به خاطر خودت شکست!

0 4

به خاطر خودت شکست!
مردی از ارتفاع پنج متری روی زمین می پرید و هیچ
اتفاقی برای او نمی افتاد.
او هرگاه می خواست از ارتفاع به سمت پایین بپرد
نگاهش را به سوی آسمان می کرد و از کاینات می
خواست تا او را سالم به زمین برساند و از هر نوع
آسیب و صدمه حفظ کند. اتفاقا هم همیشه چنین می
شد و هیچ بلایی بر سر او نمی آمد.
روزی این مرد به ارتفاع پنج و نیم متری رفت و سرش را به سوی آسمان بالا برد و از کاینات خواست تا
مثل همیشه او را سالم به زمین برساند. اما این باور محکم زمین خورد و پایش شکست.
کاینات هیچ وقت جواب رد به خواسته من نمی داد. من سالها » : او آرزده خاطر نزد شیوانا رفت و از او پرسید
بود که از ارتفاع پنج متری می پریدم و هیچ اتفاقی برایم نمی افتاد. چرا این بار فقط به خاطر نیم متر اضافه
«!؟ ارتفاع پایم شکست؟ چرا کاینات مرا حفظ نکرد
شیوانا تبسمی کرد و گفت:
اتفاقا این دفعه هم کاینات به نفع تو عمل کرد! کاینات چون می دانست که تو بعد از پنج و نیم »
عدد شش و هفت را انتخاب می کنی، قبل از این که خودت با این زیاده خواهی بی معنا
گردنت را بشکنی، پای تو را شکست تا دست از این بازی برداری و روی زمین قرار گیری.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.