مداحی حاج محمود کریمی رحلت پیامبر(ص)

0 77

مداحی حاج محمود کریمی رحلت حضرت محمد(ص)

ای دل دیوانه راهی باز کن

تامدینه یک نفس پرواز کن

مداحی حاج محمود کریمی رحلت حضرت محمد(ص)

متن مداحی حاج محمود کریمی رحلت حضرت محمد(ص)

ای دل دیوانه راهی باز کن

تا مدینه یک نفس پرواز کن

گوش کن آواز جبریل امین

الرحیل ای رحمت للعالمین

واویلا از دل زهرا

وقت رفتن آمده ای پیک حق

حق تو را خواند بگو لبیک حق

مصطفی آماده ی جان دادن است

بهر زهرا هجر او جان کندن است

چشم پیغمبر به سختی باز شد

باز آن چشمان هستی ساز شد

رو به سوی حضرت زهرا نمود

گریه کرد و لعل لب را وا نمود

واویلا از دل زهرا

که ای تمام شادی دل فاطمه

مایه ی آبادی دل فاطمه

میروم ای نور دیده دخترم

روز تنهایی رسیده دخترم

دیده اش گریان و دل سوزان ولی

فاطمه جان تو و جان علی

گفت باید حامی حیدر شوی

پیش مرگ او به پشت در شوی

آن زمان که دست حیدر بسته شد

از غریبی قلب عالم خسته شد

تو پی یاری او اقدام کن

خویش را قربانی اسلام کن

ای میان شعله ها یار علی

فاطمه جان ای علمدار علی

دست از یاری حیدر بر ندار

با نگاهت بر دلش مرحم گذار

فاطمه با ناله و سوز جگر

گفت که ای جانم به قربانت پدر

گر چه نبود با غمت سویی به چشم

لیک بابا هر چه میگویی به چشم

فکر دوری از تو داغی مشکل است

آنچه دور از تو نمی گردد دل است

ای رخت شمع همه ویرانه ها

رحم کن بر غربت پروانه ها

حال او با این سخن تغییر کرد

اشک زهرا بر دلش تاثیر کرد

واویلا از دل زهرا

رو به حیدر کرد محبوب خدا

که ای امیر مومنان یا مرتضی

پیش آ تا دست در دستت نهم

این امانت را به دست تو دهم

بعد من تنهای تنها میشود

شاهد غم های زهرا میشود

بعد من خانه نشینت می کنند

حمله بر بیت گِلینت می کنند

هر چه آمد بر سر تو صبر کن

کشته شد گر همسر تو صبر کن

محسنت را در پس در می کشند

طفل را همراه مادر میکشند

بر حریم تو جسارت میشود

فاطمه در کوچه یارت میشود

گر خورد سیلی ز دشمن صبر کن

آسمان، دیده را پر ابر کن

دست زهرا را چو در دستش نهاد

لرزه بر زانوی حیدر افتاد

واویلا از دل حیدر

ناگهان حالش دگرگون گشت آه

کرد سوی مجتبی احمد نگاه

گفت که ای آرامش جانم حسن

سوره ی داوود قرآنم حسن

ای غریب بی قرینه مجتبی

ای عصای مادرت در کوچه ها

با تو باید اینچنین گویم سخن

یاد تنهایی تو هستم حسن

مانده تنها بین یاران میشوی

بعد مرگت تیر باران میشوی

گریه می کرد و صدا میزد حسن

بوسه میزد دم به دم بر آن دهن

وه چه شوری و چه غوغایی خدا

لحظه ها هر یک تماشایی خدا

مالک الملک تمام عالمین

دیده وا کرد و صدا زد یا حسین

ای ز خونت زنده نام من حسین

ای غریب تشنه کام من حسین

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.