چرا کنیز بر مرد خانه حلال است؟

0 823

چرا کنیز بر مرد خانه حلال است؟

بر اساس معارف اسلامی تنها راه حلال شدن رابطه جنسی بین دو نفر عقد ازدواج نمی باشد و علاوه بر آن به صورت مشروط و با ضوابط خاصی این رابطه بین کنیز و مالک مرد او نیز حلال می باشد که البته این حکم محدودیت های خاص خود را نیز دارد که در ادامه به برخی از این ضوابط اشاره می شود. اما اصل وجود چنین حکمی  ریشه تاریخی دارد که قبل از اسلام وجود داشته است و اسلام به صورت مشروط و محدود با اهداف تربیتی خاصی آن را پذیرفته است به نظر می رسد برای پاسخ به اصل اشکال شما لازم باشد در خصوص فلسفه اصل برده داری در اسلام نکاتی بیان شود:

حقیقت این است که کنیز چیزی جدای از سایر بردگان نیست؛ کنیز زنی است که به اسارت گرفته می شود. در فلسفه اسارت او و راهکارهای برخورد با وی تفاوتی با مرد اسیر(غلام) ندارد. در واقع کنیزان مانند غلامان از دو راه به جامعه اسلامی وارد می شدند:

۱- زنانی که در میدان های جنگ شرکت می کردند و اسیر می شدند. در قدیم در جنگ ها قبیله در جنگ در گیر بود؛ یعنی زنان و مردان و کودکان همگی اعضای میدان نبرد بودند. برای پیروزی بر طرف مقابل تلاش می کردند. سهم زنان کم تر از مردان نبود. وقتی یک طرف شکست می خورد، تمام مردان و زنان و کودکان و اموالی که در میدان بود، به اسارت طرف مقابل در می آمد.

۲- زنانی که قبلا در جامعه غیر اسلامی اسیر و کنیز شده بودند. برده فروش ها آن ها را به جامعه اسلامی می آوردند و می فروختند.
در خصوص گروه دوم در انتها بحث خواهیم کرد. اما در مورد گروه اول بر اساس تحلیلی که در مورد همه اسرای جنگی از این دست مطرح است،نه می توان گفت آزاد کردن آن ها و برگرداندن شان به محیط کفر و شرک به صلاح بود و نه کشتن آن ها؛ اسارت هم که تبعات منفی و مشکلات خاص خود را داشت. در نتیجه لازم بود این زنان هم در متن جامعه به نوعی حضور داشته باشند و در جامعه هضم شوند تا زمینه آشنایی شان با اسلام و در نتیجه اسلام آوردن آن ها فراهم گردد.
اما مساله بهره مندی جنسی از آن ها را باید به مقتضای شرایط خاص در همان دوران و نتایج تحریم این مساله جستجو کرد:

اولا: بهره مندی از این زنان تنها منحصر در استفاده جنسی نبود، زیرا کنیزان در بسیاری از موارد فعالیت های بیش تری از غلامان انجام می دادند. امور داخلی منزل و مسائل مرتبط با آن بر عهده آنان بود؛

دوم: نیاز جنسی امری طرفینی است که در جامعه آن روز بسیار معقول تر و شفاف تر با آن برخورد می شد. به بهانه های واهی بر آن سرپوش نهاده نمی شد. اگر قرار بود این زنان در جامعه اسلامی حضور داشته و به مناطق خود باز نگردند، ولی برقراری رابطه جنسی با آن ها جایز نباشد، به دلیل فقر موجود در جامعه، زمینه و انگیزه ای برای  ورود این افراد در متن جامعه نبود و مسئولیت آن ها بر عهده حکومت می افتاد.
به علاوه بستر صحیح و ضابطه مند برطرف کردن نیازهای غریزی برای آن ها فراهم نمی شد، در نتیجه این امر می توانست زمینه ساز بروز جدی مشکلات و مفاسد بی شمار برای آن ها و جامعه باشد.

سوم: مسائل مرتبط با هر جامعه ای را باید در همان فرهنگ و رسوم و در همان وضعیت خاص زمانی و مکانی مورد توجه قرار داد؛ رفتار خشن و خشک در جامعه آن زمان با زنان به گونه ای بود که زن همانند کالایی از خانه ای به خانه دیگر منتقل می شد. با فوت همسر به عنوان ارث در بین وراث تقسیم می شد یا به بدترین اشکال از مردی به مرد دیگر می رسید.

در نتیجه اینکه زنی بعد از شکست قبیله اش با مسلمانان به جامعه اسلامی وارد شده و در تملک مردی مسلمان (که بر اساس آموزه های اسلامی با او رفتاری محترمانه و کریمانه داشته باشد) در بیاید، نه تنها غیر قابل تحمل و نامطلوب نبود، بلکه آن قدر مطلوب بوده که حتی مورد توجه زنان مشرک قرار می گرفت. برخی از آن ها از جامعه شرک آلود مکه فرار کرده، خود را به مدینه می رساندند و خواستار قرار گرفتن در پناه جامعه اسلامی می شدند.

در نتیجه، همه این ضوابط و قوانین به شکلی تنظیم شد که در نهایت زنان بسیاری از جامعه شرک و کفر کنده شده، به جامعه اسلامی متصل گردند. در اکثر موارد پس از ورود این زنان در جامعه اسلامی  و آشنایی با فرهنگ اسلام و جایگاه معینی که در نتیجه تعلق جنسی شان به مردان مسلمان پیدا می نمودند، اسلام آورده، از ظلمت کفر بیرون آمدند. در زمان کوتاهی نیز آزاد شده، به عنوان یک زن مسلمان آزاد به منزلت والایی دست یافتند.

در خصوص کنیزان موجود در جامعه هم اسلام به شکلی زمان بندی شده زمینه خروج تدریجی این افراد از زمره انسان های پست در فرهنگ جامعه را به وجود آورده، آن گاه موجبات گرایش  این افراد به اسلام و ایمان و یافتن منزلت فردی و اجتماعی را مهیا نماید تا با قوانین متعدد اسلام در مسیر آزادی، هرگاه آزاد شدند، زمینه روحی و فکری مناسب و منزلت اجتماعی کافی برای یک زن آزاد بودن را داشته باشند.

در کنار همه این ها توجه به این نکته هم ضروری است که در اسلام در خصوص نحوه روابط زناشویی با کنیزان و زنان اسیری که محکوم به کنیزی می شدند، مقررات دقیقی وضع شد که ماهیت این امر به بی بند و باری جنسی و بی مبالاتی و بی عفتی منتهی نگردد.
اسلام برخلاف همه جوامع دیگر محدودیت های بسیاری در مسیر این بهره برداری جنسی قرار داد. اجازه بی بند و باری جنسی را در این محدوده نیز نداد. برخلاف همه اقوام دیگر حتی در مورد ارتباط جنسی با کنیزان و اسیران قواعد و قوانین سفت و سختی را وضع نمود. بر همین اساس اجازه ارتباط جنسی چند مرد با یک کنیز در آن واحد به طور مطلق در اسلام مردود است. حتی مالک کنیز  تنها در صورتی می توانست با وی درآمیزد که او از عده مولای قبلی یا شوهر سابقش خارج شود و اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شود.

اصولا بر اساس آموزه های قرآن روابط جنسی انسان تنها در دو قالب مورد تأیید شرع اسلام بوده است؛ در غیر این موارد، خروج از حیطه شریعت به حساب می آید. این دو قالب هم در سوره مؤمنون به روشنی بیان شده است. خداوند در آیات ابتدایی این سوره در بیان علائم مؤمنان می فرماید:
«وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ؛ (۱)مؤمنان کسانی هستند که دامن های خود را حفظ می کنند، مگر در برابر همسران شان یا کنیزانی که در تملک دارند که در این صورت مورد ملامت نیستند. هرکس بیش از این بطلبد، در زمره تجاوزکاران است».

بر این اساس، روابط جنسی تنها در مورد همسران و یا کنیزان قابل تأیید شریعت است؛ البته با رعایت دیگر ضوابط و شرایطی که در این خصوص وجود دارد. در نتیجه همان گونه که رابطه جنسی زن و مرد با عقد ازدواج حلال می شود، ملکیت هم یکی از راه های مشروع است و تفاوت ماهوی در مشروعیت روابط با عقد ندارد.
به علاوه در مورد رابطه جنسی مالک با کنیزش، چه کنیز عادی و چه اسیر، ضوابط معینی وجود دارد که برای برقراری رابطه و دوام آن رعایت همه آن ها ضروری است:

۱. مالک، کنیزش را به ازدواج شخص دیگر در نیاورده باشد.
۲. مالک، کنیز را به دیگرى نداده باشد.
۳. اگر کنیز با شخصِ دیگرى ازدواج کرده باشد یا او را به دیگرى بخشیده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ طلاق با شوهرش یا تمام شدنِ زمان بخشش، مجدداً کنیز بر مالکش حلال مى‏شود.
۴. کنیز در حالِ گذراندن ایّام عدّه (عدّه‏ طلاق از شوهر قبلى‏اش) یا ایام استبرا (در آن جا که محلّل واقع شده)، نباشد.
۵. قبلًا پدر مالک کنیز با کنیز، نزدیکى نکرده باشد.
۶. کنیز، بین چند صاحب مشترک نباشد.
۷. قبلًا فرزند مالک و صاحب کنیز با او نزدیکى نکرده باشد.
۸. کنیز با مولایش قرارداد نبسته باشد که پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُکاتَب نباشد).
۹. کنیز، کاملًا تحت تصرّف مالک باشد. (۲)

در نهایت توجه به این امر ضروری است که برده داری در اسلام شکل نگرفت، بلکه اسلام آن را به عنوان حقیقت تلخ موجود در جامعه پذیرفت و در تمام دستورات اسلامی پیرامون این مساله، هدف اصلی، کشیده شدن ضوابط و قوانین به آزادی بردگان و برچیده شدن اساس بردگی بوده که این امر به خوبی محقق شد؛ در واقع راهکارهای گوناگونی در این مسیر اندیشیده شد تا در اندک زمانی کنیزان آزاد گردند و به عنوان زنانی مستقل دارای منزلت و موقعیت کامل اجتماعی گردند.

جهت مطالعه منابع تاریخی در مورد پیشینه و کیفیت برده داری قبل و بعد از اسلام می توانید به منابع زیر مراجعه فرمائید:
۱- اسلام و مساله آزادی، بردگی، موسوی زنجانی؛
۲-از بردگی روم قدیم تا مارکسیسم، حجتی کرمانی؛
۳-برده داری در روم باستان، بیدار فکر؛
۴-حقوق بشر، اسدالله مبشری؛
۵-نگاهی به بردگی، محمد علی گرامی؛

پی نوشت ها :
۱. مؤمنون (۲۳) آیه ۵-۷.
۲. نجفى، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام‏، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت- لبنان‏، بی تا، ج ۳۰، ص ۲۸۴- ۲۹۲.
موفق باشید.

برده‌داری در ادیان

با استفاده از سایت  مرکز ملی پاسخگویی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.