نظر اسلام درباره سایر ادیان چیست ؟

0 34

پرسش:نظر اسلام درباره سایر ادیان چیست؟ ودر تقابل اسلام و سایر ادیان چه برتری هایی وجود دارد؟لطفا از آیات و روایات دلیل نیاورید.

پاسخ:

پاسخ سوال شما  را می توان از دو زاویه تبیین نمود: یکی از منظر درون دینی و با نگاه به معارف اسلامی،‌ دیگری از منظر برون دینی و بدون نگاه به معارف اسلامی.
ولی چون شما خواسته اید که از منظر برون دینی به شما پاسخ دهیم از همین منظر پاسخ شما را می دهیم.

در این منظر نمی توان برای برتری دین اسلام به آیات قرآنی و روایات اسلامی تمسک نمود، چون که غیر مسلمان این ها را قبول ندارد، بلکه باید نخست حقّانیت اسلام را ثابت نمود.
در قدم بعدی نوبت به این می رسد که دین بر حق تنها یک دین است، نه بیشتر. نمی شود پذیرفت هم اسلام بر حق است و هم ادیان دیگر چون پلورالیسم دینی و تکثّر گرایی در دنیا مردود است..

اگر در پی اثبات حقّانیت دین اسلام بر آییم، بحث به درازا می کشد که در این فرصت اندک نمی توان به طور مبسوط و کافی آن را بیان نمود از این رو به صورت مختصر به آن پرداخته می‌شود.
برای پی بردن به حقّانیت اسلام و برتری آن بر سایر ادیان، راه هایی وجود دارد که یکی از آن ها بررسی ویژگی های اسلام در بُعد شناخت شناسی،‌ جهان بینی،‌ انسان شناسی، عقیده و مسائل اخلاقی و ارزشی است، سپس با معیار عقل و خِرَد ـ که اولین داور و معیار پذیرفته شده است ـ اگر در این زمینه خواهان بررسی هستید، توجه شما را جلب می‌کنیم به کتاب های شهید مطهری و کتاب های شهید محمد باقر صدر (به ویژه کتاب فلسفتنا که در فارسی به نام های “فلسفه ما”،‌ جهان بینی ما” و “شناخت ما” ترجمه شده است).

به عنوان نمونه ، شهید مطهری درباره‌ ویژگی های اسلام می نویسد: دیدگاه اسلام از نظر شناخت شناسی چنین است:

۱ـ بشر می‌تواند جهان و حقایق آن را بشناسد و خود مشوق آن است… .

۲ـ شناخت حقایق جهان از این راه ها ممکن است: طبیعت یا آیات آفاقی،‌ انسان یا آیات انفسی، تاریخ یا سرگذشت اجتماعی اقوام و ملل و عقل… .

۳ـ ابزار شناخت عبارتند از: حواس، قوه تفکر و استدلال، تزکیه و تصفیه نفس و مطالعه ‌آثار علمی دیگران.

۴ـ موضوعات شناخت عبارتند از: خدا، جهان طبیعت، انسان با جامعه و زمان.

از نظر جهان بینی و انسان شناسی عبارت است از:

۱ـ جهان واقعیتش از خدا است. یعنی تمام واقعیتش انتساب به حق است.

۲ـ واقعیتش و نسبتش به حق یکی است.

۳ـ این واقعیت متغیر و متحرک است.

۴ـ واقعیت های این جهان درجه تنزل یافته و مرتبه نازله واقعیات جهانی دیگر است که جهان غیب نامیده می‌شود.

۵ـ این جهان ماهیت “به سوی اویی” دارد؛ یعنی همان طور که از اوست به سوی او هم هست… .

۶ـ جهان دارای نظام متقن علّی و معلولی و سببی و مسببی است. فیض الهی و قضا و قدر او به هر موجودی تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان می یابد… .

۷ـ جهان یک واقعیت هدایت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه ای که هستند از نور هدایت برخوردارند.

۸ـ بعد از این جهان جهانی دیگر است… .

۹ـ روح انسان حقیقتی جاودانه است.

۱۰ـ انسان ها به حسب خلقت مساوی آفریده شده اند، تنها ملاک فضیلت، علم، جهاد و تقوا است.

۱۱ـ انسان ها به حسب اصل خلقت از یک سلسله استعدادهای فطری از جمله فطرت دینی و اخلاقی برخوردارند.

۱۲ـ به حکم این که هر فردی بالفطره انسان متولد می‌شود. در هر انسانی استعداد توبه و بازگشت و پند پذیری هست… .

۱۳ـ انسان ها همواره در عمق جانشان یک تضاد درونی (تضاد بین عقل و هوای نفس) دارند و مختار و آزادند، لذا مسئولیت دارند.

۱۴ـ جهان زیر چتر اراده خداوند واحد است… .

از نظر ایدئولوژی:

ایدئولوژی اسلام همه جانبه،‌جامع و فراگیر است، در آن اجتهاد راه دارد، از سماحت و سهولت برخوردار است. زندگی گرا است(نه زندگی گریز)، اجتماعی است و مقررات اجتماعی دارد. در عین اجتماعی بودن،‌ حقوق و آزادی فردی را محترم می شمارد… .(۱)

با نگاه به این خصائصی که از اسلام بیان شد. می گوییم: این معارف را می توان با معارف دیگر مکاتب و مذاهب مقایسه کرد. زیرا مقایسه یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی است. می توان در وهله نخست مکاتب را بر دو قسم تقسیم نمود، مادی و الهی با بطلان مکاتب عادی، اعم از مکتب مادی میکانیک و دیالکتیک،(۲) بحث در مکاتب الهی متمرکز می‌شود.

مکاتب الهی هم بر دو قسم است: توحیدی و غیر توحیدی (شرک)، عقل سلیم توحید را می پذیرد، بنابراین بحث در ادیان توحیدی متمرکز می‌شود. در بین ادیان و مکاتب الهی و توحیدی سه دین مطرح است، اسلام،‌ مسیحیت و یهود. تبلور اسلام در قرآن، مسیحیت در انجیل و یهود در تورات است. با تأمّل در این سه کتاب به راحتی حقانیت و برتری قرآن بر دو گتاب دیگر را می توان دریافت نمود.(۳)

کوتاه سخن این که: با نگاه مقایسه ای بین اسلام و سایر ادیان و مکاتب می گوییم: دین اسلام برتری دارد

اوّل: دین های امروز، توحیدشان و تصویری که از خدا ارائه می کنند،‌ قابل خدشه است، بر خلاف اسلام.

دوم: حقوق فردی انسان ها در دین های دیگر به صورتی که در اسلام شمولیت دارد، لحاظ نشده و گاه نادیده گرفته شده است.

سوم: در دیگر ادیان تعادل میان زندگی دنیوی و اخروی رعایت نشده است، بر خلاف اسلام.

چهارم: رهنمود های دین های دیگر به جهاتی ایدئالیستی اند،‌ مثلاً عدم خشونت بودایی ها و مسیحیان، در حالی که دنیا پر است از خیر و شر و نیک و بد. از این رو جا به جا باید خشن یا نرم بود. این دستور اسلام است. هم قانون دارد و هم اخلاق؛ یعنی رهنمودش با واقعیت ها همخوان است.

پنجم: اکثر دین ها عهده دار زندگی اجتماعی انسان ها نیستند،‌ یا اگر هستند، تعادلی در آن ها دیده نمی شود و قوانین اجتماعی آنان سبب پایمال شدن حقوق انسان‌ها می شود. این وضع در اسلام بهتر است.

ششم: اکثر مذاهب با پیروان دیگر ادیان با خشونت برخورد می کنند، در اسلام این امر تعدیل شده است. تاریخ هم نشان داد. که در همزیستی مسالمت آمیز، مسلمانان گوی سبقت را از همه ربوده اند.

هفتم: تحریف در ادیان آسمانی تعالیم آنان را دچار خدشه کرده است، ولی (در اسلام و قرآن) تحریفی وجود ندارد.

پی‌نوشت‌ها:
۱. مرتضی مطهری، مجموعه‌ آثار، ج ۲، ص ۲۲۹ تا۲۵۰.
۲. حال چگونه دو مکتب مادی میکانیک و دینامیک باطل است، رجوع شود: محمد تقی مصباح یزدی، پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیتطبیقی.
۳. رجوع شود به: دکتر بوکای، مقایسه ای میان تورات،‌ انجیل، قرآن و علم، ذبیح الله دبیر.

 

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.