شفای چشم درد

0 13

شفای چشم درد
دکتر سید جعفر شهیدی می گویند : سالیانی که در نجف اشرف به سر می بردم ، مبتلا به درد چشم شدم بسیار آزارم می داد . دو سه بار به مطب پزشکی به نام دکتر محمد العید رفتم ، و هر بار یک ربع دینار ، یعنی اندکی کمتر از یک چهارم ماهیانه ام را به او می دادم . قطعه فلزی به چشمم می کشید و می گفت : ( همت جوانان را داری . ) چرا چنین می گفت ؟
نمی دانم . اگر درد چشم بیشتر نمی شد کمتر نمی گردید . پسین روزی در یکی از ایوان های صحن مقدس رو به روی گنبد مطهر نشسته بودم افسرده و از درد چشم آزرده ، روی به گنبد کردم و گفتم : ( یا علی من برای درس خواندن به شهر تو آمده ام و تنها وسیله ام چشم است . )
گریه ام گرفت ، دو رباعی به ذهنم آمد و در آن حال زمزمه کردم :
ای بارگهت قبله گه اهل نیاز
وی روضه حضرت تو خلوتگه راز
در خانه کعبه زادی و زادگهت
شد قبله مسلمین به هنگام نماز
ای ذات خدای را تو مرآت جلی
وی نور مبین کاشف سر ازلی
در مدح تو این بس که نبودی دوزخ
لو اجتمع الناس علی حب علی
در همین حال بودم که یکی از آشنایان که نامش را فراموش کرده ام به صحن درآمد . مرا دید و حالم را پرسید . گفتم : ( از چشم درد رنج می برم . ) گفت : فردا بیا با هم به کوفه برویم سید احمد ربیعی چشمت را ببیند . )
فردا به همراهی او به کوفه رفتم به خانه سید در آمدیم . پیرمردی بود نورانی در زیر زمین خانه نشسته ، تنی چند گرد او . نوبت به من رسید با ذره بینی درشت چشمم را نگاه کرد . پاره ای کاغذ برداشت و چیزی بر آن نوشت و چون دستم داد ، نوشته بود آرْجِدُل .
گفت : ( روزی سه بار در چشم بریز . ) دو بار ریختم و نمی دانم به نوبت سوم نیازی افتاد یا نه ، همان روز درد چشم آرام گرفت .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.