جایگاه انسان در عالم هستی کجاست؟

0 555

جایگاه انسان در عالم هستی کجا است؟

ارزش و مقام انسان در چند محور قابل بررسی است:

۱ – کرامت ذاتی؛ انسان کرامت ذاتی دارد که این نوع کرامت حاکی از عنایت ویژه پروردگار به آدمی و به اختیار انسان ربطی ندارد؛ یعنی انسان چه بخواهد و چه نخواهد، از این کرامت برخوردار است.
قرآن مجید در این باره می‏فرماید: “ما بنی‏آدم را کرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا مسلط کردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم”.(۱)

۲ – جانشین خدا بودن؛ قرآن مجید می‏فرماید: “به یاد آور زمانی را که خداوند به فرشتگان فرمود: به راستی روی زمین جانشین قرار خواهم داد”.(۲) البته این خلافت ویژه آدم(ع) و برخی از فرزندان او که به مقام عالی انسانی و علم به اسماء الهی دست یافته‏اند می‏باشد.

۳ – کارگزار بودن جهان برای آدمی: آیات زیادی از تسخیر جهان و آفرینش آن چه در زمین است، برای انسان سخن می‏گوید که جایگاه رفیع وی را می‏رساند، مانند آیه “سخّر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعاً؛ آن چه در آسمان و زمین است تسخیر شما قرار دادیم”.(۳)

۴ – امانتدار بودن انسان: انسان امانتدار خدا است و رسالت و مسئولیت دارد. قرآن مجید می‏فرماید: “ما امانت خویش را بر آسمان و زمین و کوه‏ها عرضه کردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند اما انسان بار امانت را به دوش کشید و پذیرفت”.(۴)

جایگاه انسان در عالم هستی

البته باید این نکته را در نظر داشت که انسان همه کمالات را بالقوه دارد و باید آن‏ها را به فعلیت برساند. خود او باید سازنده و معمار خویشتن باشد. پس انسان حقیقی که خلیفهالله است، مسجود ملائکه است، همه چیز برای او است و بالاخره دارنده همه کمالات انسانی است، انسان به علاوه ایمان است، نه انسان منهای ایمان.
انسان منهای ایمان، کاستی گرفته و ناقص است. چنین انسانی حریص، خونریز و بخیل و از حیوان پست‏تر است.(۵)
در مورد مقام مؤمن، هر چند روایات زیادی وارد شده است اما تنها به یک حدیث معتبر که سنی و شیعه آن را نقل کرده ‏اند اشاره می‏کنیم. امام باقر(ع) می‏فرماید: “رسول خدا(ص) در شب معراج به خداوند عرض کرد:
حال مؤمن نزد تو چگونه است؟ فرمود: ای محمد! کسی که به دوستدارم اهانت کند، به جنگ‏جویی با من برخاسته و من از هر چیز زودتر یاری دوستان خود کنم.
…. هیچ بنده ‏ای از بندگان به چیزی محبوب تر از واجبات به من نزدیک نمی‏شود. همانا بنده به وسیله نافله به من نزدیک می‏شود تا آن که او را دوست دارم. وقتی او را دوست داشتم، گوش او می‏باشم که با آن می‏شنود؛ چشمش که به آن می‏بیند، زبانش که به آن سخن می‏گوید و دستش که با آن اخذ می‏کند. اگر مرا بخواند، او را پاسخ دهم و اگراز من چیزی بخواهد، او را عطا می‏کنم”.(۶)
پی‏نوشت‏ها:
۱ – اسراء (۱۷) آیه ۷۰.
۲ – بقره (۲) آیه ۳۰.
۳ – جاثیه (۴۵) آیه ۱۳.
۴ – احزاب (۳۳) آیه ۷۲.
۵ – استاد مطهری، مجموعه آثار ج‏۲، ص ۲۷۳، با تلخیص.
۶ – وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۳.
منبع : سامانه پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.