در این متن قصد پاسخ به این پرسش را داریم. اما برای پاسخگویی به این شبهه ابتدا باید حقیقت روح شناخته شود و سپس معنای دمیده شدن روح الهی در انسان روشن شود در انتها هم با شناخت مفهوم عذاب الهی کاملاً پاسخ به این شبهه واضح خواهد شد.

حقیقت روح

روح موجودی اسرار آمیز است. موجودی که همواره برای بشر سؤال برانگیز بوده است. قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم (صل‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا [اسراء/۸۵] و در باره روح از تو مى ‏پرسند بگو روح از [سنخ] فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکى داده نشده است.
از این آیه به نوعی می‌توان فهمید که درک حقیقت روح در توان انسان نیست.

در آیه‌ای دیگر نیز خداوند مراحل مختلف خلقت انسان را به این صورت بیان داشته است: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَهٍ مِنْ طِینٍ * ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَهً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ [مؤمنون/۱۲ـ۱۴] و به یقین انسان را از عصاره‏ اى از گل آفریدیم سپس او را [به صورت] نطفه‏ اى در جایگاهى استوار قرار دادیم آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.

این آیه که بیانگر مراحل آفرینش انسان است؛ روح را مخلوقی الهی مطرح کرده و دمیده شدن روح را مرحله و آفرینشی ویژه در شکل گرفتن و خلقت انسان برشمرده است.

نسبت روح انسان و خدا

باتوجه به سیر خلقت معلوم شد که دمیده شدن روح در انسان مرحله‌ای ویژه در خلقت انسان‌ها است. در سوره حجر نیز خداوند فرموده است: وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ* فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ [حجر/۲۸، ۲۹] و [یاد کن] هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان گفت من بشرى را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو خواهم آفرید. پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم پیش او به سجده درافتید.
در این آیه و در داستان سجده کردن ملائکه بر حضرت آدم (علیه‌السلام) خداوند فرموده که وقتی خلقت جسمانی او به پایان رسید، خلقت روحی و دمیده شدن روح در حضرت آدم از روح الهی صورت گرفت و پس از آن آدم مسجود ملائکه قرار گرفت. پس شرافت انسان به بعد روحانی وی است.

دمیده شدن روح به چه معنا است؟

در بحث خداشناسی اثبات شده است که خداوند موجودی مجرد و بسیط است. یعنی قابل تقسیم شدن یا دارای اجزاء نیست. پس کلام “مِن روحی” به معنای دمیده شدن قسمتی از روح خدا نیست چرا که خدا اساساً قابل تقسیم نیست و از جسم و روح تشکیل نشده که معنای تکه‌ای از روح برای عبارت درست باشد. اگر چنین معنایی را بپذیریم در اصل خرافات و تعالیم تحریف شده یهودیت و مسیحیت و حتی بوداییان و هندویان را پذیرفتیم. زیرا آنها اعتقاد به حلول خدا در موجودات دارند. اعتقادی که اشکالات فراوان عقلی و نقلی دارد.[۱]

در اصطلاح ادبیات عرب منظور از اضافه شدن روح به خدا و نسبت بین روح و خداوند اضافه تشریفی است. مثل بیت الله که بیانگر این نیست که خداوند جسم و خانه دارد، و بی‌معناست که برای خدا مکان در نظر بگیریم و بگوییم کعبه جایگاه خداست. و همین مطلب در مثال ماه خدا یا شهر الله جاری می‌شود. این نوع اضافه‌ها و ترکیب‌ها تنها برای تکریم و عظمت به خداوند نسبت داده می‌شود.[۲]

این عظمت برای حضرت آدم سبب سجده ملائک بر وی شد و توان صعودی روح انسان را بیان می‌کند که روح ما این قوه را دارد که بالاترین درجات کمالی را طی کند و به مقامی برسد که دیگر مخلوقات توان رسیدن به آن را ندارند.
در ضمن معنای ” وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی” از معصومین سؤال شده است. مثلاً ابی بصیر از امام باقر (علیه‌السلام) درباره معنای عبارت پرسیده و امام در پاسخ فرمودند: خلق خلقا و خلق روحا، ثم أمر الملک فنفخ فیه- و لیست بالتی نقصت من الله شیئا، هی من قدرته تبارک و تعالى‏[۳] خداوند موجودی (جسم) را خلق کرد و روحی را هم آفرید، آنگاه به فرشته ای دستور داد آن روح را در آن (جسم) بدمد، نه اینکه بعد از دمیدن، چیزی از خدای متعال کم شده باشد و این از قدرت خدا است.
پس خطای بزرگی است که ما روح دمیده شده در حضرت آدم را جزئی از خدا بدانیم چون خدا جزء ندارد، قابل تجزیه نیست، جسمانی نیست و کم و زیاد نمی‌شود.

معنای “من روحی” با دقت در معنای “إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ [بقره/۱۵۶] ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم.” نیز آشکار می‌شود. ما از خداییم هیچگاه معنای این را نمی‌دهد که ما قسمتی از خداییم؛ به همین صورت از روح خدا بودن نیز به معنای قسمتی ازروح الهی بودن هم معنا نمی‌شود. پس خدا اگر انسان را عذاب کند به این معنا نیست که قسمتی از روح خودش را عذاب کند؛ مطلبی که شبهه به آن اذعان کرده است. در پایان به این قسمت شبهه می‌پردازیم که عذاب الهی به چه معناست؟

عذاب الهی یعنی چه؟

هر جا سخن از عذاب خداوند می‌شود منظور از این نیست که خداوند شلاق عذاب را بدست گرفته و بر سر انسان می‌کوبد، بلکه طبق صراحتی که در آیات الهی وجود دارد عذاب در اصل عکس‌العمل و بازتاب اعمال ما است. وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [صافات/۳۹] و جز آنچه می‌کردید جزا نمى‏ یابید.
بهشت نیز عکس‌العمل کارهای ماست. حتی تعبیر قرآن در مورد عذاب و پاداش اُخروی دیدن خود عمل است: یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ* فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ* وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ [زلزال/ ۶ـ ۸]  آن روز مردم [به حال] پراکنده برآیند تا کارهایشان به آنان نشان داده شود  پس هر که هموزن ذره‏ اى نیکى کند آن را خواهد دید و هر که هموزن ذره‏ اى بدى کند آن را خواهد دید.
در آیات سوره زلزال همچنان که مشاهده می‌شود روز قیامت روز دیدن اعمال و مشاهده خوبی‌ها و بدی‌ها تعریف شده است نه روز عذاب بدست خدا. در اصل روز قیامت روزی است که خودمان آن را با اعمالمان می‌سازیم چه در آسایش و نعمت باشیم و چه در عذاب.

نتیجه‌گیری

در شبهه بیان شده که روح ما از خدا است و چگونه خدا روح خود را عذاب می‌کند؟ در پاسخ روشن شد که الهی بودن روح ما به معنای این نیست که روح ما قسمتی از روح خدا باشد چرا که خدا از جسم وروح تشکیل نشده و قابل تقسیم شدن، کم یا زیاد شدن و تجزیه نیست. ضمناً از آنجا که شبهه برداشت درستی از عذاب الهی نداشت، بیان شد که منظور از عذاب چیزی جز دیدن نتیجه اعمال نیست و روز قیامت روزی است که عکس‌العمل کارهای ما آن را می‌سازد.

پل صراط

پی‌نوشت
[۱] . حلول چیست و چه اِشکالی دارد؟؛ پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب؛ کدخبر ۱۳۰۳۴
[۲] . علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ج ۱۲، ص ۱۵۵.
[۳] . محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی ؛ ج‏۲ ؛ ص۲۴۱

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.