مامجبوریم یا مختار؟

0 57

تصمیمی که ما برای انجام کاری می گیریم خود معلول یک سری علل است، لذا تعیین کننده تصمیم ما صرفا آن علت ها هستند و اختیار جایی ندارد!

در اینکه اراده انسان معلول علتهای دیگری مثل اعتقادات و احساسات می باشد، حرفی نیست، اما مانع اختیار نیست، زیرا احساس و اعتقاد هیچگاه جبر به دنبال ندارد، چه بسا اعتقاداتی که بر خلاف آن عمل می شود، مثلا اگر از فرد گنهکار سؤال کنید چرا دست به چنین عملی زدید و چرا بر خلاف اعتقاداتان عمل کردید پاسخ می شنوید که دوست داشتیم انجام دهیم، همین!

زیادند زنان بی حجابی که منکر اصل ضرورت حجاب نیستند، مطمئن هستند عذاب الهی در انتظار آنان است اما دلشان می خواهند چنین بگردند.

عمر سعد وقتی سر دوراهی کشتن امام حسین و مُلک ری قرار گرفت، کشتن امام را با علم به جهنم رفتن و برخلاف اعتقاداتش پذیرفت زیرا بگفته خودش نقد را به نسیه نباید داد، مثالها از این دست فراوان است.

مثالهای فوق از نوع اعتقادات معنوی است، در اعتقادات و علوم مادی نیز چنین است، مثلا جراح و متخصص قلب و عروق (که از ناحیه علم و عمل آگاهی کامل بر مضرات سیگار بر ریه دارد) اگر سیگار بکشد چه کرده است؟ دقیقا و ۱۰۰% بر خلاف تمام علم و تجربه و اعتقادش عمل کرده است، پس علم و اعتقاد او نتوانست فرد را مجبور به ترک سیگار نماید.

خلاصه اینکه احساس و اعتقاد هیچگاه نمی تواند برای انسان تولید جبر نماید، زیرا انسان در طول سلسله علل افعال خود کاملا مختار است.
پرسش۲
چه فرقی وجود دارد بین فعل جبری، و فعل ناشی از تصمیمی که آن تصمیم تماما از علل سرچشمه می گیرد؟ عللی مثل محیط و تربیت و آموزش و…، کسی که سر دو راهی قرار می گیرد، لاجرم یکی را انتخاب می کند، اما آن یکی را به سبب دلائلی (که حاکم بر انتخاب هستند) برمیگزیند.
پاسخ
ما انسانها در مختار بودنمان مجبور هستیم، یعنی در ذات ما اختیار و حق انتخاب داشتن نهادینه شده است، و وقتی چیزی ذاتی شد جبری می شود مثل چرب بودن روغن، روغن مجبور است چرب باشد، این چربی را نمی تواند از روغن گرفت که اگر بگیریم دیگر نامش روغن نخواهد بود، انسان موجود مختاری است اگر اختیار نداشته باشد دیگر انسان نیست، حتما باید مجبور به انتخاب باشد، این جبر در انتخاب مانع از انتخاب نیست زیرا "اختیار" درونی و ذاتی است، و جبر درونی درباره انتخاب بسیار متفاوت است با جبر بیرونی در محدود شدن انتخاب.

آنچه امروز به عنوان دفاع از حقوق بشر از آن یاد می شود همه اش به این بر میگردد که هیچ عامل بیرونی حق ندارد آزادی بشر را محدود کند که اگر بکند ضد حقوق بشر نام گرفته و با آن مبارزه می شود، اما اگر همین بشر در محدوده قلمروی زندگی خودش مقرراتی را به دلخواه خودش وضع کند (یعنی عاملی درونی، آزادی را محدود نماید) مثلا قوانین راهنمائی رانندگی را بر خود اجباری نماید، اینجا دیگر صدای مدعیان دفاع از حقوق بشر در نمی آید، چرا؟
چون محدودیت آزادی از درون جامعه جوشیده است، و این ضد آزادی نیست.

در بحث ما نیز چنین است، چون از درون خود مجبور به حق انتخاب هستیم پس نه تنها قباحتی ندارد بلکه اوج آزادگی در حق انتخاب می باشد.

یکی از مهم ترین دلائل داشتن حق انتخاب و اختیار،‌ اصل شادی پس از اعمال نیک و پشیمانی پس از اعمال زشت است، چرا در روز قیامت عده ای از اهل جهنم انگشت خود را می گزند که ای کاش با پیامبر همراه بودم(فرقان ۲۷) براستی چرا برای بعضی از انتخابهای خودمان شرمنده هستیم؟ مگر انسان مجبور شرمنده می شود؟
تمام اینها (شادی و پشیمانی از گذشته) به خاطر آزاد بودن و حق انتخاب داشتن می باشد.
پرسش۳
اگر کسی هنگام ارتکاب زشتی ها، ارشادات عقل و وجدان خود را نادیده گرفت، و مدتی بعد پشیمان شد، این به معنای آزادی نمی تواند باشد، زیرا هنگام عمل تحت تأثیر عوامل شهوانی قرار داشته و عمل زشت را مرتکب شده و پس از آن و فروکش کردن غریزه، تحت تأثیر عوامل وجدانی و خدائی پشیمان گشته، در واقع از یک وادی جبر به وادی جبر دیگری منتقل شده است، پس بازهم مجبور شد نه مختار!
پاسخ
پشیمانی دلیل بر این است که انتخاب غلطی صورت گرفته و از حق آزادی حُسن استفاده نشده است، و اگر شخصی مجبور باشد (حتی جبر محیط) پشیمانی معنا ندارد، مثلا اگر کسی را در ماه رمضان مجبور به خوردن روزه کنند، گرچه این شخصی روزه اش باطل شده اما پشیمانی معنا ندارد چون حق انتخاب نداشته است، پس پشیمانی بهترین دلیل اختیار و حق انتخاب داشتن است.

افزون بر این، انسان در همه مراحل آزاد و مختار آفریده شده است و هیچ چیز نمی تواند جلوی آزادی او را بگیرد که اگر چنین شود و انتخابی (زشت و زیبا) بکند به او نمی توان خوب و بد گفت، و طبق آن نمی شود او را تشویق و تنبیه کرد.
پرسش۴
جبر محیط عاملی برای مجبور بودن انسان است، مثلا تأثیر لقمه حرام بر جانی شدن شخص اثر گذاشته و چنین شخصی نمی تواند جلوی تأثیر لقمه حرام را بگیرد، پس لقمه حرام علت وقوع جرم است، حق انتخاب و اختیار کجا رفت؟
پاسخ
اگر تأثیر لقمه حرام علت تامه (علت منطقی) بر شقاوت اولاد داشته و او را مستحق عذاب إلهی نماید، در واقع چنین شخصی جهنمی شده بدون اختیار خودش و اگر کسی بدون اختیار وارد جهنم شود، ظلم خدا ثابت می شود، و چون خدا ظالم نیست پس چنین کسی یا مجبور نیست یا اهل شقات نخواهد بود.

ولی ثابت است که اختیار در سراسر انتخابهای انسان سایه افکنده و بیرون از آن چیزی نیست، زیرا ما انسانها هرچند تحت تأثیر احساسات و عواطف و اعتقادات و فرهنگ محیط خود هستیم ولی هیچگاه مجبور در انتخاب نیستیم، یعنی تکوینا مجبور نیستیم، تأثیر تکوینی یعنی تأثیر مجاورت آب و آتش که به جوشش آب می انجامد.
بله! لقمه حرام و محیط بد اقتضای انتخاب بد را دارد اما علت تامه انتخاب بد نیست، که اگر بود معنا نداشت همسر نوح بد شود و همسر فرعون خوب!!
نمونه های اینچنینی در تاریخ فراوان است.
خلاصه اینکه میان علت تامه (منطقی) با مقتضی خلط مبحث صورت گرفته است، وضعیت اجتماعی افراد مقتضی صدور بعضی افعال هست اما علت تامه نیست، و وقتی علت تامه نباشد جبر نیست، چون جبر وقتی است که معلول بدون نیاز به چیز دیگری پس از علت صادر شود.
موفق باشید.

منبع: پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.