تکلم با ارواح

0 9

تکلم با ارواح
حبه عرنی می گوید : من با امیرالمؤ منین ( ع ) به سوی ظهر کوفه خارج شدیم . حضرت در وادی السلام توقف کرد و مثل این که با اقوامی گفتگو داشت ، من به متابعت از قیام او ایستادم تا خسته شدم ، و سپس نشستم به قدری که ملول شدم ، و پس از آن ایستادم به قدری که همانند مرتبه اول خسته شدم ، و سپس بازنشستم به قدری که ملول شدم .
و سپس ایستادم و ردای خود را جمع کردم ، و عرض کردم : ای امیر مؤ منان ! من از طول این قیام بر شما شفقت آرودم ، آخر یک ساعتی استراحت نمایید و سپس ردا را به روی زمین گستردم تا آن حضرت به روی آن بنشیند . حضرت فرمود : ای حبه این قیام و وقوف نبود مگر تکلم با مؤ منی و یا مؤ انست با او .
عرض کردم : ای امیر مؤ منان ! آیا مردگان هم تکلم و مؤ انست دارند ؟
فرمود : بلی اگر پرده از جلوی دیدگان تو برداشته شود آنها را می بینی که حلقه حلقه نشسته و گفتگو دارند .
عرض کردم : آیا آنها اجسامی هستند یا ارواحی ؟
حضرت فرمود : بلکه ارواح هستند و هیچ مؤ منی در زمینی از زمینهای دنیا نمی میرد ، مگر آن که به روح او گفته می شود که به وادی السلام ملحق شود و وادی السلام بقعه ای از بهشت عدن است .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.